مرداد ۱۳۹۲

ابوغریب: نقض تمامیت جسمی زندانیان

مری آن تترو

یکی از نقاشی‌های فرناندو بوتر که در تحت تاثیر عکس‌های منتشر شده از شکنجه سربازان عراقی در ابوغریب کشید.

خبرهای مربوط به شکنجه زندانیان ابوغریب در عراق توسط نظامیان و ماموران اطلاعاتی آمریکا جهان را بهت‌زده کرد. شرح این ماجرا که نخستین بار در ماه مه ۲۰۰۴ میلادی در برنامه «۶۰ دقیقه» شبکه سی‌بی‌اس و پس از آن در رشته مقالات «سیمور هرش» در مجله «نیویورکر» در اختیار عموم قرار گرفت با عکس‌های خیره‌کننده از زندانیان برهنه همراه بود که برخی از آنان مجبور به تظاهر به اعمال جنسی شده بودند.

محافظه‌کاران برجسته آمریکایی تلاش کردند با گفتن این‌که اعمال نظامیانی که در این عکس‌ها دیده می‌شود صرفا شوخی‌های خارج از قاعده‌ای است که تنها برای رها شدن از فشار در شرایط سخت صورت گرفت است، از تاثیر عکس‌های منتشر شده بکاهند.

با این همه، تصاویر زندانیان ابوغریب حکایتی شرورانه‌تر از این را بازگو می‌کند. برخی عکس‌ها که اجساد افراد را تصویر می‌کرد، پیامی می‌داد که مضمون آن ترکیبی از پیروزی و آسودگی بود: دشمن من مرده است (و من همچنان زنده هستم). برخی از این عکس‌ها مشابه تصویرهایی بودند که نظامیان در جنگ‌های دیگر گرفته بودند؛ مانند عکس‌های سربازان از کشته‌های دشمن در جریان جنگ جهانی اول که مطابق آنچه در آن روزها مرسوم بود بر روی برخی از این تصاویر شعر و نثری پیروزمندانه نوشته می‌شد و برای خانواده‌ها و دوستان نیروهای متفقین فرستاده می‌شد. اما بیشتر عکس‌های ابوغریب از نوعی بود که سربازان پیشین به‌ندرت به انتشار آنها مبادرت می‌‌كردند. مانند ویدئوی اعدام شش زندانی مسلمان در شهر سربرنیتسا که در دادگاه میلوسویچ در لاهه به نمایش درآمد و در تابستان سال ۲۰۰۵ میلادی بارها در شبکه‌های تلویزیونی منطقه بالکان پخش شد، یا تصاویر سربازان آمریکایی در کنار پشته‌ای از اجساد کشاورزان ویتنامی، یا تصاویر زندانیانی که پس از بازجویی با اصابت گلوله کشته و دفن شده بودند، یا تصاویری از اجساد مثله شده دشمن، همگی «نشان پیروزی و افتخار» شمرده می‌شوند که منظور از تهیه آن‌ها، توزیع و انتشار در سطح محدود است. داگلس کان در این‌باره می‌نویسد:

در شهرکی نظامی بزرگ شدم. در اواخر دهه ۶۰ میلادی در سال‌های دبیرستان عکس‌های زیادی از اجساد مثله شده، از ویت‌کنگ‌هایی که سر از بدنشان جدا شده بود و آلت تناسلی‌شان در دهانشان گذاشته شده بود، تصاویری که برادرهای بزرگتر دانش‌آموزان با خود آورده بودند و مخفیانه مانند ورق‌های بازی که پشتشان تصاویر برهنه بود و دیگر عکس‌های منع شده، دست به دست می‌گشت.

از این منظر کسانی که عکس‌های ابوغریب را می‌بینند، ممکن است این رفتارها را «معمولی» یا حداکثر قابل سرزنش تلقی کنند. با این همه عناصری که در این عکس‌ها در کنار هم قرار گرفته‌اند توضیح پریشان‌کننده‌تری را می‌طلبد. به‌جز چند مورد استثنا موضوع اصلی این عکس‌ها اجساد افراد نیست. موضوع این تصاویر انسان‌هایی زنده‌اند که به دست افرادی قدرتمند و آزارگر جنسی گرفتار آمده‌اند. آنها را می‌بینیم که وحشت‌زده‌اند، خوار و خفیف شده‌اند، مجبور شده‌اند تا دست به اعمال تحقیرآمیز بزنند و‌ به شکنجه تن بدهند. این تصاویر همانند ویدئوی اعدام در سربرنیتسا، رهاوردی بی‌ضرر از جنگ نیست؛ این عکس‌ها مدرک است. این عکس‌ها جنایت و در عین حال مصونیت مرتکبان آن جنایت را در خود ثبت کرده است.

اگر پورنوگرافی یا هرزه‌نمایی را ثبت تعدی به یکپارچگی جسمی و روانی سوژه تعریف کنیم، من این عکس‌ها را هرزه‌نمایی می‌نامم. هر چند تصاویر مربوط به زندانیان ابوغریب هرزه‌نمایی به معنای متعارف آن نیز است. سوژه‌های این عکس‌ها برهنه شده‌ و به شکلی مستهجن در برابر دوربین قرار داده شده‌اند. در بعضی از این عکس‌ها زنان آمریکایی که لباس بر تن دارند نقش آزاررسان جنسی را بازی می‌کنند. این عکس‌ها ـ که در بعضی‌شان جنازه و رفتارهای وحشیانه حین بازجویی هم به تصویر کشیده شده – مانند تصاویر مربوط به فیلم‌های جنایی ترسناک است؛ بیان کننده بی‌ارزشی کامل زندانی و سندی است بر این‌که اختیار مرگ و زندگی‌‌ آن‌ها در دست کسانی است که اسیرشان کرده‌اند و درست به مانند هرزه‌نمایی متعارف، این تصاویر حامل شرح و پیامی پیچیده درباره کسانی است که آن‌ها را تولید کرده‌اند.1

در این مقاله سیاست اعمال شده در ابوغریب را در سنت شرق‌شناسی قرار داده‌ام که به عنوان جزیی از راهبرد سلطه، جنسیت فرد زیر سلطه را در کانون توجه قرار می‌دهد و ویژگی‌های زنانه را به او نسبت می‌دهد. عکس‌های ابوغریب مناسک خشونت را به مثابه تاییدی بر روابط قدرت بین اشغال‌گر و اشغال‌شونده، ثبت و ضبط کرده است. جنسیت، که هنجارهای فرهنگی پیچیده آن را به تسلط قدرت مردانه بر زن تعبیر می‌کند، بر زبان و رفتار گروهی که در پی انقیاد دیگران است حاکم می‌شود. هرزه‌نمایی در ابوغریب، گزارشی میدانی است درباره تولید و بازتولید سلطه جهانی ایالات متحده آمریکا.

نمایش و هژمونی

سلسله مراتب قدرت در عرصه بین‌المللی حاصل جنگ است اما بعد از تثبیت آن، برای حفظ این سلسله مراتب نیازی به جنگ نیست. حفظ سلسله مراتب محتاج اعتبار است و اشتهار به قدرت.2

از این رو که اعتبار شالوده اقتدار است، جنگ همیشه قدرت مسلط را در مخاطره قرار می‌دهد، نه صرفا به این خاطر که منابع ارزشمند را از بین می‌برد، بلکه مهم‌تر از آن جنگ می‌تواند نیروی برتر را تضعیف کرده و شکست آن را موجب شود. علاوه بر این «هانا آرنت» به ما می‌گوید که خشونت انکار قدرت است.3 قدرتی که در توان آن تردیدی وجود ندارد برای حکمرانی نیازی به خشونت‌ورزی ندارد. زیردستان ممکن است از ترس تمکین کنند اما رهبرانی که موفق هستند از حرمت و احترام لذت می‌برند چرا که دیگران به درستی اقتدار آنان باور دارند.

سیاست در دولت بوش را کسانی شکل می‌دادند که می‌خواستند «پیام‌های» خود را هماهنگ کرده تا بینندگان و شنوندگان این پیام‌ها را متقاعد کنند تا در دیدگاه آنان نسبت به واقعیت سهیم شوند.4 آن‌ها به دو طریق در پی قدرت بودند. یکی از راه ایدئولوژیک که در اصطلاحاتی مانند «نومحافظه‌کاری» متبلور می‌شود و با سیاست‌هایی دنبال می‌شود که نومحافظه‌کاران تدوین و از آن حمایت می‌کنند؛ سیاست‌هایی مانند افزایش هزینه‌های دفاعی و اراده به دخالت در کشورهای خارجی.5 راه دوم راهی نمایشی است. نمایشی که خواست آن حصول اطمینان از این موضوع است که ایالات متحده در زمان حیات چند نسل آینده ـ و شاید برای همیشه ـ قدرتمندترین کشور دنیا باقی بماند. آن‌هایی که مدیریت این دو شیوه را بر عهده داشتند بر این باور بودند که درک و برداشت افراد به اندازه منابع مالی برای نشان دادن قدرت سیاسی مهم است: واقعیت آن چیزی است که می‌بینید. ران ساسکیند می‌گوید:

در تابستان سال ۲۰۰۲ میلادی من مقاله‌ای در مجله «اسکوایر»6 نوشتم که مورد پسند کاخ سفید واقع نشد... من با یکی از مشاوران جرج بوش دیداری داشتم. او ضمن ابراز ناخشنودی کاخ سفید نکته‌ای را به من گفت که در آن زمان به درستی متوجهش نشدم، اما اکنون اعتقاد دارم که در کانون سیاست ریاست جمهوری بوش بوده است.

این مشاور کاخ سفید به من گفت که آدم‌هایی مانند تو «جماعتی هستند که ما به آنان جماعت واقعیت-باور می‌گوییم»، یعنی طبق تعریف او «کسانی که عقیده دارند راه‌ حل مشکلات از بررسی درست واقعیتی که قابل تشخیص است، به دست می‌آید». من سری به تایید تکان دادم و چیزهایی در مورد تجربه حاصل از دوران روشنگری و تجربه‌گرایی گفتم. صحبت مرا قطع کرد و ادامه داد «کار جهان دیگر به واقع بر این منوال پیش نمی‌رود.» «ما یک امپراطوری هستیم و وقتی دست به عمل می‌زنیم واقعیت‌های خودمان را خلق می‌کنیم، و وقتی شما این واقعیت را بررسی و درباره‌اش قضاوت می‌کنید ما باز وارد عمل می‌شویم و واقعیت‌های جدیدی را خلق می‌کنیم که باز هم شما می‌توانید آن‌ها را بررسی و مطالعه کنید و به این ترتیب کارها پیش می‌رود. ما بازیگران تاریخ هستیم... و از شما -همه شماها- کاری جز بررسی و مطالعه کارهای ما برنمی‌آید.»7

موفقیت اسامه بن‌لادن در ۱۱ سپتامبر باعث برانگیخته شدن تلاش عظیمی شد تا این تلقی را به دست دهد که قدرت ایالات متحده شکست‌ناپذیر و غیرقابل‌ مناقشه است. در ۷ اکتبر سال ۲۰۰۱ میلادی بوش حمله‌ای نظامی را علیه افغانستان که فرض می‌شد، مامن طراح حملات ۱۱ سپتامبر بوده است آغاز کرد.8 اما این واکنش کافی نبود؛ رئیس‌جمهوری آمریکا می‌خواست قدرت آن کشور را به‌شکلی چشمگير به نمايش بگذارد و به‌شکلی کامل چیرگی و سلطه ایالات متحده را به اثبات برساند. بنابراین کوتاه زمانی پس از ورود نیروهای نظامی آمریکا به افغانستان برای حمله به عراق اقداماتی را آغاز کرد.9

هر چند جرج بوش انتظار داشت که از حمایت شهروندان آمریکا و دیگران در حمله به افغانستان برخوردار شود ـ که شد ـ اما این احتمال نمی‌رفت که حمله به عراق به راحتی مورد قبول واقع شود.10 به این ترتیب رئیس‌جمهوری آمریکا با ایراد سخنرانی‌هایی در باب جنگ تهاجمی به مثابه درس عبرت، مشخص ساختن اهداف احتمالی عملیات نظامی آمریکا و ترسیم تغییرات اساسی در سیاست نظامی ایالات متحده، شالوده ایدئولوژیک آنچه را در سر داشت پایه‌ریزی کرد.11

سپتامبر سال ۲۰۰۲ میلادی، کاخ سفید در بیانیه‌ای رسمی راهبرد جدید چندوجهی امنیت ملی برای حفظ چیرگی نامحدود ایالات متحده در جهان را اعلام کرد. در این راهبرد گزینه آغاز جنگ پیشگیرانه12 بدون مجوز سازمان ملل گنجانده شده بود.13 چنین جنگی در ماه مارس ۲۰۰۲ علیه عراق آغاز شد.

توجه زیادی به خرج داده شد تا جنگ به مثابه یک نمایش مدیریت شود. درحالی‌که دسترسی رسانه‌ها به منطقه جنگی با دقت محدود شده بود، پیش از آغاز بمباران بغداد صحنه‌های جذاب تلویزیونی از این رویداد به نمایش گذاشته شد که بخشی از کارزار «بهت و ترس» محسوب می‌شد.14 خبرنگاران مجبور شده بودند یا تنها متکی به اطلاعات رسمی باشند که به تدریج در دوحه قطر، بسیار دورتر از جبهه جنگ، منتشر می‌شد،15 یا در درون واحدهای نظامی «جای» داده شوند و تنها ناظر چشم‌انداز بسیار محدودی از درگیری‌ها باشند16 یا خود به عراق سفر کنند و با خطر بسیار محتمل مجروح یا کشته شدن روبه‌رو شوند.17 با وجود این چون خبرنگاران دلیری به خرج دادند و گزینه سوم را برگزیدند، کنترل دولت آمریکا بر اطلاعات به طور مطلق میسر نشد.

روز اول ماه مه سال ۲۰۰۳ میلادی، رئیس‌جمهوری آمریکا که لباس پرواز به تن داشت از یک هواپیمای جنگنده که بر روی ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن فرود آمده بود، بیرون آمد. او مقابل یک نوشته تبلیغاتی بزرگ که عبارت «ماموریت انجام شد» بر روی آن نقش بسته بود، خطاب به نیروهای آمریکایی که با آرایش نظامی گرد آمده بودند و همچنین خطاب به بینندگان تلویزیونی گفت «عملیات جنگی اصلی در عراق به پایان رسید. ایالات متحده و متحدان ما در این جنگ پیروز شدند.» با وجود این اظهارات بعدها معلوم شد که این اعلام پیروزی کاری شتاب‌زده بود. ترکیبی از ایدئولوژی نومحافظه‌کارانه و اعتقاد به نیروی جادویی نمایش باعث شده بود که دولت بوش بغرنجی ماموریت نظامی آمریکا در عراق را کوچک بشمارد.18

در ذهن آن‌ها عراقی‌ها درغیاب صدام حسین، قدرشناسانه دولتی جدید متشکل از تبعیدی‌های مورد حمایت آمریکا را می‌پذیرفتند، منفعلانه به خواست آمریکا در مورد نقش جدید سیاسی و اقتصادی در جهان تن می‌دادند و با رضایت کامل همه هزینه‌های جنگ را از محل درآمدهای نفتی متقبل می‌شدند. به‌رغم هشدارهای گسترده «واقع‌گریان»،19 مشاوران کاخ سفید و طراحان پنتاگون تصوری از عاملیت ملت عراق نداشتند و از این‌رو به برنامه‌ریزی آگاهانه و ملاحظه‌کارانه سیاسی که معطوف به «پس از جنگ» باشد فکر نکردند.

نظرگاه‌های شرق‌شناسانه

با انتشار شرح تاثیرگذار ادوارد سعید در مورد «ساختار قدرتمند سلطه فرهنگی» که حامی سلطه سیاسی و اقتصادی «غرب» بر «شرق» بود «شرق‌شناسی» از اصطلاحی توصیفی به واژه‌ای تحقیرآمیز تبدیل شد.20

ادوراد سعید دریافت که شرق‌شناسی در تحقیقات دانشگاهی، هنر و سیاست غرب نفوذ یافته و زیربنای دیدگاهی شده که در آن «شرقی‌ها» در حکم غریبه، دیگری و «مردمانی غیر از ما» دیده می‌شوند. شرق‌شناسی هم مانند دیگر ایدئولوژی‌ها شیوه‌ای است برای دیدن و ندیدن که به برداشت‌ و استباط پیرامون دیدگاه خاصی از واقعیت سامان می‌دهد. رابطه‌ مبتنی بر شرق‌شناسی، حتی اگر به صراحت هم بیان نشود به طور ضمنی حکایت از پستی فرهنگی و اخلاقی شرقی‌ها و حق غربی‌های برتر دارد تا از منابعی که در اختیار این افراد کاهل و فاسد است، بهره‌برداری کنند.

به اعتقاد لیلا احمد اگر چه «احکام خاص اسلام در مورد زنان، همیشه بخشی مهم از دیدگاه غربی‌ها درباره دیگری بودن و فرودستی اسلام را شکل می‌داد» اما از قرن نوزدهم و هم‌زمان با دوران استعمارگری اروپا در کشورهای مسلمان، مساله زن در کانون توجه روایت غربی از اسلام قرار گرفت.

قدرت‌های استعماری نظریه‌های خود را در مورد نژاد و فرهنگ و روال تطور اجتماعی بر اساس طبقه متوسط دوران ویکتوریا در انگلستان که در نقطه اوج فرآیند تکامل قرار داشت به وجود آوردند... در این طرح زنانگی و آداب مربوط به زنان در دوران ویکتوریا به عنوان ایده‌آل و مقیاسی برای تمدن دیده شد. تشکیلات مردانه دوران ویکتوریا به گونه‌ای نظریه‌پردازی می‌کرد که خواست‌های [رو به تزاید] فمینیسم را برآورده کند و در عین حال با مصادره زبان فمینیسم و درآوردن آن در کسوت خدمت به استعمارگری، سوگیری آن را به سمت مردان دیگر و فرهنگ مردان دیگر متوجه کند. در این مقطع بود که مساله زن و فرهنگ با یکدیگر پیوند خورد. این ایده که مردان دیگر، یعنی مردان در جوامع تحت استعمار یا در جوامع فراسوی غرب متمدن بر زنان ستم روا می‌دارند، در ادبیات استعماری به کار گرفته شد تا طرح اخلاقا موجه پست شمردن و از بین بردن فرهنگ مردمان تحت استعمار را پیش ببرند.21

در قرن نوزدهم تصوراتی با مایه‌های جنسی از انسان‌های شرقی که در حکم دیگری [و غیرخودی] بودند، در فرهنگ عامه و نیز در فرهنگ اقشار فرهیخته‌تر فراگیر می‌شد. [ایدئولوژی] شرق‌شناسی بهانه‌ بسیار خوبی برای تصویر برهنگی یافته بود، اما از آن‌جایی که زنان مسلمان حاضر نبودند در مقابل نقاش برهنه شوند، هنرمندان مدل استخدام می‌کردند و تصویر آن‌ها را در گالری‌های خود که با اسباب و لوازم شرقی تزیین داده شد بود، نقاشی می‌کردند. طبقه در حال ظهور کارخانه‌دار با کنار گذاشتن عادت‌های متظاهرانه سرمایه‌داری، آثار نقاشان در قید حیات را ارزان‌تر و مطمئن‌تر یافت. این تصاویر تحریک‌کننده به‌طور رسمی فرصتی را که به دنبال آن بودند، فراهم کرد تا از صحنه‌های مربوط به زنان برهنه، رقاصه‌ها، برده‌های در زنجیر، حمام‌های عمومی و حرمسرا‌ها همراه با فحوای تجاوز، خشونت و شهوت‌گرایی لذت بجویند.22

ایدئولوژی شرق‌شناسی تنها به نخبگان محدود نمی‌شد. تصاویر کارت پستالی از «زنان حرمسرا» در الجزایر تولید و به مردان گردشگر، مهاجران از کشورهای استعمارگر و سربازان فروخته می‌شد. برای تهیه این کارت پستال‌ها هم مدل‌ها برای قرار گرفتن در برابر نقاش پول می‌گرفتند، لباس‌های افسانه‌ای می‌پوشیدند، گاهی از پس میله‌های زندان خودنمایی می‌کردند، گاهی در حال مصرف دخانیات بودند یا در حالت‌هایی بی‌پرواتر پستان یا پاهای برهنه خود را به نمایش می‌گذاشتند.

کارت‌ پستا‌ل‌ها به تصویرهای ذهنی مردمان فقیر تبدیل می‌شود: با خرج کردن چند پنی گستره‌ای از رویاها در برابرت قرار می‌گیرد. کارت پستال همه‌جا هست. در تمامی مناطق تحت استعمار... کلیشه‌های تصویری درست می‌کند، درست به مانند مرغان دریایی که چلغوز می‌اندازند، این‌ها هم برای دیدگاه استعماری حکم کود حاصلخیزکننده را دارند... و در عین حال قصه‌ای مصور از خلاق استعماری را به نمایش می‌گذارند.23

سیاست خیره‌نگریستن

آلیس در جریان ماجراهایش در سرزمین عجایب می‌گوید «گربه می‌تواند به پادشاه نگاه کند.»24

این عبارت بیش از آن‌که به ناتوانی انسان در مهار نگاه گربه معطوف باشد، به فاصله بین شخص غالب که فضای خصوصی و اقتدار دارد و دیگری که سوژه مشاهده مالکانه اوست، کسی که فضای شخصی و اقتدار دارد و دیگری که فاقد آن است، توجه دارد. عکس‌ها و شرح‌های ارائه شده از ابوغریب هم مانند هنر عامه‌پسند و همین‌طور فرهیخته شرق‌شناسانه در قرن نوزدهم، مثالی از «سیاست خیره نگریستن» است.25 این گونه «نگریسته شدن»، قرار گرفتن در نقشی زنانه است که هدف نگاه خیره مردانه قرار گرفته است. هرزه‌نمایی بیان آشکار سیاست خیره نگریستن است.26

در تصاویر ابوغریب، به دلیل قرار گرفتن در وضعیتی که در آن هم جنسیت برجسته می‌شود و هم استیصال، با زندانیان مرد عرب مؤنث‌وار رفتار می‌شود. شاید بهترین مثال در این باره عکس سرباز «لیندی اینگلند» باشد که شلاقی در دست دارد که سر دیگر آن به دور گردن یک مرد عرب زندانی پیچیده شده است.27 در این تصویر که اکنون به یک نماد تبدیل شده است، با چیرگی یک آمریکایی بر یک عرب روبه‌رو هستیم؛ نه تنها به واسطه وجود شلاق در عکس، بلکه این واقعیت که زندانی برهنه است و زندان‌بان پوشیده. پیام این تصویر به دلیل دگرگون شدن نقش متعارف جنسی طرفین اثرگذارتر شده است: مرد اسیر زن است، مجاورتی که خاطرات مربوط به کاریکاتوری از جنگ ویتنام را به یاد می‌آورد که در آن زن کشاورز ریزاندامی اسلحه خود را به سوی مرد خلبان درشت‌اندامی نشانه رفته است.

عکس دیگر این «طرح زندگی»28 را واضح‌تر نشان می‌دهد. در این عکس یک زن آمریکایی با لباس و خنده بر لب را می‌بینیم که بر پشته‌ای از مردان برهنه عرب خم شده در حالی‌که بر روی آن‌ها مرد درشت‌اندام آمریکایی که لباس بر تن دارد، لبخندزنان، ایستاده است.29 سلسله مراتب جنسی/قومی را روشن‌تر از این نمی‌توان نشان داد. در این جا خیره شدن عملی متقابل نیست. همان گونه که آلیس [در سرزمین عجایب] گفته بود پادشاه می‌تواند به همه بنگرد، اما تنها چیزهای معدودی که در معرض دید او هستند، می‌توانند متقابلا به وی بنگرند.

در تصاویر مربوط به زندان ابوغریب آمریکایی‌ها پادشاه هستند در صورتی که زندانیان برهنه‌اند و به گونه‌ای قرار گرفته‌اند که بدن آنان در دسترس آزاردهندگان‌شان و در معرض لنز دوربین است. سر زندانیان هم پوشیده شده است تا عملا نتوانند به خیره شدن زندان‌بانان خود واکنش نشان دهند. این پوشیدگی سر، زندانیان را عملا بدون چهره ساخته و بدین ترتیب نگهبانان و بازجویان آن‌ها را به مثابه انسان نمی‌بینند.

خشونت آیینی و سیاست شکنجه

این نکته حائز اهمیت است که رویدادهای ابوغریب را در زمینه رفتار با کسانی ببینیم که در جریان جنگ اسیر شده و زندانی می‌شوند. پوشاندن سر به حسب تعریفی که در کتاب راهنمای بازجویی قید شده، ابزاری برای برهم زدن حس جهت‌یابی زندانی است. در تحقیقات سال ۲۰۰۴ درباره اتهامات مربوط به زندان ابوغریب که توسط ژنرال آنتونی تاگوبا30 و کسانی که با وی همکاری می‌کردند، صورت گرفت شهودی که برای ایراد شهادت حاضر شدند اظهار داشتند که زندانیان پیش از انجام بازجویی «نرم می شدند»، که به معنای استفاده از شیوه‌هایی است که تحت معاهده ژنو غیرقانونی است؛ به عبارت دیگر زندانیان شکنجه می‌شده‌اند.31 بنا بر استدلال ایلن اسکاری، همراه شدن شکنجه و بازجویی، به معنای تاسیس آیین خشونت است؛ حیطه دیگری که در آن گزاره‌های ابتدایی توصیف‌کننده سلطه و انقیاد تثبیت می‌شود.

شکنجه یعنی استفاده از یک حرکت فیزیکی، وارد آوردن درد و یک عمل کلامی یعنی پرسیدن س,ال. حرکت نخست به ندرت بدون عمل دوم صورت می‌گیرد. رابطه بین حرکت فیزیکی و عمل کلامی، بین بدن و صدای انسان، اغلب درست بیان نشده و به درستی فهمیده نمی‌شود. هرچند اطلاعات مورد درخواست در بازجویی تقریبا هرگز به عنوان محرک مشروع برای ایراد شکنجه مطرح نمی‌شود، اما به کرات به عنوان محرک شکنجه کردن از آن یاد می‌شود.32

آیین‌های بازجویی «تکرار حرکت‌های نمایشی است ... که قصد آن تولید وهم خیالی قدرت است». این‌که تماشاگران این نمایش قرار بود محدود باشند، یعنی تنها به زندان، سازمان‌های اطلاعاتی و افرادی که در دولت بوش در مقام‌های بالا بودند محدود باشد، تغییری در ویژگی این نمایش نمی‌دهد.

تصاویر زندان ابوغریب نظریه رنه ژیرارد را هم به ذهن متبادر می‌کند که آیین خشونت معطوف به فداکاری واقعی انسان، چه این ازخودگذشتگی شخصی باشد یا برای دیگری، باعث همبستگی می‌شود به‌خصوص زمانی که جماعت یا جامعه‌ای از بیرون تهدید شود.33

قربانی کردن، بدن قربانی را در پیش چشم جماعتی که پیرو آن آیین هستند می‌شکند و به اعضای جامعه، ارزش‌هایی را که مورد قبول جمع هستند، یادآور می‌شود. جنایت آیینی «فضایی به وجود می‌آورد که عمل‌های مشابه دیگر را، حتی آن‌هایی که جزئی از آن آیین نیستند، مشروع جلوه می‌کند. مثالی در این‌باره در تاریخ آمریکا «کمیته مجازت» است که مورد تایید نخبگان جامعه هم بود. در این‌جا مجازات امری مجاز بود و آن‌هایی که «پاسبانان خودخوانده» بودند (کسانی که خود را ما‌مور اجرای قانون می‌دانستند، بدون آن‌که مجوزی برای این کار داشته باشند) مرتکب اَعمالی می شدند که برای اِعمال سلطه «معمول» دانسته می‌شد؛ مانند مصادره، ضرب و جرح و تجاوز، کارهایی که برای اعضای این جامعه مجاز بود و پس از آن نیز از مصونیت برخوردار بودند به شرطی که مرتکب این جرم سفیدپوست و فرد قربانی سیاه‌پوست باشد. حتی زمانی که برده‌داری ملغی شد نوعی از «نهادهای خاص» در جنوب آمریکا، به شکلی خاموش اما به واقع فعال، با همان روش‌ها برای بازتولید این ارزش‌ها و رویه‌ها، همچنان در مقطعی طولانی از قرن بیستم به حیات خود ادامه می‌دادند.34

در عکس‌های ابوغریب قربانی آیینی دیده نمی‌شود؛ آن‌چه دیده می‌شود افرادی خودسر هستند که رفتار مجرمانه اجرا شده در بازجویی آیینی را تقلید می‌کنند. آن‌هایی که در عکس‌ها مرتکب اعمال خلاف می‌شوند، افسران جزء هستند که به نوعی از «نادرست» بودن کارهای خود آگاهی دارند اما در عین حال می‌دانند که این کار بدون سر و صدا صورت می‌پذیرد و گاهی آشکارا به عنوان ابزاری برای «موفقیت» بازجویی ترغیب هم می‌شود.

این تصاویر همچنین نشان می‌دهند که نحوه بازجویی از طرف «جماعت» داخل زندان امری پذیرفته بوده یا هست. اصل عکس‌ها در عین حال نشان‌دهنده آن است که بر خلاف ارزیابی‌ها، بازجویی آیینی و خودسری‌های خارج از چارچوب قانون تنها حاصل رفتار تعدادی «خلاف‌کار» نبود. در بسیاری از این تصاویر ما با افرادی که نظاره‌گر و تماشاچی هستند روبه‌رو هستیم.

عکس‌های ابوغریب مانند کارت پستال‌های مجازات سیاه پوستان یا تصاویر ساخته شده از زنان حرمسراها و عکس‌های مثله شده ویتنامی‌ها در بین نوجوانان نزدیک به «داگلاس کان»، در بین منتخبی از همکاران و دوستان منتشر شد تا نزد افراد بیشتری به عنوان رویه معمول جا بیفتد. این تصاویر در چارچوب دیوارهای زندان در حکم «سرمایه»‌ بود، حتی بر روی یکی از رایانه‌های دفتر حفاظت اطلاعات ارتش، تصویری که زندانیان برهنه به شکل یک هرم بر روی هم قرار داده شده‌ بودند، به عنوان عکس صفحه نمایش مورد استفاده قرار می‌گرفت. پرسنل زندان هم با نقل اطلاعات و حکایت‌های مربوط به این تصاویر در ایمیل‌های خود، افراد بیرون از زندان را در جریان رویدادها و خبرها قرار می‌دادند. این اتفاقات گزارش نشد و زمانی هم که فاش شد، مورد انکار قرار گرفت. اعمال انجام شده در زندان ابوغریب نشان از اجرای خودسرانه قانون و شکنجه زندانیان در جریان بازجویی داشت، اعمالی که اگر نگوییم از جانب افرادی خارج از دایره مرتکبان وفراسوی دیوارهای زندان امری پذیرفته بود، اما از آن‌ها چشم‌پوشی می‌شد.

سیاست جنسیتی در ابوغریب

سرانجام می‌رسیم به سیاست جنسیتی در ابوغریب که به واسطه نفس اعمالی که صورت گرفته، دارای بعدی درونی است و همچنین بعدی بیرونی که بعد از انتشار تصاویر به واکنش‌های اجتماعی در آمریکا شکل گرفت. بر اساس رفتارهایی که در تصاویر ثبت شده است، در درون زندان با کارهای خارج از چارچوب قانون از حضور زنان برای تحقیر و آزار زندانیان استفاده می‌شده است.

واگویه رویدادها و دیگر اسناد نشان می‌دهد که از زنان به همین ترتیب برای بیرون کشیدن اطلاعات از زندانیان در جریان بازجویی هم استفاده می‌شده است. خو گرفتن زنان به این اعمال خلاف قانون و مشارکت آنان در این رفتارها، بیش از آن‌که این کارها را مجرمانه جلوه دهد، در نزد افراد بیرون از زندان به عنوان امری بی‌اهمیت جلوه‌گر شد. گزارشگران و تحلیلگران پیش از آن‌که به آن‌هایی که شکنجه‌ها را سازماندهی کردند یا آن‌هایی که شکنجه‌ها را از سر گذراندند توجه کنند، توجه خود را به زنان معطوف کردند.

تصاویر و اسناد مربوط به زندان ابوغریب شرحی است از نقض تمامیت جسمی زندانیان، نقض تصویری که مردان زندانی از خود دارند و همچنین نقض دستوران دینی در مورد پاکی و طهارت. در عکس‌ها قربانیان برهنه بر روی هم قرار می‌گرفتند، به کثافت آغشته می‌شدند و به‌اجبار اعمال جنسی را شبیه‌سازی می‌کردند. مردانگی آن‌ها به طرق مختلف تحقیر می‌شد. در واقع آن‌هایی که اسیران خود را برهنه می‌کردند، به بدن آن‌ها دست می‌زدند و اندام‌های آنان را وارسی می‌کردند، آن‌ها را دست می‌انداختند و متلک بارشان می‌کردند و با عکس گرفتن از تحقیری که می‌شدند تصاویر هرزه‌نما تولید می‌کردند، قربانیان خود را از مردانگی تهی می‌کردند و مونث‌وار با آنان برخورد می‌کردند.

در اسناد و مدارکی که از ابوغریب و دیگر زندان‌های آمریکا که در آن زندانیان نبرد جهانی علیه تروریسم نگهداری می‌شدند به دست آمده، به کرات آمده است که کار بازجویی را هم زنان و هم مردان بر عهده دارند. گفته شده که در این زندان‌ها زندانیان برهنه شده و برای مدت طولانی بازجویی می‌شوند، مجبور می شوند لباس زیر زنانه بر سر بکشند، مورد آزار جنسی، ضرب و جرح، تجاوز مقعدی و دست‌اندازی زنان به شرمگاه‌شان قرار می‌گیرند. زندانی زمانی که باید نیایش کند نمی‌تواند، چون برهنه است، نجس شده چون مجبور شده اعمال جنسی گناه‌آلود را شبیه‌سازی کند، به واسطه اعمال و حرکات نگهبان یا بازجوی زن به گناه می‌افتد و نجس می‌شود. همه این‌ها برای افراد مومن، هراس مذهبی به وجود می‌آورد و به این ترتیب به تمامیت روحی و روانی آنان تعرض می‌شود.

زنان حتی در بیرون از زندان نیز مفید واقع می‌شوند؛ خشم عمومی نسبت به مردانی که مسئولیت زندانیان جنگ جهانی علیه تروریسم را برعهده دارند و رفتار پرسنلی که در این زندان‌ها مستقر هستند، متوجه زنان می شود. تصویر سرباز لیندی اینگلند در حالی‌که بلوزی بر تن و شلوار پلنگی و پوتین‌های سربازی به پا دارد به مظهر رسوایی در زندان ابوغریب تبدیل شد. روزنامه‌ها گزارش‌های خود را به وی اختصاص دادند، مفسرها و کاریکاتوریست‌ها به نحوه تربیت، آموزش، هوش و اخلاقیات او پرداختند. وقتی فهرستی از نام کسانی که این اعمال را در زندان‌ها انجام می‌دادند تهیه شد اسم او معمولا در صدر قرار می‌گرفت. هر چند نام سرباز چارلز گرانر35 در شرح ماجرا و در شهادت ارائه شده در دادگاه نظامی هم به عنوان هماهنگ کننده عکسبرداری از سوءرفتار با زندانیان برده شد و مورد انتقاد قرار گرفت، اما تصویر لیندی اینگلند یکی از دو نشانه مشخص از این رسوایی است.

پس از آن‌که اعتراف لیندی به ارتکاب جرم در دادگاه نظامی در ماه مه سال ۲۰۰۵ رد شد، سرمقاله ماهنامه انجمن مطبوعاتی اوکلاهما شرحی از انحراف روانی او به چاپ رساند.

خدا را شکر که قاضی دادگاه نظامی شعور و شجاعت آن را داشت که اعتراف این سرباز ارتش آمریکا را به ارتکاب جرم و «سوء‌رفتار» با قاتلان و جنایتکاران جنگی در زندان ابوغریب نپذیرد. کسی سرباز لیندی اینگلند را مجاب کرده بود که مرتکب گناه بدی شده که مستوجب مجازات ۱۶ سال زندان است. فرستادن این خانم جوان به زندان که در بدترین حالت سربازان صدام را که به دنبال کشتن سربازان آمریکایی بودند تحقیر کرده بود، یکی از بدترین بی‌عدالتی‌ها در دادگاه‌های نظامی ما می‌توانست باشد. هیچ شکنجه‌ای، هیچ سوء‌رفتاری، هیچ صدمه جسمی به هر شکل و صورتی و هیچ رسوایی در این بین وجود نداشته است. در واقع نگهبانان و بازجویان ما باید کاری می‌کردند که این سربازها وحشت کنند و به زبان بیایند و نام و مکان سرحلقه‌های این شورش‌های مرگبار را افشا کنند. بگذارید قضیه را روشن کنیم. یک قطره خون از دماغ این زندانی‌ها نیامده است. استخوانی از کسی شکسته نشد. هیچ کبودی و خراشی هم بر بدن کسی نیست.36

این سرمقاله مصداق روشن دیدن و ندیدن است. در این سرمقاله از قاضی به دلیل رد اعتراف لیندی اینگلند به ارتکاب جرم ستایش شده است، اما این واقعیت نادیده گرفته می‌شود که وکلای مدافع این نظامی بر این اعتقاد بودند که رای دادگاه «نهایت ارفاق و آسان‌گیری» بوده است. در این سرمقاله اشاره‌ای به این نشده که شهادت چارلز گرانر که اینگلند در زمان ماموریت در ابوغریب از او باردار شد، امکان تخفیف در دوران محکومیت او را از بین برد. برای هر کسی که عکس‌های زندانیانی را دیده است که کتک خوردند، مورد ضرب و جرح قرار گرفتند و پس از مرگ به تمسخر گرفته شدند، اظهارت آشکارا کذب نویسنده که «یک قطره خون از دماغ این زندانی‌ها نیامده است، استخوانی از کسی شکسته نشد، هیچ کبودی و خراشی هم بر بدن کسی نیست» نهایت نادیده گرفتن واقعیت است. برای نویسنده، کارهای نظامیان آمریکا در زندان ابوغریب در عکس‌های اینگلند که در حال سیگار کشیدن، پوزخند زدن و لمس زندانیان است خلاصه می‌شود چرا که در این تصاویر نشانی از ضرب و جرح زندانیان نیست.

لیندی اینگلند چهره معروف رسوایی زندان ابوغریب است. زن دیگر یعنی ژنرال جنیس کارپینسکی37 به طور رسمی به سپر بلای این رسوایی مبدل شد:

اگرچه ۱۰ مورد تحقیق انجام شده توسط پنتاگون مشکلات «سازمانی» در عملیات عراق را برجسته ساختند اما در یافته‌های این تحقیقات هیچ نشانی از دستور افسران ارشد به انجام این کارها یا دستورالعمل و سیاستی که باعث به سوء‌رفتاری که در عکس‌های ابوغریب دیده می‌شود شده باشد یافت نشد. تنها دو افسر ژنرال جنیس کارپینسکی و کلنل توماس پاپاس38 به دلیل غفلت در توجه به امور زندان توبیخ شدند گرچه مورد پیگرد قرار نگرفتند.39

جنیس کارپینسکی حتی قبل از آن‌که عکس‌ها منتشر شود بر این باور بود که بار مسوولیت جنایت انجام شده در ابوغریب به گردن وی گذاشته شده است. وی در اظهارت تحت سوگند خود خطاب به ژنرال آنتونیو تاگوبا در ۱۱ فوریه سال ۲۰۰۴ میلادی گفت:

فکر می‌کنم ژنرال سانچز40 [مکث]، فکر می‌کنم خودخواهی وی این اجازه را به او نمی‌دهد که موفقیت یک تیپ ذخیره، یک ژنرال نیروهای ذخیره و قطعا یک افسر زن را در محیط جنگی ببیند. و فکر می‌کنم او با بررسی تیپ ۸۰۰ دژبان فرصت آن را یافت تا برای قصور تیپ اطلاعات نظامی و تیپ دژبان تحت امر خود در کاری که بر عهده آنان بود، سپربلایی پیدا کند. اگر من در انجام وظایف خود توانایی نداشتم چرا این موضوع را با من در میان نگذاشت؟ چرا کسی به من نگفت که بر سر جای خود بنشینم و به توصیه‌ها در این مورد گوش کنم چون وقتی ولفویتس،41 قائم‌مقام وزیر دفاع به منطقه عملیاتی آمد، یعنی اولین باری که به مقر مرکزی بغداد آمد، یک ساعت و چهل و پنج دقیقه اضافه‌تر از وقت مقرر ماند چون نسبت به کار من و نسبت به آن‌چه دژبان و پلیس نظامی انجام می‌دادند، احساس افتخار بسیار می‌کرد.

کسانی که تلاش دارند تا جنسیت ژنرال جنیس کارپینسکی را مورد توجه قرار دهند، درست مانند کسانی که لیندی اینگلند را به عنوان فرد اصلی انتخاب می‌کنند، تلاش دارند تا معنای شکنجه و رفتارهای تحقیرآمیزی را که در ابوغریب صورت گرفت، این‌گونه جلوه دهند که: درهمه این حوادث وقتی زنی را مسوول گروهی جوان بگذارید که به راحتی تحت تاثیر قرار می‌گیرند، چیزی بیش از این نباید انتظار داشت. آن کولتر42 این کوچک‌شماری را به بهترین نحو ممکن بازگو می‌کند:

فکر می‌کنم نکته دیگری که هیچکس در مورد این تصایر سوء‌رفتار با زندانیان به آن اشاره نمی‌کند، بی‌تناسب بودن شمار زنانی است که در این قضیه دخیل هستند از جمله خانم ژنرالی که کل عملیات تحت‌نظر او بوده است. منظورم این است که در این بین نکته‌ای هست که باید آن را آموخت و آن این‌که چرا زنان نباید در ارتش باشند. علاوه بر این‌که نمی‌توانند یک کوله‌پشتی متوسط را حمل کنند، زنان بی‌رحم و خبیث‌ هم هستند.43

زن سومی هم در این میان باید دلایل به وجود آمدن رسوایی ابوغریب را به دیگران می‌قبولاند و اوضاع درهم سیاسی ناشی از این رسوایی را رفع و رجوع می‌کرد. در دسامبر سال ۲۰۰۵ کاندولیزا رایس،44 وزیر خارجه آمریکا به اروپا سفر کرد و در هر جا توقف کرد مجبور شد به پرسشی در مورد بازجویی زندانیان پاسخ دهد. به‌رغم اینکه وی پافشاری بر این نکته را تکرار می‌کرد که «ایالات متحده اجازه شکنجه را نمی‌دهد، آن را تحمل نمی‌کند و بر آن چشم نمی‌پوشد» اما موضع آمریکا در بهترین حالت خود گنگ و مبهم بود چرا که رایس برای این پرسش که از دید دولت بوش چه چیزی شکنجه تلقی می‌شود، پاسخی نداشت. با وجود این بعد از یک هفته کاری خبرگزاری آسوشیتدپرس در ۹ دسامبر ۲۰۰۵ عکسی را منتشر کرد که رایس در میان وزرای خارجه کشورهای عضو ناتو قرار گرفته بود و جملگی لبخند بر لب داشتند. بن بت،45 وزیر خارجه هلند در مصاحبه با روزنامه نیویورک تایمز آن‌چه را در پس آن لبخندها در ذهن افراد می‌گذشت، بیان کرد: «به عقیده من، ما تمام پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای که امید به شنیدن آن داشتیم را دریافت کردیم.»

فهمیدن ابوغریب

روشن نیست که آیا ما می‌توانیم معنای بیشتری از آن چیزی که وزیر خارجه هلند درباره ابوغریب گفت را بفهمیم، دست‌کم هنوز نمی‌توانیم چیزی بیش از آن بگوییم. همان‌گونه که تلاش کردم در اینجا نشان دهم، این رسوایی نشانه‌ای است از ابهام اخلاقی در میان آمریکایی‌ها و نبود اراده به پرداختن به این مشکل در رهبری و سیاست آمریکا یا بازبینی نقش ایالات متحده در جهان.

آن‌هایی که اعمال خودسرانه در ابوغریب را در حکم امری بی‌اهمیت و قابل‌ درک از ذهن خود دور می‌کنند، واقعیت بازجویی آیینی را که ماهیت این رسوایی در آن ریشه دارد، کتمان می‌کنند. در واقع به‌رغم آنکه بیشتر آمریکایی‌ها ایده شکنجه و سوء‌رفتار را بسیار زشت می‌دانند، اما بسیاری بر این باورند که شکنجه بخشی از هزینه‌ای است که باید برای امنیت خود بپردازیم. پرسنل ارتش که در ابوغریب خدمت می‌کردند در حکم دنیای کوچک‌شده آمریکا هستند. همه افرادی که شاهد این اعمال بودند یا در انجام آن مشارکت داشتند از آن چشم‌پوشی نکردند اما بیشتر افراد بر آن چشم پوشیدند. آن‌که این خلافکاری را لو داد یعنی سرباز وظیفه فنی جوزف داربی46 تنها کسی بود که علیه اعمالی که از نظر وی غیرقانونی بودند قد علم کرد و حاضر نشد عادی شدن خشونت آیینی را بپذیرد. با فاش شدن نام داربی، خبرگزاری‌های آسوشیتدپرس و رویترز گزارش دادند که او و همسرش تحت حراست و محافظت قرار گرفتند و اعضای دیگر خانواده‌اش در آمریکا تهدید به مرگ شدند.

پذیرش توام با رخوت آنچه تصاویر و شرح ماجرای ابوغریب فاش ساخت، تهدید به مرگ خانواده داربی، و انکار نشات گرفتن این موضوع از رده‌های بالای حکومتی در آمریکا واکنش و پاسخ به تهدید همیشه موجود اقدام‌های خودسرانه خارج از قانون است. روی‌ دادن توامان این اتفاقات، موجب فلج سیاسی و اخلاقی است. به‌رغم افشای گسترده رسوایی ابوغریب در روزنامه‌ها، اسناد و مدارک، شهادت افراد و گزارش‌ها در این‌باره به نظر می‌رسد که فرهنگ سیاسی آمریکایی فلج شده است، نه قادر است گزارشی بی‌طرفانه و کامل از نحوه رفتار با زندانیان در بازداشتگاه‌های ایالات متحده را درخواست کند و نه توانایی آن را دارد تا روال کاری روشنی برای آینده ترسیم کند.

در عین حال واکنش رسمی به این رسوایی، مانند اظهارات کاندلیزا رایس، یا جنبه صوری دارد یا راهبردی نیرنگ‌بازانه است. قوانین ناظر به بازجویی به طور رسمی در ۳۰ دسامبر سال ۲۰۰۴ میلادی اصلاح شد. این اتفاق قبل از جلسه تایید سنا در مورد انتصاب آلبرتو گنزالس47 به سمت دادستان کل روی داد، کسی که معاهده ژنو را رد کرده و آن را «قشنگ و قدیمی» خوانده بود. از آن زمان گزارش‌های خبری حاکی از آن است که شکنجه در ابوغریب و دیگر بازداشتگاه‌های مربوط به نبرد جهانی علیه تروریسم ادامه دارد. وقتی انتصاب گونزالس به تایید سنای آمریکا رسید، مارک دنر نوشت: «اکنون همه ما شکنجه‌گریم.»48

بعضی آمریکایی‌ها ممکن است ترجیح دهند که وجود شکنجه آیینی و اهمیت سوء‌رفتار با زندانیان را انکار کنند، چون معتقدند این بخشی از سازوکار چیزی است که کمپل کرگ آن را «امپریالیسم آمریکایی» می‌‌خواند؛ سیاستی که وعده امنیت از شر تروریسم را می‌دهد، استمرار عرضه نفت ارزان قیمت را تضمین می‌کند و سبک زندگی مبتنی بر امروزـ بخرـ بعدا- پول بده (که معدودی باور دارند که در دوران حیاتشان بهای کامل آن را می‌پردازند) را ترویج می‌کند.49

آمریکایی‌ها وقتی به ابوغریب فکر می‌کنند در مورد خشونتی که به نام آن‌ها صورت می‌گیرد احساس متفاوتی دارند، درست مانند احساسی که نسبت به سفید پوستان کمیته مجازات دارند. بله، وقتی خبر آن به رسانه‌ها درز کند و شهروندان کشورهای دیگر کردار ما را با گفتارمان بسنجند، شکنجه یک رسوایی است.

در عین حال متقاعد می‌شویم که این هزینه‌ای است که باید برای آن‌که سبد خریدمان پر باشد، بنزین فراوان داشته باشیم و در مبارزه جهانی با تروریسم پیروز شویم، بپردازیم. هرچند این اتفاق خارج از آمریکا روی داد یا می‌توان تنها بر صفحه تلویزیون در داخل کشور آن را دید، اما افتضاح ابوغریب یک نشان بیرونی است برای آیین‌های ناپیدا که از زمان وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر به این سو آمریکایی‌ها را از دیگران متمایز می‌کند. ابوغریب ما را متحد ساخته است. بله، اکنون همه ما شکنجه‌گریم.

  • 1. Kuhn, Annette. 1985. The Power of the Image: Essays on Representation and
    Sexuality. London: Routledge and Kegan Paul
  • 2.
    Gilpin, Robert. 1981. War and Change in World Politics. New York: Cambridge
    University Press
  • 3. Arendt, Hannah. 1969. On Violence. New York: Harvest Books
  • 4.
    Lemann, Nicholas. 2003. "The Controller: Karl Rove is Working to Get George Bush Reelected, But He Has Bigger Plans ." New Yorker. 12 May. Retrieved from http://bnfp.org/neighborhood/Lemann_Rove_NYM.htm
  • 5. Mann, James. 2004. Rise of the Vulcans: The History of Bush's War Cabinet. New York: Viking
  • 6. Esquire
  • 7. Suskind, Ron. 2004. "Without a Doubt." The New York Times Magazine. 17October
    44-51,64, 102,108
  • 8. Woodward, Bob. 2004. Plan of Attack. New York: Simon and Schuster
    --.2002. Bush at War. New York: Simon and Schuster
  • 9.
    Boyer, Peter J. 2003. "The New War Machine." The New Yorker. 30 June:54-71
    Hersh, Seymour . 2004. "Torture at Abu Ghraib." New Yorker.10 May:42-7
    --.2001. "The Iraq Hawks." New Yorker. 24 and 31 December . Retrieved from
    http:/ fwww.newyorker .com/fact/content/?011224fa_FACT
  • 10.
    Wolfowitz, Paul. 2003. "News Transcript : Deputy Secretary [of Defense] Wol­ fowitz Interview with Sam Tannenhaus , Vanity Fair. 9 May. Retrieved
    from http://www .defenselink.mil/transcripts/2003/tr20030509-depsecdef 0223.html
  • 11.
    Bush, George W. 2002a. "The President's State of the Union Address, The United StatesCapitol
    Washington, D.C." 29 January. Retrieved from http://www.whitehouse.gov /news/ releases/2002/0 1/20020129-11.html
    ---.2002b. "Remarks by the President at 2002 Graduation Exercise of the United States Military Academy, West Point, New York." 1 June. Retrieved from
    http:/fwww. whitehouse.gov /news/releases/2002/06/2002060 1-3.html
  • 12. preventive war
  • 13. Bush, George W. 2002c. "The National Security Strategy of the United States of Amer­ ica." 20 September. Retrieved from http://www.whitehouse.gov/nsc/nss. html
    2001/2004. "Detention, Treatment, and Trial of Certain Non-Citizens in the War Against Terrorism." Military Order of 13 November . In Torture and Truth: America, Abu Ghraib, and the War on Terror, ed. Mark Danner, 78-82. New York: New York Review Books
  • 14.
    Kaplan, Fred . 2003. "The Flaw in Shock and Awe." Slate. 26 March. Retrieved from http://slate.msn.com/id/20807 45/#ContinueArticle
    Mann, James. 2004. Rise of the Vulcans: The History of Bush's War Cabinet. New York: Viking
  • 15. Rushing, Josh. 2005. Public Lecture on His Role as U.S. Military Liaison with the Press in Doha During the Early Phase of the War in Iraq. Trinity University. San Antonio, TX. 23 March
  • 16. Katovsky, Bill, and Timothy Carlson, eds. 2003. Embedded: The Media at War in Iraq. Guilford, CT: Lyons Press
  • 17. Garrels, Anne, with letters by Vint Lawrence . 2003. Naked in Baghdad . New York
    Farrar, Straus and Giroux
  • 18. Johnson, Thomas H., and James A. Russell. 2005. "A Hard Day's Night? The United States and the Global War on Terrorism." Comparative Strategy 24:127-51
  • 19. Crane, Conrad C., and W. Andrew Terrill. 2003. "Reconstructing Iraq: Insights, Challenges, and Missions for Military Forces in a Post-Conflict Scenario." Carlisle, P.A.: U.S. Army War College. February. Retrieved from http:// www.carlisle.army.mil/ssi/pubs/ display.cfm/hurl/PubiD= 182/
  • 20. Said, Edward . 1978. Orientalism . New York: Random House.
  • 21. Ahmed, Leila . 1992. Women and Gender in I slam. New Haven: Yale University Press.
  • 22. Thornton, Lynn . 1978. "Orientalism in Victorian Paintings. Eastern Encounters
    Orientalist Paintings of the Nineteenth Century. London : The Fine Art Society. Retrieved from http://www.victorianweb.org/painting/orientalist/ thornton1.html
  • 23. Alloula, Malek. 1986. The Colonial Harem. Trans. Myrna Godzich and Wlad Godzich. Minneapolis: University of Minnesota Press
  • 24. Carroll, Lewis. 1865. Alice's Adventures in Wonderland. Retrieved from
    http://www.cs.cmu.edu/-rgs/alice-table.html
  • 25. Betterton, Rosemary. 1987. "Introduction ." In Looking On: Images of Feminity
    in the Visual Art s and Media, ed. Rosemary Betterton,1-17. London: Pandora
  • 26.
    Kuhn, Annette. 1985. The Power of the Image: Essays on Representation and
    Sexuality. London: Routledge and Kegan Paul
  • 27.
    Danner, Mark. 2005. "We Are All Torturers Now." New York Times. 6 January :27---. 2004a. "Abu Ghraib : The Hidden Story." New York Review. 7 October, Retrieved from http://www.markdanner.com/nyreview f 100704_abu .htm
    ed. 2004b. Torture and Truth: America, Abu Ghraib, and the War on Terror.
    New York: New York Review Books
  • 28.
    Wolf, Eric R. 1982. Europe and the People Without History . Berkeley: University of California Press
  • 29.
    Danner, Mark. ed. 2004b. Torture and Truth: America, Abu Ghraib, and the War on Terror, New York: New York Review Books
  • 30. Antonio Taguba
  • 31.
    Greenberg, Karen J., and Joshua L. Dratel, ed. 2005. The Torture Papers: The Road to Abu Ghraib. New York : Cambridge University Press
  • 32. Scarry, Elaine. 1985. The Body in Pain: The Making and Unmaking of the World. New York : Oxford University Press
  • 33. Girard, Rene. 1977. Violence and the Sacred. Trans. Patrick Gregory. Baltimore: Johns Hopkins University Press
  • 34. Ehrenhaus, Peter, and A. Susan Owen. 2005. "Race Lynching and Christian Evan­ gelicalism: Performances of Faith ." Text and Performance Quarterly
    24(3/4) October:276-30l
  • 35. Charles Graner
  • 36. Gourley, J. Leland . 2005. "Abu Ghraib Prisoners Were Not Tortured!" Edmond Life and Leisure 5(51). 19 May. Retrieved from http://www.edmondlifeandleisure.com/detail.php? 118765,5,51
  • 37. Janis Karpinski
  • 38. Thoms Pappas
  • 39. Bowers, Faye. 2005. "Abu Ghraib's Message for the Rank and File." Christian Sci­ ence Monitor. 6 May. Retrieved from http:/fwww.csmonitor.com/2005/0506/p03s01-usju.html
  • 40. Ricardo Sanchez
  • 41. Paul Wolfowitz
  • 42. Ann Coulter
  • 43.
    People for the American Way (PFAW). 2004. "Right-wing Response to the Abu
    Ghraib Scandal." Right Wing Watch Online. Retrieved from http://www. pfaw.org/pfaw /general/default.aspx? oid= 15487
  • 44. Candoliza Rice
  • 45. Ben Bot
  • 46. Joseph Darby
  • 47. Alberto Gonzales
  • 48. Danner, Mark. 2005. "We Are All Torturers Now." New York Times. 6 January :27
  • 49.
    Craig, Campbell .2004. "American Realism versus American Imperialism." World Politics 57 October:143-71

Tétreault, Mary Ann. “The Sexual Politics of Abu Gharib: Hegemony, Spectacle, and the Global War on Terror.” NWSA Journal, Vol. 18, No. 3, Feminist Perspectives on Peace and War: Before and After 9/11 (Fall 2006), pp. 33-50. Permission to republish granted by Mary Ann Tetreault.

Mary Ann Tétreault is a Una Chapman Cox Distinguished Professor of International Affairs, and a professor in the Political Science department at Trinity University, Texas. Prior to teaching, she received her bachelor’s degree from Sarah Lawrence College, and her master’s and doctorate degrees from Rice University. Her research focuses mainly on linking women’s roles and experiences to various global theories.

In this article, Tétreault addresses the maltreatment of prisoners at Abu Ghraib prison in Iraq, as was revealed through a series of photographs of US military personnel torturing Iraqi prisoners and forcing them to perform sexualized acts. She contextualizes this analysis alongside of a discussion of US global dominance, particularly in the aftermath of the September 11, 2001 attacks. The author ultimately challenges the omission of responsibility on behalf of the US public and US officials and their minimization of the documented torture, while asserting a sense of justice against a deemed “enemy.”

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰