۱۰ اسفند ۱۳۹۱

«روایت آن چه هنوز در آن تقلا می‏کنیم»

هدی السعده

By Al Jazeera English/flicker.com میدان تحریر، مصر

مترجم: مانا زرگر

برگزاری کنفرانس و سمپوزیوم‏ درباره بهار عربی یکی از خصوصیات اصلی یک سال اخیر در جهان عرب و سایر کشورها بود. در ماه فوریه، دانشگاه قاهره، مرکز مطالعات پیشرفته جهان عرب و انجمن زنان و حافظه، کنفرانسی بین‏المللی با عنوان «روایت بهار عربی: سوالات تازه، روش‏های جدید مبارزه و کنش‌گری، سیاست نو» در شهر قاهره برگزار کردند.

هم محتوا و هم تدارکات لازم برای این کنفرانس بیانگر چالش‏ها و فرصت‏هایی بود که برگزاری چنین کنفرانسی درباره یک تحول تاریخی ریشه‌ای به همراه می‌آورد.

کنفرانسی که طبق برنامه‏ریزی ابتدا قرار بود در سپتامبر سال ۲۰۱۱ برگزار شود، برای پوشش دادن به واقعیت تحولات سیاسی در مصر در پی انقلاب ۲۵ ژانویه تغییر برنامه داد. اما با افزایش خشونت علیه معترضان دیگر هیچ قطعیتی در برنامه‏ریزی‏ها یا مشارکت اشخاص در این کنفرانس پیش‏بینی نمی‏شد. فقط یک هفته به شروع کنفرانس مانده بود که برگزارکنندگان آن آشفته و عصبی درگیر این بحث شدند که آیا باید کنفرانس را لغو کرد، به تاخیر انداخت یا به دنبال راه ‏حل دیگری بود که بتواند پاسخ‌گوی اطلاعیه اعتصاب اتحادیه‏های دانشجویی سراسر کشور و متعاقب آن اعلام حمایت از این اعتصاب در نهادهای دولتی باشد. کمیته برگزاری کنفرانس از اهمیت حمایت از دانشجویان می‏گفت و از این که کنفرانس به هیچ وجه نباید موضع رسانه‌های دولتی را تقویت کند که تلاش می‏کردند اعتصاب دانشجویان و نیروی انقلابی یک جنبش دانشجویی در حال تولد را تضعیف کنند. کمیته همچنین بر نیاز به تداوم کار و زندگی به عنوان لازمه بقا و موفقیت پروژه انقلاب تاکید می‌کرد.

محتوای کنفرانس و شرکت‏کنندگان در آن هم حاکی از تنوع فراوان و انرژی و سرزندگی چشمگیر بود. مشارکت افراد و گروه‌ها در کنفرانس اشکال متنوع و متفاوت داشت: از تحلیل دانشگاهی و نظریه‌‏پردازی تا روایت‏های شخصی، مستندسازی رویدادها، حکایات شفاهی کنش‌گران، سرود و آواز، ویدئو، دیوارنوشته و فیلم‏. شرکت‏کنندگانی که از وقایع و مسائل تجربه دست اول داشتند با آن‌ها که با فاصله‏، چه از لحاظ جغرافیایی و چه آکادمیک، شاهد مسائل بودند به گفت‌وگو و تحلیل پرداختند. بسیاری چنان غرق در کشمکش‏های روزمره بودند که قادر نبودند انتقاد یا دیدگاه‏های مخالف را تاب بیاورند. بسیاری دیگر از مشاهدات و نظرات شرکت‏کنندگانی استقبال کردند که توانسته بودند بین رویدادهای روز و سایر وقایع و لحظات تاریخی ارتباط برقرار کنند و الگو یا حلقه ارتباطی را تشخیص دهند که به روشن کردن وقایع کنونی کمک کند. اشتیاق، تحلیل‏های دقیق، احساسات تند، اشک‏ها، واکنش‏های شدید و «مختصری روحیه انقلابی»، به قول یکی از شرکت‏کنندگان، بر همه کنفرانس اثر گذاشته بود.

پس از سکوتی کوتاه برای گرامی‌داشت یاد شهدای انقلاب‌های عربی، سخنران اصلی و آغازین نشست یعنی رضوه عاشور، رمان‏نویس و منتقد ادبی برجسته، با سخنرانی خود لحن و جهت‌گیری کنفرانس را تعیین کرد. او بر اثر فراوان تصاویر و لحظات تاریخی از انقلاب مصر و تونس تاکید کرد: صحنه خودسوزی بوعزیزی که جرقه شورش و ناآرامی در تونس را زد؛ تصویر چهره معصوم خالد سعید در تضاد با عکس دلخراش1 از صورت له‌شده او بعد از حمله پلیس که به سرعت در اینترنت پخش و به بسیج هزاران زن و مرد جوان در اعتراض به خشونت نیروهای پلیس منجر شد؛ تصویر حریره‌فروش در میدان تحریر قاهره که از سرودها و شعارهای انقلابی برای جلب مشتری و نمایش طرفداری خود از انقلاب استفاده می‌کرد؛ و وبلاگ2 احمد ابوالغیث با عنوان «اول نوبت فقراست، حرامزاده‏ها» که بر به حاشیه رانده شدن فقرا و خواسته‏های آن‌ها در گفتمان مقامات و مسئولان انگشت گذاشته است. نطق عاشور نشان از شور و وجد انقلاب، درد و رنج فداکاری و موانع پی‌‌درپی و تلاش برای خوش‏بینی در مواجهه با تمام مشکلات داشت. اشاره او به وبلاگ ملک عدلی، معترضی که تجربه خود از حضور در سردخانه بعد از کشتار مسیحیان قبطی در مقابل بنای ماسپرو را شرح داده‏ است،3 اشک به چشم بسیاری از شرکت‏کننده‏ها آورد. او سخنرانی خود را با سرودی به پایان برد که حکایت از نارضایتی عمیق از عدم برقراری عدالت و قانون در یک سال گذشته داشت، عدالت برای محاکمه ماموران متهم به قتل معترضان/شهدا: يا نجيب حقهم يا نموت زيهم، یا حق (شهدا) را پس می‏گیریم و قاتلین را مجازات می‌‌کنیم، یا مانند آن‌ها می‏میریم.

روایت‏های بهار عربی کدام است؟ بعضی از شرکت‏کننده‏ها در کنفرانس با استفاده از عبارت «بهار عربی» برای توصیف انقلاب‏های اخیر در جهان عرب مسئله داشتند. از جمله این اعتراضات یکی هم این بود که این اصطلاحی اروپایی است و در واقع سعی دارد اعتراضات در جهان عرب را به نمونه‌ای اروپایی مثل بهار پراگ ارجاع دهد؛ یا این که این اصطلاح به سکون و ایستایی اعراب پیش از این بهار اشاره دارد؛ یا به‌نوعی بیانگر افولی قریب‏الوقوع است، چرا که بعد از هر بهاری پاییز می‏آید. بحث بر سر عبارت «بهار عربی» چکیده‌ای از موضوع اصلی کنفرانس نیز هست: روایت‏های متناقض از و درباره انقلاب‏های عربی و جغرافیای سیاسی این روایات در کانون بحث‏ها و تحلیل‏ها قرار داشت.

رباب المهدی بر دو روایت غالب از انقلاب مصر انگشت گذاشت: از یک سو، رفتار صلح‏آمیز جوانان معترض «واقعی» و «پاک» در روز ۲۵ ژانویه یا همان «شباب الثوره (جوانان انقلاب)» و از سوی دیگر خشونت بلطجیه (اراذل و اوباش) که به پلیس حمله کردند و مقر پلیس را آتش زدند، و استفاده از این اراذل و اوباش به عنوان سلاحی علیه معترضان. «صلح‏طلبی» آن قدر بزرگ جلوه داده شده که تنها این فرض را تقویت می‏کند که دولت تنها نهاد مشروعی است که حق استفاده از خشونت را دارد، فرضی که با پروژه انقلاب به چالش کشیده شد. تضاد و دوگانگی دو گروه بیانگر تلاشی است برای سرپوش گذاشتن بر تعصب طبقاتی گسترده و تضعیف عوامل اصلی شورش علیه حکومت: فقرا و محرومان یاغی جلوه داده شده‏اند. اما همان طور که روایت‏های رسمی/غالب جزئی از جنگ برضد خود ایده انقلاب، یا همان طور که نهاوند القادری عیسی اشاره کرده، بر ضد «معنی الثوره (انقلاب)» است، ضدروایت‏ها نیز وجود دارند و تلاش می‌کنند خود را جا بیندازند. نویسندگان و شخصیت‏های طرفدار انقلاب هر روز پدیده تقبیح و شیطانی جلوه دادن انقلاب و حمله به نمادگرایی میدان تحریر را به چالش می‏کشند. زنان و مردان جوان دیوارها و ساختمان‌ها در محله مرکزی تحریر را با نگاره‌هایی می‏پوشانند که موضع رسانه‌های دولتی علیه معترضان را به سخره می‌گیرد. ماریز طادروس هم برخی از روایت‏های متناقض فرقه‏ای را که در سال ۲۰۱۱ ظهور کرد بررسی کرد‌ـ مثلا این که مسیحیان قبطی در انقلاب مشارکتی نداشتند، زیرا پاپ به آن‌ها دستور داده بود که چنین نکنند، یا این که هیچ مشکل فرقه‏ای در مصر وجود ندارد و مسبب همه مسائل رژیم سابق کشور است، در مقابل این تفکر که مسیحیان قبطی جزئی بنیادی از انقلابند و اتحاد قبطی‌ها با مسلمانان مشخصه تعیین‏کننده مصر جدید خواهد بود. بسیاری از این روایات هنگامی که مسلمانان و قبطی‌ها در کنار یکدیگر در میدان تحریر دست به دعا برداشتند همچون منظره‏ای واقعی و عمومی عینیت پیدا کردند. مونا اباظه نیز به تغییر شکل شهر قاهره از ژانویه سال ۲۰۱۱ پرداخت، جایی که شاهد تقسیم عامدانه شهر به منطقه جنگی در مرکز و شهر «عادی» در باقی قاهره بودیم. اما در همین حال دیوارنوشته‏های4 انقلابی که در سراسر دیوارهای منطقه «درگیری» نقاشی شده بود خود را به مناطق دیگر در مرکز شهر تحمیل کرده و آن‌ها را از نظر معنایی به مناظری از انقلاب تغییر دادند.

به این ترتیب از دل روایت ضدانقلاب غالب، یک ضد روایت در تناقض با آن زاده می‌شود.

در نهایت مسئله «سرقت روایات» توسط جین سعید مقدیسی به عنوان دغدغه معمول پروژه‏های انقلابی و جنبش‏های حقوق بشری در سراسر جهان مطرح شد. او به تلاش‏هایی برای ربودن روایت فلسطینی‌ها توسط امثال نیوت گینگریچ اشاره کرد که گفته است فلسطینی‏ها مردمی من‌درآوردی5 هستند، و همچنین به تبلیغات عمدی رسانه‏های غربی6 ارجاع داد که جین شارپ را نظریه‏پردازی معرفی می‏کنند که به مصری‏ها هنر و فن مبارزه بدون خشونت در مقابل دیکتاتورها را یاد داده است. او در عین حال این برداشت را نیز زیر سوال برد که تنها کسانی که درگیر واقعه‏ای بوده‏اند مالک روایت آن هستند، زیرا داستان‌ها، جهان‌شمول و همگانی‌اند و می‏توانند سفر کنند و معنی و مفهوم وسیع‏تری بیابند. این مسئله که چه کسی داستان را بازگو می‌کند و چه کسی مالک روایت انقلاب است کانون بحث‏های بسیار بود. آنا برنارد در سخنرانی خود راجع به «بهار عربی در سفر» اشاره کرد که هر ایده‌ای به محض مهاجرت یا انتقال تنزل پیدا می‏کند. او همچنین در مورد سرقت روایت‏ها و دست‏کاری در آن‌ها با هدف خدمت به برنامه‌های ضد انقلابی هشدار داد. با این حال چگونه می‏توان مثلا اثر الهام‌‌بخش میدان تحریر بر جنبش اشغال وال‌‌استریت را تشخیص داد و اختلافات میان مطالبات مردم و بستر حوادث را بازشناخت، و در عین حال این سوء‌تفاهم را ایجاد نکرد که یک جنبش اعتراضی از جنبش دیگر اصیل‌‌‏تر و حقیقی‏تر است؟

در بررسی مسائل جنسیتی به چالش‏های متعددی اشاره شد که در پی انقلاب‌ها بر سر راه زنان ظاهر می‌شوند. ناجیه العلی با صحبت از عراق بعد از سال ۲۰۰۳ توجه مخاطبان را به تلاش‌هایی برای جایگزین کردن قوانین وضعیت فردی کنونی با قوانین سنتی‌‌تر جلب کرد، جایگزینی به این بهانه که باید کشور را از دسیسه‏های شیطانی دیکتاتوری پاک کرد که عرف و سنت را زیر پا می‌گذاشت. روایت حمله به حقوق زنان در عراق در لوای فرهنگ سنتی برای فمینیست‏ها، کنش‌گران و محققان مصری و تونسی بسیار آشنا بود. مسائل جنسیتی هم‌چنان حدود هویت‌ها و مرزهای ملی را تعیین می‌کنند و در معرض دست‏اندازی‌های سیاسی و ایدئولوژیکی‌اند. با این حال بسیاری از شرکت‏کننده‏ها بر فضاهای جدیدی7 که اکنون در اختیار زنان و سایر گروه‏های حاشیه‌ای است و نیز بر حس توانمندسازی که در فضا وجود دارد تاکید داشتند. علاوه بر این نیکولا پرات هشدار داد که گفتمان مبنی بر حاشیه‌نشین شدن زنان در فرایند مشارکت سیاسی توسط انقلاب یادآور تصویر شرق‌شناسان از جوامع عربی به عنوان محل سرکوب زنان است. رهام شبلی نقش معترضان زن در انقلاب را گرامی داشت که با شکستن تابوها8 و گفتن حقیقت با قدرت «چشم در چشم مردسالاری ایستادند». او سپس جمله معروف اما گلدمن را نقل کرد که «اگر نتوانم برقصم، نمی‏خواهم در انقلاب شما شریک باشم».

آثار بصری و شعر در روایت‏هایی که از انقلاب ارائه شد نقش برجسته‏ای داشتند. در میزگردی برای معرفی گروه مصرّین،9 اعضای گروه، لبنی درویش، عمر رابرت همیلتون، یاسمین متوالی و فیلیپ رزق، قطعه ویدئوهایی10 را نمایش دادند که خشونت نظامیان علیه شهروندان را به شکل مستند نشان می‏داد. اعضای این گروه در میدان تحریر با هم آشنا شدند و قرار گذاشتند داستان‌های ناگفته در رسانه‌های رسمی را افشا کنند: «ما خود را وسیله تبلیغات برای انقلاب می‏دانیم...ما بی‏طرف نیستیم...ما به مردمی که صدایی ندارند فضا می‏دهیم.» این گروه با هدف ایجاد کانال‌های ارتباطی جایگزین کارگاه‏هایی برای آموزش مستندسازی اتفاقات به شهروندان برپا می‏کند. به گفته نریمان یوسف، کارکرد گروه مصرّین شهادت دادن است، شهادت به عنوان ابزار مبارزه با موضع رسانه‌های رسمی که می‏خواهند معترضان و جنبش اعتراضی را بی‏اعتبار کنند. شعار رسانه‌ها مبنی بر گزارش‏گری عینی و بی‏طرفانه اکنون جای خود را به گزارش شخصی، بی‌واسطه و تکه‌تکه داده است تا پادزهری باشد برای روایت‏های غالب رسمی یا روایات ضد انقلابی.

جیانندرا پاندی11 در گزارش خود با عنوان «در دفاع از قطعه‏ها: نوشته‏ای درباره شورش‏های هندوها و مسلمانان در هند امروز» درباره اهمیت قطعه‌نویسی در ثبت تاریخ خشونت‌های فرقه‏ای در هند بحث کرد و هدف این نوع تاریخ‌‌نویسی را مقابله با تلاش ملی‏گرایان‌ ذکر کرد که قصد دارند از راه حذف صدای اقلیت‏ها و اجتماعات حاشیه‌نشین تاریخ را همگن و یک‌دست جلوه دهند. قطعاتی که از تاریخ رسمی حذف شده‏اند عبارتند از حکایت‏ها و خاطرات شخصی، روایت‏های شفاهی، اشعار و ترانه‏ها. عالیه مسلم سرودهایی را که معترضان در تظاهرات می‌خواندند نیز به این فهرست اضافه کرد. بحث او این است که این سرودها به انقلاب بیان بهتری داده‏اند و وسیله‏ای بوده‏اند برای مذاکره با قدرت و رسیدن به اجماع و توافق. شعر، به‌ویژه اشعاری که امین حداد شاعر خواند و گروه اسکندریلا12 اجرا کرد در کنفرانس نقش برجسته‏ای داشتند.

عالیه مسلم در اظهار نظری در روز اول کنفرانس گفته بود که گرچه با ایده «روایت آن چه هنوز در آن تقلا می‏کنیم» راحت نیست، این کنفرانس را فرصتی برای تامل، التیام زخم‌ها و تفکر می‏داند. برای بعضی از ما حقیقتا این گونه بود.

Elsadda, Hoda. “Narrating the Arab Spring from Within.” Opendemocracy.net, 8 March 2012. Web.
Hoda Elsadda is an academic and women’s rights activist. She is a Professor of English and Comparative Literature at the University of Cairo. In her article, Elsadda explains the collaboration that many young people took part in during a 2011 conference held by Cairo University in order to share narratives and dialogue about the experiences of the Arab Spring. The article gives a brief overview of some of the contributors and their voices during this forum.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰