۸ آبان ۱۳۹۱

برهنگی انتحاری در میدان شرکت‌های نفتی

تریسا ترنر و لی برون‌هیل

Naijablog.co.uk. Public Domain Image.

مترجم: مهرداد میردامادی

جنبش‌های مردمی در نیجریه بخش بزرگی از صنعت عظیم نفتی را در نیجریه از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ به تعطیلی کشاند و با مداخله نظامی ایالات متحده مقابله کرد. زنان که در صف مقدم مبارزه بودند، در ارتباطاتی استراتژیک با شورشیان سیاسی در دیگر نقاط جهان برقرار کرده بودند. مقاله حاضر، این جنبش مردمی را در سه دوره مختلف بررسی می‌کند:

نخست بین ژوئیه ۲۰۰۲ تا فوریه ۲۰۰۳، که سازمان‌های زنان پایانه‌های صادراتی شِورون/تکزاکو و چندین دپوی نفت خام را به اشغال خود درآوردند. سلاح آنها برای انجام این کار برهنگی بود. از آن پس، با الهام از نمونه نیجریه، تظاهرات با بدن‌های برهنه در سرتاسر جهان افزایش یافت؛ مانند تظاهرات "همگی برهنه" برای مقابله با حمله جرج بوش به عراق. در این دوران تحریم جهانی شرکت‌های نفتی شدت گرفت.

دومین دوره، بین فوریه تا ژوئیه ۲۰۰۳، که کارگران مرد روزمزد در نیجریه به اعتصابات زنان کشاورزی پیوستند که صنعت نفت را به تعطیلی کشانده بودند. این بسیج همگانی سبب هشت روز اعتصاب عمومی در کشور شد.

سومین دوره، ژوئیه تا سپتامبر ۲۰۰۳، که زنان بار دیگر تأسیسات نفتی را اشغال کردند و شرکت‌های نفتی را به تعطیلی کشاندند. این اتفاق پس از آن روی داد که «زدوبندهای مردانه» اتحادیه نفتی در کار اعتصاب عمومی اخلال ایجاد کرد. به درخواست شرکت‌های نفتی، ارتش نیجریه و ایالات متحده دخالت نظامی کردند. [...]

بررسی اشغال و تعطیل شرکت‌های نفتی در دلتای نیجر، الگوی مقاومتی را نشان می‌دهد که در آن دو برساخت اجتماعی مشخص وجود داشت. زنان ابتدا «زد و بندهای مردانه» بین مردانِ خودشان، کارکنان شرکت‌های نفتی، اتحادیه‌ها و حکومت را برهم زدند. و سپس با مردان دیگر، که اغلب نوه آنها بودند، ائتلاف کردند. این «اتحاد طبقاتی- جنسیتی» با موفقیت توانست از بزرگترین شرکت‌های جهان در نیجریه خلع‌ید کند.1

[...] تا قبل از این جنبش مردمی، زنان نیجریه چهره های خاموشی بودند که در محله‌های ساخته شده بر روی ذخایر هیدروکربن زندگی می‌کردند. در طول سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳، کشاورزان زن سکوت را شکستند و با نیروی محرک قدرتمندی که برای تغییر در جهان پیرامون‌شان ایجاد کردند، میراث نیکی از خود برای بشریت بر جای گذاشتند.

[...] این زنان که بر روی مخازن نفتی زندگی می‌کردند با کمک متحدانشان کنترل تأسیسات نفتی را به‌دست گرفتند تا شیوه‌ زندگی اشتراکی را بسط دهند؛ یعنی استقرار اقتصاد سیاسی‌ای که از زندگی همگان حمایت می‌کند. بنابراین، آنها با کسان دیگری ائتلاف کردند که به شیوه‌هایی دیگر، به‌خصوص از راه تحریم، همان شرکت‌های نفتی را مورد حمله قرار داده بودند. از طریق این متحدان بود که امکان مذاکره بدون واسطه فراهم شد و آنها، که برای بهبود وضعیت معیشت خود مبارزه می‌کردند، توانستند پیروز شوند. از آنجا که آنها توانستند بدون‌‌ واسطه، آزادانه و بر اساس منافع مشترک به این توافق‌ها دست یابند، پیروزی آنها منافع هر دو طرف را در بر داشت. بهبود معیشت که مساله‌ای جهانی است، چالش اصلی جنگ بین‌المللی زنان علیه شرکت‌های نفتی است. [...]

زنان تأسیسات نفتی را به اشغال خود درمی‌آورند

در هشتم ژوئیه ۲۰۰۲، پس از آنکه شِورون/تکزاکو به اعتراض‌های کتبی ماه ژوئن زنان پاسخی نداد، ۶۰۰ نفر از زنان پایانه صادراتی و محوطه ذخایر نفت خام اسکراووُس وابسته به این غول نفتی آمریکایی را، که روزانه ۴۵۰ هزار بشکه نفت صادر می‌کرد، به اشغال خود درآوردند. در دوران اشغال - که ۱۰ روز به درازا کشی- زنان «ایتسیکیری» بر سر 26 خواسته خود با مدیریت شرکت به توافق رسیدند. از جمله این خواسته‌ها آن بود که حکومت و شرکت‌های نفتی با زنان روستایی دیدار کنند و هیأتی متشکل از سه گروه (از شرکت‌های چندملیتی، حکومت و زنان) برای حل و فصل مشکلات مربوط به عملیات نفتی ایجاد کنند. آنها یادداشت تفاهمی امضا کردند و شِورون/تکزاکو را متعهد ساختند که با ارتقا شغل ۱۵ نفر موافقت کند و آنها را از کارمند قراردادی به کارمند ثابت ترفیع دهد؛ هر ساله از هر یک از پنج روستای منطقه «اوگبرودو» یک نفر را استخدام کند؛ برای هر یک از سالمندان ـ مناطق اُلوجا اُره و اِگاره‌آجا – در روستایشان یک خانه بسازد؛ زیرساخت‌های مهم را تأمین کند؛ کمک هزینه ماهیانه دست‌کم به مبلغ ۵۰ هزار نایرا (برابر با ۳۷۵ دلار) به افراد سالمند ۶۰ سال به بالا بپردازد و جدول نحوه کسب درآمد را مشخص و تدوین کند. با این همه، اساسی‌ترین خواست زنان که رفتن شِورون/تکزاکو از آن منطقه بود، با روی خوش از جانب نمایندگان شرکت مواجه نشد.
چرا زنان "با شِورون سر جنگ داشتند"؟ کریستیانا مِنه از اتحادیه زنان اسکراووُس اینگونه توضیح می دهد:

ما از شِورون می‌خواهیم که بچه‌های ما را استخدام کند. اگر شِورون این کار را بکند، ما مادرها زنده خواهیم ماند و غذا برای خوردن خواهیم داشت. تمام مزرعه‌های ما بخاطر این‌که شِورون آب‌های ما را آلوده کرده، نابود شده است. ما قبلا مانیوک، بامیه، فلفل و چیزهای دیگر می‌کاشتیم. الآن همه جاهایی که کشت و زرع می‌کردیم، نشست کرده‌اند و دیگر نمی‌توانیم چیزی بکاریم. دیگر نمی‌توانیم خرچنگ و ماهی صید کنیم. به همین خاطر به شِورون گفتیم که زنان اسکراووُس علیه شِورون خواهند جنگید.
2

شرکت‌های بین‌المللی نفتی اقتصاد معیشتی دلتای نیجر را - که روزگاری ثروتمند بود - به برهوتی آلوده مبدل کردند. زنان، دیگر قادر نبودند از طریق شیوه زندگی زراعی کودکان خود را بار بیاورند و حتی خیالشان راحت باشد که در دوران پیری بتوانند شکم خودشان را سیر کنند. چرا که شرکت‌های نفتی "اقتصادی مرگ‌آور" بر هفت میلیون ساکن منطقه دلتای نیجر تحمیل کرده بود. به همین دلیل، زنان مبارز خواهان خروج کامل مسببان این بدبختی بودند. زنان بدن‌های خود را برهنه کردند، و به ویژه آلت تناسلی خود را در معرض دید قرار دادند تا «مرگ اجتماعی» بر مردان شرکت نفتی فرو ببارند. آنها از این طریق مردان شرکت نفت را طرد کردند و - به باور عامه- این عمل در نهایت به مرگ واقعی متجاوزان می‌‌انجامد. مرگ امری قریب‌الوقوع است، و به‌قول مارکوس «مهمان همیشگی میز غذاست»، چون رؤسا زیست و معیشت را نابود کرده بودند. این قریب‌الوقوع بودن مرگ در زنان مبارز یک حس آزادگی و شهامت به‌ وجود آورده بود؛ یا زندگی آنها باید با مرگ دست و پنجه نرم می‌کردند یا باید شِورون/تکزاکو، شِل، اِکسون/مبیل و دیگر شرکت‌ها دستشان از زمین‌های آنان قطع می‌شد. همان‌گونه که کوئین اُووارا، قائم مقام اتحادیه زنان اسکراوُوس گفت:

مادر روزی پیر می شود، ضعیف می شود، پدر هم همین‌طور. آن وقت این دختر و پسر تو هستند که به تو غذا می‌دهند. اگر بچه‌ها کار نداشته باشند، مادرها زنده نمی‌مانند. این شرکت
های نفتی از افراد قبایل دیگر استخدام می‌کنند، ما نمی‌توانیم اجازه چنین کاری را بدهیم . . . ما وقتی در محوطه شرکت شِورون جمع شده بودیم، آنها برای ما پلیس و سرباز آوردند. اگر شِورون می‌خواهد ما را بکشد، ما دیگر نمی‌ترسیم. ما محوطه را در اختیار خودمان گرفتیم. اما نمی‌ترسیم چون شِورون روی زمین‌های ماست. تنها چیزی که می‌خواهیم این است که شِورون از زمین‌های ما بیرون برود.3

اعتصاب سرسختانه زنان در پایانه صادراتی شِورون/تکزاکو به سرعت به منبع الهامی برای ۱۲ مورد اشغال و به‌دست گرفتن محوطه تأسیسات نفتی در مناطق دیگر تبدل شد. حتی پیش از آنکه گروه اسکراووُس مذاکرات خود با شِورون/تکزاکو را به پایان ببرد، بیش از ۱۰۰۰ زن، شش مخزن نفت خام شِورون/تکزاکو در ابیتیه، ماکارابا، اوتوآنا و آوُلرا را به اشغال خود درآوردند. یک‌صد زن پاروزنان، یک قایق را در دریای آزاد پنج مایل راندند تا سکوی تولید شرکت در میدان نفتی ایوان را تصرف کنند. شِورون/تکزاکو کارکنانش را تخلیه و تولید را متوقف کرد و از مذاکره با زنان سرباز زد چرا که مدعی بود «آنها از جامعه میزبان ما نیستند». نتایج مثبت تصرف تأسیسات نفتی به‌دست زنان، جوانان را ترغیب کرد که شش مخزن ذخیره نفت خام در غرب دلتای نیجر را در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۲ به تصرف خود درآورند.

در ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۲ در شرایطی که مبارزات ضدجنگ در حال گسترش بود، گروه‌های مختلفی مانند جنبش حقوق زیست‌محیطی نیجریه، پروژه زیرزمینی و گروه اکوادوری وابسته به ناظران بین‌المللی نفت خواهان تحریم شِورون/تکزاکو شدند. [...]

روزنامه گاردین به تاریخ سوم می ۲۰۰۳ گزارش داد:

فقر در منطقه دلتا بسیار شدید است و جوامع ساکن در منطقه نیازمند توسعه و کار هستند، شکایت‌شان این است که از میلیاردها دلاری که از نفت زیر زمین‌هایشان به‌دست آمده، هیچ چیز عایدشان نشده است. بسیاری از مدرسه‌ها کتاب و معلم ندارند، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی تجهیزات مناسبی برای مقابله با مالاریا و دیگر بیماری‌های شایع استوایی ندارند، و بسیاری از روستاها از برق محرومند. در برخی مناطق، بیکاری ۸۰ درصد یا بیشتر است، فاضلاب اساساً وجود ندارد، وضعیت مسکن شرم‌آور است و نرخ مرگ و میر در بین کودکان بسیار بالاست.4

در گزارش ژوئن ۲۰۰۲ کمیسیون فرعی وزارت فدرال منابع نفتی نیجریه در کمیته جامعه و تجارت آمده بود که جوامع ساکن در منطقه نفتی دلتا مورد «بهره‌کشی، سوء‌استفاده و بدرفتاری قرار گرفته و منطقه آلوده، توسعه‌نایافته و تقریبا مرده است؛ مانند میوه‌ای که درون آن مکیده شده و پوستش دور انداخته شده باشد».5 «اقتصاد مرگ‌آور» شرکت‌های نفتی فراملیتی مسئول «کمبود امکانات اجتماعی، نرخ بالای بیکاری، تخریب محیط‌زیست و حتی رواج فاحشگی در جوامع میزبان هستند.»5 شاید شرم‌آور‌ترین بخش این گزارش، یافته‌های آن در مورد «شورش‌های داخلی» بود. در این گزارش، برخی شرکت‌های نفتی به دلیل ترغیب و حمایت از شورش‌های داخلی در دلتای نیجر با روش «اختلاف بینداز و حکومت کن» مورد سرزنش قرار گرفتند. این کار از طریق حمایت از برخی حاکمان یا جوامع سنتی بی‌اراده علیه گروه‌های افراطی صورت می‌گرفت و بدین ترتیب آتش اختلاف بین آنان شعله‌ور می‌شد.

در ژوئیه ۲۰۰۲ شرکت‌ها به زنان معترض قول‌های مشخصی دادند. بخاطر تعلل شِورون/تکزاکو و شِل در اجرای تعهدات خود 4 هزار نفر از زنان «واری» روز هشتم اوت ۲۰۰۲ در مقرّ منطقه‌ای این شرکت‌ها دست به تظاهرات زدند که با حمله پلیس و سربازان این تظاهرات سرکوب شد. این اظهارات آلیس یووُرِن است که خود یکی از تظاهرکنندگان بود:

«داشتیم فقط آواز می‌خواندیم، به چیزی صدمه نمی‌زدیم. آرام بودیم. پلیس‌ها و سربازها بدرفتاری می‌کردند. بدن من را نگاه کن، هفت مرد مسلح ریختند روی سرم و دمارم رو درآوردند. یک روز بعد از تظاهرات که چشم باز کردم، در کلینیک شِل بستری بودم.» شبکه هماهنگی اطلاعات منطقه‌ای سازمان ملل گزارش داد که نیروی پلیس وابسته به شرکت شِل دست‌کم یک زن را به قتل رسانده است. بعدها، شرکت شِل گزارش‌های منتشر شده در روزنامه‌های محلی را تکذیب کرد که می‌گفتند یک مأمور امنیتی حاضر در صحنه زن تظاهرکننده‌ای را به ضرب گلوله به قتل رسانده است. «بنابر اطلاعات موثق ما، در تظاهرات در محل دفتر شِل حادثه قابل‌توجهی اتفاق نیفتاد.»

در اولتیماتومی که در سرتاسر جهان منتشر شد، چهار هزار زن تظاهرکننده به غول نفتی هلندی– انگلیسی شل ده روز فرصت دادند تا هزینه صورت‌حساب‌های بیمارستان آنها را پرداخت کند، در غیر این‌صورت از طریق برهنگی بدن خود آن شرکت را رسوا می‌کنند. در بسیاری از نقاط آفریقا، زنان لباس‌های خود را به اعتراض از تن به‌در آوردند تا بگویند «این خاستگاه زندگی است و من به این وسیله به زندگی تو خاتمه می‌دهم». این رسم که زنان سالخورده خود را برهنه می‌کنند، به‌خصوص در وضعیت‌هایی که زندگی در معرض تهدید باشد، مورد استفاده قرار می‌گیرد. زنانی که از سلاح برهنگی اندام زنانه خود استفاده می‌کنند، در معرض خطر تجاوز جنسی یا مرگ قرار می‌گیرند. زنان با علم به خطر مرگ و زندگی در چنین تظاهراتی شرکت می‌کنند. زنان که بی‌محابا برهنه می‌شوند، این پیام را می‌دهند که یا درخواست‌هایشان اجابت می‌شود و یا در راه رسیدن به این خواسته‌ها حاضرندجان خود را از دست بدهند. بسیاری از مردانی که در معرض این «عمل اجتماعی» قرار می‌گیرند بر این باورند که با مواجه شدن با این تهدید جدی، به واقع، مرگ بر آنها مستولی خواهد شد. یک منبع مطلع در نیجریه می‌گوید: در بسیاری از مناطق روستایی عمل برهنه شدن شکلی رایج از سرزنش کردن است؛ زنان اینجا باور دارند که این عمل نوعی قدرت جادویی در خود دارد که می‌تواند دشمنان را نفرین کرده و بلاهایی از مرگ تا جنون را بر آنها نازل کند. در دهه ۸۰ میلادی این عمل در بین مردمان گوکانا در منطقه اوُگونی رواج داشت. سال ۲۰۰۳ در اعلامیه ساکنان منطقه اوُگونی که شرکت شِل را عنصر نامطلوب می شناخت، این عمل همچنان در عرف این مردمان وجود داشت. [...]

تا ۱۲ نوامبر ۲۰۰۲، جنبش علیه جهانی شدن از طریق شرکت‌ها گسترش چشمگیری یافته بود و به مخالفت با حمله قریب الوقوع آمریکا به عراق برخاست. زنان در کالیفرنیا از زنان نیجریه الهام گرفتند که در اشغال اسکراووُس از نماد لعن و نفرین دشمن از طریق برهنگی خود استفاده کردند تا مردان را شرمگین ساخته و خواسته های خود را پیش ببرند. زنان در کالیفرنیا یک راهکار جدید ضدجنگ به وجود آوردند. آنها با بدن‌های برهنه خود حروف کلمه «صلح» را در ابعادی عظیم درست کردند و عکس‌های آن را از طریق اینترنت و رسانه‌های چاپی به سرتاسر جهان فرستادند. همین امر موجب شد تا تظاهرات برهنگان متعددی شکل بگیرد و بدن‌های برهنه کلمات دیگری بسازند مانند «نه به جنگ»، «نه به بوش»، «حقیقت»، «چرا؟»، و «صلح» به زبان‌های مختلف. در هفته‌های پس از این، عکس‌های برهنگان افزایش یافت و سازمانده گان تظاهرات عکس‌های خود را برای وب‌سایت زنان کالیفرنیا (نگاه کنید به www.baringwitness.org) ارسال می‌کردند. در اول مارس ۲۰۰۳، تظاهرات برهنگان ضدجنگ در بوینس‌آیرس در آرژانتین برگزار شد. در این مقطع زمانی تظاهرات ضدنفت برهنگان در نیجریه الهام‌بخش تظاهرات در هفت قاره، از جمله در قطب شمال، شده بود.

بین ژوئیه ۲۰۰۲ تا فوریه ۲۰۰۳، شمار زنانی که به طور برهنه در تظاهرات ظاهر شدند از چند هزار در دلتای نیجر، به چندین صد هزار در نقاط مختلف جهان افزایش یافت. در نخستین تظاهرات از این دست در جهان، در قالب برهنگی سه پیام منتقل می شد: نخست آنکه، زنان زندگی مردانی را که نابودکننده هستی هستند، باطل اعلام می‌کردند. دوم آنکه، زنان از ارائه تمام خدماتی که حامی حیات است؛ بخصوص رابطه جنسی، پخت غذا و انجام دیگر کارهای خانه سر باز می‌زنند. سوم، کار بی‌مزد زنان در حفظ حیات (توسط زنان و مردان متحدشان) هم‌ردیف کار مزدبگیری مردان دانسته شد که از طریق ویرانگری و جنگ در پی حفظ سود و منفعت‌شان هستند.

این چالش همزمان امری جهانی و آگاهانه بود، با این همه ایده امکان به وجود آوردن جهانی دیگر، یعنی یک بدیل واقعیِ موجود، را ارائه داد. هر چند که این جهانِ دیگر هنوز در هیئت جنینی خود باشد. [...]

[...]تا مارس ۲۰۰۳، فعالان معترض بیشتر تأسیسات زیربنایی تولید نفت در مناطق غربی دلتای نیجر را به کنترل خود درآوردند. [...]

در اوائل سپتامبر ۲۰۰۳، فعالان معترض در منطقه دلتا تأسیسات نفتی را در دست داشتند و همچنان حدود ۴۰ درصد تولید نفت را متوقف کرده بودند. همبستگی بالای اجتماعی، مداخله مستقیم و مشخص زنان در تأمین مواد غذایی و کنترل داد و ستد و طبیعت بسیار پیچیده و غیرقابل دسترس زمین‌های باتلاقی پوشیده از درخت کَرنا، معترضان را قادر می‌ساخت تا حملات نظامی را تاب آورند. انقلابیونی که «منابع را در اختیار داشتند» کاملا مسلح بودند. خریداران زیادی برای بازار موازی نفت خام وجود داشت. همبستگی با مردمان منطقه دلتا ریشه‌دار است و به مبارزات پیشین بازمی‌گردد، از جمله: دفاع از بیافرا در دهه ۱۹۶۰،همکاری ضدتبعیض نژادی در دهه ۱۹۷۰، شبکه‌های منع صدور نفت به رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی در دهه ۱۹۸۰، بسیج "جنبش تحریمِ شِل" در دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، جنبش سریعاً رو به گسترش برهنگی ضدجنگ زنان در جریان اشغال پایانه اسکراووُس متعلق به شرکت‌های شِورون/تکزاکو در سال ۲۰۰۲ و پس از آن. [...]

«هم‌اکنون به‌پا خیزید»

من از تمام مردمان اؤُگونی، مردمان منطقه دلتای نیجر و اقلیت‌های ستم‌دیده نیجریه می‌خواهم که به پا خیزند و بدون هراس و با آرامش برای حقوق خود مبارزه کنند. تاریخ طرفدار شماست، خداوند حامی شماست چرا که قرآن کریم در آیه ۴۱ سوره شورا می‌گوید «هر كه پس از ستم‌ديدن خود مبارزه کند، گناهی بر او نیست و خدا ستم‌پیشه‌گان را کیفر می‌دهد». به امید آن روز.

- کِن سارو ویوا، بیانیه قبل از اجرای حکم، قبل از به‌دار آویخته شدن به دست حکومت نظامی آباچا در ۱۰ نوامبر ۱۹۹۵

[...] نژادپرستی زیست محیطی شرکت‌های نفتی، جوامع را به اعمال کنترل بر منابع سوق داد. آنها فعالیت‌های مشترک تولیدکننده–مصرف‌کننده علیه شرکت‌های نفتی و جنگ‌هایی که نفت بهانه آن است، سازمان دادند. این فعالیت‌ها با اشغال شِورون/تکزاکو به‌دست زنان نیجریه‌ای در سال ۲۰۰۲ آغاز شد و از سپتامبر ۲۰۰۲ با تحریم بین‌المللی، تظاهرات زنان برهنه در کالیفرنیا در نوامبر ۲۰۰۲ (و پس از آن در سرتاسر جهان)، و تظاهرات جهانی ضدجنگ با حضور ۵۰ میلیون نفر در ۱۵ فوریه ۲۰۰۳ ادامه یافت. این فعالیت‌ها در سطح جهانی با تعداد بی‌شماری از فعالیت‌ها در سطح ملی در سرتاسر جهان گسترش یافت؛ از جمله در نیجریه که مردم در جریان اعتصاب عمومی ژوئن و ژوئیه ۲۰۰۳ یک اتحاد ملی بین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان تشکیل دادند.

در تمام این دوران، خواست‌های زنان در دلتای نیجر همچنان دامنه‌دارترین چالش‌ها را برای شرکت‌های نفتی به وجود آورد. زنان منطقه دلتای نیجر از برهنگی و تصرف تأسیسات نفتی برای برهم‌زدن زد و بندهاي مردانه سود جستند. آنها آشکارا خواسته خود را تکرار می‌کردند که شرکت‌های نفتی «باید جامعه ما را به طور کامل ترک کنند و دیگر بازنگردند». در سپتامبر ۲۰۰۳ با خاتمه یافتن مذاکرات چندجانبه «آزادسازی تجارت» در سازمان تجارت جهانی، حاکمیت شرکت‌های نفتی در سرتاسر جهان سست شد. اتحادی که باعث شکست در مذاکرات کانکون شد، شالوده‌ای شد برای نادیده‌گرفتن بدهی‌های جهانی، گسترش همبستگی‌های مختلف و مذاکره بر سر تجارت مستقیم، عادلانه، و مبتنی بر عزت‌نفس. [...]

زنان جهان با دفاع از زندگی در برابر اقتصاد مرگ‌آور کمپانی‌ها، در حال سوق دادن اعتراض‌ها علیه جنگ‌های نوامپریالیستی برای حاکمیت شرکت‌ها، به سوی بدیل این اقتصاد، یعنی اقتصاد معیشتی هستند. آینده معاملات نفتی در این مجموعه جدید از روابط اجتماعی توسعه داد و ستدهای مستقیم بین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان است، کسانی که در بیرون آوردن کنترل منابع از دست شرکت‌ها نفتی سابقه و پیشینه روشنی دارند.

  • 1. Turner et al, 2001; Turner 1997; Nore and Turner 1980
  • 2. Abiola 14 July 2002
  • 3. Environmental Rights Action, hereafter ERA,13 July 2002
  • 4. Vidal 2003
  • 5. a. b. Eluemunor and Awom 2002

This piece is a case study of the Nigerian Women Campaign’s protest of U.S. oil company Chevron. During this campaign, women used various tactics to protest, including but not limited to naked protest.

“Why Women are at War with Chevron: Nigerian Subsistence Struggles Against the International Oil Industry,” Journal of Asian and African Studies 39 (1-2), April 2004. Reprint Permission by Sage Publications.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰