۱۰ خرداد ۱۳۹۲

عاملیتِ عمل‌کرده

سوزان فریزر

مترجم: مانا زرگر

بسیاری از مقاله‌هایی که من مطالعه کرده‏‌ام، جراحی پلاستیک را در رابطه با حق فرد در ایجاد تغییر به منظور بهبود وضعیت خود بررسی می‏‌کنند. به این ترتیب، این نوشته‏‌ها مستقیما فرضیه‌‏هایی را که ادعا می‌‏کنند زنان در نتیجه فشار از طرف شریک زندگی‏شان دست به جراحی می‏‌زنند، به چالش می‏‌کشد.

این، چالش گفتمان متداول دیگری از عاملیت را پیش می‌کشد: تاکید بر این نکته که زنان، جراحی زیبایی را نه به خاطر دیگران که برای عزت نفس و به رضایت خودشان انجام می‌دهند. مثالی روشن این نگاه در مقاله‏‌ای دیده می‏‌شود که به جزئیات جراحی کاشت پستان یک شخصیت مشهور تلویزیونی در بریتانیا به نام پائولا ییتس می‏‌پردازد. خانم ییتس، همسر باب گلداف، خواننده مشهور راک هم است. درمقدمه این مقاله می‌خوانیم:

برای پائولای سی و شش ساله این اقدامی نمادین بود. در طول نوزده سال زندگی با باب گلداف، احساس ناامنی به خاطر داشتن پستان‌هایی نه چندان باشکوه او را عذاب داده بود. او احساس می‏‌کرد زنانگی ندارد و در حسرت خط سینه‌‏ای زنانه می‌سوخت. اما باب— که پائولا می‏گفت «وسواس کنترل» دارد—جراحی پلاستیک را مسخره می‏‌کرد و هرگونه برنامه‌‏ریزی برای چنین کاری را ممنوع اعلام کرده بود.
1

اینجا قدرت شوهر در ممنوع کردن بعضی کارها در مقابل تصویر ییتس به عنوان کسی که «شکنجه» شده و «حسرت» در دل دارد گذاشته شده است. بی‌تردید ییتس تا زمانی که ازدواجش از هم می‌پاشد یک قربانی است. در این زمان، جراحی پلاستیک وسیله‌‏ای می‌‏شود برای اثبات استقلالی جدید و استحکام شخصیت. «به محض اینکه پائولا از قیدهای ازدواج خلاص شد به یک جراح پلاستیک تلفن کرد». گزارش شده که ییتس گفته است، «باب اجازه نمی‌‏داد عمل را انجام بدهم، اما وقتی او را ترک کردم دیگر آزاد بودم هرکاری که می‏‌خواهم بکنم»

مصاحبه‌هایی هم که در بعضی مجلات با زنانی که جراحی زیبایی کرده‌اند، انجام شده بر همین احساس توانمندی که پس از انجام عمل جراحی علی‌رغم مقاومت اطرافیان حاصل می‌‏شود، تاکید دارند. در بعضی موارد، ارزش جراحی زیبایی به روشنی با این احساس مرتبط است که این جراحی باید تنها برای خود شخص باشد و نه برای راضی کردن دیگران. بنابراین زنی می‏‌گوید:

برای اعتماد به نفس و عزت نفس من عالی بود. برای کسی که خواهان انجام عمل جراحی زیبایی است، بهترین و قابل توصیه‌ترین چیز است. باید برای خودتان انجامش دهید. برای شریک زندگی‌تان این کار را نکنید.2

با این حال برای اشاره‏ به تناقض‌آمیز بودن بعضی از این مقاله‌ها، باید گفت مطلبی که این نقل قول در آن منتشر شده، درباره یک گزارشگر فوتبال است و نظر او در مورد پستان بازیگران سینما. البته تلاش برای تحلیل میزان این‌که چقدر زنان (یا مردان) در چنین بخش عمومی‌ از وجود خود یعنی ظاهرشان، تصمیم‌های «مستقلی» می‏‌گیرند، از بعضی جهات بی‏‌معنی است. این‌که ظاهر، جایگاه اجتماعی غیرقابل انکاری دارد، با امکان استقلال در تصمیم‏‌گیری در موردش تناقض دارد. با این حال تفکرِ «برای خود انجام دادن»، بارها و بارها در مطالب مجله‌‏ها در مورد جراحی پلاستیک تکرار می‏‌شود و شیفتگی امروزی به خویشتن کاملا مستقل و خودبنیاد را نشان می‏‌دهد که به جای آنکه محصول فرهنگ باشد، وابسته به درون است.

البته مهم است که این تفکر می‏‌خواهد زنانگی را در مسیری مستقل‌‏تر از ساختارهای سنتی، بازآرایی کند. همان‌طور که جاه‌‏طلبی و پیشرفت به عنوان دغدغه‌‏های مشروع زنان نشان داده می‌شود، این بازآرایی موضوع زنانه به مثابه موجودی خودبنیاد، خودمختار و مستقل هم اساسا از تلقی‏‌های سنتی که زنان را وابسته و نسبی می‌داند فاصله می‏‌گیرد. اینجا هم جنسیت به روش‏‌های نسبتا خلاقانه‌‏ای شناخته شده است.

سنجیدن خطرها در کنار فایده‏‌ها

عقیده دیگری در گفتمان عاملیت که مطالب مربوط به جراحی زیبایی در مجله‌‏های زنان را اشباع می‏‌کند، این است که هر فرد می‏‌تواند خطرها و فواید نسبی عمل جراحی زیبایی را بسنجد و همچنین اطلاعات لازم برای تصمیم‏‌گیری درست را داراست. در همین رابطه زنی که با موارد ناکامی‌های جراحی‏ زیبایی به واسطه شغل رسانه‌ای‌ خود آشنا است، می‏‌گوید که او:

«صحت و سقم این سرگذشت‏‌ها را سنجید و تصمیم گرفت که خطر کند» و برای عمل بزرگ کردن پستان اقدام کند.3

زن دیگری خطرات بزرگ کردن پستان را تصدیق می‌‏کند و با توجه به آن می‏‌گوید:

ظاهرا هنوز تاثیرات بلند مدت کاشت پستان با استفاده از محلول نمکی4 ‌معلوم نیست، اما این همان ریسکی است که شما می‌‏کنید.
5

روشن نیست که بر چه اساسی این فرد تصمیم گرفته که «خطر احتمالی» بزرگ کردن پستان رابپذیرد. ظاهرا «پذیرش خطر موجه» به گفتمانی تبدیل شده که خود برای توضیح خود کافی است.

این تاکید بر «خطر کردن»، علت برتری تحلیل خطرپذیری را در صنعت در سه دهه گذشته قرن بیستم نشان می‌‏دهد. مفهوم خطرپذیری در اصل به بررسی نتایج بالقوه اعم از خوب و بد اطلاق می‏‌شده، اما الان صرفا مترادف با نتایج منفی است. مری داگلاس استدلال می‏‌کند6 که اصطلاح «تحلیل خطرپذیری» بر ادعایی واهی استوار است که بر اساس آن «تصمیم‌گیری علمی درباره در معرض خطر قرار گرفتن» امکان‌پذیر دانسته می‌شود. به گفته او بر اساس این ادعا، به پزشکان اجازه داده می‌شود که «بگذارند بیمار برای خودش تصمیم بگیرد». به نظر او، این دیدگاه بیشترین نفع را برای جراحانی دارد که میزان‏ اشتباه در طبابت آن‌ها در دعواهای قضایی بالا است. به همین ترتیب، دبورا لوپتون اشاره می‌‏کند7 که گفتمان خطرپذیری، مستقیما به فردگرایی امروزی مربوط است.

در راستای تعریف «فرد کارآفرین» توسط رز، لوپتون خطر کردن را به عنوان «امتدادی از زندگی فرد به عنوان یک تشکیلات می‌‏بیند و باور دارد که افراد باید برای آینده آن برنامه‏‌ریزی کنند و با قضاوت درست برای محافظت از آن در مقابل بداقبالی قدم بردارند و با این کار در مقابل اعمال خود مسئول باشند». جالب است که در اینجا این نکته را در نظر داشته باشیم که چگونه گفتمان خطرپذیری به ساختن تصویری از زن کمک می‏‌کند که در آن زن به عنوان تصمیم گیرنده‌‏ای منطقی شناخته‌ می‌شود که فواید و خطرها را (در چارچوب ادعای انتخاب‏‌های علمی که در بالا ذکر شد) می‏‌سنجد، و بالاتر از آن، تا حدودی قهرمانانه به استقبال خطر هم می‌رود. با اینکه تحلیل نقادانه از مفهوم خطرپذیری، تمایل به تاکید بر این قاعده دارد که هر فرد باید زندگی‏ خود را از طریق کاهش موثر خطر مدیریت کند، جراحی زیبایی از این مدل فاصله می‌‏گیرد و پذیرش خطر محاسبه‌شده را ترویج می‏‌کند و حتی آن را دارای اثر تهذیب‌‌کننده می‌داند.

دستکاری و قربانی بودن

در تضاد با روایات مجلات از زنان به عنوان مصرف‌کنندگان مصمم، نترس و منطقی جراحی زیبایی، تصویر دیگری از کسانی که زیر عمل جراحی رفته‌اند به عنوان قربانیان بیچاره فشار اجتماعی و تبلیغات هم دیده می‏‌شود.

این نگاه اخیر به زنان به عنوان گروگان، توصیف کننده بعضی از نوشته‏‌های مخالف جراحی زیبایی در مجلات زنان است و با توجه به نوع مطاب موافق جراحی زیبایی، وجود این نگاه هم غیرمنتظره نیست. در مقاله‌ای با عنوان «همه این کارها را برای آنتونیو انجام دادم» ملانی گریفیث، ستاره سینما در مورد ازدواج، کار و ظاهرش مصاحبه کرده است. او که به تازگی تحت عمل جراحی قرار گرفته می‏‌گوید:

همین که همسر آنتونیو باندراس بودم برای من انگیزه کافی بود که جمع و جورش کنم... می‏‌دانید، باید خیلی خوشگل به نظر بیایم.
8

با این که ممکن است این حرف به شوخی گفته شده باشد، اما ابهامی در آن نهفته است. باقی مقاله لحنی جدی دارد و تا حدودی نشان می‌‏دهد که این نظر هم باید جدی گرفته شود. این نگاه مشخصا با تمایل به تصویر کردن جراحی زیبایی به عنوان وسیله‌‏ای صرفا در خدمت فرصت‌‏های شغلی، سود مادی یا سایر انگیزه‌‏های فردی در تضاد است. در این مطلب، انگیزه اصلی گریفیث که بدون خجالت هم بیان می‌شود، چیزی نیست جز راضی کردن شوهرش.

همانطور که قبلا اشاره کردم، این زاویه نگاه به رابطه زنان با جراحی زیبایی، ما را به نتایجی درباره قربانی شدن زنان می‌رساند که کمتر از زوایای دیگر غافلگیر کننده است. در همین مورد در مقاله‏‌ای توضیح داده شده است:

بسیاری زنان فارغ از مدهای روز بدن که دائما در حال تغییرند، می‏‌توانند به خطرات عمل جراحی، ترس از عواقب استفاده از سیلیکون و به دنیای فرصت‏‌هایی که احتمالاً به دست می‏‌آورند فکر کنند. خیلی ساده است آدم خودش را قانع کند که کمی جمع کردن، کشیدن و یا تو دادن، او را شق و رق‏‌تر، سکسی‌‏تر و زیباتر می‏‌کند.
9

مقاله دیگری که همان‌قدر به مفهوم قربانی پایبند است، با اتخاذ رویه دیگری می‌‏پرسد:

آیا ممکن است که صدها زن وجود داشته باشند که سال‏‌هاست در خلوت خود، به خاطر عمل کاشت پستان که انجام داده‌اند زجر می‌کشند؟
10

ماهیت جنسیتی این گفتمان‌‏های عاملیت/قربانی بودن، به خصوص وقتی روشن می‌‏شود که مقاله‏‌های در مورد جراحی زیبایی مردان هم بررسی شوند. مقاله‏‌های متعددی ادعا می‌‏کنند که زنان سال‏‌ها است که در مقابل فشار برای به دست آوردن زیبایی از طریق جراحی تسلیم شده‌‏اند و مردان هم به تازگی پا جای پای آنان گذاشته‌اند. نوشته‌‏ای در مورد عمل جراحی بلند کردن آلت مردانه با عنوان «مردانی که جراحی زیبایی انجام داده‏‌اند: آیا صبح که شد هم به او احترام می‏‌گذارید؟» مردانی را که تحت چنین عملی قرار گرفته‌اند ـــ دقیقا مشابه بحث‌هایی که در مورد زنان و جراحی زیبایی مطرح است ـــ قربانی فشار رسانه‌ها می‌داند. یک جراح در گزارشی گفته است:

من گمان می‌‏کنم بسیاری از افرادی که به خود مطمئن نیستند تحت فشار تبلیغات [برای بزرگ کردن آلت مردانه] به این کار وادار می‌‏شوند.
11

این مقاله حساسیت در مقابل فشار و احساس عدم اطمینان به خود را رفتاری زنانه تلقی می‌‏کند و همان‌طور که عنوان آن نشان می‏‌دهد، به این مطلب اشاره دارد که جراحی زیبایی و آسیب‏‌پذیری مربوط به آن فقط مختص زنان است. به این ترتیب، مجموعه‌‏ای از ارتباطات در مقاله نشان داده می‌شوند تا مردان انجام دهنده جراحی زیبایی را دارای خصوصیات زنانه نشان دهد. این تلقی از جراحی زیبایی، به شکل‌های مختلف با مشکل‏‌دار تصویر کردن مردانی که تن به جراحی زیبایی می‌دهند، نه تنها زنانگی را شکل می‌‏دهد که مردانگی را هم می‌‏سازد (و همین‌طور تاحدودی دوگانگی جنسیتی را).

این‌که هم در تعریف سنتی زنانگی و هم در روایات کسانی که تحت عمل جراحی زیبایی قرار گرفته‌اند، انفعال و قربانی بودن، هردو خصیصه‏‌های کلیدی است، به این مفهوم است که نشان دادن زنان به عنوان قربانیان بالقوه جراحی زیبایی، به بازتولید جایگاه آنان در جراحی زیبایی کمک می‏‌کند.

با توجه به این مطلب، مساله بعدی ما می‌‏تواند این باشد که آیا استفاده از مفهوم قربانی بودن در معنای متدوال آن، عملا به تثبیت جایگاه زنان به عنوان افرادی که در معرض دستکاری (فیزیکی و روانی) هستند نمی‌انجامد، و جراحی زیبایی، به عنوان نتیجه اجتناب ناپذیری آن شناخته نمی‌شود. اگر این‌طور باشد، فمینیست‏‌هایی که بر روی شناخت مشکلاتی کار می‏‌کنند که زنان در نتیجه جراحی زیبایی به آن‌ها دچار می‌شوند، با مشکل روبه‌رو خواهند شد. بدون مراجعه به منابعی که نشان دهند بعضی زنان، در معرض معالجات ناکافی یا نامطمئن بوده‌اند، نیاز به رسیدگی به مشکلات واقعی مانند عواقب جانبی یا نتایج ناموفق، به سختی قابل بحث خواهد بود.

  • 1. “New Breasts are the Best!” New Weekly, April 29, 1996, p. 18
  • 2. “Get Real! Silicone Sucks,” New Weekly, June 9, 1997, p. 49
  • 3. “You can change your looks,” For Me, June 9, 1997, p. 12
  • 4. saline
  • 5. “I’ve Had Eleven Operations,” Cosmopolitan Cosmetic Surgery Special, nd, p. 84
  • 6. Douglas, M. 1992. Risk and Blame: Essays in Cultural Theory. London and New York: Routledge
  • 7. Lupton, D. 1995. The Imperative of Health: Public Health and the Regulated Body. London: Sage
  • 8. “I Did It All For Antonio,” Australian Women’s Weekly, August 1997, p. 11
  • 9. “Plastic Surgery: what if you could try before you buy?” Cleo, July 1992, p. 76
  • 10. “Breast Implants: Beauty or Barbarity?” Ita, February 1992, p. 23
  • 11. “Men Who Have Cosmetic Surgery,” Cleo, December 1993, p. 20

Fraser, Suzanne. “Chapter 6: Agency Made Over? Cosmetic Surgery and Femininity in Women's Magazines and Makeover Television”. Cosmetic Surgery: A Feminist Primer. Ashgate Publishing Ltd: 2009. Permission to reprint granted by Ashgate Publishing Ltd.

Suzanne Fraser is Senior Lecturer in the Centre for Women’s Studies and Gender Research, School of Political and Social Inquiry, Faculty of Arts, Monash University. Her research focuses on intersections between the body, technology, and gender, and explores areas as diverse and connected as drug use, obesity, gambling, and blood-borne viruses.

This chapter explores the relationship between cosmetic alteration and women’s agency. Fraser explores not only the assumption that women are participating in these transformations for others, but for their own self-respect and happiness.

نظرات (1)

سلام مطلب كه خيلي جالب بود ولي ترجمه اصلا فارسي نبود براي همين خواندن مقاله سخت بود يعني فكر كنم كسي مطلب را ترجمه كرده كه با وجود زحمتي كه كشيده زياد با فارسي علمي امروزي آشنايي نداره
کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰