۱۰ خرداد ۱۳۹۲

یک واژن بی‌نقص به فروش می‌رسد

ویرجینیا براون

مترجم: گلاره خوش‌گذران

وب‌سایت‌های جراحی زیبایی، هنجارهای اجتماعی و فرهنگی مختلفی را در ارتباط با احساسات جنسی زنان و اندام جنسی‌ آن‌ها ایجاد و تقویت می‌کنند و تلاش‌شان بر این است که تنوع در شکل اندام جنسی را آسیب‌شناسانه کنند و به شکل بیماری دربیاورند.

این وب‌سایت‌ها یک زن دگرجنس‌گرای فرضی را که زندگی‌ او حول محور آمیزش جنسی می‌گردد، مخاطب خود قرار می‌دهند. در برخی از موارد حتی تلفیقی از «جنبه شهوانی لذت جنسی» با یک واژن غیر «شُل» وجود دارد که لذت جنسی و شهوانی را به دخول، سایش و جاگیری تنگ و سفت محدود می‌کند. در اینجا تصور می‌شود که برای زنان، جای لذت در درون واژن است.1

لب‌های واژن2 در بحث از موضع فیزیولوژیک جنسی (به جای موضع روانشناختی جنسی)، به شکلی تصویر می‌شوند که گویی «مزاحم» عمل جنسی هستند؛ هرچند به گفته یکی از وب‌سایت‌ها، آن‌ها هیچ پتانسیل جنسی ندارند (بنابراین عمل جراحی به لحاظ جنسی هیچ خطری ندارد).3 «لب های داخلی واژن، نقشی در فرایند برانگیزش جنسی ندارند». تعیین حدود کردن برای مشکلات جنسی، تحریک‌ها و لذت یکی از مشخصه‌های این سایت‌ها است. آن‌ها برای زنان واژه‌نامه‌ای از مشکلات ممکن و جاهای آن را در بدن تهیه می‌کنند.

وب‌سایت‌های جراحان پلاستیک، مشغول تعیین مرزهای «غلط» و «درست» برای ریخت شناسی اندام جنسی هستند. با وجود کلیدی بودن روانشناسی در این مسئله، برای این وب‌سایت‌ها جنبه مادی بدن مسئله‌ساز است. مشکل‌ها مشخص هستند: یک واژن «بزرگ و کش‌ آمده» با «عضلات واژنی ضعیف و شل»، نشان دهنده «از دست رفتن معماری ساختاری بهینه واژن» است که به وضوح نیاز به «بازگشت به حالت اولیه خود» دارد؛ لب‌های خارجی واژنی که «نازک شده»، «چروکیده» یا «صاف یا کوچک» شده باید ترمیم شود؛ لب‌های داخلی واژن «بزرگ یا نامتقارن» یا «اندکی قطور» یا «با نوک‌هایی که تیره شده‌اند» باید «تصحیح» شوند. مفهوم «بزرگ» یا «درشت»، مختصرنویسی برای لب‌های داخلی واژنی است که از لب‌های خارجی واژن بیرون می‌زنند، و بیرون‌زدگی4 به وضوح در این وبسایت‌ها به عنوان یک حالت مشکل‌دار شناخته می‌شود. در برخی از این سایت‌ها بیرون‌زدگی با انتساب به «غیرطبیعی» بودن ـــ مثل «ظاهر غیرمعمول و بیرون‌زده» ـــ به عنوان امری اساسا (به لحاظ زیبایی شناختی) غیرطبیعی نشان داده می‌شود.5

تعیین حالت‌های «معیوب» حالت‌های مطلوبی را پیش رو می‌گذارد، و نتایج دلخواه و واقعی این عمل‌های «زیباسازی» هم دائما تعیین می‌شوند. آنچه لازم است لب‌های داخلی «کوچک، زیبا و راحت» است با «اندازه و شکلی شیک‌تر، باریک‌تر، راحت تر و مورد پسندتر». «برای ایجاد» سایش، نیاز به یک واژن «تنگ» است. یک گفتمان کلیدی در اینجا، بحث «سرزندگی» است: فرج6 «قشنگ» یک فرج جوان است؛ واژن جوانی که احساس «سرزندگی» می‌دهد. این ارزش‌گذاری جوانی که هم حول گفتمان عمل جراحی زیبایی و هم فرهنگ مصرف‌گرا می‌گردد،7 آناتومی و زیبایی‌شناسی را به نقطه مشخصی از توسعه‌یافتگی پیوند می‌دهد، به طوری که هرگونه تغییری پس از آن بد است. با توجه به این‌که پیر شدن اجتناب‌ناپذیر است، این گفتمان موفق می‌شود یک مجموعه بی‌انتها ازمشتریان را برای جراحان فراهم کند.

زبان یک مقطع ظریف و ماهرانه‌ای را فراهم می‌کند که در آن «حقیقت» و «واقعیت» ساخته می‌شوند. استفاده از زبان «دوپهلو»، مخاطب را در پذیرش حد و مرزهای تعیین شده برای معایب، دودل می کند. علی‌رغم اینکه یک واژن «شل»، لب‌های خارجی «آویزان»، یا لب‌های داخلی «درشت» و «کلفت»، معمولا به صورت حقایقی بدیهی مطرح می‌شوند، این صفات را مطلقا نمی‌توان حقایقی بدیهی دانست: آیا هر اندازه‌ای از «بیرون زدگی» عیب است؟ چقدر «عدم تقارن» قابل قبول است؟ منظورمان از «شل» چیست؟ این صفت‌ها نیاز به یک معیار مقایسه‌ای دارند تا معنا‌دار شوند: این مفاهیم را تنها در قیاس با یک حالت مشخص (و به طور تلویحی درست) می‌توان دارای معنا دانست. لب‌های داخلی واژن که «کوچک»، «متقارن» یا «جمع و جور» هستند تبدیل به یک استاندارد طبیعی می‌شوند که لب‌های «درشت» از آن تخطی می‌کنند. وب‌سایت‌ها به ندرت معیاری از آنچه که واقعاً «بزرگ»8 یا «کلفت» یا «شل» محسوب می‌شود، ارائه می‌دهند. حتی زمانی که این «غیر طبیعی بودن» تعریف می‌شود ـــ مثلا لب‌های واژنی «بزرگ‌تر از سایز طبیعی»، «به صورت غیرمتعارف بزرگ» یا «هیپروتروفیک»9 توصیف می‌شود ـــ همچنان هیچ اشاره مشخصی به اینکه این «شرایط» دقیقا به چه معنی هستند نمی‌شود. به این ترتیب، طیفی از اشکال مختلف را قابل درمان معرفی می‌کنند که نتیجه‌اش دعوت زنان به معالجه یا ایجاد اضطراب در آنان است.

یکی از آثار چنین توصیف‌های دوپهلویی این است که به طور مثال، هرگونه برآمدگی در لب‌های واژن به طور بالقوه تبدیل به یک ناهنجاری در آناتومی می‌شود. این توضیحات دوپهلو در کنار توصیفاتی که‌ از وضعیت مطلوب10 ارائه می‌شود، همراه با شرم موجود نسبت به واژن، دل‌‌نگرانی11 و دلایل وسیع‌تر اجتماعی فرهنگی دست در دست هم باعث می‌شوند (یا دعوت می‌کنند) که فرد به خاطر اندازه‌ها و اشکال مشخصی از لب‌های واژنی به لحاظ روانی احساس «ناهنجاری» و معذب بودن بکند. متفاوت بودن تبدیل به عیب می شود. به این ترتیب،‌ در حضور وب‌سایت‌هایی که لب‌های واژنی «سرحال» را به عنوان «عادی» و مورد پسند و دلهره‌های مربوط به واژن را به عنوان چیزی که «بسیاری از زنان» تجربه می‌کنند، نشان می‌دهند، دوپهلویی زبانی باعث می‌شود که خیلی از زنان احتمالا تصور کنند که اندام جنسی‌ آنان «غیر عادی» است و بعد دلشان بخواهد به دنبال «تصحیح» آن از طریق عمل جراحی بروند. جراحان با کمک چنین ابهامی دلهره ایجاد می‌کنند و دایره مشتری‌های بالقوه خودشان را هرچه گسترده‌تر می‌کنند.

استعلاجی کردن و عیب‌سازی حالت‌هایی خاص٬ به طرق دیگری هم اتفاق می‌افتد. از زبان و عبارت‌های نظیر نسج «بیش از حد» واژنی یا لبی، «پوست زاید» و «مخاط واژنی مازاد» استفاده می‌شود. سخن از بدن‌های آسیب‌دیده و ترمیم آنها است: «تصحیح» یا «معالجه» یک «وضعیت» قابل تشخیص یا یک «عیب» که از عامل مشخصی ناشی می‌شود. به این ترتیب عمل جراحی زیبایی اندام جنسی زنانه به عنوان یک عمل جراحی مشروع با کارکردی «ترمیمی یا درمانی» تعریف می‌شود. عوامل اصلی این «آسیب»، بالا رفتن سن و زایمان است هرچند از صدمه دیدن، کاهش وزن و عوامل ژنتیک هم به جای خود یاد می‌شود.

این زبان زوال ـــ «لب‌های داخلی یا خارجی واژنی پلاسیده یا کاهیده» ـــ جای تردیدی باقی نمی‌گذارد که پیر شدن بد است. جراحی برای «ترمیم» و «سرزنده کردن» است، بازگرداندن جوانی‌ که واژن پیش از عمل جراحی را به عنوان حالت آسیب دیده یا نادرست و غیرطبیعی نشان می‌دهد. عمل جراحی آن‌ها را به حالت درست (بهتر از قبل) بر می‌گرداند. حاصل سخن جراحان حکایتی است که در آن حالت‌های آناتومیک و زیبایی‌شناختی مشخصی، درست است و همانی است که یک زن باید به دنبالش باشد؛ حکایتی که در آن بدن زن یک میدان جنگ است میان این حالت و حالت معمول؛ و همه نیروهای زندگی روزمره بیسج شده‌اند تا بدن او را نابود سازند. به این ترتیب این گفتمان، با تثبیت اندام جنسی زنانه به مثابه عضوی آسیب‌پذیر12 که به طور پیوسته در حال از دست دادن «کمال بهینه معماری» خود است، طبیعت زنان را به یک مشکل بالقوه (اگر نگوییم بالفعل) تبدیل می‌کند؛ هر چند برای این مشکل، راه حل هم ارائه می‌کند. این وب‌سایت‌ها سعی دارند با پزشکی کردن روند تغییر ظاهر اندام جنسی زنان، این تغییرات طبیعی را که ناشی از بالا رفتن سن (و زایمان) است، به ضایعه‌ای تبدیل کنند که نیاز به مداخله جراح دارد. خلاصه پیغام‌شان این است که زنان نمی‌توانند از اندام جنسی‌ خود آسوده خاطر باشند. زنان در بستر یک گفتمان (به لحاظ فرهنگی بسیار فراگیر) از مخاطره قرار داده شده‌اند؛ در اینجا خطر برای خود زنان از سوی بدن‌هایشان ایجاد می‌شود.

یکی از شیوه‌های دیگری که «انحراف» واژنی ساخته و تعریف می‌شود، استفاده از عکس‌های پیش از عمل و پس از عمل است که در ده وبسایت (غالباً آمریکایی) دیده می‌شود؛ این عکس‌ها در عین حال که «مهارت» جراح را نشان می‌دهند، فرج‌های مورد پسند و ناپسند را هم به تصویر می‌کشند. در جهانی مملو از تصاویر که ضمنا همه در حال نظارت بر خود هستند، هر زنی می‌تواند به این تصاویر «پیش از جراحی» نگاه کند و اگر تشابهی بین اندام جنسی خود با این عکس‌ها ببیند، احتمالا با تجدید نظر در تجربه و تعریفی که تاکنون از اندام جنسی خود داشت، آن‌را ناپسند و معیوب ارزیابی کند.

او با ریخت‌شناسی فرجی «مطلوب» آشناست: فرج «تمیز»، «شسته رفته»، جمع و جور، تقریبا نابالغ13، «شکافِ تر و تمیز»14 این «زیبایی شناسی تر و تمیز، شُلی و برآمدگی را به عنوان گشاده‌دستی‌های بد منظر گوشت بدن یا یک توده درهم برهم نشان می‌دهد».15 به این ترتیب جمع‌ وجور بودن فرج جراحی شده و واژن تنگ شده، آن را در نقطه مقابل بدن بدریخت شُل و وِل و آویزانی قرار می‌دهد که فرج «کثیف» و واژن شل نماد آن است؛ تصویری که ظاهرا ذهن خیلی از زنان را به خود مشغول می‌کند. از این منظر، این عکس‌ها از گفتمان فرهنگی وسیع‌تری که حول حالت‌های مطلوب و نامطلوب فرج/واژن وجود دارد منفک نیستد. به علاوه باید به این تصاویر، در کنار فرج‌های تصاویر پورنوگرافی که در سال‌های اخیر16 عادی شده‌اند فکر کرد و این همان جایی است که زنان، فرج مطلوب17 را می‌بینند و تشخیص می‌دهند. یکی از این وب‌سایت‌ها می‌گوید: «خیلی ها از ما مثالی از یک فرج می‌خواهند که به لحاظ زیبایی شناختی خوشایند باشد. ما برای پاسخ این سوال سراغ بیماران‌ خود رفتیم و آن‌ها گفتند بازیگران پلی-بوی.»

من قبلا راجع به این که چگونه بعضی گونه‌های اندام جنسی به عنوان بیمار یا «معیوب» و بعضی دیگر مورد‌پسند معرفی می‌شوند، توضیح داده‌ام. از طریق چنین ساختارهای استدلالی، عمل جراحی زیبایی به عنوان یک تمایل معقول و منطقی نشان داده می‌شود و توسل به علم روانشناسی هم این روند را سرعت می‌بخشد.

  • 1. هال (2001) در اینجا این نکته را مطرح می‌کند که عمل‌های زیبایی اندام جنسی زنان، هم اهمیت دخول واژنی را در لذت جنسی زنان تقویت می‌کند و هم بدن‌ زنان را مجبور به تبعیت از انتظارهای فرهنگی می‌کند؛ بدن را برای سکس تطبیق می‌دهند به جای اینکه سکس را با بدن تطبیق دهند. برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به:
    Hall, L. A. 2001. “The Clitoris,” in The Oxford Companion to the Body edited by C. Blakemore and S. Jennett. Oxford: Oxford University Press, 160–162
    Braun, V. 2005. “In Search of (Better) Female Sexual Pleasure: Female Genital ‘Cosmetic’ Surgery.” Sexualities, 8(4), 407–24
  • 2. labia minora
  • 3. خطرهای جنسی یا دیگر خطرهای احتمالی ناشی از عمل جراحی [در این سایت‌ها] محل بحث جدی نبود. برخی از وب‌سایت‌ها به مجموعه‌ای از خطرهای احتمالی اشاره می‌کردند، اگر چه از دید آنها «خطر» به معنای چیزی بود که باید حضوری با جراح خود در میان بگذارید ــ یعنی چیزی که بعدا باید به آن فکر کرد (شاید زمانی که تصمیم شما برای عمل قطعی‌تر شده است؟) عمل جراحی را در مجموع «نسبتا جزئی» و در نتیجه نسبتا کم خطر توصیف می‌کردند. این کم نشان دادن خطر در جاهای دیگر هم در ارتباط با عمل‌های زیبایی مشاهده شده است. برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به:
    Rothman, S. M. and Rothman, D. J. 2003. The Pursuit of Perfection: The Promise and Perils of Medical Enhancement. New York: Vintage
  • 4. protrusion
  • 5. Lloyd, J., Crouch, N. S., Minto, C. L., Liao, L.-M., and Creighton, S. 2005. “Female Genital Appearance: ‘Normality’ Unfolds.” British Journal of Obstetrics and Gynaecology, 112, 643–6
  • 6. vulva
  • 7. Featherstone, M. 1991. “The Body in Consumer Culture,” in The Body: Social Processes and Cultural Theory edited by M. Featherstone, M. Hepworth, and B. S. Turner. London: Sage, 170–96
  • 8. یک وب‌سایت در آمریکا، ۵ تا ۶ سانتیمتر را نهایت بیرون‌زدگی می‌داند «در برخی موارد...» که عموما با داده‌های تحقیق لوید و همکارانش که با مطالعه بدن ۵۰ زن گردآوری شده مطابقت دارد، در حالی که یک وب‌سایت دیگر عکسی را نشان می‌دهد که در آن لب‌های واژن کش آمده در کنار یک خط‌کش است و کمی بیشتر از ۳ سانتیمتر را نشان می‌دهد. برای مطالعه تحقیق لوید، مراجعه کنید به:
    Lloyd, J., Crouch, N. S., Minto, C. L., Liao, L.-M., and Creighton, S. 2005. “Female Genital Appearance: ‘Normality’ Unfolds.” British Journal of Obstetrics and Gynaecology, 112, 643–6
  • 9. hypertrophic
  • 10. پیشینه فرهنگی طولانی که از ارتباط دادن لب‌های داخلی واژن «درشت» با آسیب‌شناسی و انحراف وجود دارد. برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به:
    Gilman, S. L. 1985. Difference and Pathology: Stereotypes of Sexuality, Race and Madness. Ithaca, NY: Cornell University Press.
    Terry, J. 1999. “Anxious Slippages between ‘Us’ and ‘Them’: A Brief History of the Scientic Search for Homosexual Bodies,” in Deviant Bodies: Critical Perspectives on Difference in Science and Popular Culture edited by J. Terry and J. Urla. Bloomington, IN: Indiana University Press, 129–69
  • 11. Davis, S. W. 2002. “Loose Lips Sink Ships.” Feminist Studies, 28(1), 7–35.
    Green, F. J. 2005. “From Clitoridectomies to ‘Designer Vaginas’: The Medical Construction of Heteronormative Female Bodies and Sexuality through Female Genital Cutting.” Sexualities, Evolution & Gender, 7(2), 153–87
  • 12. Braun, V. and Wilkinson, S. 2001. “Socio-Cultural Representations of the Vagina.” Journal of Reproductive and Infant Psychology, 19, 17–32.
    Braun, V. and Wilkinson, S. 2003. “Liability or Asset? Women Talk About the Vagina.” Psychology of Women Section Review, 5(2), 28–42
  • 13. Manderson, L. 2004. “Local Rites and Body Politics: Tensions Between Cultural Diversity and Human Rights.” International Feminist Journal of Politics, 6(2), 285–307
  • 14. Davis, S. W. 2002. “Loose Lips Sink Ships.” Feminist Studies, 28(1), 7–35
  • 15. Frueh, J. 2003. “Vagina Aesthetics.” Hypatia, 18(4), 137–58
  • 16. Häggström-Nordin, E., Sandberg, J., Hanson, U., and Tydén, T. 2006. “‘It’s Everywhere!’ Young Swedish People’s Thoughts and Reections About Pornography.” Scandinavian Journal of Caring Sciences, 20, 386–93
  • 17. Braun, V. 2005. “In Search of (Better) Female Sexual Pleasure: Female Genital ‘Cosmetic’ Surgery.” Sexualities, 8(4), 407–24

Braun, Virginia. “Chapter 8: Selling the "Perfect" Vulva”. Cosmetic Surgery: A Feminist Primer. Ashgate Publishing Ltd: 2009. Permission to reprint granted by Ashgate Publishing Ltd.

Virginia Braun is a Senior Lecturer in Psychology at The University of Auckland. Her research is located within feminist and critical psychology, and focuses on topics related to sex, sexual health, and female genital cosmetic surgery.

Virginia Braun contributes to the topic of sociocultural norms surrounding women’s sexuality and genitalia. She includes the growing phenomena of medicalization in regards to sexuality, as women desire a more “perfect” anatomy in response to surgical discourse.

نظرات (1)

با سلام.این عملیات تجاری و به اصطلاح زیبایی شناختی!که البته منشا همه انها یک حس زود گذر و یک هوس مردانه بیش نیست _که از بستر یک غریزه حیوانی برمیخیزد و مورد سواستفاده جراحان قرار میگیرد نشان دهنده این است که متاسفانه در اولین و اخرین ارمانشهر بشری (usa) اصطلاح feminism فقط یک ادعا و یک ابزار در اختیار دولتها و دولتمردان است.گویی یک بار دیگر لازم است (جان لاک_همیلتون_واشنگتن_جفرسون_لینکلن_و......)از خواب برخیزند!!! به راستی که به قول البر کامو:(ازادی بیش از حد عدالت را به سخره میگیرد!) و گویا ارمانشهر دیگر دهکده و سیاستکده ای بیش نیست!و ای کاش نام فمینیسم این نبود تا این همه حساسیت برنیانگیزد.ای کاش!!! با تشکر
کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰