شهریور ۱۳۹۲

آینده فمینیسم در آینه سینما

ای. آن کاپلان

طرح روی جلد کتاب آن کاپلان: Trauma Culture: The Politics of Terror and Loss in Media and Literature

ترجمه: رها دوستدار

سال ۲۰۰۴ میلادی پس از حدود چهار دهه مبارزه به نظر می‌رسد که در برخی عرصه‌ها از جمله در عرصه دانشگاه، سیاست‌های اجتماعی و سیاسی، پزشكی، حقوق و سایر حوزه‌های چندفرهنگی و چندملیتی آینده نظریه‌های فمینیستی در خطر است (و در گذشته نیز در خطر بوده است). با این‌حال چالش‌های متعاقب حملات یازده سپتامبر ظاهرا از چالش‌های پیشین هم بیشتر است.

در ادامه، به تاثیر وحشتناک احتمالی فجایع جهانی خواهم پرداخت زیرا این فجایع ممكن است بر برنامه‌های فمینیستی آینده اثر بگذارند. زندگی با ترور یا وحشت (كه مردم در مناطق مختلف جهان ده‌ها سال است تجربه می‌كنند) به‌ویژه چه تاثیری بر زندگی زنان خواهد گذاشت؟ بر اندیشه‌ها و پژوهش‌های فمینیستی و بر برنامه‌های فمینیستی خاص چه تاثیری خواهد گذاشت؟ فاجعه ۱۱ سپتامبر (دست‌كم در مورد آمریكا) چگونه همبستگی‌های سیاسی به‌ظاهر قطعی پیشین، از جمله همبستگی‌های فمینیستی را تضعیف كرده است؟ آیا در این شرایط فمینیست‌ها (و در سطح وسیع‌تر زنان) می‌توانند در دنیای آكادمیک و فراتر از آن به‌خاطر پذیرش اجتماعی ما مشاركت ثمربخشی داشته باشند؟ آیا ما در عصر به‌اصطلاح ترور یا وحشت به موج «چهارم» فمینیسم نیاز پیدا كرده‌ایم؟ زیرا حتی اگر عصر ترور عمدتا تعبیر رسانه‌های آمریكایی هم باشد، تا همین‌جا اثر عمیق خود را روی آگاهی عمومی گذاشته است: این تاثیر را می‌توان بر سیاست‌های محلی و ملی و همچنین بر اقتصاد (مثلا بر مشاغل زنان در سراسر جهان) و عرف‌های اجتماعی و شیوه‌های زیستن در زندگی روزمره كه همواره دغدغه فمینیست‌ها بوده‌ است، دید.

من در متن دیگری درباره چهار نوع چالش صحبت كرده‌ام كه فمینیسم‌های آینده به دلیل پیشینه‌های فمینیستی با آنها روبه‌رو می‌شوند و پس از آن به بحث درباره تروما پرداخته‌ام.1 ابتدا به چالش دست‌یافتن به چند هدف فمینیستی كوچك اشاره كردم؛ سپس به چالش راه‌های جدیدی كه آگاهی از گذشته فراهم می‌كند؛ سوم، به چالش‌هایی كه جهانی‌ شدن و فناوری‌های جدید ایجاد می‌كنند؛ و سرانجام به تاثیر احتمالی تروما بر آینده‌های فمینیستی.

امیدوارم ارتباط این چارچوب با پژوهش حاضر كه اندیشیدن درباره نظریه فمینیستی فیلم است، روشن شود. چون كانون پژوهش خود من، به‌ شخصه، از یك موضوع محدود (و به نظر خودم شاید پیشگام) در اواخر دهه ۱۹۷۰ درباره شواهد سركوبی زنان سفیدپوست غربی در تصاویر سینمایی، به ضرورت پرداختن به موقعیت‌های تروماتیک تغییر یافته است كه در گذشته زنان در سطح جهان اغلب با آنها مواجه بوده‌اند و امروز نیز همچنان با آنها مواجه‌ هستند. گویی حتی پیش از ۱۱ سپتامبر و دوره اخیر ترور بین‌المللی، فرهنگ‌های اروپامحور دیگر قادر نبودند خاطرات جمعی تروماهایی را كه به گروه‌های اقلیت، انسان‌های حاشیه‌ای و افراد محروم از حق رای وارد شده بود، دور نگه دارند. خاطراتی كه سال‌ها سركوب شده بودند اكنون باز می‌گردند و در میان ملت‌های مختلف راه خود را به زور به درون آگاهی عمومی باز می‌كنند. هرچند این مقاله جای بحث درباره موضوع پیچیده «حقیقت» محض چنین خاطراتی نیست، این نكته مهم است كه در پژوهش آكادمیك در زمینه خشونت اعمال‌شده نسبت به دیگری، كانون توجه جدیدی در حوزه آشتی و جبران به وجود آمده است.

نیازی نیست به نوشته‌های توماس کان2 یا میشل فوكو3 مراجعه كنیم تا متوجه شویم كه فرهنگ‌ها در چارچوب‌هایی گفتمانی وجود دارند و اندیشیدن فراتر از این چارچوب‌ها در هر زمان معینی بسیار دشوار است. همین موضوع در مورد حوزه‌های گفتمانی آكادمیك، مانند نظریه فمینیستی فیلم، صادق است. پژوهش جدید من در عین آن‌كه همچنان بر تصاویر به‌ عنوان شاهد اصلی خیال‌پردازی‌ها، گفتمان‌ها و واقعیت‌های فرهنگی متمركز است، به بررسی موقعیت‌های تروماتیک اروپایی و پسااستعماری در فیلم‌هایی می‌پردازد كه ساخته زنان یا درباره زنان هستند. یكی از دلایل چنین رویكردی این است كه اكنون یك حوزه گفتمانی وجود دارد كه چنین پژوهشی را ممکن می‌كند. زمانی كه من پژوهش خود را در زمینه فمینیسم و فیلم شروع كردم، چنین حوزه‌ای وجود نداشت.

تروما و نظریه فمینیستی فیلم شناخت فزاینده من از تلاش‌های زنان در سراسر جهان برای كار علیه سركوب‌های خاص آنها به شیوه خودشان، از جمله بررسی سینمای ملی‌ و نقش زنان در چنین نهاد‌هایی، در كنار سفرهای خودم طی سال‌ها الهام‌بخش ابعاد جدید پژوهش حاضر بوده است. اكنون، در سال ۲۰۰۴ خود را هنگام نوشتن به لحاظ اجتماعی، سیاسی، و فناوری در شرایط بسیار متفاوتی می‌یابم تا زمانی كه زنان و فیلم4 و در جست‌وجوی دیگری5 را می‌نوشتم، شرایطی كه در سال‌های ۱۹۷۰، ۱۹۸۰ یا ۱۹۹۰ قابل‌ تصور نبود. پایان ناگهانی جنگ سرد روابط بین‌المللی را به‌طور غیرمنتظره‌ای تغییر داد: تعبیرهای پیشین، از قبیل «شرق» علیه «غرب» یا «كمونیسم» علیه «سرمایه‌داری»، به تعبیرهای جدیدی مانند «اسلام» علیه «غرب» تبدیل شد. با حملات ۱۱ سپتامبر تضاد رو به گسترش كشورهای عربی و ایالات متحده آمریکا ناگهان به اوج رسید، اما حتی پیش از آن نیز به نظر می‌رسید كه فضایی باز شده است تا كشورهای اروپایی و ایالات‌متحده به مسایل میراث‌های ویرانگر امپریالیسم و بردگی و نابودی فرهنگ‌ها و زبان‌های بومی بپردازند.

برداشت من این است كه در حالی كه تحلیل‌گران فمینیست و چندفرهنگی فیلم ممكن است هنوز تا حدی به نوعی از نظریه‌های «نگاه خیره» علاقه داشته باشند، رویكردهای متعدد دیگری نیز بسته به شرایط و نیازهای محلی در میان آنها به وجود می‌آید. این‌كه زنان غربی تا چه حد می‌توانند ـ‌ یا باید‌‌ ـ در این كار شركت كنند همچنان محل بحث خواهد بود: انتخاب من برای گذر از بررسی سینمای هالیوود و (عمدتا) سینمای زنان اروپایی (از جمله سینمای آوانگارد) در چارچوب تحلیلی روان‌شناختی و همواره جستجوگر و بررسی فیلم‌های زنان چندفرهنگی، مستلزم نظریه‌پردازی در مورد نقشی برای پژوهش خودم بوده است كه در زیر توضیح خواهم داد.

پروژه فعلی من شامل بررسی تطبیقی سینمای بومی زنان است (به انگیزه دعوت‌هایی كه پس از سال ۱۹۸۷ از من برای سخنرانی در چین، ژاپن، استرالیا، تایوان، و برزیل ‌شد). من در این پژوهش، به كندوكاو مساله تروما می‌پردازم و مشكل انتقال تفاوت‌های فرهنگی میان زنان را بررسی می‌كنم. اگرچه همچنان درگیر مسائل نظریه نگاه خیره و تحلیل روانشناختی هستم، توجهم اكنون بیشتر از تفاوت‌های جنسی، معطوف به تفاوت‌های فرهنگی است كه گفتمان‌های ملی و سنت‌‌های تاریخی (نهادها، سیاست‌ها و روابط قدرت) به آنها سمت و سوی نژادی می‌دهند.

این پژوهش جدید در زمینه مطالعات تروما و فرهنگ بصری تا حدودی در پاسخ به عصر جدید ترور و وحشت است كه حتی اگر تعبیری آمریكایی باشد، تاثیرات مهمی در سراسر جهان به جا می‌گذارد. با توجه به گسترش جهانی رسانه‌ها و انتقال فوری اخبار فجایع به سراسر جهان از طریق پخش زنده تلویزیونی و اینترنت، مردم جهان هر روز زیر بمباران تصاویر درد و رنج هستند. می‌توان گفت كه این پژوهش، از جهتی ادامه اندیشه‌ای است كه در پس مفهوم «نگاه خیره» بینانژادی موجود در كتاب در جست‌وجوی دیگری شكل می‌گیرد؛ از این نظر كه من به چگونگی پرداختن رسانه‌های بصری به موقعیت‌های تروماتیک علاقه‌مندم كه می‌تواند موجب بیگانگی بیشتر (نتیجه‌ای منفی) یا درك هم‌دلانه درد و رنج با وجود تفاوت فرهنگی در روندی شود كه من آن را مشاهده‌گری (نتیجه‌ای احتمالا التیام‌بخش) می‌خوانم.

من توجه خود را به تروماهای به‌اصطلاح خاموش خانوادگی ـ‌ مانند مرگ، ترک كردن، طرد كردن‌ـ در موقعیت‌های مختلف معطوف می‌كنم، از زنان در جنگ جهانی دوم گرفته تا جدایی اجباری كودكان بومیان از والدینشان در استرالیای پسااستعماری. فیلم‌های ساخته زنان و مربوط به زنان را بررسی می‌كنم، ولی به خاطرات مكتوب نیز می‌پردازم. با این‌كه تحلیل روان‌شناختی مبنای یكی از مهم‌ترین نظریه‌ها درباره اتفاقاتی است كه در تروما می‌افتد، من در كار خود به پژوهش‌های علم اعصاب درباره مداربندی مغزی در شرایط پرتنش نیز توجه می‌كنم. (ارتباط تحلیل روان‌شناختی و پژوهش درباره مغز همچنان حوزه‌ای جذاب برای مطالعه است و نشان می‌دهد كه بینارشته‌ای بودن چگونه به پیشرفت رشته‌های مختلف کمک می‌کند). هدف این پژوهش در نهایت پیشنهاد الگویی برای مشاهده‌گری به شیوه‌ای اخلاقی در رسانه‌های بصری و متمایز كردن این الگو از هوچی‌گری و لذت از تماشای بدبختی‌ها در بسیاری از گزارش‌های زنده از فجایع است.6

این پژوهش جدید از این نظر پیچیده است كه من در بخش دوم كتاب جدیدم درباره تروما و ترجمه به موقعیت‌های تروماتیک زنان بومی و دیگر زنان می‌پردازم. من در پژوهش چندفرهنگی پیشین خود با پرسش‌های واقعا دشوار درباره دیدگاه خودم مواجه نشدم، هرچند این مسایل را در مقاله‌ای درباره «بررسی مشكل پژوهش بینافرهنگی درباره فیلم: نمونه چین»7 توضیح داده بودم. گوئندولین اودری فاستر در مقاله «سینمای زنان جهان سوم: اگر فرودست سخن بگوید، آیا گوش خواهیم كرد؟»8 تنگناهای زنان فیلم‌ساز و نظریه‌پرداز جهان سوم را كه ناگزیر در چارچوب گفتمان‌های فمینیستی انتقادی و بازنمودی غربی قرار می‌گیرند، به‌طور دقیقی خلاصه می‌كند. او پیشنهادات متفاوت و متعدد زنان غیرغربی و غربی را درباره نحوه پرداختن به موقعیتی شرح می‌دهد كه اغلب همچون گرهی كور به نظر می‌رسید (و هنوز هم این‌گونه به نظر می‌رسد). همان‌گونه كه فاستر اشاره می‌كند، «استعمارزدایی از موقعیت پژوهشگر نسبت به موضوع به لحاظ ساختار روابط قدرت، به هیچ روی كاری ساده یا سرراست نیست.»9

یكی از برنامه‌های من در این حوزه این است كه كارم را در زمینه فیلم بومی به‌عنوان یک ترجمه در میان ترجمه‌های بسیار در نظر بگیرم. در متن‌هایی كندوكاو می‌كنم كه بازنمایی سایر ترجمه‌ها و تعبیر‌هایی هستند كه هم‌اكنون در دست انجام‌ است یا تصوری از آنها وجود دارد. به نظر من، سه نوع عمل ترجمه مجزا وجود دارد: اول، اعمال ترجمه‌ای كه هنرمندان غربی و بومی به‌عهده می‌گیرند و تماس فرافرهنگی را از دیدگاه‌های پسااستعماری نشان می‌دهند؛ دوم، اعمال ترجمه‌ای كه افراد بومی ضمن بررسی تضاد و تفاوت درون‌فرهنگی انجام می‌دهند؛ و سرانجام، اعمال ترجمه افرادی كه بین فرهنگ‌ها كار می‌كنند و من آنها را مترجمان تجسم‌یافته می‌خوانم.10

نتیجه

معرفی حوزه‌های جدید مرتبط با مطالعات فیلم و رسانه از قبیل مطالعات فرهنگی، مطالعات پسامدرن و پسااستعماری و اخیرا مطالعات فرهنگ بصری، به‌‌وضوح بر تغییر چشمگیر در فمینیسم و پژوهش فیلم ـ‌ چه پژوهش من یا پژوهش‌های دیگران‌‌ ـ تاثیر گذاشته است. خیلی زود روشن شد كه دوگانه‌های قدیمی و مطمئن نظریه‌های فمینیستی فیلم، یك‌سره مدرنیستی و غربی بودند و به‌تدریج رنگ باختند. به این ترتیب «مركز» نتوانست اعتبار خود را حفظ كند و نظریه‌های تحلیل روانشناختی و نظریه نگاه خیره رفته‌رفته اهمیت خود را از دست دادند.

ولی كانون توجه پیشین از بین نرفت و نمی‌بایست هم از بین برود. تا «مرگ» تحلیل روان‌شناختی در حوزه‌های فمینیستی، از جمله در مطالعات فیلم و رسانه، هنوز راه درازی باقی است؛ گواه روشن این امر تداوم برگزاری همایش‌ها درباره تحلیل روان‌شناختی و هنرها است. در واقع، كانون توجه جدیدی برای گردهم‌آوردن پژوهش‌گران آكادمیك علوم انسانی و متخصصان بالینی وجود دارد تا پژوهش‌های هر یك از آنها بر غنای كار دیگری بیافزاید.11

پژوهش‌های جدید در زمینه حافظه و تروما نیز بحث‌ها را درباره ضرورت بازگشت به تحلیل روان‌شناختی فرویدی احیا می‌كنند12 و در كتاب زیر چاپ من با عنوان تروما و ترجمه: سیاست‌های فرهنگی فاجعه در فیلم، رسانه، و ادبیات نیز نقشی بسیار بنیادی دارند. به‌‌علاوه من فكر نمی‌كنم كه تحلیل روان‌شناختی را باید به حاشیه راند. همان‌طور كه جوئن كوپیک13 در مقدمه كتاب تصور كن هیچ زنی وجود ندارد اشاره می‌كند، «بحث‌های من... بر این باور استوار هستند كه مسایل مهم زمانه ما به‌ندرت خارج از مفاهیمی كه پدید آورده‌اند، قابل بیان هستند.»

به‌رغم این واقعیت كه نظریه‌های تحلیل روان‌شناختی دیگر نقش بنیادی ندارند و با وجود آن‌که من نیز مخالف این موضوع نیستم و به دلیل مسایلی كه در پژوهش از سوی زنان اقلیت و جهان سوم مطرح می‌شود، ما اكنون با این چالش مواجهیم كه ببینیم بینش‌های تحلیل روان‌شناختی تا چه حد برای زنان در فرهنگ‌های غیرغربی منطقی است. هنگامی كه روی نظریه‌های فمینیستی كلاسیك فیلم و واكنش‌ها/مخالفت‌‌ها/اصلاحات در تدوین مجموعه مقالات برگزیده جدیدم با عنوان فمینیسم و فیلم14 كار می‌كردم، اعتقادم حتی از دهه ۱۹۸۰ هم راسخ‌تر شد كه این كار نه تنها برای درک تفاوت جنسی، بلكه به عنوان كمكی ماندگار برای روشن كردن سازوكارهای بنیادی تفاوت اجتماعی و سیاسی و تفاوت میان افراد بسیار اهمیت دارد. بنیان علمی استوار تحلیل روان‌شناختی فیلم خود را همه‌‌جا نشان می‌دهد، به شیوه‌هایی كه پژوهش حاضر لزوما به كار نمی‌گیرد. عالمان نیاز دارند پیوسته به این بنیان‌ها برگردند و ارتباط بینا‌فرهنگی تحلیل روان‌شناختی و روش‌های پرداختن فرهنگ‌های مختلف به زندگی روانی را بررسی كنند تا نحوه عملكرد ناخودآگاه و تخیل را در فرهنگ‌های مجزا بهتر درک كنند.

تاثیر برنامه‌ها و حوزه‌های پژوهشی بینارشته‌ای جدید آكادمیک بر فمینیسم و فیلم هنوز باید بررسی شود ولی بی‌تردید بر خلاف حوزه محدودی كه بسیاری از ما در دهه ۱۹۸۰ در آن به پژوهش می‌پرداختیم، دامنه ‌بسیاری از پژوهش‌ها اكنون بی‌نهایت وسیع است. با این‌همه من برای چالش‌های جدید در مطالعات فیلم و رسانه ارزش قائل هستم.

  • 1. Kaplan, E. Ann. In press. Trauma and Translation: The Cultural Politics of Catastrophe in Film, Media, and Literature. New Brunswick, N.J.: Rutgers University Press
  • 2. Thomas Kuhn
  • 3. Michel Foucault
  • 4. Kaplan, E. Ann. 1983b. Women and Film: Both Sides of the Camera. London: Routledge
  • 5.
    Kaplan, E. Ann. 1997. Looking for the Other: Feminism, Film, and the Imperial Gaze. New York: Routledge
  • 6. Kaplan, E. Ann. 2002. “Trauma, Cinema, Witnessing: Freud’s Moses and Tracy Moffatt’s Night Cries.” In Between the Psyche and the Social: Psychoanalytic Social Theory, ed. Kelly Oliver and Steve Edison, 99–122. Lanham, Md.: Rowman & Littlefield

    Kaplan, E. Ann, and Ban Wang, eds. 2004. Trauma and Cinema: Cross-Cultural Explorations. Seattle: University of Washington Press; Hong Kong: Hong Kong University Press

  • 7. Kaplan, E. Ann. 1989. “Problematizing Cross-Cultural Analysis: The Case of Women in the Recent Chinese Cinema.” Wide Angle 11(2):40–50
  • 8. Foster, Gwendolyn Audrey. 1997a. “Third World Women’s Cinema: If the Sub- altern Speaks, Will We Listen?” In Interventions: Feminist Dialogues on Third World Women’s Literature and Film, ed. Bishnupriya Ghosh and Brinda Bose, 213–26. New York: Garland
  • 9. Kaplan, E. Ann. 1997b. Women Filmmakers of the African and Asian Diaspora: Decolonizing the Gaze, Locating Subjectivity. Carbondale: Southern Illinois University Press
  • 10. Kaplan, E. Ann. 2004. “Feminist Futures: Trauma, the Post-9/11 World, and a Fourth Feminism?” Journal of International Women’s Studies 4(2):1–31
  • 11. برای مثال، نگاه كنید به «مرزهای تحلیل روانشناختی» (The Boundaries of Psychoanalysis)، مجموعه‌ای از كارگاه‌های بینارشته‌ای كه استر رشكین (Esther Rashkin) در آوریل ۲۰۰۳ برای كانون همایش‌ ادبیات تطبیقی در سن‌ماركوس كالیفرنیا برگزار كرد. نیز نگاه كنید به همایش‌هایی كه كلینیک تویستاک (Tavistock Clinic) و دانشگاه شرق لندن (East London University) به‌طور مشترک در زمینه فرهنگ و ناخودآگاه برگزار كردند.
  • 12. Radstone, Susannah. 2000. “Screening Trauma: Forrest Gump.” In Memory and Methodology, ed. Susannah Radstone, 79–110. Oxford: Berg
  • 13. Copjec, Joan. 2003. “Introduction: Imagine There’s No Woman.” In her Imagine There’s No Woman: Ethics and Sublimation, 1–10. Cambridge, Mass.: MIT Press
  • 14. Kaplan, E. Ann, ed. 2000. Feminism and Film. New York: Oxford University Press

E. Ann Kaplan. “Global Feminisms and the State of Feminist Film Theory.” Signs, Vol. 30, No. 1, Beyond the Gaze: Recent Approaches to Film. Eds. Kathleen McHugh and Vivian Sobchack (Autumn 2004), pp. 1403-1424. Permission to republish granted by The University of Chicago Press.

E. Ann Kaplan is a Distinguished Professor of English and Cultural Analysis and Theory. She is also the founding director of The Humanities Institute at SUNY, Stony Brook. Her research have long included Women’s and Gender Studies, Feminist Film Theory, Film Noir, Postmodernism, Post-colonialism in film and media, Popular Culture, and World Cinema.

In her article, Kaplan raises very important questions regarding the current state and future of feminisms. Addressing the challenges that feminisms have faced throughout recent years, the article explores what this means and how this transforms global feminisms. With a focus on worldwide trauma as a one of these challenges, Kaplan not only discusses these issues but encourages further discussion on achieving some feminist goals, and especially the role of the feminist in this new globalized era.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰