۱۰ خرداد ۱۳۹۲

خار فمینیستی در چشم زن آسیایی

کرسیدا هیس

مترجم: نسیم گل‌کو

هر تلاشی برای توصیف قیافه‌شناسی افراد گروه‌های مختلف قومی می‌تواند موجب خلق طبقه‌بندی‌های غیر واقعی بشود، اما روایت رایج در مورد این ویژگی آناتومیک این است که بیشترافراد غیرآسیایی ابتدا دو پلک دارند (در واقع یک پلک و یک چین)، گرچه به تدریج و با افزایش سن که پوست دور چشم افتادگی پیدا می‌کند، این چین محو می‌شود.

بسیاری از آسیایی‌ها از جمله ژاپنی‌ها، کره‌ای‌ها و چینی‌ها به طور طبیعی چین پلک دارند؛ ولی این چین نسبت به غیر آسیایی‌های جوان اغلب کمتر قوسی و بیشتر نزدیک به خط مژه است. جراحی به این صورت است که با ایجاد یک برش در پلک بالایی بخشی از چربی و پوست خارج می‌شود و بخیه طوری زده می‌شود که هر گاه تاندون‌های متصل به پلک کشیده می‌شوند تا چشم را باز کنند، یک چین شکل بگیرد. البته جراحی پلک با اثری مشابه در غیرآسیایی‌ها هم متداول است، اما به دلیل ساختار آناتومی متفاوت در این گروه، با تکنیکی متفاوت انجام می‌شود. ضمن این‌که دلیل عمل جراحی، بیشتر بالا رفتن سن است تا قومیت. تاثیر زیبایی‌شناسانه این عمل در هر دو حالت ایجاد تصور داشتن چشمانی درشت‌تر و گردتر است.

من این مثال را به این دلیل پیش کشیدم که بسیاری صاحب‌نظران (از جمله دیویس) جراحی پلک آسیایی را بهترین نمونه جراحی زیبایی می‌دانند: همیشه اولین مثال است، و هدف سخت‌ترین انتقادها و موردی که به جای هر عمل جراحی «قومی» به کار می‌رود. مقاله‌ای که بیش از هر متن فمینیستی در مورد جراحی زیبایی به آن ارجاع می‌شود، مقاله اوگنیا کاو است به نام "به دنبال درمان برای ویژگی‌های ظاهری نژادی: زنان آسیایی-آمریکایی و جراحی زیبایی"، مقاله‌ای در سال ۱۹۹۳ که بهترین تحقیق سال در فصلنامه انسان‌شناسی پزشکی شد. این مقاله بارها در کتاب‌های درسی در حوزه سیاست بدن تجدید چاپ شده است و ۱۵ سال پس از نگارش آن (که در جراحی پلاستیک قرنی به حساب می‌آید) همچنان بسیاری آموزگاران آن را به عنوان نمونه‌ای برجسته از نگاه انتقادی فمینیستی در تفسیر نژاد و تغییر در تن انسان به دانشجویان خود معرفی می‌کنند.

کاو در مطالعه خود با ۱۱ زن آسیایی-آمریکایی در کالیفرنیا مصاحبه کرد. در بین این افراد ۹ نفر جراحی زیبایی بینی یا پلک انجام داده بودند و دو نفر آنها به فکر جراحی مکرر پلک بودند. او همچنین با پنج جراح زیبایی در بی اریا1 مصاحبه کرد و مطالبی را که در این زمینه، چه در متون پزشکی، چه تبلیغ و چه ادبیات عامه منتشر شده بود، مرور کرد. کاو در جمع‌بندی چنین استدلال می‌کند:

تصمیم به انجام عمل جراحی زیبایی برای زنان آسیایی-آمریکایی تلاشی است برای فرار از پیش داوری‌های پایدار نژادی که کلیشه‌های رایج در مورد ویژگی‌های جسمی و ژنتیکی آنان مثل چشم‌های ریز، مورب و بینی پهن را با ویژگی‌های رفتاری منفی مثل انفعال، ملال‌آور بودن و قابل معاشرت نبودن مرتبط می‌کند. پزشکی، به عنوان یک عامل هنجارساز، با دامن زدن ظریف و گاهی ناخودآگاه به ایدئولوژی‌های نژادی و جنسیتی، با جامعه مصرف زده‌ای که خود نیز بخشی از آن است، همراه و هم‌صدا می‌شود و زنان آسیایی آمریکایی را تشویق می‌کند بدن خود را برای هماهنگ شدن با هنجارهای قوم-محور به تیغ بسپارند. 2

با در نظر داشتن بحث‌هایی که پس از این مقاله در ادبیات فمینیستی با موضوع جراحی زیبایی شکل گرفت، دو ویژگی کار کاو در خور توجه است. اول، هر جا از مصاحبه شوند‌ه‌ای نقل قول می‌کند، تنها برای رد توضیحات و توجیهات خود اوست. کاو تعبیر مصاحبه شونده را با تفسیر خودش رد می‌کند:

با وجود این‌که زنان تحقیق من جراحی زیبایی را به عنوان ناقص کردن خود نمی‌بینند، بررسی عوامل ساختاری و فرهنگی که بر تصمیم آن‌ها برای تغییر بدن‌هایشان به این شکل اساسی تاثیر گذاشته، نشان می‌دهد که آن‌ها بدن خود را همان طور که هست دوست ندارند و احساس در حاشیه بودن دارند. این زنان از طرفی احساس می‌کنند این انتخاب آزادانه و فردی جزئی از آمریکایی بودن آن‌هاست. برخی معتقد هستند که کارشان به معنای هم‌رنگ شدن با معیارها (فمینیسم، غربی یا چیز دیگر) نیست. گروهی دیگر می‌گویند معیارهای زیبایی خود را تجسم بخشیده‌اند. اما اغلب قبول داشتند که تصمیم آن‌ها نتیجه این ذهنیت بوده که به عنوان زن باید تا جایی که ممکن است زیبا باشند و این‌که ظاهر جدیدشان کم‌تر شبیه چهره آسیایی‌هاست.

در جای دیگر کاو تاکید می‌کند که «همه زنان می گفتند به آسیایی-آمریکایی بودن خود افتخار می‌کنند» و« نمی‌خواهند سفید به نظر بیایند»، همچنین تقریبا تمام زنان تاکید داشتند که «ناخشنودی آنان از چشمان و بینی‌هایشان یک امر شخصی بوده و به هیچ وجه به دنبال ویژگی‌های سفیدپوست‌ها3 نبوده‌اند.» برخی از این هم فراتر رفته‌اند. برای مثال «نینا می گفت از نتیجه جراحی سه سال پیشش راضی نبوده، چرا که جراح چشم‌هایش را زیادی گرد و شبیه سفیدپوست‌ها کرده است.»4

کاو به این پاسخ خاص بیش از این نمی‌پردازد و در عوض به تفسیر کلی فمینیستی‌ خود بازمی‌گردد: بعد از تقل قول از زنانی که می‌گویند نمی‌خواهند خواب‌آلود، ‌کودن یا منفعل به نظر بیایند، نتیجه می‌گیرد «روشن است که زنان آسیایی آمریکایی پژوهش من از این رو به دنبال جراحی زیبایی روی پلک‌ها و بینی‌هایشان می‌روند که در ذهن خود ویژگی‌های ظاهری نژادشان بار منفی دارد.» کاو موضع خود را با گزاره‌ای بسیار کلی‌تر، شبیه به نظریات فمینیستی رادیکال محققانی چون شیلا جفریس و جنیس ریموند جمع‌بندی می کند: «کارهایی مانند عمل جراحی زیبایی نه به معنای بها دادن به بدن که ناقص کردن آن است. رفتاری ‌که نتیجه بی‌ارزش شمردن خود و متاثر از روابط تاریخی میان گروه‌های اجتماعی و میان فرد و جامعه‌‌ است.»

کاو با اشاره به اولین مقاله دیویس5 درباره جراحی زیبایی و عاملیت زنان می‌گوید، می‌داند که بسیاری به خاطر «نادیده گرفتن یا کوچک شمردن تصمیم زنانی که می‌خواهند جراحی زیبایی کنند» با او مخالفت خواهند کرد. موضع او در قبال این مساله پیچیده قوم شناسانه پاراگرافی است نسبتا بی‌ارتباط با بقیه استدلالش که در آن می‌نویسد:

زنان پژوهش من عموما پیش از تصمیم به عمل زیبایی همه جوانب آن را در نظر گرفته‌اند. چنین تصمیمی معمولا پس از مدت‌ها سبک سنگین کردن فشار روانی ناشی از خودکم‌بینی پیش از عمل جراحی، در برابر مزایای اجتماعی که ویژگی‌های ظاهری جدید ممکن است به ارمغان بیاورند، گرفته می‌شود. شمار قابل توجهی از این زنان آگاه بودند که پشت این حس نیاز به تغییر ساختارهای پیچیده قدرت در کارند که به بدن آن‌ها جایگاهی پایین‌تر از بقیه می‌بخشند. و با این حال خودشان با تصمیم به عمل زیبایی این ساختارها را بازتولید می‌کنند.

حس ناخوشایندی که از خودآگاهی به ساختار قدرت حاکم بر معیارهای زیبایی‌شناسی و تردید درباره تسلیم شدن در برابر آن‌ها در این زنان ایجاد می‌شود - چیزی که دیویس بعدها آن را «دوراهی جراحی زیبایی» نامید - در یک صورت ممکن است کم شود: در صورتی که زن در نهایت بین عمل زیبایی و اذعان به ایدئولوژی تثبیت شده فرودست‌پنداری نژادی که محصول درونی شدن کلیشه‌های نژادپرستانه است و سرکوب میل به تیغ سپردن بدن را همراه خود دارد، اولی را انتخاب کند.

دوم، کاو بارها تاکید می‌کند که زنان آسیایی-آمریکایی که به دنبال جراحی پلک یا بینی هستند (البته به دومی به مراتب کمتر می‌پردازد) در انتخاب انگیزه‌های نژادی دارند، به شکلی که در سفیدپوستانی که به دنبال تغییر در بدن خود هستند به هیچ وجه دیده نمی‌شود. به بیان او، میل زنان آسیایی-آمریکایی «برای این‌که به واسطه عمل جراحی پلک، بانشاط‌‌تر و پرانرژی‌تر به نظر برسند، با انگیزه آمریکایی‌های سفیدپوست که می‌خواهند با کشیدن پوست یا لیپوساکشن جوان‌تر و شاداب‌تر به نظر برسند، تفاوت اساسی و کیفی دارد.» حیرت انگیزترین بخش استدلال کاو آن‌جاست که می‌گوید:

قیدهایی که آسیایی-آمریکایی‌ها در رابطه با شکل چشم و بینی حس می‌کنند، به وضوح با نارضایتی تقریبا همه آمریکایی‌ها از اضافه وزن و بالا رفتن سن تفاوتی کیفی دارد. همین‌طور با ناخشنودی بسیاری از زنان سفید یا غیرسفید از کوچکی یا بزرگی پستان‌های خودشان تفاوت دارد؛ چرا که این ویژگی‌هایی که آسیایی-آمریکایی‌ها بیشتر نگران آن هستند (چشم و بینی) مولفه‌های رایج تعریف هویت نژادی آن‌ها است. می‌توان گفت طرد کردن این ویژگی‌ها بی‌ارزش کردن نه فقط یک فرد که آسیایی-آمریکایی‌های دیگر هم هست. برای چنین تغییری، فرد باید ویژگی‌های گروهی را که فرهنگ‌شان غالب‌تر از فرهنگ خود اوست (انگلو-آمریکایی‌ها) تقلید یا حتی تحسین کند تا دست‌کم از این طریق در گروه اجتماعی خود متمایز باشد.

نویسنده‌های بعدی که درباره اخلاقیات و مناسبات حاکم بر عمل‌های زیبایی قومی نوشته‌اند،‌ عموما مدل کاو را دربست پذیرفته‌اند. در بسیاری موارد از کاو به شکلی یاد می‌شود که گویی کار او حالت مذهب‌گونه پیدا کرده است. برای مثال، هایکن در بررسی درخشان خود راجع به تاریخ نژادی جراحی زیبایی در آمریکا به کاو ارجاع می‌دهد و می‌گوید: «به رغم نظرهای مخالفی که جراحان و بیماران می‌دهند»، جراحی زیبایی در میان آسیایی-آمریکایی‌ها به چیزی بیش از استانداردهای عینی زیبایی بستگی دارد... رمزگشایی از واژگانی که آسیایی‌ها برای صحبت کردن در مورد جراحی پلک به کار می‌گیرند نشان می‌دهد که این‌جا نژاد و معانی اطلاق‌شده به آن مساله اصلی است.»6

سوال اساسی کاترین پادمور در کتاب «بدن برتر: جراحی زیبایی، چهره‌شناسی، و پاک کردن تفاوت‌های بصری» این است که «چگونه نمونه‌های تغییر در صورت که در این گفتمان دیده می‌شوند، ممکن است بر ذهنیت‌ یا ذهنیت‌های موجود اثر بگذارند.»7

تمرکز پادمور بر جراحی زیبایی پلک است و بارها از کاو نقل قول می‌کند. در نهایت، سارا گورینگ هم در کتاب «انطباق از طریق جراحی زیبایی: زدودن نژاد و معلولیت به واسطه پزشکی» موضع کاو را در نتیجه‌گیری خود تکرار می‌کند و می‌گوید جراحی زیبایی «عملی مهلک است که تنوع را از میان می برد.»8

مشخص نیست چرا استدلال‌های کلی او راجع به جراحی‌های زیبایی «نژادی» و جراحی‌هایی که هدف‌شان پاک کردن نشانه‌های معلولیت است (مثالی که می آورد جراحی روی صورت کودکانی است که سندرم داون9 دارند)، در مورد انواع دیگر جراحی زیبایی صدق نمی‌کند. یا چرا ننگ اخلاقی تنها متوجه این نوع از عمل جراحی است و نه انواع دیگر تغییراتی که به خاطر معیارهای زیبایی‌شناسانه بر بدن اعمال می‌شود.

پیش‌فرض اساسی موجود در تمام استدلا‌ل‌های من این است که تحلیل فمینیستی جراحی زیبایی قومی باید از مطالعات انتقادی نژاد سفید که در حوزه‌های دیگر مطالعات فمینیستی هم به کار گرفته می‌شود، درس بگیرد.10 این درس‌ها ممکن است ما را به سمتی سوق دهد که بررسی کنیم چگونه زنان سفیدپوست می‌توانند به کمک جراحی زیبایی برخی ویژگی‌های «قومی» را برای جذابیت بیشتر به خود بیافزایند، بدون آن‌که با سرکوبی که متوجه اکثر تن‌های فرودست است، روبه‌رو باشد.

وقتی افراد سفیدپوست پس از عمل جراحی با لب‌های برجسته یا باسن «لاتین» شبیه باسن جنیفر لوپز دیده می‌شوند، کسی نمی‌گوید آن‌ها به لحاظ نژادی تغییری کرده‌اند. درحالی‌که انتخاب‌ آنان هم نوعی تغییر نژادی دارد که مدل کاو آن را کاملا نادیده می‌گیرد. حتی در جراحی‌هایی که هدف آن سفیدتر کردن سفیدهاست، مثل عمل ظریف روی بینی‌هایی که نشانی از پیشینه مدیترانه‌ای یا خاورمیانه‌ای دارد، می‌توان مواضع اخلاقی گرفت. در نبود چنین تحلیلی، مدل کاو، دینامیکی را که دیویس شناسایی کرده بود، ادامه می‌دهد؛ یعنی به کسانی که پیش از هر چیز با قومیت خود شناخته می‌شوند، گناهی دوچندان نسبت می‌دهد: دامن زدن به نگاه نژادپرستانه. به این ترتیب زمینه را برای منتقدان فراهم می‌کند تا به رنگین پوستان بیشتر از دیگران انگ سست اخلاقی بزنند.

نویسندگانی که من در این مقاله به آن‌ها پرداختم، در تحلیل‌های خود به صنعت زیبایی و فضای رسانه‌ای حول آن هم اشاره می‌کنند و برای این ساختارها هم تقصیری هرچند کوچک در بازتولید نرم‌های نژادپرستانه قائل هستند. اما در نهایت ذره‌بین روی افرادی است که به دنبال عمل زیبایی رفته‌اند و مرتکب خیانت نژادی شده‌اند. چنین رویکردی موجب می‌شود نقش روشن ساختارها و بازیگران دیگر در بازتولید و دوام نژادپرستی نادیده گرفته شود، از جمله نقش سفیدپوستانی که عمل جراحی زیبایی می‌کنند.

  • 1. Bay Area یا منطقه خلیج ایالت سانفرانسیسکو
  • 2. Kaw, Eugenia. 1993. “Medicalization of Racial Features: Asian American Women and Cosmetic Surgery,” Medical Anthropology Quarterly, 7(1), 74–89
  • 3. Caucasian
  • 4. Kaw, Eugenia. 1994. “‘Opening’ Faces:’ The Politics of Cosmetic Surgery and Asian American Women,” in Many Mirrors: Body Image and Social Relations edited by Nicole Sault. New Brunswick, NJ: Rutgers University Press, 241–65
  • 5. Davis, Kathy. 1991. “Remaking the She-Devil: A Critical Look at Feminist Approaches to Beauty.” Hypatia, 6(2), 21–43
  • 6. Haiken, Elizabeth. 1997. Venus Envy: A History of Cosmetic Surgery. New York: Johns Hopkins University Press
  • 7. Padmore, Catherine. 1998. “Signicant Flesh: Cosmetic Surgery, Physiognomy, and the Erasure of Visual Difference(s).” Lateral: A Journal of Textual and Cultural Studies 1. Available at: http://pandora.nla.gov.au/pan/10233/20010602-0000/ www.latrobe.edu.au/www/english/lateral/Issue1998-1/index.html
  • 8. Goering, Sara. 2003. “Conformity through Cosmetic Surgery: The Medical Erasure of Race and Disability,” in Science and Other Cultures edited by Robert Figueroa and Sandra Harding. New York: Routledge, 172–88
  • 9. Down syndrome
  • 10. Frankenburg, Ruth. 1993. White Women, Race Matters: The Social Construction of Whiteness. Minneapolis: University of Minnesota Press

Heyes, Cressida J. “Chapter 11: All Cosmetic Surgery is "Ethic": Asian Eyelids, Feminist Indignation, and the Politics of Whiteness”. Cosmetic Surgery: A Feminist Primer. Ashgate Publishing Ltd: 2009. Permission to reprint granted by Ashgate Publishing Ltd.

Cressida J. Heyes is Canada Research Chair in Philosophy of Gender and Sexuality at the University of Alberta, Canada, where she writes and teaches in feminist and political philosophy, queer theory, and theories of embodiment.

Heyes explores the topic of Asian eyelid surgery and the social and racial context in which cosmetic surgery operates. She writes about the racialized standards into which cosmetic surgery utilizes to unequally project itself onto people of color, as it simultaneously dictates what is aesthetically “desirable” in this culture.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰