۱۰ بهمن ۱۳۹۱

رمزگشایی از جنسیت در جنگ

ساندرا هیل

Moyan Brenn/Flicker.com

مترجم: رها دوستدار

اجازه دهيد كمی تأمل كنيم و ببینیم که مقصود از «هم‌دستی»، واژه‌ای که مرا به مفهوم «دوگانگی و ابهام» می‌رساند، چیست. اين مفهوم را هومی بابا 1 مطرح کرده و اشاره‌اش به رابطه پيچيده استعمارشده/استعمارگر است. در این رابطه، استعمارشده نسبت به استعمارگر حسی دوگانه و مبهم دارد، در نتيجه این رابطه تنها مستلزم نفرت يا مقاومت نيست، بلكه غالبا احساساتی چون حسادت و حسرت و تمایل را نيز در خود دارد. این دوگانگی و ابهام یکی از بحث‌انگيزترين مباحث تفكر پسااستعماری است، يكی از آن آرایی که مفاهیم «خوب و بد»، «قربانی و گناهكار»، «استعمارگر و استعمارشده» و مانند اين‌ها را به‌كلی برهم می‌ریزد.

آيا از نظر من زنان تنها قربانيان يا قربانی اصلی هستند؟ خیر. موضوع جالب از نظر من اين است كه نظريه‌ها وقتی وجهی جنسيتی پیدا می‌کنند دچار چه تغييری می‌شوند. برداشت ما از درگیری و جنگ زمانی كه (۱) جنسيت را در نظر می‌‌گيريم، و (۲) زنان را تنها به عنوان قربانی در نظر نمی‌‌گيريم، دستخوش چه تغییری می‌شود؟ يكی از مشكلات موجود در تفاسیر و جهت‌گیری‌های سیاسی ما (در رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، و غيره) اين است كه همواره سعی ما بر این است که زنان را همچون قربانی به تصویر بکشیم، در حالی كه لازم است به فضاهايی كه زنان در درگيری‌‌ها خلق می‌‌كنند، شگردهايی كه برای ادامه بقا می‌‌آموزند، و مسائلی مانند اين‌ها آگاه باشيم. به بیان ديگر، زنان می‌‌توانند همزمان هم قربانی باشند و هم «چيزی ديگر» يا بسياری «چيزهای ديگر». بنابراین آشکار است که بايد پندارهای رايج و غالب را كه از تقابل‌های محبوب در تفكر غربی سرچشمه می‌گیرند پيچيده كرد و بر هم ريخت. برای مثال، در عين حال كه می‌‌توان زنان را در موقعيتِ درگيری و جنگ به جای قربانی نشاند، اين موضوع را نيز می‌‌توان بررسی كرد كه زنان صرفاً با دوام آوردن در آن موقعيت يا داشتن سهمی كوچك در مبارزه احتمالاً به چه اعتمادبه‌نفسی رسیده‌اند. امكان دارد زنان موقعيت مورد بررسی را تنها با اتکا به بقای خود با آگاهی بيشتری پشت سر بگذارند.

تنها آینده نشان خواهد داد كه آيا قرن بيستم علاوه بر جنبش‌های اجتماعی مدرنیستی قرن جنگ، انقلاب، قوم‌كشی، و اشغال هم بوده است یا خیر. متأسفانه آن طور که من می‌بینم قرن بيست‌ويكم هم از اين ‌لحاظ همان ‌قدر پویا و پروپیمان آغاز شده است. در بسياری از مناطق جهان، شاهد درگيری‌‌هایی به مراتب خشونت‌بارتر هستيم. تعدادی از اين درگيری‌‌ها را می‌‌توان «درگيری‌‌های دائمی» محسوب كرد، كم‌وبيش مانند «هندوچين» (عمدتاً ويتنام) در قرن گذشته (مانند فلسطين، ايرلند شمالی، باسک در اسپانيا، كردها، ارمنی‌‌ها، درگيری‌‌های سودان، و جنگ‌های بی‌‌پايان ايالات متحده كه مردم آمريكای شمالی را در وضعيت درگيری دائمی قرار می‌‌دهد). در این‌جاها مرز ميان جنگ و صلح یا مبهم و نامشخص است یا می‌‌توان این دو را ادامه یکدیگر در نظر گرفت. می‌‌خواهيد چند «درگيری دائمی» ديگر از اين دست را نام ببرم؟ با در نظر گرفتن كل طيف جنگ‌هایی که در جریان است، اصلا در مورد کل مفهوم «صلح» يا «زمانه صلح» دچار ترديد می‌‌شويم.

در این‌جا می‌‌خواهم معنای كلمه «جبهه» را هم واژگون كنم. در بسياری از موقعيت‌ها، «جبهه» پيوسته در حال تغيير شکل است. در طول جنگ جهانی دوم و در بسياری از موقعيت‌های ديگر، صاحبان قدرت بارها «جبهه» را بازتعريف كردند تا بتوانند زنان (و اعضای گروه‌های مختلفِ حاشيه‌ای مانند يهوديان در ارتش روسيه) را روانه موقعيت‌های خطرناكی كنند كه، در عين حال، «جنگ» يا «جبهه» محسوب نمی‌‌شدند، زيرا فرستادن آنان به «جبهه» يا «جنگ» نظام جنسيتی را برهم می‌‌زد.

مفهوم «قوم‌کشی» را نیز همواره باید مورد سوال قرار داده و بررسی کنیم که چرا صرفِ استفاده از این کلمه باعث درگیری و بحث فراوان است. باید از خود بپرسیم که استفاده از این مفهوم چرا در بعضی جاها تا این حد با مقاومت مواجه می‌شود و چرا در مقابل بعضی‌ها برای استفاده از آن این‌ قدر شتاب دارند. لازم است سیاست نام‌گذاری و نام‌ها را بررسی کنیم.

همچنین لازم است ارتباط «جهانی‌شدن» با اندیشه‌هایی را بررسی کنیم که به انتشارشان مشغولیم. این واقعیتی است که قوم‌کشی، اشغال وحشیانه، سرکوب خشونت‌‌بار حکومتی، شورش مسلحانه، و جنگ تمام‌عیار زندگی و فرهنگ انسان‌ها را در معرض تغییر یا نابودی قرار می‌دهد، ولی این خشونت با روند جهانی شدن روز به روز پراکنده‌تر و فراملیتی‌تر می‌شود. تجارت اسلحه در سراسر جهان رونق می‌گیرد و به این درگیری‌ها دامن می‌زند و موجب بی‌ثباتی هر چه بیشتر می‌شود. ولی ما نیز، به نوبه خود، می‌توانیم بپرسیم که چه کسی یا چه چیزی به تجارت اسلحه دامن می‌زند.

در سال‌های اخیر، آگاهی از اثرات جنگ، درگیری مسلحانه، انقلاب/جنبش‌های آزادی‌خواهانه، قوم‌کشی و اشغال بر زنان افزایش یافته است. با این وصف، توجه به این موضوع کمتر از توجهی است که صرف نشان دادن رابطه عمیق و تنگاتنگِ ساختار‌های جنسیتی‌ـ باور‌ها، سیاست‌ها، و عرف‌های جنسیتی‌ـ با علت‌ها و طرز عمل درگیری‌های امروز و با نظامی شدنِ بسیاری از جوامع می‌شود. ما از طریق گزارش‌های رسانه‌ها، شاهدان عینی و شهادت قربانیان مطلع شده‌ایم که در بوسنی و روآندا، و در حال حاضر در دارفور و کنگو، تجاوز و سایر اشکال خشونت «جنسی» به سلاح جنگی تبدیل شده‌اند. خشونت جنسیِ مبتنی بر جنسیت در تحلیل جدید درگیری و جنگ بسیار مهم است. با این همه، نظریه‌پردازی درباره این فجایع کافی نبوده است. واقعیتی که اغلب به اندازه کافی بررسی نمی‌شود این است که چنین خشونتی در بیشتر موارد به نگرش‌های جنسیتی تبعیض‌آمیزِ پیشین هم از جانب مقصران و هم از جانب قربانیان خشونت وابسته است، نگرش‌هایی که زنان را به مثابه ظرف تولید مثل (برای تأمین جنگجویان جدید یا نو کردن جمعیت پس از درگیری) یا نمادهای فرهنگ در نظر می‌گیرند، آن هم نه فقط برای یک مرد، بلکه برای کل یک گروه مسلح، یک گروه قومی، یک کشور یا یک ملت. در این زمینه نیز به اندازه کافی نظریه‌پردازی نشده که در این درگیری‌ها، که کنش‌های سیاسی بر بدن زنان حک می‌شود، تجاوز تا چه حد می‌تواند هم محوکننده «تفاوت» و هم نشان‌دهنده آن باشد.

از این گذشته زبان «جنگ با تروریسم» به‌کرّات متضمن اشاعه رمزگان جاافتاده جنسیت بوده و در نتیجه این رمزگان موجود را تثبیت کرده، گسترش داده، و تحریف یا تشدید کرده است. برای مثال، گفتمان دفاع از حقوق زنان (از سوی فمینیست‌ها، رسانه‌های گروهی، و دیگران در ایالات متحده) به‌شدت برای توجیه حمله به افغانستان و عراق به رهبری آمریکا مورد استناد قرار گرفته است. ولی پژوهش و نظریه‌پردازی درباره تأثیر این مداخله‌های نظامی گستاخانه بر زنان باز هم کافی نبوده است. مثلاً تلاش برای ساختن «عراقی نو» و تأمین امنیت آن مستلزم نظارت شدید و سفت و سخت بر نقش‌های جنسیتی بوده است. در واقع در حالی که بدن زن موضوع نظریه‌های غربیِ مبتنی بر تبعیض جنسی است، بدن زنان عراقی نشان‌دهنده اصول اخلاقی، سیاست، و حاکمیت مستقل غیرغربی شده است. نتیجه عجیب مداخله نظامی ایالات متحده محرومیت گسترده زنان عراقی در تمام سطوح از اشتغال و تحصیل بوده و عملاً این زنان را از بخش عمده‌ای از زندگی عمومی و اجتماعی حذف کرده است که این خود به نسبت مناطق وسیعی از عراقِ پیش از دخالت نظامی آمریکا تغییری بارز محسوب می‌شود. برای تأکید بر نکات فوق باید گفت که گرچه ممکن است هنجار‌ها و رفتارهای جنسیتیِ پیشین از عوامل عدم آمادگی کافی برای این تحولات باشد، ولی این درگیری و جنگ آن‌ها را تشدید کرده است.

علاوه بر این، برنامه‌ها و طرح‌های ملی‌گرایانه در سراسر جهان به تأیید و تثبیت ناهمجنس‌خواهی و تولید مثل در میان ناهمجنس‌خواهان گرایش داشته‌اند، تا آن‌جا که حتی در زمان‌هایی که کمابیش صلح برقرار است، نظامیان با جدیت فعالیت‌ها یا روابط همجنس‌خواهانه را سرکوب یا ممنوع می‌کنند. به این ترتیب مسئله دیگری که نیاز به پژوهش دارد این است که چرا به نظر می‌رسد اجبار به ناهمجنس‌خواهی در زمان‌های درگیری و جنگ باز هم افزایش می‌یابد. آیا این امر تنها به تولید ارتش‌های آینده و شکل‌گیری متعارف «خانواده» به عنوان واحدی فرضی برای حفظ انسجام ساختار جامعه بستگی دارد، یا به حفظِ به‌اصطلاح روحیه گروهی در ساختار متداول مراتب نظامی وابسته است؟ نظامی ‌شدن جنسیت و هنجارهای جنسیتی به چه معنی است؟

بی‌تردید، این‌ها فقط چند نمونه از تحولات نگران‌کننده در زمانه معاصرند که در نتیجه برخورد و تقابل جنسیت و جنگ و نظامی‌گری پدید آمده‌اند.

  • 1. Homi K. Bhabha is the Anne F. Rothenberg Professor of the Humanities in the Department of English, the Director of the Humanities Center and the Senior Advisor on the Humanities to the President and Provost at Harvard University

Sondra Hale. "Course Sillabus: Women in Conflict Zones". Reprint permission granted by Sondra Hale.
How do our views of conflicts change when we are (1) taking gender into account and/or (2) when we are not only thinking of women as victims? In other words, while we often view women as victims in conflicts, can these women simultaneously be “something else” or many “other things”. In this article, Hale seeks to address these questions, and challenges the prevailing notions emanating from long-standing dichotomies of Western thought about women’s traditional roles in conflicts.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰