۹ دی ۱۳۹۱

اتحاد فرامذهبی برای تغییر

مارگرت کراکو، نادیا پرویز، مردیت کتز

Bigstock Royalty Free Image

مترجم: نسیم گل‌کو

امروزه بسیاری از زنان مسلمان فاقد حقوقی هستند که زمانی در چارچوب مذهبشان، از آن بهره‌مند می‌شدند. این زنان گاه از حقوق خود آگاه نیستند و گاه در جوامعی زندگی می‌کنند که این حقوق توسط افرادی که در قدرت هستند (در دولت، فرهنگ یا خانواده) بد تعبیر یا بد نمایانده شده است. در کشورهای مسلمان، میان آن ‌چه متون دینی توصیه می‌کنند و آن ‌چه عملا و واقعا انجام می‌شود فرقی اساسی هست؛ اختلاف و شکاف میان واقعیت و امر ایده‌آل.1 غالبا اتفاق می‌افتد که آن دسته از محدودیت‌های اعمال شده بر زنان در برخی از جوامع که ظاهرا «ریشه در دین دارند» چندان ربطی به آموزه‌های اسلام ندارند. این گونه محدودیت‌ها بیشتر نتیجه عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هستند. از جمله نمونه‌های جدید این نوع محدودیت می‌توان به افغانستانِ تحتِ کنترلِ طالبان اشاره کرد که زنان را از دریافت خدمات پزشکی از مردان منع و رفت و آمد آنان در خارج از خانه را محدود می‌کردند (انجمن انقلابی زنان افغانستان). به همین ترتیب ممنوعیت رانندگی زنان در عربستان سعودی ربط چندانی به اسلام ندارد و بیشتر مربوط است به محدودیت‌های سنتی در این جامعه خاص. 2 در حالی‌ که این محدودیت‌ها بیشتر زاییده فرهنگ هستند تا دین، معمولا حامیان و پیروان‌شان این محدودیت‌ها را تحت لوای اسلام، مشروع و توجیه‌پذیر جلوه می‌دهند.

ناصیف نصار3 پس از بررسی قانون اساسی بسیاری از کشورهای خاورمیانه دریافت که همه برابری جنسیتی تحت قانون را تایید می‌کنند، اما در عین حال بر اهمیت شرع اسلام نیز تاکید دارند. کشورهایی چون کویت، امارات متحده عربی، بحرین، قطر، شمال یمن و سودان بر نقش زنان به عنوان همسر و مادر تاکید بسیار دارند. کشورهای دیگری مانند سوریه، جنوب یمن، الجزایر و عراق علاوه بر این امکاناتی را برای مشارکت زنان در وجوه سیاسی، اقتصادی و آموزشی جامعه فراهم کرده‌اند. گروه سومی هم از این کشور‌ها مانند مراکش و مصر نیز هستند که «ایجاد فرصت برای زنان» در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را به شرط عدم تداخل با شریعت اسلام تضمین کرده‌اند.4

متاسفانه تاکید بر حقوق زنان در قانون اساسی به معنای دسترسی کامل آن‌ها به این حقوق نیست. با آن که قوانین سیاسی و اقتصادی در بسیاری از این کشور‌ها منطبق بر چارچوب‌های بین‌المللی و غربی است، قانون خانواده در همین کشورها معمولا توانایی زن برای احقاق حقوق سیاسی و اقتصادی‌اش را محدود می‌کند: «در برخی از کشورهای عربی ممکن است زنان حق کار داشته باشند و حقوق کار نیز عادلانه باشد، اما قانون خانواده به مرد این اجازه را می‌دهد که کار کردن همسرش در بیرون از خانه را منوط به اجازه خود کند.»5 بنابراین در این جوامع نیز مثل جوامع دیگر خانواده و طبقه و تحصیلات در این که زنان واقعا چه می‌توانند بکنند نقشی تعیین‌کننده دارند.

آن‌ها که اطلاعات چندانی از اسلام ندارند منطقا تصور می‌کنند که اعمال پیروان این دین نمونه خوبی از آموزه‌های آن است. اما در مورد اسلام هم همچون ادیان دیگر این امر الزاما صادق نیست. زنان در کشورهای خاورمیانه همان ‌قدر محصول دین خود هستند که محصول فرهنگ‌شانند، حتا اگر به‌سختی بتوان میان این دو تمایز قائل شد. در سال‌های آینده و همزمان با بلوغ این منطقه، نقش زنان نیز رشد و نمو خواهد داشت (تقریبا تمام کشورهای خاورمیانه در قرن بیستم به استقلال رسیده و مسلما فرصت این را نداشته‌اند که نهادهای سیاسی و اجتماعی خود را مدرن کنند). در آینده نزدیک این احتمال هست که زنان مسلمان خاورمیانه بتوانند از میزان بیشتری از آن حقوقی که دین به آن‌ها اعطا کرده بهره‌مند شوند. بعضی مسلمانان معتقدند که اگر حقوقی که در زمان عایشه و خدیجه به زنان داده می‌شد، امروزه نیز اعمال می‌شد، زنان مسلمان وضع بهتری می‌داشتند. در این میان گروهی هم هستند نگران از این که درآمیختن قانون خانواده و قوانین اسلام باز به تقویت پدرسالاری دامن بزند. مجموعه جدیدی درباره زنان و اسلام که بر وب‌سایت «ویمنز ای‌نیوز»6 [اخبار زنان] قرار گرفته می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای آشنایی با مناسبات پیچیده فرهنگ و دین برای زنان مسلمان سراسر جهان.7

جنبش‌های زنان در تلاش برای تغییر

در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی، زنان هر سه دین [اصلی]، ‌مخصوصا آن‌ها که در شهر‌ها زندگی می‌کردند، شروع به پرسش درباره نقش، حقوق و مسئولیت‌های خود کردند. این زنان به طرفداری از حقوق خود مجله راه انداختند، علیه کار کودکان مباحثه کردند، و خواهان اصلاحات حقوقی شدند.8 آن‌ها همچنین دست به تشکیل انجمن‌هایی برای زنان زدند، جدا از موسسات خیریه و مذهبی‌ای که به دست زنان نخبه و طبقه بالا اداره می‌شد. گروه‌های مسلمان و مسیحی هم مدارسی برای دختران راه‌اندازی کردند که بعد‌ها به ابزاری در دست رهبران ملی‌گرای کشورها برای تربیت همسران و مادران خوب تبدیل شد.9

پژوهش‌گران بر میزان تاثیر این سازمان‌ها در هدایت زنان به سوی تفکر و تامل در باب تحصیلات و مشارکت و قدرت‌شان تاکید کرده‌اند.

همز‌مان با به راه افتادن جنبش‌های ملی‌گرایانه و ضداستعماری در منطقه، به‌ویژه بعد از جنگ جهانی اول، بسیاری زنان فعالانه در حمایت از استقلال [کشورشان] نقش ایفا کردند. این چنین فعالیت‌هایی «به آنان به عنوان فعال سیاسی مشروعیت داد»8، اما با این حال میزان مشارکت زنان در رخدادهای سیاسی و ملی از کشوری به کشور دیگر بسیار فرق می‌کند.

با وجود این تفاوت‌ها، ‌باید از چند سازمان زنان در منطقه نام برد. شبکه زنان اسرائیل 10 که در سال ۱۹۸۴ به راه افتاد «تلاش می‌کند وضع زنان اسرائیل را فارغ از گرایش سیاسی، عقاید مذهبی و پیشینه قومی‌شان بهبود بخشد.» این سازمان گزارش‌هایی از مسائل زنان به مجلس اسرائیل و لابی‌های قانون‌گذاری در این کشور ارائه می‌کند. شبکه زنان اسرائیل همچنین برای تصویب قوانینی علیه آزار جنسی و مبارزه با تبعیض در محیط کار تلاش کرده است. به علاوه این سازمان یکی از طرف‌های اصلی در ائتلافی بود که در نهایت موفق شد حوزه قدرت دادگاه‌های خانواده را آن قدر گسترش دهد که زنان عرب، مسلمان و مسیحی را نیز دربربگیرند.

سازمان «زنان علیه خشونت» که در سال ۱۹۹۲ تاسیس شد تلاش می‌کند تا «حقوق انسانی زنان اسرائیلی‌ـ‌فلسطینی را ارتقا بخشد، تاثیر و نفوذ زنان عرب بر مراکز قدرت را افزایش دهد، و خشونت جنسیتی را از میان ببرد». این سازمان اولین سازمانی بود که پناهگاه و مرکزی برای قربانیان تجاوز از میان زنان عرب در اسرائیل درست کرد، و اکنون مشارکت زنان در مراکز سیاسی و عمومی قدرت را تبلیغ می‌کند. همچنین در اسرائیل سازمانی هست به نام لاقیه که در سال ۱۹۹۶ آغاز به کار کرد و هدفش کمک به زنان بادیه‌نشین جنوب اسرائیل است که شاهد تغییر شیوه زندگی خود بر اثر سیاست‌های دولت بوده‌اند. این سازمان علاوه بر این برنامه‌ای دارد با عنوان «خیاطی در بیابان»، به این ترتیب که زنان بیوه و مطلقه و رهاشده می‌توانند از راه خیاطی در خانه درآمدی کسب کنند. لاقیه سمینارهایی هم برای زنان درباره حقوق زنان، مراقبت‌های بهداشتی و سوادآموزی برگزار می‌کند. گروه لاقیه با کمک مالی صندوق جهانی زنان به راه افتاده و در وب‌سایت این سازمان معرفی شده است.

موسسه دیگری که تحت حمایت صندوق جهانی زنان قرار دارد انجمن توسعه زنان فلسطینی واقع در غزه فلسطین است. این سازمان در سال ۲۰۰۲ تاسیس شده و از آن زمان در پی ارتقای حقوق زنان، بهداشت زنان و محیط زیست بوده است. انجمن زنان بحرین نیز با حمایت صندوق جهانی زنان در سال ۱۹۷۵ و همزمان با اولین انتخابات دموکراتیک در این کشور تاسیس شد. این موسسه خود را وقف گسترش نقش زنان در عرصه عمومی از طریق آموزش و پرورش و آموزش اصول مدیریت و رهبری کرده است. این سازمان از مادران حمایت و علیه آزار و سوء‌استفاده جنسی از کودکان فعالیت می‌کند.

همچنین مرکز زنان اورشلیم «می‌کوشد برای زنان فلسطینی فرصت آموزش در زمینه توسعه دموکراسی، حقوق بشر، فعالیت‌های مدنی و دیگر مهارت‌های کنش‌گری را فراهم آورد تا از این راه جایگاه و نقش آن‌ها در جامعه فلسطین ارتقا یابد». و سر آخر دولت اردن کمیسیون ملی زنان اردن را برای تقویت جایگاه قانونی و حقوقی زنان، ‌تضمین اجرای حتمی برنامه‌های برابری جنسیتی موجود و افزایش نقش زنان در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی تاسیس کرده است. اطلاعات بیشتر درباره این سازمان را می‌توانید بر روی وب‌سایت آن‌ بیابید.11

این سازمان‌ها در واقع نمایانگر اولین قدم‌های زنان برای ایجاد تغییر در وضعیت خود در خاورمیانه هستند. زنان مسیحی، ‌مانند خواهران مسلمان و یهودی خود، در راه صلح و تحقق توانایی‌های خود در اسرائیل، فلسطین و لبنان تلاش می‌کنند. برای مثال، زنان لبنان در سال ۱۹۵۳ به حق رای رسیدند، و از آن زمان تاکنون از طریق سازمان‌ها و گروه‌هایی چون شورای زنان لبنان و کمیته حقوق سیاسی زنان برای گسترش حقوق مدنی و مالکیت خود تلاش کرده‌اند.12

با وجود موانع دشوار، زنان تمامی ادیان،‌ گاه به‌تنهایی و ‌گاه در کنار هم، برای بهتر کردن شرایط و به وجود آوردن جوامعی از نظر جنسیتی برابر برای هم‌وطنان خود تلاش کرده و می‌کنند.

  • 1. Esposito, J. 1998. Women in Islam and Mus- lim societies. In Haddad and Esposito
    1998, ix–xviii
  • 2. Amnesty International. 2000. Saudi Ara-bia: A secret state of suffering. http://w w w. a m n e s t y. o rg / e n / l i b r a r y / i n f o /MDE23/001/2000 (accessed January 15,2007)
  • 3. Nassar, N. 1985. Wad‘ al-Mar’ah fi al-Dasat-ir al-‘Arabiyah. al-Wahdah 1 (9): 7. Cited in Haddad and Esposito 1998, 6
  • 4. Haddad, Y. Y. 1998. Islam and gender: Dilemmas in the changing Arab world. In Haddad and Esposito 1998, 3–29
  • 5. Hijab, N. 1998. Islam, social change, and the reality of Arab women’s lives. In Haddad and Esposito 1998, 45–56
  • 6. Women’s eNews. 2007. Women and Islam: Pushes and pulls from all directions. Women’s eNews, December 4. http://www .womensenews.org/article.cfm?aid=3412 (accessed May 23, 2008).
  • 7. Women’s eNews. 2007. Women and Islam: Pushes and pulls from all directions. Women’s eNews, December 4 http://www .womensenews.org/article.cfm?aid=3412(accessed May 23, 2008)
  • 8. a. b. Tucker, J. 2004. Rescued from obscurity: Contributions and challenges in writing the history of gender in the Middle East and North Africa. In Meade and Wiesner- Hanks 2004, 393–412
  • 9. Keddie, N. R. 2004. Women in the Middle East since the rise of Islam. In Women’s history in global perspective, vol. 3, ed. B. Smith, 68–110. Urbana: University of Illinois Press.
    2007. Women in the Middle East: Past and present. Princeton: Princeton University Press
  • 10. Israel Women’s Network (IWN). Passage of the amendment to the Family Courts Law: The coalition for equality in person- al status. http://www.iwn.org.il/innerEn .asp?newsid=165 (accessed May 14, 2008)
  • 11. http://www.iwn.org.il/innerEn
  • 12. Khouri, G. Caught in the middle: Women in Lebanon. http://www.geocities.com/ Wellesley/3321/win13b.htm (accessed May 25, 2008)

Crocco, Margaret S., Nadia Pervez and Meredith Katz. “At the Crossroads of the World: Women of the Middle East.” The Social Studies, May/June 2009. P. 107-114. Reprint Permission granted by Taylor and Francis.

Margaret S. Crocco, Nadia Pervez, and Meredith Katz offer a brief introduction to the history of women of the Middle East, with a focus on three major religions (Judaism, Christianity, and Islam). This excerpted article asserts that schools are paying increased attention to teaching world history, but they are giving too little attention to incorporating women as part of world history. One of the major dividing lines within the Middle East has been religion, a fixed feature of the world history curriculum. The authors attempt to provide insights, based on new research about women in the region, into how religion and culture influence women’s lives in this area of the world. They conclude with a brief consideration of how women are organizing for change in the Middle East.

نظرات (2)

سلام.چرا نسخه های جدید نشریه قابلیت دانلود نداره؟اگه نسخه pdf براشون بذارین یه دنیا ممنون میشم.
سلام.به خاطر نسخه های قابل دانلود نشریه و احترام به خواسته ها و نظرات کاربران بی نهایت سپاسگزارم.بی صبرانه منتظر نسخه جدید نشریه خصوصا در باب زن و علم حقوق هستم.با سپاس.
کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰