آبان ۱۳۹۲

بارسلون: زنان یکپارچه نساج

جی. ای. ان. دی

زنان بافنده/ عکس از فلیکر

مترجم: پیمان شمسیان

در سال ۱۹۱۳، ۱۶ تا ۱۸ درصد از زنان بالای ۱۴ سال در بارسلون و مناطق اطراف این شهر در کارخانه‌های نساجی یا صنایع مرتبط مشغول به کار بودند. کارگاه‌های ریسندگی و بافندگی معمولا کم‌تر از ۴۰ زن را استخدام می‌کردند و این زنان ۱۱ تا ۱۲ ساعت در روز کار می‌کردند. در مقابل کارگران مرد تنها ۱۰ ساعت در روز کار می‌کردند. حقوق مردان مبلغی بین ۳ تا ۳ و ۷۵ پزو بود در حالی که مزد زنان بین ۱ و ۷۵ تا ۲ و ۷۵ پزو متغییر بود که البته تعداد بسیار کمی از زنان حقوق بالای ۲ پزو می‌گرفتند.

بعضی زنان در خانه کار می‌کردند و برای کارفرماهای خود، که وسایل لازم را در اختیار آنها می‌گذاشتند، کرست، جعبه‌های کاغذی، کفش و لباس درست می‌کردند. به‌علاوه، شرایط برای زنان طبقه کارگر و خانواده‌های آنها در بارسلون ابتدای قرن بیستم ناامید کننده و غم‌انگیز بود. میزان مرگ و میر نوزادان و کودکان بالا بود و افزایش هزینه زندگی (مانند هزینه غذا، خانه، سوخت، وسایل خواب و مواد شوینده) به دلیل جنگ اسپانیا با چریک‌های مراکشی و وضعیت بد کشاورزی، زندگی را با مشکلات بسیاری روبه‌رو کرده بود.

زنان در بزرگ کردن کودکان به یکدیگر کمک می‌کردند و به همین خاطر شبکه‌ای محکم از طریق روابط همسایگی و نه روابط کاری بین آنها شکل گرفته بود. اگرچه زنان خانه‌دار در بیشتر مواقع بخش‌هایی از احزاب سیاسی مهم را سازماندهی می‌‌کردند و حامی مردان در اعتصاب‌ها بودند، این احزاب تلاش چندانی برای افزایش حقوق زنان کارگر نکردند.

اتحادیه پایداری در اکتبر ۱۹۱۲ تشکیل شد تا کارگران ساده مرد، زن و کودک در صنعت نساجی را سازماندهی کند. در یک تجمع در فوریه سال ۱۹۱۳ که دو هزار نفر و بیشتر زنان در آن شرکت داشتند، تنها یک زن فرصت سخنرانی پیدا کرد. سخنرانان حول کاهش ساعت کار طولانی زنان در کارخانه‌ها سخنرانی کردند، اما حرفی از کارهای روزمزد و کسانی که از خانه برای کارفرمایان کار می‌کردند، به میان نیاوردند.

در تابستان ۱۹۱۳ هزینه زندگی همچنان در حال افزایش بود. زنان کارگران صنعت نساجی را تشویق کردند که در یک اعتصاب سراسری برای کاهش ساعت کاری به ۹ ساعت در روز و ۸ ساعت در شب شرکت کنند. اتحادیه کارگری درخواست ۴۰ درصد افزایش در حقوق کارگران روزمزد و ۲۵ درصد افزایش در حقوق کارگران قراردادی را نیز پیش کشید. کارگران قبل از آغاز اعتصاب، به کارفرمایان یک ماه فرصت دادند که در مورد این مطالبات تصمیم بگیرند.

در همین حال، زنان شبکه‌های خود را در جوامع طبقه کارگر فعال کرده بودند. آنان پیشتر از اعتصاب زنان در کارخانه‌های ابریشم نیز با تهیه غذا و برگزاری تظاهرات حمایت کرده بودند. زنان اخبار و برنامه‌های اعتصاب‌های بعدی را از طریق این شبکه‌ها به دیگران منتقل می‌کردند. آنها نماینده‌هایی را به بازارهای اصلی فروش غذا و میدان‌های تربار می‌فرستادند تا با زنانی که روزانه آن‌جا جمع می‌شدند، صحبت کنند.

در ۲۷ ژوییه، مردم در مناطق مختلف بارسلون جمع شدند تا در مورد بی‌توجهی کارفرمایان به مطالبات‌ زنان بحث کنند. بیش از هزار زن در این تجمعات شرکت کردند و فراخوانی برای شرکت در یک اعتصاب سراسری صادر شد. در ۳۰ ژوییه، ۲۰ هزار کارگر، که ۱۳ هزار نفرشان زنان و کودکان بودند، در بارسلون در اعتصاب شرکت کردند.

بیشترین افراد در منطقه سانز1 نزدیک قسمت قدیمی شهر تجمع کردند. زنان کارخانه‌های منطقه سانز درخواست کردند که قانون سال ۱۹۰۰ در مورد کار در شیفت شب اجرا شود. در ۵ اوت، زنان فعالیتی را آغاز کردند که بعدها تبدیل به یک سنت روزانه شد. زنان از میدان کاتالونیا تا دفتر مقامات دولتی در میدان کاخ راهپیمایی کردند. جامعه زنان از دولت‌مردان شکایت بردند و نه از کارفرمایان و این کار آنان باعث شد که فعالیت‌هایشان از اتحادیه پایداری جدا شود و در تضاد با آنها قرار بگیرد.

این سازماندهی سطوح جدیدی از آگاهی را در زنان کارگر برانگیخت. طبق گزارش یک روزنامه‌‍نگار در آن دوران، «روح زنان آن‌قدر خوب و شیوا سخن گفت که بر تمام جامعه کارگران تاثیر گذاشت...» آنان تجمع جلوی دفتر مقامات دولتی به مدت چهار روز را ادامه دادند. با افزایش نگرانی از بروز اعتراضات و اردوکشی خیابانی، تعداد پلیس مخفی‌ها نیز در اطراف دفتر مقامات دولتی افزایش یافت. در ۸ اوت، پلیس تلاش کرد تجمع‌کنندگان را متفرق کند. زنان برای جلوگیری از بالاگرفتن خشونت از مردانی که همراه آنها در تجمع حاضر بودند، خواستند که به خانه بروند. زنان تجمع‌کننده از دستور پلیس مبنی بر متفرق شدن سرپیچی کردند و به تظاهرات ادامه دادند. در آن روز ۲۰۰ زن توانستند خود را به دفتر مقام‌های دولتی برسانند. استان‌دار پیام داد که او پیشنهادی را به نماینده تجمع‌کنندگان برای پایان اعتصاب‌ها داده است.

اتحادیه کارگری برای بررسی پیشنهاد ارایه شده درخواست تشکیل جلسه داد. زنان به جای حضور در میدان کاتالونیا در این جلسه حضور یافتند. زنان از سرتاسر شهر آمده بودند و این تنها کارگران نساجی نبودند که در این مجمع حضور یافتند. رییس مجمع اعلام کرد که این جلسه یک مجمع عمومی است و نه جلسه اتحادیه، یعنی همه می‌توانند در آن شرکت و صحبت کنند. کارگران خط آهن و ریخته‌گری که در مجمع حضور یافتند با اعتصاب همراه شدند. در شب ۱۰ اوت یک اعتصاب سرتاسری آغاز شد.

در تظاهرات خیابانی بود که آگاهی زنان از رابطه بین زندگی اجتماعی و اصلاحات اقتصادی افزایش یافت. تعدادی از رهبران اتحادیه پایداری از زنان خواستند که به تظاهرات خیابانی پایان دهند، اما آنان این درخواست را رد کردند. در ۱۱ اوت، حدود ۱۵۰۰ زن و ۸۰۰ مرد در میدان کاتالونیا جمع شدند تا به سمت دفتر مقام‌های دولتی بروند. آن ۱۶ زن را در ابتدا برای صحبت با مقامات دولتی فرستاده بودند تا به آنان توضیح دهند که اعتصاب‌کنندگان به سر کار باز نخواهند گشت. زمانی که این افراد به دفتر مقام‌ها نزدیک شدند، پلیس سعی کرد که آنان را متفرق کند. تعدادی از تظاهرکنندگان دوباره جمع شدند. دیگران با پلیس درگیر شدند. سرانجام همه در میدان کاتالونیا تجمع کردند. در ۱۲ اوت، زنان یک ساعت زودتر دست به تظاهرات زدند. دوباره پلیس سعی کرد که جلوی تظاهرکنندگان را بگیرد. در همین حال، کارگران خط آهن نیز تصمیم گرفتند به اعتصاب بپیوندند.

در طول اعتصاب، زنان سعی کردند که تظاهرات خود را هر روز برگزار کنند. آنان همچنین به صورت روزانه در خیابان و یا بازار شهر قدیمی جلساتی را برگزار می‌کردند. سپس کانون اصلی تجمعات و تظاهرات زنان به میدان اسپانیا در مرز بین شهر قدیمی و منطقه سانز منتقل شد. در بیشتر دوران اعتصاب بخش نساجی، طبقه کارگر به صورت یکپارچه و متحد ظاهر نشد. تنش‌هایی بین زنان و کمیته اعتصاب اتحادیه وجود داشت. حتی رهبران کارگران نیز تظاهرات و بعضی از روش‌ها و استراتژی‌های زنان را تایید نکردند (برای مثال زنان موی کسانی که اعتصاب را می‌شکستند و به جای اعتصاب کنندگان در کارخانه‌ها کار می‌کردند، می‌تراشیدند و مویشان را به سازندگان کلاه‌گیس می‌فروختند و از پول آن برای اعتصاب‌کنندگان غذا تهیه می‌کردند). اتحادیه پایداری زنان را به‌عنوان «جمعیت معترض» محکوم کرد و از آنان خواست که به تظاهرات پایان دهند.

در ۲۰ اوت، زنان با راهپیمایی خود اعلام کردند که از توافقی که کمیته اعتصاب کسب کرده است، تبعیت نخواهند کرد. آنان به سمت مقر کمیته اعتصاب راهپیمایی کردند تا رهبران مرد بدانند که زنان و نه رهبری اعتصاب، نماینده و سخنگوی مطالبات زنان هستند و این زنان هستند که باید طرف مذاکره با مقام‌های دولتی قرار گیرند. سرانجام، استان‌دار حکم سلطنتی را اعلام کرد که بر مبنای آن ۶۰ ساعت کار هفتگی، یا حداکثر ۳ هزار ساعت کار در سال در صنعت نساجی تصویب شده بود و همچنین به موجب این حکم به زنان اجازه داده می‌شد که روز کاری را خود تعیین کنند.

اعتصاب در ۱۵ سپتامبر سال ۱۹۱۳ پایان یافت، زیرا کارگران نمی‌توانستند بیش از این بدون حقوق زندگی کنند. در آخر، گفته شد که قانون تصویب شده دستاورد کمی برای کارگران داشته است زیرا کارفرمایان از قانون تبعیت نمی‌کردند. اما این اعتصابات و خصوصا تظاهرات خیابانی گواه غیر قابل‌انکاری بود بر فرهنگ و آگاهی سیاسی زنان. این کنش‌ها نشان داد که ارتباط میان زنان کارگر تا چه حد برای دفاع از حقوق آنان اهمیت دارد و همچنین اهمیت حضور سیاسی زنان را در امور شهری برجسته کرد.

منبع: مرکز جهانی داده‌های مبارزات بدون خشونت

“Women’s Textile Strike in Barcelona, Spain, 1913.” Global Nonviolent Action Database Permission to republish under the Creative Commons License.

Conditions for working-class women and their families were often desperate in the first part of the twentieth century. Although many women created networks between each other, often organizing strong political parties and support for men during strikes, little had been done to win better wages for female workers. This article presents information on the movements of women during 1913, to push for better conditions and wages in Spanish textile mills. The already established networks between women served as a platform for the efficient organization for women workers’ rights

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰