۹ دی ۱۳۹۱

قدرت صدا

دوروتئا شولتز

مترجم: فرهاد کشاورز

پس از پایان حکومت تک‌حزبی موسی ترائوره در سال ۱۹۹۱ در کشور مالی، حدود ۶۵ درصد از ۱۵۰ رادیوی محلی که شروع به کار کردند شبکه‌های تجاری بوند؛ بقیه شبکه‌ها یا شبکه‌های (غیرانتفاعی) مردمی‌اند یا شبکه‌های محلی رادیویی ملی‌اند.1. بخش اعظمی از این شبکه‌ها، شبکه‌های مذهبی‌اند. دو شبکه اصلی رادیویی اسلامی موجود در این کشور با نام‌های رادیو دامبه و رادیو ایسلمیک جزء شبکه‌های تجاری طبقه‌بندی می‌شوند. مدیریت هر دو شبکه بر عهده افراد خاص و سازمان‌هایی است که در فضای به شدت نامتناجس بحث‌های مربوط به مسلمانان مبانی عقیدتی و موقعیت سیاسی مشخصی دارند. دیگر کنش‌گران مسلمان دیدگاه‌های خود را از طریق شبکه‌های رادیویی تجاری «معمول» منتشر می‌کنند.

تمام شبکه‌های رادیویی در مالی دست‌‌کم یک برنامه ارتباط با مخاطب یا یک برنامه پخش موسیقی دارند که مجری آن زن است. این مجری‌ها معمولا به دلیل توانایی‌های گفتاری خود از شهرت زیادی برخوردارند، با این حال بسیاری از آنان به من گفتند که در راه رسیدن به شهرت با موانع بسیاری مواجه شده‌اند. نان‌تنه کیتا یکی از این مجریان بود که در سال ۱۹۹۸ با او ملاقات کردم. او در آن سال به استخدام یکی از شبکه‌های رادیویی اصلی باماکو درآمده بود. نان‌تنه، به گفته خودش، برای آن که به مجری اصلی یک برنامه صبحگاهی این شبکه تبدیل شود، «بهای سنگینی پرداخته است». او در ماه اوت ۲۰۰۶ به من گفت:

«آدم در این کار همیشه در معرض قضاوت دیگران است، قضاوت افرادی که مشتاقانه به دنبال این هستند که خطای دیگران را در مورد نامناسب بودن یک گفته، یک شوخی و حتی تن صدای فرد در یک موقعیت خاص گوشزد کنند. انگشت اتهام‌شان را به سمت شما می‌گیرند و ادعا می‌کنند که هیچ شرم و حیا ندارید یا این که هر کسی می‌تواند به رادیو برود و مجری شود. اما همه این‌ها فقط حرف است. گاهی اوقات حتا خانواده من از این شایعه‌ها در عذاب بودند. مادرم بارها از من خواست شغل دیگری پیدا کنم. می‌گفت صحبت کردن در رادیو برای زن‌ها شغل ارزشمندی نیست، به خصوص اگر اسمی مانند کیتا داشته باشد.»

گفته‌های نان‌تنه درباره مشکلات پیش روی او و تلاش خانواده‌اش برای متقاعد کردن او به تغییر شغل بازتابی است از اتهام‌هایی که حتا زنان مسلمان با آن‌ها مواجهند، زنانی که در رادیوهای محلی برنامه دارند.2 در هر دو مورد انتقاد به زنان مجری یا کارشناس، توانایی این زنان برای کسب مخاطب بیشتر از دو نقطه نظر زیر سوال می‌رود: بی‌نزاکتی و عدم مهارت. دیگر ارزش‌گذاری‌‌‌های مشابه درباره مجریان و کارشناسان مذهبی زن به همان گفته‌های تکراری درباره صدای آنان و مشخصات فردی مربوط می‌شود که از صدای زنان به ذهن می‌آید. با این حال در انتقادهایی که به هر دو گروه نسبت داده می‌شود صدا نیرو یا قوایی خاص برای خودشیرینی و ایجاد حواس‌پرتی تلقی می‌شود. به نظر می‌رسد وحشت شنوندگان از این تصور باشد که به دلیل جدایی بدن و صدا در رادیو توانایی اغفال‌کنندگی «صدا» تقویت می‌شود. به هر حال دلایل انتقاد گسترده از رهبران زن مسلمانان در زمان استفاده از رادیو برای رساندن درس‌های اخلاقی‌شان را نمی‌توان مستقل و جدا از بدنامی‌ای بررسی کرد که مجریان زن به طور عام با آن دست‌‌وپنجه نرم می‌کنند.

شمشیر دولبه قدرت صدا

در این‌جا برای درک بهتر ادعاهایی که درباره نامناسب بودن صدای زنان و بی‌کفایتی آنان در رادیو مطرح می‌شود، نگاه دقیق‌تری به این طرز فکر می‌اندازم که مدعی است صدای زنان اثری اغواگرانه دارد. همچنین به بررسی این موضوع می‌پردازم که چگونه در این طرز تلقی منفی، از جدایی صدا از بدن زن برداشت استعاری می‌شود. در مورد رهبران زن مسلمانان که در رادیو به ارائه گفتارهایی می‌پردازند لازم است توجه ویژه‌ای به خود صدا داشته باشیم، چرا که از این رهگذر می‌توان درک کرد که چگونه شنوندگان به یک صدای خاص جذب می‌شوند، خود را با آن هماهنگ می‌کنند و تجربه شنیداری خود را موثق و معتبر می‌شمارند. چنان که غالبا مشاهده کرده‌ام، وقتی شنونده در رادیو با صدایی مواجه می‌شود که هرگز با صاحب آن صدا دیدار چهره به چهره نداشته، در ذهن خود به تحلیل آن فرد بر اساس صدایش می‌پردازد. به این ترتیب تمام مشخصات آن صدا از نظر طنین، گرمی و برش آن مورد تحلیل قرار می‌گیرد. به این ترتیب صدا نه تنها به عنوان وجه تمایز فردی شناخته می‌شود، بلکه برای بسیاری از شنوندگان به شاخصی تبدیل می‌شود که با آن می‌توان به قضاوت درباره کیفیت‌های رفتاری گوینده از نظر قابل اعتماد یا راستگو بودن نشست. به منظور درک بهتر این تمایل به تشخیص مشخصات فردی از طریق صدا، باید به تحلیل آن در گرایش محلی افراد به ارزش‌گذاری صدا پرداخت.

در جوامع ساحلی غرب آفریقا، قدرت گفتار و صدا به عنوان یک توانایی برای بسیج استعدادهای موثر مردم شناخته می‌شود. در این جوامع انتظار می‌رود صدا و سخنرانی بر شنوندگان اثری فیزیکی داشته و در نتیجه افراد را از حالت منفعل یا حتا ساکت به حالت عمل‌گرا درآورد، به طوری که آمادگی انجام هر عمل فوق‌العاده‌ای را دارا باشند. در مالی بارها شاهد بودم که شنوندگان رادیو، درست مانند افرادی که به سخنرانی زنده یا اجرای موسیقی گوش می‌دهند، بر اساس معیارهای مرتبط با لذتی که از آن برده‌اند یا اثرگذاری حسی آن به ارزیابی کیفیت گفتار رادیویی می‌پرداختند. به این ترتیب سخنرانی و صدایی که حامل آن بود زمانی خوب و موفق ارزیابی می‌شد که توانایی برانگیختن احساسات، شناخت و قابلیت‌های اخلاقی شنونده را داشته باشد و او را از حالت سکون به حالت فعال درآورد.3 آن چه بسیاری از شنوندگان به عنوان توانایی ذاتی سخنرانی و صدا برای تهییج شنوندگان به عمل‌گرایی (حتا به‌‌‌رغم میل باطنی آنان) ارزیابی می‌کنند، آشکارکننده وجه اجتماعی عمیق این کیفیت در نزد آنان است. در سخنرانی‌های عمومی و اجراهای موسیقی بارها شاهد بودم که شنوندگان به طور خودانگیخته به تشویق توانایی سخنران در برانگیختن حس اشتراک و اجماع در شنوندگان می‌پرداختند. بر اساس این طرز تلقی، سخنرانی زمانی خوب و اثرگذار ارزیابی می‌شود که بتواند مردم را متحد کند.

در ضرب‌المثل‌ها و اصطلاح‌های محاوره‌ای زبان باماناکی (رایج‌ترین زبان در مالی) می‌توان متوجه اهمیتی شد که گوش و قلب به عنوان دو عضو موثر در شنیدن و توجه دارند و می‌توان بر اساس آن‌ها گفتار را موثر قلمداد کرد.4 فرقی نمی‌کند که مردم در حال گوش دادن به نام‌های شجره‌نامه باشند یا گوش دادن به ترانه یا درس اخلاق، در تمام این‌ها شیوه سخن گفتن و شنیدن است که به خود عمل به عنوان گفتار صوتی خوب اعتبار می‌دهد. اگر احساسات مردم در زمان شنیدن یک صدا برانگیخته شود، یعنی این که آن گفتار اثرگذار است.5 این گونه دریافت فرهنگی و اجتماعی از اهمیت شنیدن و سخن گفتن به طور خاص اشاره دارد به طنین صدا در تعامل‌های اجتماعی و، آن طور که خواهیم دید، در سخنرانی‌های سیاسی. با این حال وقتی مردم مالی و دیگر جوامع ساحلی غرب آفریقا از گفتار صحبت می‌کنند یا با آن مواجه می‌شوند، منظور تردیدآمیزی هم در ذهن دارند. در این فرهنگ ضرب‌المثل‌های متعددی درباره گفتار هست که وقتی آن را به عنوان عامل اجتماعی شدن انسان تحلیل می‌کند، با دیده شکی عمیق به آن می‌نگرد،‌ چرا که آن را عامل خطری بزرگ برای ایجاد فریب و خیانت برمی‌شمارد. با به رسمیت شناختن توانایی‌های متعدد گفتار کلامی در اثرگذاری بر احساسات انسانی و تحریک مردم به یک عمل ضرب‌المثل‌هایی در زبان مالی هست که به مردم توصیه می‌کنند در مواجهه با گفتار بادقت عمل کنند و سکوت را به سخن گفتن ترجیح دهند.6

در جامعه مالی سازمان اجتماعی پیچیده‌ای که گفتار (و سکوت) موجه را مجاز می‌شمارد، بازتاب‌‌دهنده تصوری بسیار قدرتمند و در عین حال نفاق‌‌افکن از گفتار و کلام است. این شیوه از مشخص کردن گفتار موجه و مجاز شامل تفکیک مناسبت‌های متفاوت و زمینه‌های اجتماعی برای «سخنرانی مطلوب» است. همچنین یک تفکیک اجتماعی دیگر هم در این زمینه هست که به عوامل متفاوت اجتماعی مربوط می‌شود: گروه اول آنانی هستند که آزاد به دنیا آمده‌اند یا پیشینه اصیل دارند و به عنوان هورون 7شناخته می‌شوند. افراد این گروه به دلیل موقعیت اجتماعی خود اجازه ندارند برای عموم سخن بگویند و به همین دلیل ناچارند از سخنوران حرفه‌ای کمک بگیرند. گروه دوم صنعت‌گرانی هستند که از سنت ازدواج درون‌‌گروهی پیروی می‌کنند و با نام نیاماکالاو8 شناخته می‌شوند. این گروه نه تنها مجاز به سخنرانی برای عمومند، که از آنها انتظار می‌رود این کار را بکنند. در میان اعضای گروه دوم، افرادی به نام جلی9 هستند که سخنرانی‌های عمومی را انجام می‌دهند و به حرفه ‌خود نیز بسیار می‌بالند. در این‌جا می‌توان شاهد برخورد دوگانه‌ای با صدا و گفتار بود که در ساختار فرهنگی تمام قبایل غرب آفریقا که به زبان مانده10 سخن می‌گویند به چشم می‌خورد. در این جوامع می‌توان نشانه‌های بارزی از احترام و تحقیر همزمان را در برخورد با جلی‌ها، سخنوران حرفه‌ای و ترانه‌خوانان دید.

بر اساس منابع تاریخی موجود مانند سفرنامه‌های مسافران و گزارش‌های کارمندان حکومت استعماری فرانسه در آفریقا، تا قرن نوزدهم همچنان افرادی که از طبقه اصیل قبایل بودند برای انجام سخنرانی‌ها از سخنوران جلی کمک می‌گرفتند، در حالی که از وجود آنان در هراس نیز بودند. در آن زمان خانواده‌های جلی و نیاماکالاو در کنار خانه‌های افراد قدرتمند و ثروتمند قبیله زندگی می‌کردند، در کنار کسانی که در رویدادهای مختلف سیاسی و اجتماعی از طرف آنان سخنرانی می‌کردند.11 در طول دوران استعمار (و همچنین تا امروز) مردان و زنان جلی با توانایی موسیقایی و قدرت سخنوری خود همواره از جانب خانواده‌های حامی خود در رویدادهای عمومی سخنرانی کرده و به این ترتیب نقشی اثرگذار در قدرت یافتن و افزودن جایگاه قابل احترام خانواده‌های اصیل‌زاده ایفا کرده‌اند. این سخنوران همچنین نقشی اثرگذار در مذاکرات سیاسی بر عهده داشته‌اند. از آن‌جا که سخنرانی با صدای بلند و به شکلی خودنمایانه برای افراد طبقه اشرافی امری بی‌ارزش تلقی می‌شد (و هم‌چنان نیز چنین است)، فرد جلی با صدای بلند و با هنر سخنوری خود به تکرار آن کلامی می‌پرداخت که اربابش با صدایی آرام برای او می‌گفت و به همین دلیل این افراد به صدای طبقه اشراف تبدیل شدند.12

این شکل از توزیع رهبری سیاسی و سخنرانی عمومی مجاز و مطلوب سازنده بخشی از عملکرد قدرت سیاسی در میان قبایلی است که به زبان مانده سخن می‌گویند. افراد جلی در سخنرانی‌های عمومی خود به جای حامیان قدرتمندشان در واقع معنابخش جدایی بین صوت و مولف بودند که نکته‌ای اساسی در تاکید و برجسته ساختن قدرت سیاسی به شمار می‌آمد.همواره انتظار می‌رفت (و هنوز هم این انتظار هست) که سخنرانی‌های عمومی این سخنوران با صدای بلند و بدون شرم و خجالت انجام شود. اما شنوندگان همزمان با این امر موافقت داشتند که سخنرانی خوب زمانی قانع‌کننده است که قلب و ذهن آنان را، حتا علی‌رغم میل باطنی‌شان، به تسخیر درآورد. خانواده‌های اشرافی و شنوندگان نسبت به سخنوران جلی احساس کاملا دوگانه‌ای داشتند، چرا که همزمان این قدرت سخنوری و دانش عمیق از اطلاعات محرمانه خانواده اشراف را هم لازم داشتند و هم از آن در هراس بودند. به این ترتیب سخن‌پردازی افراد جلی بر پایه‌ای مبهم و دوپهلو از طبیعت گفتار استوار می‌شد که دارای هر دو جنبه بزرگ‌نمایی و خیانت بود. حتا امروزه «حس بی‌‌شرم بودن» که زمانی به این افراد نسبت داده می‌شد و وضعیتی وابسته به کارکرد اجتماعی آنان در سخنرانی‌های عمومی بود، هم‌چنان جزئی لاینفک از شخصیت جلی‌ها به شمار می‌رود. سخنوران زن و مرد جلی وقتی در جمع به ستایش از تعامل خود با حامیان‌شان می‌پردازند، این حس «بی‌شرمی» را عامدانه با چنان مهارتی به کار می‌برند تا به دیگران نصحیت کنند که سپاسگزار بخشندگی و گشاده‌دستی قدرتمندان قبیله باشند.13 بر اساس همین حس دوگانه‌ای که از مدت‌ها پیش نسبت به گفتار کلامی در این جامعه وجود داشته است، می‌توان به تحلیل واکنش‌های مردم به حضور رهبران زن مسلمانان در برنامه‌های رادیویی یا مجریان زن پرداخت.

به رسمیت شناختن قدرت

تا این‌جا دیدیم که برای نسلی از رهبران زن گروه‌های اجتماعی که به دنبال برقراری ارتباط و تعامل هستند، صدا به عنوان عامل تقویت‌‌کننده برخی استعدادها تا چه اندازه می‌تواند عنصری کلیدی باشد. با این حال این تمرکز گسترده بر ستایش زنان مسلمان از قدرت اثرگذار صدا مانع از آن می‌شود که درک درستی از این موضوع داشته باشیم که چگونه مواد اصلی سازنده رسانه‌های مختلف بر روند اعتباربخشی به قدرت معنوی اثر می‌گذارند. با در نظر گرفتن مواد سازنده برنامه‌های رادیویی شاید بتوانیم به درک درست‌تری از این امر دست یابیم که این رسانه چگونه میانجی شکل گرفتن برخی حرکت‌ها و ممانعت از برخی دیگر می‌شود.14

برای بحث درباره چگونگی همراهی عملکرد مادی و اجتماعی با تولیدات رسانه‌ای در زمینه‌ای عمل‌گرایانه (برای مثال، در مورد زنان مسلمان و رهبران آنان و تولیدات زنده رادیویی و برنامه‌های ضبط شده)، من به بحث جاناتان استرن درباره رسانه و فناوری رجوع می‌کنم.15 در این بحث درباره ادراک‌های فرهنگی و حساسیت‌های اجتماعی که با بازآفرینی اثرگذار فناوری در تمامی قرن نوزدهم همراه بود، استرن رابطه مستبدانه این فناوری‌های خاص، گستره اثرات آن‌ها و ارزش‌های اجتماعی‌ای را برجسته می‌کند که با استفاده از آنها شکل می‌گیرند. فناوری‌های منفرد فقط زمانی به عنوان «رسانه» در عرف و نهاد پذیرفته می‌شوند که از سوی فرهنگ و فعالیت‌های اجتماعی مشخصی به رسمیت شناخته شده باشند.

در این‌جا قصد دارم به همان شیوه استرن نهادها و ارزش‌های اجتماعی در جوامع مذهبی را دنبال کنم که موجب بروز فعالیت زنان مسلمان بر اساس انتشار و به کار گرفتن آموزه‌های رهبران‌شان در برنامه‌های رادیویی می‌شود. آن چه در پی می‌آید، می‌تواند بیانگر دیدگاه من در این باره باشد. یک روز زمانی که پژوهش خود را در شهر سان انجام می‌دادم، صدای گفت‌وگوی آمیناتا، یکی از اعضای بنیان‌گذار گروه محلی زنان مسلمان این شهر، را با عده‌ای از زنان که به ملاقاتش آمده بودند شنیدم. از آن‌جا که همه ما در بخش غیررسمی «اختصاصی زنان» بودیم، آمیناتا پذیرای مهمانان بسیاری بود که برای درخواست کمک از او می‌آمدند و او با افتخار چیزی را نشان آنان می‌داد که به تازگی صاحب شده بود. و آن چیز هدیه‌ای بود از سوی برادر جوان‌ترش که در ساحل عاج کار می‌کرد: یک جعبه چوبی بزرگ که بادقت با مخلوطی از آیه‌های مقدس و نماد‌های معروف اماکن مقدس مذهبی تزئین شده بود. آمیناتا توضیح داد که هدف از به‌‌کارگیری این جعبه نگهداری صدای ضبط شده رهبر مذهبی آنان درباره آموزه‌های دینی در مکانی در خور شان اوست، چرا که باید با آن‌ها به دقت و احترام برخورد کرد. در پایان و در حالی که ملاقات‌‌کنندگان زمزمه تایید سر دادند، اضافه کرد که این نوارهای کاست نشانه‌ای ملموس از همان چیزی‌اند که خداوند در رهبر آنان به ودیعه گذاشته است. به همین دلیل این وظیفه او و یاران مسلمانش است که برخورد محترمانه‌ای با «آموزه‌های او» داشته و به شیوه‌ای مناسب «دست به دست هم دهند و به رهبرشان ادای احترام کنند».

نکته‌ مورد اشاره آمیناتا نشان می‌دهد که او و دیگر هم‌مسلکانش صدای ضبط شده رادیویی را مدرکی مادی تلقی می‌کنند از این که رهبرشان میانجی بین آنان و خداست. این اتفاق همچنین نشان می‌دهد که گفتارهای رهبران مذهبی وقتی روی نوار کاست بازتولید و به عنوان شیئی مادی بین زنان مسلمان پخش می‌شد، پرورش‌‌دهنده و نماد نوعی یکدلی و حمایت دوجانبه بین دیگر پیروان بود. در این روند، صداهای ضبط شده به نشانه‌ای رمزگونه از توصیه‌های اخلاقی رهبران تبدیل می‌شد. آن‌ها شی‌ء هستند، اشیایی نمادین که به پیروان رهبران اجازه می‌دهند فضای عینی مشترکی را تجربه کنند و با ادله‌ای عمومی هویت خود را بازیابند. آن چه از این منظر آشکار می‌شود احترام و توجهی است که پیشتر به آن اشاره کردم و زنان مسلمان بر اساس آن «خطابه‌های» ضبط شده رهبران‌شان را محترم می‌شمارند و این احترام شامل شیئی نیز می‌شود که خطابه روی آن ضبط شده است. این تلقی احترام‌آمیز را می‌توان زمانی مشاهده کرد که کودکان یا ملاقات‌‌کنندگانی را سرزنش می‌کنند که بدون ادای احترام به نوارهای ضبط شده به آنها دست می‌زنند.16

برخورد بسیاری از زنان مسلمان با موعظه‌های ضبط شده رهبران‌شان به گونه‌ای است که انگار دست به عملی بسیار فراتر از تلاش برای گوش دادن مستقیم می‌زنند. برای آنان این عمل با حسی از توجه خارق‌العاده به درجات مختلف همراه است. توجه آنان به نوارهای ضبط شده به گونه‌ای است که انگار این اشیا فقط ابزاری فنی برای انتقال پیام نیستند، بلکه معجزه‌ای‌اند از سلوک زاهدانه پیشوایان‌شان و تاییدی بر مقام اخلاقی آنان. تلقی زنان از این تولیدات رسانه‌ای به شکلی است که انگار آن‌ها نمادی مادی از تلاش روحانی‌شان هستند. همین امر بخشی از تلاش آنان در زندگی روزانه را تشکیل می‌دهد برای پیروی از رهبران‌شان به عنوان نمونه روحانیتی تمام و کمال. این ابزارهای رسانه‌ای به زنانی که به برنامه‌های ضبط شده گوش می‌دهند اجازه می‌دهد که هویت خود را در رهبران‌شان و تلاش روحانی آنان بازشناسند.

نحوه برخورد زنان مسلمان با نوار‌های ضبط شده آموزه‌های رهبران‌شان بیانگر این نکته است که پیروان زن و مرد طرفدار احیاء اخلاق اسلامی تا چه اندازه به این نشانه‌های مادی از پیشوایان معنوی خود وابستگی دارند. در این‌جا شاهد آن هستیم که خریدن، نگه ‌داشتن و تکثیر نوارهای صوتی به همراه گوش دادن به گفتارهای رهبران مذهبی که از رادیو پخش می‌شود به پیروان آن‌ها اجازه می‌دهد گستره وسیعی از آمیختگی با رسانه را تجربه کنند که شامل مباحثه، تمدد اعصاب و تهذیب شخصی می‌شود.17 به این ترتیب خطابه‌های رادیویی و بازتولید آنها در قالب صداهای ضبط شده بیانگر و تسهیل‌‌کننده شیوه نادری از معاشرت مذهبی است. برخی از این شیوه‌ها ساختارهای از قبل استوار جوامع و حوزه‌های تفاسیر مذهبی را به چالش می‌کشند. فناوری ضبط صدا موجب ایجاد گسست در فضای اشتراکی و صمیمی‌ای که پیش از آن وجود داشت نشد، بلکه به آن قدرت بخشید و قالب جدیدی به این فضا داد که حاوی اثرات اجتماعی تازه‌ای است. از میان این اثرات، همان طور که پیشتر گفته شد، می‌توان به موقعیت رقابتی «زنان کارشناس مذهبی» اشاره کرد که نماینده بخش جدیدی از احیای اسلام در کشور مالی‌اند.

واکنش دوگانه به گفتارهای رادیویی رهبران زن مسلمانان در مالی نشانگر شیوه‌های ناقص و بحث‌انگیزی است که به‌‌واسطه به‌‌کارگیری فناوری‌های نوین رسانه‌ای بر رسوم مذهبی و شیوه‌های انتقال دانش مذهبی تاثیر گذاشته‌اند. اگر برای درک کامل روندها و بحث‌هایی که در مورد قدرت مذهبی و داشتن مشروعیت برای موعظه مذهبی به راه افتاده فقط به جایگاه اعتقادی و التزام پیروان به منابع نوشتاری اسلام توجه کنیم، به برداشتی صحیح دست نخواهیم یافت. همچنین نمی‌توان این حرکت‌ها را گامی به پیش ارزیابی کرد که زنان را قدرتمندتر از گذشته کرده و به آنان اجازه داده است در بحث‌های عمومی «صدایی» داشته باشند. خشمی که رهبران زن با اجرای گفتارشان در رادیوی محلی با آن مواجه می‌شوند نشانگر دوگانگی و ابهام دیرپایی است که در مورد قدرت گفتار و صدای زنان وجود دارد و با جدایی بدن و صدا دوباره از نو زنده می‌شود. در این‌جا شاهد آن هستیم که برای استفاده از امکانات تازه‌ای که فناوری‌های تولید صدا فراهم می‌کنند همزمان میلی به به‌کارگیری و پرهیز از آن‌ها وجود دارد. فضایی که «درس‌های اخلاقی» پیشوایان زن در رادیو را احاطه کرده نشانگر مجموعه‌ای از روندهای مذاکره و تلفیق است که بر قدرت عرفی واسطه‌گری مذهبی تاثیر می‌گذارد. در این فضا بی آن که تمامیت این قدرت‌های عرفی تغییری پیدا کنند، استفاده از فناوری‌های تازه تجربه می‌شود. در حالی که در نقطه مقابل، تلفیق فناوری‌های ‌جدید با اعمال مذهبی موجود، نیازمند تدوام درکی فرهنگی از کلام معتبر و وجود «حس برانگیزاننده» در صداست.

رهبران زن که در رادیوهای محلی مالی سخن می‌گویند بخش اعظم جایگاه خود را از درهم تنیدن فناوری‌های ضبط صدا با منابع مرسوم قدرت مذهبی مسلمانان به دست آورده‌اند، منابعی که نگاه‌شان به شنیدن و حس بساوایی به عنوان حواس مرتبط با لذت‌جویی دچار تغییر شده است. درکی که از فرمول‌بندی توانایی در نزد بسیاری از زنان طرفدار احیای اخلاق ‌اسلامی وجود دارد، بر پایه ارزیابی فرهنگی گسترده‌تری استوار است که بر قانع‌کننده بودن کلام و خلوص آن تکیه دارد و می‌توان آن را تجربه «با گوش دل شنیدن» نامید. این ادراکات موجب شکل‌گیری بخشی از نمادها و استدلال‌هایی می‌شود که در انجام اعمال اسلامی در غرب آفریقا موجود است. وقتی که تحولات اخیر بر اساس این سنت استدلالی بروز پیدا می‌کنند، بازتاب‌‌دهنده درکی هستند که از اثرات برانگیزاننده کلام در دیگر جوامع مسلمان وجود دارد.18 با این حال در مالی ذات سخنرانی به عنوان منبعی قابل اعتماد برای انتقال دانش مذهبی هم‌چنان موضوع مجادله است، موضوعی که می‌تواند معلول گوناگونی‌های منطقه‌ای و تاریخی در شیوه‌های معتبر دانستن دانش باشد.

  • 1. Dorothea Schulz, “In
    Pursuit of Publicity: Talk Radio and the Imagination of a Moral Public in Mali,” Africa Spectrum 2 (1999):
    161–85
  • 2. Nene Gale Sylla, Le Role des ˆ
    Animateurs dans la Societ´ e et la Difference entre les Radios Priv ´ ees (Libres) et les Radios Nationales, ´
    Rapport de Recherche (Bamako, Mali: Centre Point Sud, 2010), 55–68, 95–99
  • 3. Dominique Zahan, La Dialectique du Verbe chez les Bambara (Paris: Mouton & Co, 1963)
  • 4. Schulz, Pathways to God, Chap. 7
  • 5. Schulz, In Pursuit of Publicity.
  • 6. Sory Camara, Gens de la Parole: Essai sur la Condition et le Role dans la Soci ˆ et` e Malink ` e` (Paris,
    France: La Haye, 1976); Martha Kendall, “Getting to Know You,” in Semantic Anthropology, ed. David
    Parkin (London and New York: Academic Press, 1982), 197–209; and Barbara Hoffman, “Power, Structure,
    and Mande Jeliw,” in Status and Identity in West Africa: Nyamakalaw of Mande, ed. David C. Conrad
    and Barbara E. Frank (Bloomington, Ind.: University of Indiana Press, 1995), 36–45. For a discussion of
    ambivalences toward the spoken word, see Mamadou Diawara, L’Empire du Verbe et l’Eloquence du Silence `
    Vers une Anthropologie du Discours dans les Groupes Dits Domines au Sahel ´ (Cologne, Germany: Rudiger ¨
    Koppe, 2003)
  • 7. horon
  • 8. nyamakalaw
  • 9. jeli
  • 10. Mande
  • 11. Dorothea Schulz, Perpetuating the Politics of Praise: Jeli Praise Singers, Radios, and Political Mediation
    in Mali (Cologne, Germany: Rudiger K ¨ oppe, 2001)
  • 12. Erving Goffman, Forms of Talk (Philadelphia, Pa.: University of Pennsylvania Press, 1981)
  • 13. Kendall, Getting to Know You, 82; Dorothea Schulz, “Pricey Publicity, Refutable Reputations: Jeliw and
    the Economics of Honour in Mali,” Paideuma 45 (1999): 275–92
  • 14. Signal and Noise: Media, Infrastructure and Urban Culture
    in Nigeria (Durham, N.C.: Duke University Press, 2009), 146–49
  • 15. Jonathan Sterne, The Audible Past: Cultural Origins of Sound Reproduction (Durham, N.C.: Duke
    University Press, 2003), 182–85.
  • 16. Schulz, “‘Channeling’ the Powers of God’s Word,” 135
  • 17. Schulz, Evoking Moral Community; and idem, Pathways to God, Chap. 7
  • 18. Talal Asad, The Idea of an Anthropology of Islam, Center for Contemporary Arab Studies Occasional
    Papers Series (Washington, D.C.: Georgetown University, 1986); John Bowen, Muslims through Discourse:
    Religion and Ritual in Gayo Society (Princeton, N.J.: Princeton University Press, 1993)

Schulz, Dorothea. “Dis/Embodying Authority: Female Radio ‘Preachers’ and the Ambivalences of Mass-Mediated Speech in Mali”. International Journal of Middle East Studies 44.1, Feb 2012. P. 23-43. Reprint Permission granted by Cambridge University Press.

This excerpted article by Dorothea Schulz explores how the introduction of sound reproduction technologies inflects what were previously considered authoritative, standardized, and gender-specific forms of religious leadership. This article examines how these changes affect in turn the gendered subjects of media practice.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰