مرداد ۱۳۹۲

شکنجه و فرجام آن

پیا آ.مویساندر و اریک ادسون

نقاشی از Brett Nickell

ترجمه: رها دوستدار

به گزارش سازمان عفو بین‌الملل در سال ۲۰۰۰ میلادی در ۱۴۹ كشور جهان موارد نقض حقوق بشر که غالب آن‌ها به صورت شكنجه بوده، گزارش شده است.1سازمان عفو بین‌الملل از سال ۱۹۷۵ گزارش‌هایی مبنی بر وجود شكنجه در كشورهای موضوع این پژوهش و همچنین در بسیاری كشورهای دیگر منتشر كرده است. پناهجویانی كه درخواست پناهندگی می‌كنند اغلب اعلام می‌كنند كه شكنجه شده‌اند.

میزان دقیق وقوع شكنجه مشخص نیست اما هر سال پرونده حدود ۱۵ درصد از متقاضیان پناهندگی در مركز بازماندگان آسیب و شكنجه2 در استكهلم سوئد مورد بررسی قرار می‌گیرد و اسناد و مداركی در مورد آنها جمع‌آوری می‌شود (این مركز از سال ۲۰۰۱ به نام مركز قربانیان آسیب، بخش بازماندگان شكنجه3 معروف شده است). هدف از جمع‌آوری این اسناد و مدارك، از جمله گزارش‌های متخصصان پزشكی قانونی و روانپزشكان، در درجه اول فراهم كردن اطلاعات لازم برای تصمیم‌گیری در مورد هر پرونده برای مقام‌های اداره مهاجرت است.

وجوه متعدد شكنجه در اعلامیه ۱۹۷۵ توكیو به‌تفصیل بیان شده است. به طور خلاصه، شكنجه نه تنها به عنوان روشی برای بازجویی، بلكه همچنین برای تنبیه و ترساندن ناراضیان سیاسی و اقلیت‌های مذهبی و قومی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

فارست و همکارانش4 بر این موضوع تاكید می‌كنند ولی اطلاعات نظام‌مند درباره شیوه‌های متفاوت شكنجه در كشورها و مناطق مختلف اندک است. در پژوهش حاضر تلاش كرده‌ایم اطلاعات مربوط را درباره زمینه اجتماعی، شرایط و ابزارهای شكنجه و پیامدهای آن بر اساس اظهارات قربانیانی از شش كشور مختلف جمع‌آوری كنیم.

این پژوهش با همکاری ۱۶۰ پناهجو انجام شده است: ۱۶ پرویی و ۲۱ اوگاندایی در سال‌های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۹، ۲۵ ترک در سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۳ و ۵۳ بنگلادشی، ۲۴ سوری، ۲۱ ایرانی در سال‌های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ برای بررسی انتخاب شدند. گزینش بیماران بر اساس این واقعیت بود كه این شش گروه بزرگ‌ترین گروه‌های ملیتی را در پرونده‌ها تشكیل می‌دادند و یك متخصص پزشكی قانونی به كار همه آنان رسیدگی كرده بود. در مورد همه این افراد سوابق پزشكی قانونی، عكس‌ها و سوابق اداره مهاجرت سوئد5 موجود بود.

بیشتر این بیماران ( ۱۲۳ نفر) را یك روانپزشك نیز مورد ارزیابی قرار داده بود. با هر بیمار یك تا دو ساعت مصاحبه شده و اطلاعات مربوط به همه آن‌ها به شیوه‌ای هماهنگ ثبت شده بود. در طول مصاحبه كه بر موضوع شكنجه متمركز بود، به بیمار توصیه شده بود كه آزادانه صحبت كند و پرسش جهت‌داری مطرح نشده بود.

اطلاعات و شرایط اجتماعی مربوط به شكنجه عمدتا از سوابق اداره مهاجرت جمع‌آوری شده بود. اطلاعاتی كه از مصاحبه‌ها جمع‌آوری شده بود به نوع آسیب، روش‌های شكنجه و پیامدهای جسمانی آن مربوط می‌شد. نتایج بررسی‌های پزشكی قانونی (عمدتا آثار زخم‌ها) با استفاده از یك پروتكل پزشكی قانونی و با تصاویری از آثار شکنجه مستند شده بود. مقایسه روش‌ها و ابزار شكنجه بین گروه‌های ملیتی نشان می‌داد که این روش‌ها و ابزار در هر گروه دست‌كم سه بار گزارش شده بود. نتایج ارزیابی روانپزشكی (نشانه‌های اختلال استرس پس از سانحه6 و خطر خودكشی) از سوابق مركز بازماندگان آسیب و شكنجه یا مركز قربانیان آسیب به دست آمده و مبتنی بر یک فرآیند آزمون استاندارد بود.7

سن متوسط بیماران در این بررسی بین ۲۹/۴ سال (بنگلادش) تا ۳۷/۳ سال (سوریه) بود. اكثر بیماران مرد بودند و نسبت زنان از صفر درصد (سوریه) تا ۴۳ درصد (اوگاندا) متغیر بود. سطح تحصیلات در مجموع بالا بود، ولی در گروه‌های سوری و ترک بخش‌های زیادی بی‌سواد یا دارای تحصیلات ابتدایی بودند.

۸۵ تا ۱۰۰ درصد بنگلادشی‌ها، ترک‌ها، پرویی‌ها و اوگاندایی‌ها پیشتر در كشور خود فعالیت سیاسی داشتند. این میزان در گروه‌های ایرانی و سوری به نسبت پایین‌تر بود؛ در این دو كشور ۴۰ درصد قربانیان به دلیل تعلق به یک اقلیت قومی یا مذهبی شكنجه شده بودند.

در همه گروه‌ها، اكثریت افراد به‌تنهایی به سوئد سفر كرده بودند. بالاترین میزان متقاضیان همراه (اغلب همسر و فرزندان) بین ۳۵ تا ۴۷ درصد بود كه در میان پرویی‌ها، سوری‌ها و ایرانی‌ها مشاهده شده بود. بیش از ۵۰ درصد ترک‌ها، سوری‌ها، و ایرانی‌ها خویشاوندان نزدیكی داشتند كه پیش از آنها در سوئد زندگی می‌كردند.

طول زمان بازداشت یا زندان در بنگلادش، پرو و تركیه از یك سو و ایران و سوریه و اوگاندا از سوی دیگر به نحو قابل ملاحظه‌ای متفاوت بود. تعداد متوسط بازداشت‌ها در میان اوگاندایی‌ها كمتر از یك بود؛ به دلیل این‌كه برخی از این افراد به زندان نیفتاده بودند، بلكه مجبور شده بودند به عنوان برده یا روسپی معمولا در املاك یك فرمانده نظامی خدمت كنند.
تنها در گروه ایرانی‌ها بود كه اكثریت افراد در یك دادگاه انقلاب محاكمه شده بودند. در پرو، سوریه و اوگاندا محاكمه‌ای در كار نبود.

غیر از پرویی‌ها و اوگاندایی‌ها، باقی پناهندگان مجبور به تحمل دوره انزوا و تنهایی طولانی در زندان شده بودند. درباره استفاده از چشم‌بند برای زندانیان هم گزارش‌ها مشابه همین بود.
در مجموع پناهندگان بنگلادشی بیش از دو بار سابقه بازداشت داشتند. سوری‌ها و ترک‌ها به‌طور متوسط دو بار بازداشت شده بودند اما بیشتر اوگاندایی‌ها تنها یک بار بازداشت شده بودند.

استفاده از سه ابزار در شكنجه بیشتر متداول بود: چماق (از بامبو یا چوب)، باتون یا باتون پلیس (در بنگلادش، ابزار نسبتا بزرگ و نوک‌تیزی از چوب به نام لاتهی8) و قنداق تفنگ. استفاده از این سه نوع ابزار در بنگلادش متداول بود، ولی در ایران و پرو و اوگاندا كمتر از آن‌ها استفاده می‌شد.

همه گروه‌ها اظهار می‌كردند كه مورد سوءاستفاده جنسی، به صورت تجاوز یا شكنجه اندام‌های تناسلی قرار گرفته‌اند. تجاوز به ‌‌صورت آمیزش جنسی مستقیم یا فرو كردن باتون یا بطری یا اشیا مشابه در مهبل یا مقعد تعریف شده بود. زنان بیشتر از مردان مورد تجاوز قرار گرفته بودند. شكنجه اندام‌های تناسلی كه بیشتر از همه در بنگلادش و تركیه متداول بود به شكل ضربه زدن به اندام‌های جنسی یا سوزاندن آن‌ها، خرد كردن بیضه‌ها با دست یا ابزار و آویزان كردن آجر یا اشیا سنگین دیگر با طناب به آلت تناسلی مردان بود.

تقریبا همه شركت‌كنندگان در این پژوهش ادعا می‌كردند كه بعد از شكنجه زخم‌های خونین و كبودی داشته‌اند. شكستگی استخوان را بیش از همه ایرانی‌ها گزارش می‌كردند (عكس‌برداری با اشعه ایكس در بسیاری موارد این شكستگی‌ها را تایید می‌كرد) پیامدی كه به ‌طور معمول بیشتر گزارش می‌شد سردرد مزمن، كمردرد و درد مفاصل بود. تفاوت عمده گروه‌ها در این بود كه پرویی‌ها و اوگاندایی‌ها كم‌تر از گروه‌های دیگر از درد مفاصل شكایت می‌كردند.

از این ۱۶۰ بیمار، ۱۲۴ نفر توسط روانپزشك و روانشناس مورد معاینه قرار گرفته بودند. در ۷۹/۸ درصد این افراد اختلال استرس پس از سانحه تشخیص داده شد. این اختلال در گروه ایرانی‌ها از همه بیشتر (۹۱/۷ درصد) و در سوری‌ها از همه كم‌تر (۶۸/۸ درصد) بود. خطر خودكشی از ۲۶/۳ درصد (اوگاندا) تا ۴۲/۱ درصد (تركیه) متغیر بود.

بیمارانی كه در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته‌اند پناهجویانی بودند كه از شكنجه جان به در برده بودند و به همین دلیل علی‌الاصول نمی‌توانستند نماینده همه قربانیان شكنجه باشند. مقام‌های سوئدی نیز در رسیدگی به پرونده‌ پناهجویان بر اساس نوعی گزینش همراه با جهت‌گیری عمل می‌كنند. برای مثال احتمال رد درخواست پناهندگی برخی گروه‌های بزرگ پناهجو در سوئد مانند عراقی‌ها و اتباع یوگسلاوی سابق كمتر است. در حالی كه ملیت‌هایی كه در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفته‌اند با وجود اظهارات‌شان مبنی بر وقوع شكنجه، با مشكلات بیشتری در مورد پذیرش درخواست پناهندگی‌شان روبه‌رو هستند.

این تفاوت را می‌توان با برآورد مقام‌های سوئدی از وضعیت كلی حاکم بر كشورهای زادگاه آن‌ها مرتبط دانست. احتمال شكنجه مجدد پناهجویانی كه به كشورخود بازگردانده می‌شوند، چندان جدی تلقی نمی‌شود مگر آن‌كه در آن كشورها مثلا جنگ در مقیاس گسترده وجود داشته باشد یا نقض حقوق بشر بسیار رایج باشد. علاوه بر این، گزینش از میان گروه‌های ملیتی ممكن است در انتخاب افراد برای مستندسازی شكنجه نقش تعیین‌كننده‌ای ایفا كرده باشد.

تعداد بیماران بسیار كم‌تر از آن بود كه بتوان به مقایسه آماری عواملی پرداخت كه فراوانی آن‌ها نسبت به اندازه این گروه‌ها بسیار پایین بود. در نتیجه، تنها تفاوت‌های آماری عمده مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

اطلاعات و شرایط اجتماعی مربوط به شكنجه، علاوه بر مشابهت‌ها، حاكی از تفاوت‌هایی در آن دسته از پناهجویان بود كه بخش بزرگی از آن‌ها را افرادی با تحصیلات عالی و دارای فعالیت سیاسی تشكیل می‌دادند. این واقعیت كه تعهد سیاسی در میان سوری‌ها و ایرانی‌ها كمتر بود، می‌تواند نشان‌دهنده تبعیض قومی و تعصب مذهبی شدیدتر در آن كشورها باشد. تعصب مذهبی حكومت ایران و تبعیض قومی نسبت به كردها و فلسطینیان در سوریه بر همگان آشكار است.9

دو گروهی كه بیشتر از بقیه به هم شباهت داشتند ظاهرا بنگلادشی‌ها و ترک‌ها بودند. اكثریت عمده بنگلادشی‌ها را دانشجویان جوانی تشكیل می‌دادند كه به دلیل عضویت در یك سازمان سیاسی دانشجویی دستگیر شده بودند و گروهی كه آن‌ها را دستگیر كرده بود ظاهرا نیروی پلیس نیمه‌خودمختاری بود كه انواع و اقسام روش‌های شكنجه را در كارنامه خود داشت. از سوی دیگر ترک‌ها روش‌های شكنجه كمتر ولی موذیانه‌‌تری را گزارش می‌كردند كه اثر كم‌تری به جا می‌گذاشت. ۹۵ درصد این گروه از اقلیت كرد بودند و در احزاب سیاسی كرد مختلفی تشكل یافته بودند كه درگیر مبارزه برای كسب حقوق برابر و یا استقلال بودند.

ابزارها و روش‌های شكنجه در طول زمان و از كشوری به كشور دیگر متفاوت است. گزارش‌های پیشین درباره قربانیان شكنجه بر آمریكای جنوبی متمركز بوده‌اند.10 پژوهش مهم راسموسن11 گروه بزرگی از پناهجویان آمریكای جنوبی را در بر می‌گرفت ولی شامل قربانیان شكنجه از قاره‌های دیگر نیز بود و به بسیاری از روش‌های شكنجه می‌پرداخت كه در پژوهش حاضر توضیح داده نشده‌اند. اگرچه فراوانی روش‌های شكنجه گزارش‌شده از گروهی به گروه دیگر متفاوت بود ولی به نظر می‌رسید كه بسیاری از این روش‌ها در هر شش كشور مورد استفاده قرار گرفته‌اند. آگاهی از روش‌های خاص شكنجه در یك منطقه یا كشور ارزیابی اظهارات افراد در مورد شكنجه را تسهیل می‌كند مانند شكنجه آب و شكنجه غلتك در بنگلادش (كه در مناطق پنجاب و كشمیر در هندوستان نیز متداول است)12 و سیلی‌های متوالی به گوش قربانی در پرو (و سایر كشورهای آمریكای جنوبی)13 یا روش‌هایی كه به‌ندرت گزارش شده‌اند. برای مثال، بنگلادشی‌ها و ترک‌ها به شلاق زدن اشاره نكرده بودند و فلک كردن كه در كشورهای آسیایی بسیار متداول است فقط در اظهارات یک پرویی و یگ اوگاندایی ذكر شده بود. شكنجه الكتریكی در اظهارات هیچ‌یک از ایرانی‌ها وجود نداشت و پناهجویان اوگاندایی هرگز به سوزاندن با سیگار و اعدام ساختگی اشاره نكرده بودند.

تجاوز و شكنجه اندام‌های تناسلی هر كدام در ۲۸ درصد موارد گزارش شده بود. در گروه اوگاندایی‌ها ۴۳ درصد زنان اظهار می‌كردند كه مورد تجاوز قرار گرفته‌اند. ۳۸ درصد بنگلادشی‌ها اظهار می‌كردند كه به آن‌ها تجاوز شده است و ۴۰ درصد آن‌ها از شكنجه اندام‌های تناسلی شكایت داشتند و اكثریت قربانیان تجاوز مرد بودند. پژوهش‌های دیگر حاكی از آن بود كه رواج تجاوز و شكنجه جنسی به مراتب بیش از این‌ها است.14 برای توضیح این تفاوت می‌توان به چند عامل اشاره كرد از جمله تعریف‌های متفاوت شكنجه جنسی و تجاوز، جمعیت‌های متفاوت و شیوه‌های متفاوت مصاحبه.

پژوهش‌های پیشین نشان داده‌اند كه نشانه‌های پس از شكنجه مشترک‌ هستند15 و تركیبی از پیامدهای منجر به آسیب جسمانی پایدار (مانند آسیب مفاصل و اعصاب) و عارضه‌های جسمی‌‌روانی وجود دارد. سردرد و كمردرد و درد مفاصل عارضه‌هایی بودند كه افراد بیش از همه از آن‌ها شكایت داشتند. در نتیجه دسته‌بندی این عارضه‌ها به طور كامل ممكن نیست و به تجربه ثابت شده است كه شرایط مربوط به پناهندگی هم عارضه‌های جسمانی متعددی ایجاد می‌كند كه نمی‌توان آن‌ها را به طور كامل و به‌تنهایی ناشی از شكنجه دانست.16

پادرد در میان پرویی‌ها در مقایسه با گروه‌های دیگر كم‌تر شایع بود، شاید به این دلیل كه در آن گروه به‌ندرت از فلك استفاده شده بود. پیش از این در گزارش‌ها به ارتباط فلک كردن با درد كف و ساق پا اشاره شده است.17 نشانه‌های بیماری‌های گوش و حلق و بینی و عمدتا سینوزیت مزمن در بنگلادشی‌ها به‌نحو قابل ملاحظه‌ای بیشتر بود و با گزارش‌های متعدد درباره شكنجه با آب در آن گروه ارتباط داشت.

در برخی گروه‌ها، تعداد آثار زخم‌ به‌جامانده از شكنجه‌های گزارش‌شده به نحو قابل‌ملاحظه‌ای متفاوت بود (برای مثال در اوگاندایی‌ها و بنگلادشی‌ها در مقایسه با سایر گروه‌ها). این متغیر مهم به ‌شدت با نوع خشونت گزارش‌شده ارتباط داشت، مثلا ضربه زدن با جسم نوک‌تیز (آثار زخم خطی) و سوزاندن با سیگار (آثار زخم گرد ۵ - ۱۰ میلی‌متری همراه با تغییر رنگ).18

آثار زخم در بدن پرویی‌ها نیز زیاد بود ولی روش‌ها و ابزارهای شكنجه گزارش‌شده را نمی‌توان تنها عامل این موضوع دانست. شاید بتوان این توضیح را اضافه كرد كه عفونت در نتیجه شرایط اقلیمی و وضعیت بد بهداشتی ممكن است یك زخم سطحی را به زخمی عمیق تبدیل كند و موجب شود كه جای زخم گوشت اضافه بیاورد. در مورد اوگاندایی‌ها استعداد پوست سیاه برای واكنش نشان دادن به صورت پرسازی یا هایپرتروفی می‌تواند عامل گمراه‌كننده‌ای باشد.

هدف این پژوهش نشان دادن تفاوت‌های میان گروه‌های ملیتی بود تا از این طریق ارزیابی موارد شكنجه گزارش‌شده توسط افراد در ارتباط با اطلاعات مربوط به تاریخچه قبلی آن‌ها و نتایج عینی بررسی‌های پزشكی قانونی اعتبار بیشتری بیابد. در اكثر موارد شكنجه‌هایی که گزارش‌شده‌اند، دانستن حقیقت آنچه واقعا اتفاق‌ افتاده دشوار است و اظهارات افراد درباره شكنجه را تنها با حدس‌های منطقی در مورد احتمال آماری شكنجه می‌توان ارزیابی كرد.19

  • 1. Amnesty International Report 2001, Amnesty International Publications, Oxford, 2001
  • 2. CTD, Centre for Trauma and Torture Survivors
  • 3. Centre for Trauma Victims (KTC), Unit for Torture Survivors
  • 4. D. Forrest, B. Knight, G. Hinshelwood, J. Anand, V. Tonge, A guide to writing medical reports on survivors of torture, Forensic Sci. Int. 76 (1995) 69-75
  • 5. این اداره قبل از سال ۲۰۰۱ ‌Statens Invandrarverk = SIV نام داشت و پس از آن به Migrationsverket = MIV تغییر نام داد
  • 6. Post-traumatic stress disorder
  • 7. H. P. Söndergaard, S. Ekblad, T. Theorell, Screening for post-traumatic stress disorder among refugees, Nordic J. Psychiatry 57 (2003) 185-189
  • 8. lathi
  • 9. نک. http://www.amnesty.org
  • 10. L. M. Cathcart, P. Berger. B. Knazan, Medical examination of torture victims applying for refugee status, Can. Med. Assoc. J. 121 (1979) 179-184
  • 11. O. V. Rasmussen, Medical aspects of torture, Dan Med. Bull 37 (Suppl. 1) (1990) 1-88
  • 12. D. Forrest, Patterns of abuse in Sikh asylum-seekers, Lancet 345 (1995) 225
  • 13. L. M. Cathcart, P. Berger. B. Knazan, Medical examination of torture victims applying for refugee status, Can. Med. Assoc. J. 121 (1979) 179-184
    O. V. Rasmussen, Medical aspects of torture, Dan Med. Bull 37 (Suppl. 1) (1990) 1-88
  • 14. I. Lunde, J. Ortmann, Prevalence and sequel of sexual torture, Lancet 336 (1990) 289-291
  • 15.
    M. Kosteljantez, O. Aalund, Torture a challenge to medical science, Interdiscip. Sci. Rev. 8 (1983) 1-9
    E. Edston, Superficial physical evidence may reveal torture, Lakartidningen 96 (1999) 628-631 (in Swedish with English abstract
  • 16. L. H. M. van Willigen, A. J. K. Hondius, H. M. van der Ploeg, Health problems of refugees in The Netherlands, Trop. Geogr. Med. 47 (1995) 118-124
  • 17. B. Lie, H. Skeje, Torture – a medical challenge. Diagnosis and treatment of falanga victims, Tidskr. Nor Laegeforen 116 (1996) 1073-1075
  • 18. D. Forrest, The physical after effects of torture, Forensic Sci. Int. 76 (1995)77-84
  • 19. P. Garbolino, F. Taroni, Evaluation of scientific evidence using Bayesian networks, Forensic Sci. Int. 125 (2002) 149-155

Moisander, Pia A. and Erik Edston. “ Torture and its Sequel - A Comparison Between Victims from Six Countries.” Forensic Science International 137 (2003) 133-140. Permission to republish granted by Elsevier.

Pia A. Moisander is a part of the Department of Forensic Medicine at the University Hospital, at the University of Linkoping, Sweden. Erik Edston currently works with the Centre for Trauma Victims at the Danderyd Hospital, Stockholm, Sweden.

Referring to cases from the Centre for Trauma Victims in Stockholm (KTC), Moisander and Edston conduct a study that compares and contrasts the state of various torture victims from six different countries. Using information from a selected 160 patients, both authors found similarities and differences in the conditions, torture methods, and degree of trauma that each of these patients experienced. In approaching these aspects through a cross cultural examination, Moisander and Edston’s article presents valuable information about torture and its residual effects.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰