۱۰ اسفند ۱۳۹۱

ناآرامی در سوریه: زنان کجایند؟

گفت‌و‌گو یاکین ارتورک

By FreedomHouse/ flicker.com

مترجم: حمید پرنیان

دنیز کاندیوتی: سوریه، در بینِ خیزش‌های مردمیِ [موسوم به] «بهارِ عربی»، تنها کشوری است که مساله‌ی تغییرِ رژیم در آن به بن‌بست رسیده بود و ما شاهد درگیری‌های مداوم و شدیدی بین دولت و نیروهای مخالف بودیم. شما این موقعیت را چه‌طور ارزیابی می‌کنید؟

یاکین ارتورک: شکی نیست که نیروهای مخالف در سوریه از بهار عربی الهام گرفته بودند و نارضایتی‌های اساسیِ بسیاری شنیده می‌شد. هرچند باید به یاد داشت که تاریخی پشتِ این خیزش‌ها وجود دارد؛ گفته می‌شود در حمله‌ نیروهای دولتی [سوریه] در ۱۹۸۲ به شهر حماتْ ۲۰هزار تن از شهروندان کشته شده‌اند. شرایطِ بین‌المللیِ آن‌موقع بسیار متفاوت بود و نه‌تنها هیچ مداخله‌ای در این جنایات صورت نگرفت بلکه آن [جنایات] را حقِ یک حکومتِ مستقلی دانستند که دارد در برابر ناراضیانِ داخلی از خودش دفاع می‌کند. برای همین، مردمِ سوریه برای ریختن به خیابان‌ها دلایلِ منطقی‌ای دارند.
اگرچه رژیم اسد از زمره‌ی همان رژیم‌های سرکوب‌گرِ منطقه[ی خاورمیانه] است اما تمایزاتی هم با آن‌ها دارد.

تمایز اول؛ رژیمِ اسد بود که توانست کشور سوریه را پس از چندین کودتا در دوره‌ پس از استقلال، ثبات نسبی ببخشد. رژیم اسد به بافتِ متکثرِ دینی و قومیِ جامعه‌ی سوریه، امنیتِ شخصی و حقِ وجود داد؛ اما بهای‌اش سرکوب بود. قدرتِ تمامیت‌خواه و تثبیت‌شده‌ این رژیمِ تک‌حزبی (حزبِ بَعث)، به بهانه‌ حقِ وجودِ دولت، تبعیت و سکوتِ سیاسی را در کشور حاکم کرد (گرچه زمینه‌اش متفاوت است اما چیزی شبیه همین مورد را در جنوبِ شرقیِ ترکیه در دهه‌ی ۱۹۷۰ شاهد بودیم؛ سورانی‌ها (یا همان آشوری‌ها) که در روستاهای عمدتا کردنشین سکونت داشتند، در عوضِ «حمایت»شدنِ منافعِ اقتصادی‌شان، از کردها حمایتِ سیاسی کردند. اما امروزه عملا هیچ سورانی‌ای در این روستاها وجود ندارد). دشوار می‌توان نگاهِ خوش‌بینانه‌ای به این تصویر داشت؛ کوچک‌ترین مخالفتی نیز تحتِ سرکوب و تعقیبِ قانونی قرار می‌گرفت. اخوان المسلمین نیز در زمره‌ی این ناراضیان بودند که نزدیک به ۵۰ سال [از فعالیت] منع شده بودند. برای عناصرِ کم‌تر «تهدیدکننده»ای مانند اقلیتِ مسیحی [سوریه] نیز شرایطِ فعالیت چندان هموار نبود. گفته می‌شود که جمعیتِ مسیحی (که امروزه نزدیک به ۱۰درصد [از جمعیتِ سوریه] هستند‌) در طول بیش از ۴۰ سالِ گذشته، همواره مورد بی‌اعتنایی [رژیم اسد] بوده است.

دومین تمایز [رژیم اسد با دیگر رژیم‌های سرکوب‌گر خاورمیانه]؛ سوریه در این دو دهه‌ی گذشته تنها کشورِ عربی بوده که موضعِ روشنی در قبالِ منافعِ خارجی‌ها در منطقه داشته است. سوریه [در این دو دهه‌ اخیر] هم‌چنان به مقاومتِ درازمدتِ خود در برابرِ اشغالِ فلسطین و تجاوز به عراق [از سوی آمریکا] ادامه داده است. این کشور برای پناهندگانِ فلسطینی، و بعدا نیز برای پناهندگانِ عراقی پناهگاهِ امنی بوده است. سوریه در منطقه به جز این مواضع، به کشوری سکولار و سوسیالیست و ضدامپریالیست نیز شُهره است. گرچه زمان تغییر کرده و این میراث (حتی اگر حقیقت داشته باشد) نمی‌تواند جنایاتی که این دولت در حق مردم‌اش کرده است را توجیه یا مخفی کند.

با این حال، گفتمانِ ثُبات و سکولاریسمِ مفروض (همراه با ترس از نامعلوم‌بودنِ جایگزینِ این رژیم) هم‌چنان ذهنِ خیلی از حامیانِ حکومتِ سوری در درون و بیرون از این کشور را [به نفعِ رژیم] شکل داده است. بنابراین شگفت‌آور نیست که از یک سال پیش وقتی ناآرامی‌ها در سوریه شکل گرفت، اکثر سوری‌ها برعکسِ مردم مصر و تونس علیه رژیم برنخاستند. از بینِ مخالفانِ رژیم سوری، شورای ملی سوریه هنوز جایگزینِ معتبری برای رژیمِ اسد نیست. اخوان المسلمین در بین مخالفانِ رژیم سوری رقیبِ سرسختی [برای جایگزینی] است. شواری ملی سوریه تکه‌تکه است و تمایلی هم به آشتی ندارند، و هنوز نتوانسته‌اند دورنمایی از سوریه ارائه دهند که برای اکثریتِ خاموشِ این کشور قانع‌کننده و اطمینان‌بخش باشد. ارتش نیز کماکان یک‌دست و متحد مانده؛ بیش‌تر کسانی که [به بیرون از سوریه] پناهنده شده‌اند سربازانِ جوانی بودند و چندتایی هم افسرِ عالی‌رتبه‌ی ارتش. ارتشِ آزاد سوریه بیش‌تر یک هویت است تا یک ارگانِ سازمان‌یافته‌ واقعی که سلسله‌مراتبِ نظامی داشته باشد. رهبرِ این گروه، سرهنگ ریاض الاسد، در اردوگاهِ پناهندگان در استانِ خَتای (یکی از استان‌های ترکیه) مستقر است و از بین ابزار ارتباطاتی فقط به‌وسیله‌ یک تلفنِ همراه و اینترنت با گروه‌های نظامیِ مخالفِ مستقر در جبهه ارتباط می‌گیرد.

دنیز کاندیوتی: شورای حقوق بشر سازمان ملل کمیته‌ مستقلِ تحقیق از سوریه را تشکیل داده است و شما یکی از سه عضو این کمیته بودید. یافته‌های این کمیته درباره‌ سوریه چه بود؟

یاکین ارتورک: کمیته‌ مستقلِ تحقیق1 از سوریه بر طبقِ قطع‌نامه‌ شورای حقوق بشر مصوبِ آگوست ۲۰۱۱ تشکیل شد. من از سپتامبر ۲۰۱۱ تا مارچ ۲۰۱۲ در این کمیته خدمت کردم. متاسفانه دولتِ سوریه به ما اجازه‌ ورود به کشور را نداد. اما رسالتِ ما به‌عنوانِ کمیته‌ حقوقِ بشری، قربانی-محور است. بنابراین، عدم دسترسی به داخلِ سوریه به معنای عدم دسترسی به اطلاعات نیست. کمیته با ۳۶۹ قربانی و شاهد و جداشده از ارتش مصاحبه کرد و با برخی‌شان که داخل سوریه بودند با تلفن ارتباط گرفت. از دیگر منابعِ اطلاعاتی مانند تصاویر ماهواره‌ای و گزارشِ پزشکان و پرتو ایکس نیز استفاده کردیم. شهادت‌ها و اظهارات را به تاییدِ آگاهان‌مان رساندیم. در نتیجه، دو گزارش به شورای حقوق بشر تسلیم کردیم. گزارشِ نخست2 (۲۳ نوامبر ۲۰۱۱) نقضِ حقوق بشریِ نیروهای دولتی را مستند کرده و به این نتیجه رسیده بود که مطابقِ قوانین بین‌المللی، نقض‌های مهمی از حقوق بشر شده و جنایات بزرگی علیه بشریت صورت گرفته که در نتیجه‌ سیاست‌ها و فرامینِ مقاماتِ بالا بوده و مجریانِ این اقدامات از مصونیتِ کامل برخوردار بودند. گزارش دوم3 (۲۲ فوریه‌ ۲۰۱۲) هرچند مواردِ تازه‌ای از نقضِ حقوق بشر را در خود آورده (این موارد هم‌چنین شاملِ نقض‌هایی می‌شود که گروه‌های مُسَلّحِ مخالف مرتکب شده‌اند)، اما عمدتا روی مساله‌ پاسخگویی و مسوولیت متمرکز شده است. فهرستِ مَحرمانه‌ای از نامِ افراد و واحدهای نظامی و بنگاه‌های امنیتی‌ای که مسوول این جنایات به شمار می‌آیند نیز تهیه شده و در پاکتی مُهرشُده به کمیته‌ عالیِ حقوق بشرِ سازمان ملل سپرده شده است تا برای تحقیقاتِ موثقِ آیندهْ مورد استفاده قرار گیرد. روال کاری این‌گونه است که معمولا جنایت‌کاران را به دیوان بین‌المللی کیفری ارجاع می‌دهیم، اما در مورد سوریه این کار را نکردیم، هرچند گزینه‌ی استفاده از دادگاه‌های صلاحیت‌دارِ بین‌المللی را کنار نگذاشته‌ایم. در عوض، تاکید کردیم که مسوولیتِ تحقیق و تعقیب بر عهده‌ی دولت [سوریه] است و مجموعه‌ای از اصلاحیاتِ قانونی و قضایی را در همین راستا پیشنهاد دادیم. کمیته‌ی تحقیق درباره‌ی سوریه هم‌چنین خواستارِ توافقِ مذاکراتیِ گسترده جهت حل و فصل امور شد و بابت هرگونه مداخله‌ی نظامیِ بیگانه هشدار داد.

ماموریتِ کمیته تا سپتامبر ۲۰۱۲ تمدید شد، و کمیته قرار است در آن زمانْ گزارشِ نهاییِ خود را تقدیم شورای حقوق بشر سازمان ملل کند. چون دیدم برای تحقیقاتِ جامعْ چاره‌ای جز رفتن به داخلِ مکان‌هایی مثل مراکزِ بازداشت و بیمارستان‌ها و امور گمشدگان و ... نیست و دولتِ سوریه ما را از این امکان محروم کرده است، احساس کردم دیگر عملا کاری از دست‌ام برنمی‌آید و تصمیم گرفتم که از سِمتِ خود استعفا کنم. با این حال اما مُستندسازیِ نقض‌ها باید ادامه یابد، به‌خصوص با توجه به این‌که برنامه‌ [کوفی] عنان [برای سوریه] مقوله‌ حقوق بشر را در خود ندارد.

دنیز کاندیوتی: نقش جوامع بین‌المللی در بحرانِ سوریه چه بوده است؟

یاکین ارتورک: این امر یکی از مولفه‌های بحرانِ حقوق بشری سوریه است. جوامع بین‌المللی به دو بخش تقسیم شده‌اند؛ برخی رژیم اسد را حمایت می‌کنند و برخی دیگر مخالفان را. این مساله نه‌تنها نزاعِ داخلی را تشدید می‌کند، هم‌چنین مانع از شکل‌گیری موضعی مشترک برای متوقف‌کردنِ خشونت [داخلیِ سوریه] می‌شود. امیدبخش‌ترین توافقی که صورت گرفت در ۲۱ مارس ۲۰۱۲ و در بیانیه‌ رئیس شورای امنیت بود که برنامه‌ کوفی عنان درباره‌ عملیاتِ مشترکِ سازمان ملل و اتحادیه‌ی عرب را تایید کرد. هرچند، اجتماعاتِ بین‌المللی بر سرِ آینده‌ی سوریه هم‌چنان دو دسته مانده‌اند. در پی بیانیه‌ شورای امنیت، دومین نشستِ «دوستانِ سوریه» در ۱ آوریل در استانبول برگزار شد، و نمایندگانِ ۸۳ کشور در آن شرکت کردند. اعلامیه‌ رسمی این نشستْ از برنامه‌ عنان حمایت کرد و از جمله اعلام کرد که شورای ملی سوریه نماینده‌ «مشروع» مردمِ سوریه است. در میان حامیانِ تغییرِ رژیم در سوریه نیز اختلافاتِ منافعِ زیادی وجود دارد؛ ایالات متحده و فرانسه و ترکیه و کشورهای عربیِ خلیجِ فارس در این میان بازیگرانِ مهمی هستند. نمی‌توان کتمان کرد که دولت‌هایی که خواستار تغییر رژیم [در سوریه] هستند کشورهای عمدتا سُنی‌ای هستند که با اقلیت‌های شیعه‌ی کشورِ خود مُشکل دارند. دیگر [کشورهای حامیِ تغییر رژیم] نیز سرنگونیِ رژیمِ اسد را راهی برای شکستنِ اتحادِ سوریه/ایران/حزب‌الله می‌دانند، اتحادی که مدت‌هاست دغدغه‌ی قدرت‌های خارجی است. مُوضعِ ترکیه اما پیچیده‌تر است. ترکیه که زمانی حامیِ بزرگِ بشار اسد و دولت‌اش بود، از آغاز [خیزش‌های معترضین در سوریه] تا کنون موضعیِ خصمانه علیه رژیم اسد اتخاذ کرده است. این‌که تا چه حدی انگیزه‌های فرقه‌گرایانه در سیاست‌های دولتِ ترکیه در قبالِ سوریه نقش بازی می‌کنند، هنوز معلوم نیست. اما جمعیتِ علویانِ ترکیه نیز نگران هستند. یکی از علویان در گفتگو با روزنامه‌ای محلی («رادیکال») در ۱۵ آوریل گفت که آن‌ها [علویان] از تصمیمِ مردم سوریه دفاع می‌کردند اما حالا شعارهایی مثل «علویان به قبر، مسیحی‌ها به لبنان»4 آن‌ها را نگران کرده است. گرچه مناقشاتِ [داخلیِ] سوریه رنگ و بویِ فرقه‌گرایی ندارد اما دولت و مخالفان از فرقه‌گرایی برای اهدافِ خویش استفاده می‌کنند. این امر ضرورتا موجب می‌شود احتمالِ جنگِ فرقه‌ای شِدت گیرد.

دنیز کاندیوتی: دغدغه‌های اصلی چه چیزهایی است؟

یاکین ارتورک: اشتباه نیست اگر بگوییم که دغدغه‌ها فراتر از برنامه‌ی دمکراسی و حقوق بشر می‌رود. پروژه‌ «خاورمیانه‌ی بزرگ» راهی برای نفوذِ منافعِ غربی در منطقه بود. جهانِ اسلام دو دسته شده و گفتمانِ «اسلامِ میانه‌رو»5 نیز ابزارِی برای تجاوزِ غربی‌ها شده بود. در واقع، ما نیاز داریم که سکولاریسم‌های ناقصِ خودمان را درست کنیم و نه این‌که در دامِ اسلامِ میانه‌رو گرفتار شویم (این اسلامِ میانه‌رو را جوری تعریف کرده‌اند تا با تسهیلاتِ بازیگرانِ داخلی و خارجی همنوا باشد). مخالفانِ تُرک منتقدِ مواضعِ دولت [ترکیه] در قبال سوریه هستند، دلیل اصلی‌شان هم این است که آن را طرح و نقشه‌ی غربی‌ها می‌دانند. آن‌هایی هم که از رژیم سوریه حمایت می‌کنند به سقوط [دولت‌های] لیبی و عراق اشاره می‌کنند که تاثیراتِ منفیِ مداخلاتِ خارجی‌ها را به‌روشنی نشان می‌دهد. هم موزائیکِ داخلیِ سوریه و هم تنوعِ منافعِ خارجی تصویر [سوریه] را بسیار پیچیده ساخته‌اند. کشورهایی (مانند ایالات متحده و فرانسه) که مُدافعِ تغییر رژیم در سوریه هستند در دورانِ پیش از انتخابات به سر می‌برد و بنابراین مایل نیستند ریسک کنند. ماموریتِ [کوفی] عنان که هم‌اکنون در جریان است، حداقلی و کَمینه است. با شرایطِ بُغرَنجی روبه‌رو هستیم. به‌رغم آتش‌بس و حضورِ شاهدانِ سازمان ملل در جبهه‌ها، خشونت هنوز هم ادامه دارد و هیچ‌یک از شش نکته‌ برنامه‌ی عنان متحقق نشده است. برخی شاهدان اعلام کرده‌اند که این ماموریت شکست خورده است، اما خنده‌دار این‌جاست که هیچ برنامه‌ جایگزینِ دیگری برای برقراریِ توافق و مذاکرات وجود ندارد. بر خلافِ مذاکرات، گزینه‌های نظامی (مثل مُسلح‌ساختنِ مخالفان) دارند قوتِ بیش‌تری می‌گیرند. چنین گزینه‌هایی می‌توانند فقط سوریه را هر چه بیش‌تر نظامی‌زده کنند و نتیجه‌ای جز جنگِ کاملِ شهری همراه با عواقبِ جِدّیِ منطقه‌ای و جهانی ندارند.

دنیز کاندیوتی: چرا جوامعِ بین‌المللی نتوانسته‌اند [اصلِ] «مسوولیت جهتِ محافظت»شان را برآورده سازند؟

یاکین ارتورک: بحرانِ سوریه هر روز بیش‌تر از روزِ قبل دارد شکافِ بین استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر و مکانیسم‌های فشار را افشا می‌کند. گرچه «مسوولیت جهتِ حفاظت»6 مفهومِ قدرتمندی است اما هیچ دولتِ بین‌المللی‌ای وجود ندارد که انجام‌اش دهد. ما داریم درونِ الگویِ کنونیِ دولت‌محورْ به مشکلات و مسائلِ فراملی می‌پردازیم. دولت‌ها قدرت و مشروعیت و ثروتِ یکسانی ندارند. پس، دولت‌ها [مثل] احزابی هستند که با هم در نزاع هستند، میانجی‌گرانِ بی‌طرفی نیستند. اگر استانداردهای جهان‌شمولِ حقوقِ بشر برای این وضع شده‌اند تا وقتی دولتی یا فاعلِ غیردولتی‌ای آن‌ها را نقض کرد مشخص شود، پس به مکانیسم‌هایی برای نظارت و فشار و مسوولیتی نیاز داریم که درگیرِ سیاست‌های بینِ دولت‌ها نشوند. دیوانِ بین‌المللی کیفری ابتکارِ خوبی است اما آخرین گزینه باید باشد.

دنیز کاندیوتی: وضعیتِ زنانِ سوریه در این شرایط چگونه است؟

یاکین ارتورک: چند ماهِ پیش، گروه‌های مخالف به من گفتند که زنان ۳۰ درصدِ اعضای شورای ملی سوریه را تشکیل می‌دهند اما خیلی نامشهود هستند. عنصرِ نظامی‌بودنِ مقاومت علیه رژیمِ اسد طبیعتا سراسر مردانه است. بعضی شواهد نشان می‌دهد که زنان در سطوحِ محلی فعال هستند؛ در کمیته‌های هماهنگیِ محلی که به‌طور مستقل برای سازمان‌دهیِ معترضین و کمک‌رسانی به قربانیان و نظارت بر ارقامِ تلفات کار می‌کنند. در نتیجه، زنان تجربه و عاملیتِ جدیدی دارند کسب می‌کنند. اما آیا فاعل بودن در سطحی محلی را می‌توان به معنای آوردنِ زنان پای میزِ مذاکره دانست؟ در موردِ حضور زنان، نمونه‌های منفیِ زیادی در مناطقِ قدیمیِ درگیری دیده شده است. کمیته‌ تحقیق درباره‌ی سوریه بر اهمیتِ توافقاتِ مذاکراتیِ گسترده و پایا و هم‌چنین حضور زنان به‌عنوانِ بخشی از این فرآیند تاکید داشته است.

دنیز کاندیوتی: موقعیتِ زنان در اخوان المسلمین چگونه است؟

یاکین ارتورک: دشوار می‌توان گفت در بین مردم در سوریه و در میانِ نظامی‌های اخوان المسلمین چه اتفاقی دارد می‌افتد. همان‌طور که قبلا گفتم، کمیته اجازه نیافت وارد کشور شود، بنابراین هیچ ملاکی برای داوری در این زمینه نداریم. اما می‌توان در بسیاری از مناطقِ درگیری و در میان پناهندگان دید که نیروهای محافظه‌کار چطور زنان را هدف می‌گیرند و بسیج‌شان می‌کنند. در اکتبر ۲۰۱۱ وقتی داشتیم از اُردن دیدار می‌کردیم، دیدیم که اِن‌جی‌اوهای محلیِ اسلامی چطور با مشارکتِ فعالِ زنان سازمان‌دهی شده بودند تا به استقبالِ پناهندگان بروند و اِسکان‌شان دهند. حلقه‌های اسلامی و فراملی‌ای در مرزها ایجاد شده بود که پناهندگان را می‌پذیرفت و اِسکان‌شان می‌داد. موقعیت در ترکیه به‌نوعی متفاوت است. هجومِ پناهندگان [به ترکیه] در هفت یا هشت اردوگاه در استان‌های خَتای و قاضی‌اَنتَپ و کیلیس بوده و تعدادشان بالغ بر ۲۵ هزار نفر است. این اردوگاه‌ها تحتِ کُنترلِ محلیِ دولتی است. اکثر اردوگاه‌های پناهندگان در خَتای است و غالبِ ساکنان‌اش علوی هستند، برای همین نیز برخوردشان با پناهندگانِ سُنی به خوش‌برخوردی همسایگانِ عربِ نیست. مردمِ زیادی هم هستند که در اردوگاه‌ها زندگی نمی‌کنند و در شهرها [با مردم] اِدغام شده‌اند؛ همان‌طور که می‌دانید، مَقرِ شورای ملی سوریه در استانبول است. ما درباره‌ موقعیتِ این افرادْ اطلاعاتِ کمی داریم.

دنیز کاندیوتی: در حالِ حاضر چه چالش‌های اصلی‌ای وجود دارد؟

یاکین ارتورک: بی‌شک بسیاری از سوری‌ها موفقیتِ احزابِ اسلامگرا در انتخاباتِ مصر و تونس را در ذهن دارند. اسلامی‌شدنِ سیاست در سوریه یعنی تحمیل قوانینِ سفت و سخت بر زنان و نَه محرومیتِ اقلیت‌ها[ی قومی]. در اواخر اُکتبر [۲۰۱۱] مصاحبه‌ای با سرهنگ ریاض الاسد داشتم. نظرش را درباره‌ این موضوعات پرسیدم. گفت که به‌عنوانِ یک فردِ نظامیْ برنامه‌ سیاسی‌ای ندارد اما برای آزادی و دمکراسی می‌جنگد. وی گفت چه مشکلی وجود دارد اگر اسلامگراها از طریق انتخاباتِ آزاد به قدرت برسند؟ این معمای جدی‌ای است که من باید به‌ آن بپردازم. اما ما هم‌چنین باید بدانیم که «سیاست‌های ترس» از تجاوزِ اسلامیْ فقط مُنجر به رژیم‌های استبدادی و مداخلاتِ نظامی در منطقهْ آن هم به بهانه‌ی مُساعدت با حکومتِ سرکوبگرانه‌ی آن‌ها شده است. پس باید بفهمیم چرا جنبش‌های اسلامگرا از حمایتِ مردمی برخوردار می‌شوند و در همان حال نیز باید این نیروها[ی اسلامگرا] را با مطالباتِ دمکراسی‌خواهانه روبه‌رو سازیم. مادام که فرآیندهای دمکراسی‌خواهانه تحت مشاهده قرار می‌گیرند، وقتی احزابِ اسلامی یا سکولار در قدرت هستند باید وادارشان کرد تا نسبت به مشکلاتِ اقتصادی و اجتماعیِ بومی جوابگو باشند و به مجموعه‌ی پیچیده‌ای از ارزش‌ها و استانداردهای بین‌المللی نیز مُتعهد بمانند. کسانی که موفق [به جوابگویی و تعهد] شوند بر سر کار می‌مانند و آن‌هایی که نتوانند حَذف می‌شوند. امید است که تکثرگراییِ سوریه و تجربه‌ این کشور با سکولاریسم بتواند نیروهای تندرو را تحتِ کنترل درآورد. پس، این از همه‌چیز مهم‌تر است که یک توافقِ مذاکره‌ایِ گسترده و پایا در سوریه محقق شود. طرفدارانِ نظامی‌شدنِ سوریه باید بدانند که این امر [نظامی‌شدن] فقط و فقط گروه‌های تُندرو را قدرتمند خواهد ساخت. بنابراین باید انتظارِ تمامیت‌خواهیِ اسلامی را داشت.

Erturk, Yakin. “Turmoil in Syria: Failed ‘Arab Spring’ or Sectarian Nightmare?” Opendemocracy.net, 8 May 2012. Web.
Yakin Ertürk serves on the Council of Europe, Committee for the Prevention of Torture(CPT).and until recently Professor of Sociology at Middle East Technical University, Ankara, Turkey. She explains that although inspired by the Arab Spring, the protests in Syria have degenerated into overly militarized and especially violent for the Syrian civilians.Erturk’s voice in this article gives a brief but detailed view on the realities of the Syrian conflict on ground, and its perceptions throughout the world.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰