۹ دی ۱۳۹۱

خاورمیانه‌‌ای بودن در اروپا

شیرین حسین و جیل من‌تورپ

By NEFATRON

مترجم: رفعت شمس

هدف این مقاله کمک به مددکاران اجتماعی اروپایی جهت درک بهتر ازدواج و دینامیک خانواده زنان کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا [موسوم به کشورهای منا] است که به اروپا مهاجرت کرده‌اند. به جای آن که به این مقاله تنها به عنوان اشاراتی ساده برای مددکاران اجتماعی نگاه شود، مهم است که بدانیم احتمالا بر تعداد زنان شمال آفریقا در کار مددکاری اجتماعی اضافه خواهد شد و از همین رو افرادی که اکنون با این زنان همکارند یا در آینده همکار خواهند شد باید بعضی مسائل را در نظر داشته باشند.

داده‌ها و روش‌ها

در تحقیق آماری جمعیت‌شناسی و بهداشت مصر متعلق به سال ۱۹۹۵ که با کمک مالی سازمان توسعه بین‌الملل ایالات متحده (یواس‌اید) انجام شد، «ضریب جایگاه زنان» اطلاعاتی درباره زنان متاهل (از جمله زنان بیوه و مطلقه) به دست می‌دهد. اطلاعات ارائه شده موضوعات مختلفی از جمله چگونگی انتخاب همسر اول (و احیانا دوم) از سوی زنان و دینامیک خانواده پس از ازدواج را شامل می‌شود. این‌ها علاوه بر سوابق کلی آن‌هاست. سوالات تحقیق هم از زنانی پرسیده شد که متاهل بودند یا سابقه ازدواج داشتند و در زمان انجام تحقیق بین ۱۵ تا ۴۹ سال داشتند. ۷۱۲۳ زن به پرسش‌های تحقیق پاسخ دادند و پاسخ‌ها را مصاحبه‌کنندگان در پرسشنامه وارد کردند.

اطلاعات و داده‌ها در چارچوبی مبتنی بر این فرض بررسی شدند که الگوهای ازدواج هم بیانگر متغیرهای خرد هستند و هم کلان. متغیرهای کلان بیشتر به محیطی مربوطند که زنان پیش از ازدواج در آن می‌زیسته‌اند، مانند نوع محیط (شهری یا روستایی) و نوع منطقه و مشخصات آن (نظیر نسبت زنان تحصیل‌کرده منطقه و این که آیا منطقه مورد نظر نسبت بالایی از قومیتی خاص دارد یا خیر). ارتباط بین مشخصه‌های مربوط به ازدواج (نظیر سن ازدواج، نرخ طلاق و...) و مشخصه‌های زنان و خانواده‌های آن‌ها هم بررسی شد. دو موضوع به‌ویژه بادقت بررسی شد: این که زنان چگونه همسر خود را انتخاب کرده بودند و این که مشخصه‌ها و ویژگی‌های متفاوت چگونه بر فرایند انتخاب همسر اثر می‌گذارند.

تفسیر نتایج

حدود یک‌‌ چهارم زنان در مصر ازدواج فامیلی کرده‌اند، در حالی که تنها ۳.۶ درصد از زنان با مردانی ازدواج کردند که جز آن‌ها همسر دیگری نیز داشته‌اند. تقریبا همه زنان ازدواج می‌کنند، به طوری که حدود ۹۵ درصد زنان پیش از ۳۰ سالگی ازدواج کرده‌اند. حدود یک‌‌چهارم زنان پیش از ۱۶ سالگی و قریب به ده درصد آن‌ها پس از ۲۵ سالگی ازدواج می‌کنند. در کل نتایج این تحقیق حاکی از آن است که هنجارهایی سنتی بر فرایند ازدواج زنان مصری حاکم است که از مشخصه‌های آن می‌توان به ازدواج در سنین پایین، ازدواج فامیلی و اختلاف سنی زیاد بین زوجین اشاره کرد.1 همچنین تفاوت‌های آشکاری بین زنان روستایی هست که بیشتر در سن پایین و بیشتر ازدواج فامیلی می‌کنند، و تفاوت‌هایی آشکار در مناسبت با تحصیل و دیگر شاخص‌های توسعه انسانی در محل زندگی زنان.

تاثیر دیگر عناصر هم گسترده است، برای مثال، تجربه کاری زنان علاوه بر این که احتمال ازدواج آن‌ها در سنین پایین را کاهش می‌دهد، احتمال طلاق آن‌ها را نیز افزایش می‌دهد. رابطه منفی بین کار کردن زنان و افزایش خشونت خانگی می‌تواند تا حدودی به نقش سنتی زنان در منطقه نسبت داده شود. تحقیقات در زمینه زنان عرب‌‌ـ‌آمریکایی نیز الگوهایی مشابه از پذیرش خشونت خانگی در منطقه را نشان می‌دهد. کول‌ویکی و میلر2 مشاهده کردند که ۵۹ درصد از زنان عرب‌-‌آمریکایی تایید می‌کنند که مرد به همسرش «سیلی بزند». در همین حال از زنان عرب انتظار می‌رود که تقریبا تمامِ بارِ کار خانه و مراقبت از کودکان را بدون کمک همسر و به تنهایی به دوش بکشند.3 این مسئولیت‌های خانگی پیش از ازدواج نیز بر عهده زن‌هاست و دخترهای خانواده صرف نظر از این که مشغول تحصیل باشند یا خیر، مسئولیت بیشتری نسبت به پسر‌ها دارند.4 ابراهیم و واصف5 در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که اختلاف سطح مسئولیت‌ها بین جنس‌های مختلف در نظام آموزشی و فرهنگی مصر ریشه دوانده است. جالب است که نتایج تحقیقات انجام گرفته درباره زنان عرب‌-‌آمریکایی نیز حاوی مشاهداتی مشابه از تجربه کار برای زنان است.6 کار ممکن است بار اضافی بر دوش زن باشد، از توان وی برای انجام کارهای خانه بکاهد و سبب عمده نارضایتی و اختلاف در خانواده باشد. چنین نتایجی سبب می‌شود که زنانی که کار می‌کنند بیشتر در معرض طلاق باشند و احتمالا علت آمار بالای طلاق بین زنان شاغل نیز همین مورد است.1

فرایند انتخاب همسر در مصر معمولا درون خانواده انجام می‌پذیرد. حتا آن دسته از زنان که اظهار می‌کنند خود همسران‌شان را انتخاب کرده‌اند، اکثریت آن‌ها این کار را با در نظر گرفتن کامل معیارهای قابل قبول خانواده و پس از تایید خانواده کرده‌اند. همان طور که پیش از این نیز اشاره شد، مشاهدات حاکی از آن است که ازدواج در منطقه کشورهای عربی به جای آن که پیوند دو فرد باشد، در واقع برقراری پیوند بین دو خانواده است. منش و همکارانش7 در تحقیقی تازه درباره ویژگی‌های همسر ایده‌آل از نظر نوجوانان مصری به این نتیجه رسیدند که دختران و پسران مصری دید بسیار متفاوتی از همسر ایده‌آل خود دارند و در این بین دختران باورهایی کمتر سنتی دارند. زنان جوان مصری در مورد استانداردهای زندگی پس از تاهل انتظارات بالایی دارند و تلاش می‌کنند از راه به دست آوردن حمایت خانواده به این استانداردها برسند که این موضوع به نوبه خود سبب تحکیم سنت نقش خانواده در ازدواج فرزندان می‌شود.8

در این میان به نظر می‌رسد گروهی از زنان که از استقلال بیشتری برخوردارند ازدواج‌شان را به تاخیر می‌اندازند تا همسر مناسب خود را بیابند یا وقت بیشتری را صرف تحصیل یا کار کنند. اما اگر ازدواج آن‌ها از سن مشخصی، مثلا ۲۵ سال در این مورد، فراتر رود، بار دیگر فرایند انتخاب همسر از سوی خانواده شدت می‌گیرد و صرف نظر از ویژگی‌های فردی دختر، نقش وی در این فرایند کمرنگ می‌شود. این امر بیانگر آن است که از سن مشخصی به بعد، فشارهای اجتماعی بر زنان مجرد، صرف نظر از آن که دلیل آن گرایش جنسی باشد یا هر علت دیگری، شدت می‌گیرد. زنانی که بین سنین ۲۲ تا ۲۴ ازدواج می‌کنند نسبت به آن‌ها که در ۲۵ سالگی یا بالاتر ازدواج کرده‌اند، بیشترین مشارکت را در فرایند انتخاب همسر برای خود دارند. با توجه به این که میانگین سن ازدواج در مصر ۱۹ سالگی است، آن دسته که بین سنین ۲۲ تا ۲۴ ازدواج می‌کنند، نسبت به این میانگین دیر‌تر ازدواج می‌کنند، اما تاخیر آن‌ها به اندازه دختران بالای ۲۵ سال نیست که خانواده را برای دخالت در امر ازدواج تشویق کند.

بحث و بررسی

داده‌هایی که در بالا بدان اشاره شد برای مددکاران اجتماعی در اروپا در چند سطح و به چند شکل معنا دارد. ما برای تسهیل تحلیل داده‌ها در این تحقیق، بررسی‌های خود را حول سه محور یا حوزه عمده متمرکز می‌کنیم: مددکاران اجتماعی که از زنان و کودکان منطقه منا که در اروپا زندگی می‌کنند حمایت می‌کنند؛ کارکنان خدمات اجتماعی که به عنوان کارمند در حوزه استخدام منابع انسانی فعالیت می‌کنند؛ و مددکاران اجتماعی که همکارانی از منطقه منا یعنی خاورمیانه و آفریقای شمالی دارند. آشکارا بین این سه دسته هم‌پوشانی هم هست و بین کشورهای اروپایی نیز مشابه کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا تفاوت‌هایی هست، همان طور که میان خانواده‌های منطقه منا تفاوت هست. با این حال داده‌هایی که در بالا بدان اشاره شد حاکی از آن است که درباره زنان این منطقه چیزهای بسیار می‌توان آموخت، زنانی که احتمالا به دلیل عوامل جنسی و سیاسی و نژادی تا حد زیادی از دیده‌ها پنهانند.

مددکاری اجتماعی

ممکن است مددکاران اجتماعی از اهمیت ازدواج و ساختارهای سنتی مشخص و متمایز در منطقه، خواه از لحاظ اهمیت موضوع و خواه از نظر ماهیت گزینه‌های ممکن برای ازدواج، بی‌خبر باشند. مددکاران اجتماعی اهل شمال اروپا غالبا دیدگاه مبتنی بر عدم دخالت دولت‌ها در مسئله رفاه کودکان و زنان و پدرسالاری9 را کهنه و به ضرر کودکان دانسته‌اند، اما باید توجه داشت که همین مسئله ممکن است در رابطه زنان مهاجر امروزی با فرزندان‌شان نیز وجود داشته باشد.

در مقام عمل نیز مشکلاتی به چشم می‌خورد، مشکلاتی در زمینه پذیرش خشونت خانگی و راه‌های کمک آژانس‌ها و سازمان‌ها به زنان و خانواده‌های آن‌ها که با درخواست حمایت و کمک، خطر طرد شدن از اطرافیان را به جان می‌خرند. از آن‌جا که خشونت‌های خانگی معمولا «مسئله خانوادگی»10 تلقی می‌شوند، گذاشتن نام خشونت خانگی بر رفتار افراد ممکن است برای بسیاری از زنان قابل پذیرش نباشد و از همین رو لازم است که تبلیغات در این زمینه طوری انجام شود که احترام به تجربیات فردی و عدم بی‌احترامی به ارزش‌های آن‌ها لحاظ شود. ما هنوز از بهترین راه‌های نزدیک شدن به خانواده‌های عربی، به‌‌ویژه زنان، و حمایت و کمک‌رسانی به آن‌ها چیز زیادی نمی‌دانیم و در این راه شاید بتوان از اقدامات انجام شده در زمینه حمایت از زنان جنوب آسیا چیزهایی آموخت.11 نیاز مبرم به به‌کارگیری گفت‌وگوهای حساس و استفاده از استراتژی‌های پیش‌گیرانه و آموزشی در زمینه خشونت خانگی محسوس است.

این حساسیت فرهنگی ممکن است همچنین به سازمان‌هایی ارتباط پیدا کند که به زنان مطلقه یا زنانی با ازدواج ناموفق کمک می‌کنند. ممکن است زنان رجوع به سازمان‌های مددکاری را چندان آسان نیابند. تبلیغاتی شامل تجربه‌های زنانی که از کمک مددکاران اجتماعی بهره گرفته‌اند ممکن است در متقاعد کردن زنانی موثر باشد که شک دارند این نوع طلب کمک با احترام به هویت‌شان سازگار باشد. در همین حال مهاجرت به کشور بیگانه تا حدود زیادی وابستگی زنان مصری به خانواده‌هاشان را با چالش مواجه و آن‌ها را منزوی می‌کند. در این حالت ممکن است شبکه‌های اجتماعی ویژه مسائل و امور کودکان نظیر مدارس ارزش بسیار زیادی برای زنان منزوی داشته باشد.

البته صلاحیت فرهنگی متخصصان و سازمان‌های فعال در امر مددکاری اجتماعی نیز از مهم‌ترین اهداف سیاست‌های به کار گرفته شده حول این موضوع است، اما توانایی حرفه‌ای‌ها برای کار با افراد با علم به چالش‌هایی که ممکن است سر راه خود در مسیر ارتباط با این زنان و خانواده‌ها مواجه شوند نیز حائز اهمیت است.12 از جمله این موارد یکی دانستن این موضوع است که زنان منطقه منا ممکن است احساس مبهم و دوگانه‌ای در مورد ابعاد فرهنگ خود داشته باشند، و دیگری دانستن این که مهاجرت می‌تواند گزینه‌ها و انتخاب‌های بیشتری پیش پای آن‌ها بگذارد و به آن‌ها این فرصت را بدهد که برای آن دسته از عناصر فرهنگی که از لحاظ اخلاقی یا مذهبی پسندیده‌ترند ارزش بیشتری قائل شوند. در اروپا، مسئله ازدواج‌های اجباری یکی از حوزه‌های برخورد فرهنگ‌هاست، به‌ویژه این که غالبا در مورد درک تفاوت ازدواج اجباری و ازدواجی که خانواده ترتیب می‌دهد سوء‌تفاهم پیش می‌آید. مددکاران اجتماعی باید خود درک درستی از جایگاه حقوقی ازدواج داشته باشند و بدانند که در تعامل با زنانی که احتمال ازدواج تحمیلی و اجباری در موردشان بالاست باید چه توصیه‌هایی بکنند.13

فرایند سنتی انتخاب همسر که معمولا شامل روند درازمدت آشنایی دو خانواده با یکدیگر است ممکن است در شرایطی که خانواده‌ها در کشور خود نیستند با مانع روبه‌رو شود. در این حالت گزینه‌های افراد تا حد زیادی کاهش می‌یابد و دو اتفاق ممکن است رخ دهد. احتمال اول آن است که خانواده به دختر خود آزادی بیشتری دهد تا بتواند همسر مناسب خود را بیابد یا حتی مشارکت بیشتری در فرایند همسریابی داشته باشند و به دنبال همسر مناسبی برای دختر خود باشند. اما احتمال دوم آن است که مرز میان ازدواج به کمک خانواده و ازدواج تحمیلی از بین برود. علاوه بر این گزارش شده است که در برخی گروه‌های قومی کوچک در اروپا، نسل دوم مهاجران با افرادی از اقوام دیگر ازدواج می‌کنند که برای مثال می‌توان به ازدواج ترک‌ها و مراکشی‌ها در بلژیک اشاره کرد.14

نتایج تحقیقات و داده‌ها حاکی از آن است که هر چه زن و مادرش تحصیل‌کرده‌تر باشند، آزادی او به هنگام انتخاب همسر بیشتر خواهد بود. رفتارهای پس از مهاجرت ممکن است به پیشینه تحصیلی خانواده بستگی داشته باشند. با این حال به دلیل تغییر شرایط فرهنگی پس از مهاجرت، ارتباط بین فرایند انتخاب همسر و میزان تحصیلات خانواده مشابه شرایط قبل از مهاجرت نیست. علاوه بر این برای اطلاع از چگونگی عملکرد این موارد در هنگام انتخاب همسر و وجود فرهنگ‌گریزی یا فرهنگ‌پذیری نیاز به تحقیقات بیشتری هست.

نتیجه‌گیری

جابه‌جایی جمعیت‌ها بر فعالیت مددکاران اجتماعی در سراسر جهان اثر می‌گذارد. زمانی که از مهاجران به اروپا صحبت می‌کنیم، معمولا آن‌ها را به صورت خانواده در نظر می‌گیریم و کمتر به موقعیت زنان و شرایط آن‌ها فکر می‌کنیم. ممکن است در کنار آن‌ها کار کنیم یا این افراد به شکل تصادفی در مراکز مددکاری اجتماعی عضو شوند. با این حال وجود تحلیل یا بنیان فمینیستی برای کار مددکاری، خواه با هدف مطالعه ارتباط مردان و زنان و خواه به صورت جنبش جهانی تغییرات و مقابله با چالش‌های مهاجرتی، می‌تواند به ما کمک کند که زنان را در محیط خودشان ببینیم.15 اگر مددکاران چنین رویکردی را به کار گیرند، آن گاه آن رویکرد نیازمند ارزیابی دقیق است. تفکر درباره مسائل نژاد و مکان سبب می‌شود که تمرکز گسترده‌تر شده و از حوزه مطالعه فردی مددکاران اجتماعی که به افرادی از فرهنگ‌های مختلف کمک می‌کنند، به موضوعات وسیع‌تری از قبیل مهاجرت و تاثیرات آن بر جامعه توسعه یابد. ‌نژاد و فرهنگ بر سازمان‌های خدمات اجتماعی نیز اثر می‌گذارند و اثرشان به افراد محدود نمی‌شود.16 تحلیل‌هایی که در این‌جا مورد بررسی قرار گرفت حاوی نکاتی مهم است درباره موقعیت زنان خاورمیانه و شمال آفریقا که می‌توانند نقطه آغازی باشند برای درک بیشتر و بهتر کمکی که این زنان می‌توانند به دنیای مددکاری اجتماعی کنند. حل مسائلی نظیر ازدواج تحمیلی و ختنه زنان مستلزم اعتماد و مهارت فراوان است، اما زنان مهاجر که تلاش می‌کنند میان زندگی کاری و خانوادگی خود تعادل برقرار کنند و با خوبی‌ها و بدی‌های مهاجرت کنار بیایند، می‌توانند از واکنش‌های ظریف و توام با همدردی همکاران خود هم بهره بگیرند.

  • 1. a. b. Hussein, S. (2002) An Exploration of Nuptiality Patterns in Egypt and the Maghreb Countries, PhD Thesis, London School of Economics, University of London
  • 2. Kulwicki, A. & Miller, J. (1999) ‘Domestic violence in the Arab American population: transforming environmental conditions through community education’, Issues in Mental Health Nursing, vol. 20, no. 3, pp. 199Á217
  • 3. Haddad, M. (1988) ‘Women and health in the Arab world’, in Women of the Arab World, ed. N. Toubia, Zed Books Ltd, London & New Jersey
  • 4. Mensch, B., Ibrahim, B., Lee, S. & El-Gibaly, O. (2000) Socialization to Gender Roles and Marriage among Egyptian Adolescents, Population Council New York, Policy Research Division Working Papers No. 140
  • 5. Ibrahim, B. & Wassef, H. (2000) ‘Caught between two worlds: youth in the Egyptian hinterland’, in Alienation or Integration of Arab Youth: Between Family, State and Street, ed. R. Meijer, Routledge, London
  • 6. Read, J. (2004) ‘Family, religion, and work among Arab American women’, Journal of Marriage and Family, vol. 66, no. 4, pp. 1042Á1050
  • 7. Mensch, B., Ibrahim, B., Lee, S. & El-Gibaly, O. (2003) ‘Gender-role attitudes among Egyptian
    adolescents’, Studies in Family Planning, vol. 34, no. 1, pp. 8Á18
  • 8. Amin, S. & Al Bassusi, N. (2004) ‘Education, wage work, and marriage: perspectives of Egyptian working women’, Journal of Marriage and Family, vol. 66, no. 5, pp. 1287Á1299
  • 9. Fox Harding, L. (1997) Perspectives in Child Care Policy 2nd edn, Longman, Harlow. Gallard, C. (1995) ‘Female genital mutilation in France’, British Medical Journal, vol. 310, pp. 1592Á 1593
  • 10. Douki, S., Nacef, F., Belhadj, A., Bouasker, A. & Ghachem, R. (2003) ‘Violence against women in Arab and Islamic countries’, Archives of Women’s Mental Health, vol. 6, no. 3, pp. 165Á171
  • 11. Humphreys, C. (1999) ‘Avoiding and confronting social work practice in relation to domestic violence and child abuse’, Child and Family Social Work, vol. 4, no. 1, pp. 77Á87
  • 12. Anis, M. (2005) ‘Talking about culture in social work encounters: immigrant families and child welfare in Finland’, European Journal of Social Work, vol. 8, no. 1, pp. 3Á19
  • 13. Foreign & Commonwealth Office (2004) Young People & Vulnerable Adults Facing Forced Marriage, Practice Guidance for Social Workers, Foreign & Commonwealth Office, London
  • 14. Leon, A. & Dziegielswski, S. (1999) ‘The psychological impact of migration: practice considerations in working with Hispanic women’, Journal of Social Work Practice, vol. 13, no. 1, pp. 69Á82
  • 15. Orme, J. (2002) ‘Feminist social work’, in Social Work: Themes, Issues and Critical Debates, eds R. Adams, L. Dominelli & M. Payne 2nd edn, Palgrave, London
  • 16. Nybell, L. & Gary, S. (2004) ‘Race, place, space: meaning of cultural competence in three child
    welfare agencies’, Social Work, vol. 49, no. 1, pp. 17Á26

Hussein, Shereen and Jill Manthorpe. “Women from the Middle East and North Africa in Europe: Understanding their Marriage and Family Dynamics.” European Journal of Social Work 10.4, 2007. P. 465-480. Reprint Permission granted by Shereen Hussein.

The aim of this excerpted article by Shereen Hussein and Jill Manthrope is to assist the understanding of social workers in Europe of marriage and family dynamics among women from Middle East and North African countries who have moved to Europe. The focus of this article is on husband selection processes and family dynamics after marriage in Egypt, which is used as a case study reflecting culture and norms surrounding marriage in this region. The authors reflect issues surrounding values and process of marriage not only in terms of the implications for practice with social work clients or service users, but also in relation to the potential of women from this region who may join the social care workforce.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰