۱۸ بهمن ۱۳۹۰

جادو و علم

لیندا گوردون

(John William Waterhouse, "Magic Circle" (1888

در دنیای باستان و دنیای مدرن پیشاصنعتی، جادو بخش مهمی از فناوری کنترل بارداری [هم شامل ایجاد بارداری و هم پیشگیری از آن] بوده است. در این میان می توان از قربانی کردن برای خدایگان، سحر، معجون ها و طلسم ها و رقص و پانتومیم نام برد. بعضی از دانشمندان مدرن غربی این روش ها را رها کرده اند چرا که آشکارا بسیاری از آنها کارایی ندارند. اما بسیاری از روش های "علمی" کنترل بارداری هم همیشه نتیجه نمی دهند. به علاوه ممکن است در برخی موارد، دلایل روان زاد (روانی) (psychogenic) باعث ناباروری باشند؛ یعنی وضعیت روحی ممکن است باعث تغییرات فیزیولوژیک گردد و این تغییرات مانع انجام لقاح و آبستن شدن شود. مؤثر بودن روش های جادویی کنترل بارداری برای کسانی که به این روش ها باور دارند، کاملا ممکن به نظر می رسد.

در کل، متضاد دانستن علم و جادو نادرست است. مناسک جادویی برخاسته از علاقه و اشتیاق برای توضیح محیط است. جادو و علم ریشهء یکسان دارند و ممکن است زمانی یکسان بوده باشند. معمولأ خرافات اغلب مثال‌های خوبی برای جادوی "علمی" یا جادوی معقول هستند. شاید مشاهده و تلاش برای بازآفرینی حالت ها و شرایطی از مقاربت و آمیزش که باعث ناباروری می شده، الهام بخش اولین تلاش ها برای جلوگیری از بارداری بوده باشد. اثربخشی آنها هر چه باشد، این تلاش عقلانی به نظر می رسد. به علاوه خرافاتی از این دست، آسان تر از آن که از بین می روند، شکل می گیرند. آنها چه کارا باشند چه نه، به سرعت افتخار پذیرفته شدن در سنت و رسوم عامه را خواهند یافت. تصور کنید عادت ماهانهء زنی دیر شده باشد. اگر خواهان تولد فرزندی نباشد، ممکن است دستورالعمل هایی جادویی را برای سقط جنین به کارگیرد. اگر یک هفته بعد عادت ماهانه اش اتفاق افتد، ممکن است این تطابق را تنها یک تصادف بشمارد؛ یعنی احتمال ارتباط نیک بختی خود را با معجونی که نوشیده رد کند. اما اگر بار دیگر در این مخمصه گرفتار شود، نه تنها صرفأ خرافی نیست، بلکه "عاقلانه" است که معجون را دوباره بنوشد.

نوع دیگر جادو بر اساس نمادگرایی بنا شده است. در بسیاری از "فرهنگ های نخستین" نیازها و الگوهای انسانی بر روی دیگر مخلوقات و اشیاء اعمال می شوند. برای مثال، دهقانان اروپای شرقی چرخ آسیاب را در نیمه شب، چهار بار در جهت معکوس می گرداندند؛ اعتقاد بر این بوده است که این روش به عنوان فرایندی معکوس مانع بارداری می شود. زنان صرب نیز دری را با پای نوزادی تازه متولد شده می بسته اند تا با این روش در خانه و خودشان را بر بارداری مجدد ببندند 1 . هم زنان در روم باستان و هم زنان دهقان در آلمان امروز باور دارند که چای دانهء درخت بی ثمر بید آنها را نازا می کند. معمولا گره زدن نیز به عنوان نمادی از ناباروری برای جلوگیری از لقاح به کار می رود .

دسته ای از باورهای جادویی که در سراسر اروپا پذیرفته شده است بر استفاده از انگشت، احتمالأ به عنوان نمادی از آلت مردانه، متمرکز شده است. یکی از نویسندگان قرن چهاردهم به نام فراتر رودلفوس به زنان می گفت که روی تعدادی از انگشتان خود که به همان تعداد سال هایی است که می خواهند بدون بچه باشند، بنشینند یا دراز بکشند. زنان صرب دهقان در دوران مدرن، به تعداد سال‌هایی که می خواهند باردار نشوند، انگشتان خود را در اولین حمام نوزادان تازه متولد شده، در آب فرو می کنند. به عنوان نمونه ای دیگر، نوعروس در شب عروسی در حالی که سوار بر کالسکه شده بر روی تعداد مورد نظر از انگشتان خود می نشیند. در میان بوسنیایی ها اعتقاد بر این بوده است که زن می تواند با قرار دادن تعداد دلخواه از انگشتانش در سینه بندش هنگام سوار شدن بر اسب به نتیجهء مشابه برسد؛ و اگر با هر دو دست خود این کار را بکند برای همیشه نازا می شود! نمونه عجیب دیگر این است که زن به تعداد سال هایی که می خواهد باردار نگردد، باید انگشتان کودک نابالغی را حمل کند.

روش جادویی دیگری برای جلوگیری از بارداری، درخواست از خدایان بوده که معمولأ دعا نامیده می شود. در صورت باور داشتن به قدرت هر خدایی، این روش نیز کاملأ عقلانی به نظر می رسد. این روش هنوز در دنیای "متمدن" امروز به صورت گسترده ای به کار می رود و احتمالأ غیر "علمی" ترین روشی است که مورد استفاده قرار می گیرد، زیرا به جای این که فعال و قدرت- جو باشد، منفعل و بدون قدرت است. آن دسته از روش های جادویی که در پی یافتن دلایل باروری و زایش هستند تا برای جلوگیری از باروری آن ها را خنثی کنند، حتی اگر غلط باشند، علمی ترند.

جادو تا آن جا که به صورت نظام مند از انفعال نقش انسان، آن گونه که در بسیاری از ادیان است، فاصله بگیرد، حداقل در آن دورهء تاریخی، می تواند علمی و بشری شمرده شود. علم پزشکی، هم از نظر منطقی و هم از نظر تاریخی، نتیجهء جادو است. اولین پزشکان، کاهنان جادوگری بوده اند که "طبیب" یا "دکتران ساحر" خوانده می شده اند. در جوامع دهقانی، معمولأ زنان، حرفه های پزشکی را در دست داشته اند؛ این زنان قابله ها و طبیبان سنتی و گیاهی بوده اند که در هزار تا هزار و پانصد سال گذشته در تاریخ غرب امور مربوط به درمانگری و پزشکی را بر عهده داشته اند. در قرون وسطی و اوایل دوران مدرن در اروپا، به خاطر نفوذ قدرت کلیسا، جادوگران در میان طبقهء فرمانروایان(و نه در میان عامه فقیر) بدنام شدند. آنها ساحره خوانده می شدند و متهم بودند که قدرت خود را از شیطان گرفته اند و نه از عقل و ذکاوت خویش. به این بهانه، هزاران تن از آنها را دار زدند و یا سوزاندند.

دلایل زیادی برای این آزار و شکنجه ها وجود داشته است. چون این ساحره ها از نقش تعیین شده برای خود[در جامعه] به عنوان زن پیروی نمی کردند، تهدیدی برای پایداری جامعه قلمداد می شدند. دلیل دیگر این بود که کارهای آنها تحت لوای مسیحیت،اعمال کفرآمیز قلمداد می شد. محتوای جادوگری نیز به خودی خود تهدیدی برای کلیسا به شمار می رفت. جزمیت و تعصبات مسیحیت، پزشکی را مغایر دینداری می دانست و جادوگران پزشکی می کردند. آنها برای هر بیماری و هر شرایطی معجون ها و طلسم هایی را تجویز می کردند و ماساژهایی را انجام می دادند. جادوگران سقط جنین می کردند و زنان را به صورت موقت نازا می نمودند. ساحره ها در حقیقت آن روحیه منفعل و پذیرای مشیت الهی را نقض کردند. همان روحیه ای که کلیسا به عنوان چوپان می خواست در گوسفندانش تشویق کند.

تصوری غلط اما فراگیر از جادوگران و مداواگران وجود دارد بر این اساس که آنها داروهای جادویی‌شان را به خاطر ناتوانی در تشخیص و درمان بیماران خود به کار می بردند. انسان‌شناسان این بدفهمی را ایجاد کرده ‌اند که بسیاری از فرهنگ های "نخستین" به خاطر نداشتن آگاهی از فرایند لقاح و باروری از روش های خرافی استفاده می کرده اند. اما برخلاف این باور، هم در فرهنگ های "نخستین" و هم در فرهنگ های "والا" داروهای جادویی معمولأ همراه با داروهای مؤثر فیزیولوژیکی تجویز می شده اند. آیتیوس ، پزشک یونان باستان استفاده از رحم بندهای خوش ساختی را همراه با دندان کودکی به عنوان تعویذ و طلسم تجویز می کرده است . زنان پاپوایی ریسمانی را برای آبستن نشدن به دور کمر خود می بستند و پس از هر بار مقاربت، واژن خود را به دقت می شستند . در باور به جادوی تقلیدی یا نمادگرا، شدت نادیده گرفتن نیروهای مادی بیشتر از شدت نادیده گرفتن قوانین فیزیکی توسط دین نیست.

  • 1. این قدرت برتر اغلب در جوامع مادرسالار یافت می شده که نسل از طریق مادرتعیین می شده است (matrilineal)؛ نیز در جوامع مادرمکانی که زوج بعد از ازدواج در محل زندگی زن زندگی می کردند (matrilocal). در هر دو جامعه، وفاداری، تعهد و قدرت مردان میان خانواده خود و همسر تقسیم می شد و این مسئله به دلیل غیبت های patrilineal مکرر و دوره ای مردان و استقلال بیشتر زنان بوده است. این بدان معنا نیست که در جوامع پدرتبار patrilocal و پدر مکان کنترل تولید مثل انجام نمی شده است. اما دغدغهء مردان بیشتر دربارهء افزایش جمعیت به طور کل بوده؛ در صورتی که دغدغهء زنان متوجه خودشان و نیاز به فاصلهء بیشتر بین زایمان نیز بوده است.

Magic, Charlotte Sheedy Literature.
Copyright © 1976 from “Magic,” Woman’s Body, Woman’s Right, by Linda Gordon, Reproduced by permission of Charlotte Sheedy Literature, pgs 29-33.

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰