مرداد ۱۳۹۳

خانه‌داریِ ملی سر میز شام

لیزا پولارد

سر سفره غذای مصری - منبع static.guim.co.uk

مترجم: افسانه حیدری

[...]

مطبوعات در دهه ۱۸۹۰ در حین آنکه به تعریف نقش مصر در نبرد علیه امپریالیسم توجه داشتند، به ارائه تعریف از مصرِ مدرن نیز یاری رساندند. در مطبوعات درباره موضوعاتی از قبیل خودکفایی ملی، دانش پیشرفته از علم، تاریخ، و آداب سر میز بحث می‌شد. مباحث حول سیاست منزل، مقولاتی چون «مصر»، «مصری» و «هویت مصری» را در ارتباط با مقاومت و دگرگونی ملی تعریف می‌کرد. چنین مباحثی از دسته‌بند‌‌ی‌های مذهبی و قومی که معمولا برای مصریان اواخر قرن نوزدهم به کار برده می‌شد (مانند مسلمان، قبطی، طرفدار یا مخالف حکومت عثمانی، مهاجرین مسیحی ـ سوری) فراتر می‌رفت1. این بحث و جدل‌ها درباره خانوارها و فعالیت‌هایشان، «مصری‌ِ مدرن» را به یک مذهب جدید، به بنیادی برای ملی‌گرایی و ابزاری برای تشکیل یک فرهنگ مشترک و ملی (بورژوایی) تبدیل کرد.

از دهه ۱۸۸۰، گاهنامه‌‌ها مقالاتی درباره منزل، محتوای آن و ساکنین‌اش منتشر می‌کردند. برای مثال مونا راسل2 از مقاله‌ای در مجله المقتطف3 منتشر شده در سال ۱۸۸۱ به نام «تزیین خانه4» و دیگر مقالاتی درباره تزیین میز و چینش سالن و مبلمان خانه، نقل می کند5. به همین ترتیب، الاهرام6، در سراسر دهه ۱۸۸۰ گزارشاتی از «زوج سلطنتی» - توفیق و امینه7 - در رویدادهای مربوط به دولت منتشر می‌کرد: رژه نظامی در اسکندریه در سال ۱۸۸۳8؛ بازگشایی ایستگاه راه آهن جدید و افتتاح پروژه‌های عام المنفعه در دلتا، و بازگشایی تئاتر جدید و دیگر خانه‌های فرهنگ در قاهره. توفیق و همسرش با وجود حضور انگلیس در مصر - یا شاید به خاطر حضور انگلیس در مصر- در این رویدادها حاضر می‌شدند تا به پیشرفت مداوم دولت مصر پیوند خورده باشند. در هر دو نمونه، پیوند مبهمی بین خانه و عادات خانگی و مدرن‌سازی برقرار می‌شد.

این ارتباط بین عادات خانگی و مدرن‌سازی از سال ۱۸۹۰ به بعد واضح‌تر شد. ستون‌های روزنامه‌ها به موضوعاتی مربوط به خانه اختصاص داده می‌شد که اغلب ملاک‌هایی را برای تعریف «ملیِ» مصری و «مدرنِ» مصری تعیین می‌کرد. نشریات سیاسی مملو از مقالاتی درباره زنان و «مسائل» مربوط به موقعیت آنها در جامعه مصر بود. اغلب موارد، گاهنامه‌های مخصوص «سیاست» و «علم» ستون‌هایی داشت با عنوان «تدبیرالمنزل» (به معنای «مدیریت خانه» یا «اقتصاد منزل») که ظاهرا مربوط به زنان بود اما در واقع حاوی بحث و جدل‌های بزرگتری بود. تعریف مصر، روایت تاریخ مصر، تبیین فرهنگ نوظهور ملی‌ - بورژوایی، همگی در ستون‌های مربوط به اقتصاد خانگی درهم می‌آمیختند.

[...]

مقالات سیاسی نیز به قلمروی خانگی می‌پرداختند و موضوعات خانگی اغلب وسیله‌ای برای بحث درباره ملی‌گرایی، سیاست و «پیشرفت» ملی بود. مقالاتی مانند «زندگی ملی» در سی‌ام آگوست ۱۸۹۲ و «چرا آنها پیشرفت کردند و ما نکردیم، با اینکه برابر خلق شده‌ایم» در نوامبر همان سال، «پیشرفت» و «ملی‌گرایی» را به توانایی حکومت‌ها در ایجاد یک نظام آموزشی متمرکز و اجبار آن منوط می‌دانستند. این نشریه بحث می‌کرد که سازماندهی مجدد حکومت در مصر، خانواده را تقویت کرد زیرا نه تنها چشم‌انداز زندگی مادی در مصر را ارتقا داد بلکه نظام آموزشی‌ای با الگوهای جدید برای رفتار بوجود آورد9.

بحث درباره طرز برخورد و امور اخلاقی در داخل و خارج از خانه اغلب وسیله‌ای بود برای تبادل نظر درباره «هویت مصری». یک مقاله مفصل با عنوان «اخلاق و عادات»، انتشار یافته در الاستاذ (استاد) در تابستان ۱۸۹۲، از لباس زنان به عنوان وسیله‌ای برای تبیین تفاوت‌های منطقه‌ای و طبقاتی در مصر استفاده کرد و زنان مصری را از دیگران (برای مثال عرب‌ها و ترک‌ها) متمایز ‌ساخت. بحث‌های دقیق و مفصل درباره لباس زنان نه تنها یک چشم‌انداز «ملی» از عادات ارائه می‌داد بلکه،‌ مهم‌تر از آن، بیانگر «شناخت» نویسندگان از زنان و عادات شخصی‌شان - هم در داخل هم در خارج خانه - بود.

[...]

شاید برجسته‌ترین مثال از همگرایی علم، سیاست و «علوم خانگی» از دهه ۱۸۹۰، ماهنامه المقتطف باشد که توسط فریس نمر10 و یعقوب صروف11 منتشر می‌شد12. المقتطف درباره تاریخ، اقتصاد، علم و سیاست مقاله منتشر می‌کرد. علاوه بر این، یک ستون منظم نیز درباره مدیریت خانه داشت. مطابق «شعار» ماهانه ستون، سردبیران عنوان «تدبیرالمنزل13» را مرتب به کار می‌بردند تا «نشانگر موضوعاتی باشد که دارای اهمیت کلی برای اعضای خانواده (اهل البیت) و دانش تربیت کودکان، برنامه‌ریزی برای وعده‌های غذایی، لباس، چاردیواری، تزیین و عوامل تاثیرگذار بر آن باشد. این شناخت به نفع تمامی اعضای خانواده خواهد بود14

[...]

تعریف «مصری-بودن» بر پایه نحوه تدبیر منزل یکی از ویژگی‌های برجسته مطبوعات زنان در دهه ۱۸۹۰ بود15. الفتاة16 (زن جوان) به سردبیری هند نوال17 (۱۹۲۰ تا۱۸۶۰) نخستین مجله مصری ویژه زنان بود. این مجله مانند نشریاتی که در آنها مردان قلم می‌زدند، حاوی مقالاتی بود که پیوسته مرز بین حیطه عمومی و خصوصی، محیط خانگی و سیاسی را کمرنگ می‌کرد. برای مثال، در چهارمین شماره این مجله در مارس ۱۸۹۲، مقاله‌ای در ستون «تدبیر المنزل» با عنوان «سیاست منزل» منتشر شد که تصویر روشنی از رابطه بین خانه و حیطه عمومی به‌دست می‌داد. نویسنده مدعی بود که تدبیر منزل یکی از مهمترین موضوعات زمانه است زیرا دانشی است که به‌وسیله آن میانه‌روی و توازن بین زن و شوهر، مادر و فرزند، خانم‌‌ خانه و خدمتکار شناخته و به کار بسته شد. چنین توازنی هم در درون منزل هم در حوزه عمومی اساسی است: «خانه‌ای که چیدمان خوب و مدیریت خوب داشته باشد، به مالکش (مرد) این امکان را می‌دهد که حقوق اعضای درون خانه‌اش - و نیز افراد خارج از خانه‌اش دارد - را بیاموزد و مسئولیت‌هایش را در قبال آنها برعهده بگیرد. چنین خانه‌ای به آقای خانه این امکان را می‌دهد که بر خدمتکاران و سیاست خدمتکاران در برابر کودکانش نظارت کند18.» این سیاست شامل آموزش اطاعت، آداب معاشرت، علم، و شناخت حقوق و مسئولیت‌ها به کودکان است. بنابراین، علم اقتصاد منزل است که به روابط اجتماعی ـ‌ اعم از روابط برابر و نابرابر ـ‌ شکل می‌دهد؛ بدین‌ترتیب، روابط خارج از خانه تابع درس‌هایی است که در خانه آموخته می‌شود، و محل سکونت از سیاست جدایی‌ناپذیر قلمداد می‌شود.

[...]

بنابراین، تا اواخر قرن نوزدهم، منزل تبدیل شد به ابزاری اصلی برای تعریف سبک زندگی ملی‌گرایانه، گفت‌وگو درباره سیاست و نقد سبک زندگی‌های مخالف با فرآیند مدرن‌سازی یا مصر آزاد. با اینکه زنان (به عنوان همسران خانه‌دار، شریک زندگی، مادران، و زنان تحصیل کرده) در این مباحث جایگاه محوری داشتند، مردان نیز در پیامدهای عظیم آن سهیم بودند. درحالی‌که زنان هدف اصلاحات از طریق آموزش بودند، انتظار می‌رفت که مردان نیز ذی‌نفعان غیرمستقیم اقتصاد منزل باشند - و آنچه را که در خانه «آموخته» بودند به قلمروی عمومی ببرند. تدبیر منزل صرفا مسئولیت زنان نبود: برای آنکه ملت مقتدرتر شود، مردان نیز باید خود را با این تغییرات هماهنگ کنند - و تن به دگرگونی بسپارند.

بازاریابی مدرنیته: کالاهای یک سبک زندگی وطن‌خواهانه

پروژه در قالب یک وطن‌خواه طبقه متوسط درآمدن صرفا یک بحث روشنفکرانه نبود. مطبوعات نیز پر از ‌آگهی‌ کالاهایی بود که وعده مدرنیته می‌دادند. اغلب، این کالاها برای «ارتقای» سلامت مصرف‌کننده بازاریابی می‌شدند؛ با این حال، این کالاها اغلب به عنوان محصولات «وطنی» به خورد مردم داده می‌شد که بدن و منزل را در منظومه جدیدی از مدرنیته، خودکفایی و توانمندی سیاسی قرار می‌داد، کسانی که چنین اقلامی را خریداری و استفاده می‌کردند، وضعیت بهتری پیدا می‌کردند و در عین حال، به مبارزه علیه امپریالیسم یاری می‌رساندند19.

[...]

تبلیغات برای محصولات مردان با تبلیغ برای زنان درآمیخته بود. برای مثال، مجلات و روزنامه‌ها استفاده هرچه بیشتر از محصولات مخصوص محیط‌ کار - مانند موتورهای گازی، وسایل الکتریکی و ماشین‌آلات سنگین برای کارخانه‌ها - را تبلیغ می‌کردند. بانک‌ها نیز، به طور مرتب، در مطبوعات اواخر قرن نوزدهم تبلیغ می‌کردند. همراه با این تبلیغات، آگهی برای محصولات بهداشتی زنان نیز وجود داشت. این تبلیغات نه در بخشی مجزا برای زنان بلکه لابه‌لای آگهی‌های بانک‌ها، شرکت‌های تجاری و ماشین‌آلات گنجانده می‌شد. با اینکه مطبوعات ویژه زنان محصولات مخصوص زنان را تبلیغ می‌کرد، در گاهنامه‌هایی مانند الاهرام تبلیغاتی درباره «مشکلات» مربوط به بدن زنان وجود داشت که در حین ارائه راه حل و درمان برای آنها، دانش ملی مردان را نیز ارتقا می‌داد. اغلب محصولات وعده «بهتر»، قوی‌تر و بارورتر کردن زنان را می‌دادند. شرکت دوآن20 محصول خاصی را برای زنان تبلیغ می‌کرد که «تنها راه چاره‌ برای بیماری زنان» بود. آگهی‌های تبلیغاتی هشدار می‌دادند که زن بیمار توانایی انجام کار منزل یا مراقبت از کودکان را ندارد و این قرص‌ها مانع بروز چنین ناتوانی‌هایی می‌شوند21.

[...]

درمان بدن زنان و اطلاعات مربوط به آن همان جایگاهی را در میان محصولات «مدرن وطنی» داشت که ادبیات، لباس و تنباکو. شناخت «علمی» از زنان و بدن‌شان مانند رفتار مناسب، پوشش و مبلمان منزل، در میان الگوهای هویت مصری جای گرفت. مجلات به کرات مقالاتی با موضوعاتی از قبیل «زنان و علم»، «زنان و تاریخ طبیعی»، «تاثیرات لباس تنگ بر بدن زنان»، «آب و هوا و بهداشت زنان» منتشر می‌کردند. زنان وسیله‌ای بودند که از طریق آن دانش علمی تبلیغ می‌شد و از طریق آن ملی‌گرایان مناسبات مالک‌مابانه‌ای را بر زنان «خویش» اعمال می‌کردند22.

[...]

از این‌رو، مرام ملی‌گرایی در اواخر قرن نوزدهم در نمایش استطاعت اقتصادی و دانش علمی، «مسئله زن» را هم دخیل کرد. تصدیق و ترویج نیازمندی‌های زنان به مردان کمک می کرد تا بتوانند «مدرن» بودن خود را ثابت کنند. وان حمام، مبلمان خانه و کودک مدرن همگی در ساختِ ملی‌گرایی بورژوایی مصری نقش ایفا کردند. خوردن فسفاتین و شست‌وشو با محلول قلیایی، نه تنها دال بر دانش مدرنیته و تجملات آن بود بلکه نشان از دلمشغولی برای وضعیت مصر و پیشرفت آن داشت.

بهترین تصویر از ملت تصویر زنان است: مدرنیته، ملی‌گرایی و بحث «زن جدید»

ساختار نخستین مباحث ملی‌گرا درباره «سیاست»، مدرنیته و اصلاحات رابطه بین ملی‌گرایی (مردانه) و «مسئله زن» را نشان می‌دهد. باب بحث‌های ملی‌گرایانه درباره موقعیت زنان در جامعه مصر را انتشار دو کتاب از قاسم امین23 (۱۸۶۵ تا ۱۹۰۸) گشود یعنی تحرير المرأة ( آزادی زنان)، منتشره در ۱۸۹۹؛ و المراة الجدیدة (زن جدید)، منتشره در ۱۹۰۱، که پاسخی بود به واکنش فرهیختگان نخبه مصری به اولین اثرش. امین در این آثار از پیشرفت موقعیت زنان در جامعه دفاع کرده و موضع خود را درباره استفاده از حجاب، و اموری مانند طلاق و چندهمسری توضیح می‌دهد. امین خواهان پیشرفت در امر تحصیلات دختران، اصلاح قوانین طلاق، و بازاندیشی در امر کاربرد حجاب و جایگاه آن در تاریخ اسلامی می‌شود؛ بدین‌ترتیب، هم پژوهش‌گران فمینیست و هم ملی‌گرا وی را اولین «فمینیست» و پدر جنبش فمینیستی مصری خوانده‌اند24. نوشته‌های او را، در عین حال، «آغازکننده» بحث بر سر آنچه که باید در مورد «مسئله زن» انجام داد، شناخته‌اند.

[...]

بازخوانی متون امین در زمینه مباحث مربوط به سیاست منزل و رابطه آن با دولت-ملت و متون پیش از انتشار اثر امین، نشان می‌دهد که به ظهور بحث درباره «زن جدید» می‌توان از منظرهای دیگری نگاه کرد. هدف امین در هر دو اثر خود - یعنی آزادی زنان و زن جدید بیش از آنکه مقوله آزادی زنان باشد، به نمایش گذاردن خانه و روابط خانگی است تا نشان دهد که مصر «مدرن» به لحاظ سیاسی توان‌مند بوده و، از این‌رو، می‌تواند در میان ملت‌های مستقل و مدرن جایی برای خود باز کند. مسئله زن - آن‌چنانکه در متون امین و کسانی مانند وی طرح می‌شود - راهی بود برای اعتبار بخشیدن به یک تاریخ ملی برای مصر، برای برجسته کردن قدرت نهادهای مختلف‌ در مصر، و برای ترسیم کردن مسیری برای آینده مصر. با برداشتن حجاب از جامعه مصری و، بنابراین، با پرده برداشتن از شرایط حوزه خصوصی آن، مصر مدرن - در تمامی مظاهر مختلف‌اش - به نمایش گذاشته شد.

[...]

امین کانون پیشرفت تاریخی - سیاسی و غیره - مصر را در خانواده و ساختار خانوادگی قرار داد. دیدگاه وی از تاریخ - در روند گذار مدرنیته - این بود که برای پیشرفت جامعه، تغییر در ساختار خانواده و روابط خانگی موثر، و بلکه حیاتی، است25.

[...]

به نظر امین، تاریخ یک موتور دارد: چون خانواده می‌تواند رسوم و عادات یک ملت را به سوی کمال یا قهقرا ببرد، پس می‌تواند تاریخ را تحت تاثیر قرار دهد و سبب شود که ملت‌ها پیشرفت کنند. امین ادعا می‌کرد که تاریخ از مجموعه مراحلی گذر می‌کند که همگی در شکل و ساختار خانواده انعکاس می‌یابد (و در مقابل روی آن تاثیر می‌گذارد). در مرحله کوچ‌نشینی - که امین آن را اولین مرحله تاریخ می‌خواند - خانواده‌ وجود نداشت و بنابراین، زنان و مردان، هر دو آزاد زندگی می‌کردند. زنان ازدواج نمی‌کردند و پدر از طریق مشابهت کودک به وی شناسایی می‌شد. امین می‌گوید که در چنین مرحله‌ای، زنان مستقل بوده‌اند، زندگی خود را داشته و با مردان برابر بودند.

[...]

جوامع پیشرفت کردند و وارد «مرحله دوم» تاریخ، یعنی یکجانشینی، شدند. در این مرحله، «نظام خانواده» بنیان نهاده شد و زنان استقلال خود را از دست دادند. روسای خانواده، زنان خود را مانند بردگان و احشام به تملک در آوردند و هیچ به آزادی ایشان نیاندیشیدند. در چنین نظامی، زنان پول و مالکیت به ارث نمی‌بردند و حق گرفتن طلاق و حضانت فرزندان خود را نداشتند. مردان زنانِ خود را در خانه قرار دادند و آنها را مجبور کردند که همان‌جا بمانند.

طبق نظر امین، «مرحله سوم» از بسیار جهات مشابه مرحله قبلی است با یک تفاوت مهم. حکومت ظهور می‌کند و ویژگی‌های خانواده را برعهده می‌گیرد: درست همان‌طور که پدران و شوهران ستمکار همسران و فرزندان خود را به اسارت گرفته بودند، حاکمان ستمگر نیز شهروندان خود را به اسارت گرفتند. در جوامع مرحله سوم، مردان از ستم حاکمان خود خلاصی نداشتند. بنابراین، مردان، به عنوان ابزاری برای نیرومندتر ساختن خویش، به همسران خود ستم می‌کردند. بر این اساس، زنان در چنین جوامعی حقوق بسیار کمی داشتند و برای مثال می‌توانستند پول و مالکیت به ارث برند اما کاملا تابع هوا و هوس، امیال و اراده شوهران، پدران و اربابان خود بودند.

[...]

«مرحله چهارم» هنگامی رخ داد که جوامع بر اساس قوانین اساسی اداره شد. به نظر امین، گذر از مرحله سوم به چهارم وقتی رخ داد که « تفکر مردان تا اندازه‌ای پیشرفت کرد؛ آنها دریافتند که تسلیم اختیار خود به دست یک حاکم بی حرمتی به شأن و تجاوز به حقوق‌شان است». این پیشرفت کم کم در ساختار خانواده نیز منعکس شد. مطابق الگوی امین، مرحله چهارم زمانی رسید که خانواده، و همراه با آن، حکومت اصلاح شد و به شکل یکدیگر درآمد.

[...]

به نظر امین، مصر هنوز در مرحله سوم بود. وی مدعی بود که تا به حال هیچ کشوری در میان اعراب به «نظم» مبتنی بر قانون اساسی شباهت نداشته است. «شکل حکومت اعراب شامل سلطان یا خلیفه‌ای بی بند و بار است که از طریق مجریانی بی‌بند و بار،‌ مانند خودشان،‌ حکمرانی می‌کنند. بنابراین، حاکم و امثال وی به همان روشی که شاهد بوده‌اند مدیریت می‌کنند... هیچ چیزی در این نظام نیست که ایشان را مجبور کند تا به حکومت مطابق شریعت بازگردند.» وی مدعی بود که این قدرت بدون کنترل در قلمروی خانه اعراب نیز وجود دارد. امین می‌گفت: «زنان برده مردان هستند و مردان برده حاکمان. مردان مصری در خانه ستمگراند و در بیرون از خانه ستمدیده.» زنان در محیط خانه‌شان آزاد نبودند و مردان بیرون از خانه به یک اندازه ستمدیده بودند حتی اگر مطابق قانون مردان و زنان حقوق متعددی داشته باشند.

امین نمی‌توانست توضیح دهد که، به رغم تلاش‌های فراوان و تمایل شدید مصریان به اصلاحات، چرا استبداد از مصر رخت برنبسته است. اما بحث او این بود که اگر شرایط خانه بازسازی شود، استبداد نیز از میان خواهد رفت. مصر می‌توانست از طریق زنان به آخرین مرحله تاریخ «سوق داده شود»: «زنِ جدید»ی که امین از آن سخن می‌گفت و تاثیری که آن زن در قلمرو منزل داشت، می‌توانست به بردگی سیاسی مصر پایان دهد. مردان، به‌ واسطه این «زن جدید»، فضایل اخلاقی و توانایی فکری کسب می‌کنند که آنها را به براندازی ظلم در قلمروی عمومی رهنمون شود.

امین از براندازی چندهمسری و تعریف ازدواج به عنوان شراکت26 دفاع می‌کرد؛ شراکتی که در آن مرد و زن حقوق خود را می شناسند و به مسئولیت‌هایشان نسبت به یکدیگر عمل می‌کنند. آموزش و حق طلاق، به زنان حس استقلال می‌دهد (و در حالت ایده‌آل، آنان دیگر به مردان متکی نخواهند بود) و همین امر، زنان را شرکایی جذاب برای مردان خواهد ساخت.

[...]

این شراکت، از توانایی زن جدید به نظم و ساماندهی خانه‌اش منتفع خواهد شد. شناخت وی از امور خانگی نه تنها خانه را به مکانی پاکیزه، سالم و مولد تبدیل می‌کند بلکه مرد دلش می‌خواهد مدت زمان بیشتری را در خانه بگذراند27.

در نهایت، زن جدید منبعی است برای تولید مردان جدید برای نسل‌های آتی. آموزش زنان آنها را آماده می‌کند تا منبعِ تربیت مدرن در خانه‌های خویش باشند و نسلی سالم - از لحاظ جسمی و ذهنی - از مصریان را بپرورانند. امین می‌گفت: «بگذارید یک حقیقت ساده را بگویم: اینکه تمامی نقصان کودکان، از قبیل دروغ‌گویی، ترس، تنبلی و حماقت، از این واقعیت ناشی می‌شود که مادران نسبت به قوانین تربیت آگاهی ندارند.» زنان تحصیل‌کرده تنبلی و حماقت را با علوم، با تاریخ و با مبانی ساده اقتصاد منزل جایگزین خواهند کرد. منازل ایشان یا آزمایشگاه مدرنیته خواهد بود یا مکانی که در آن خطاهای گذشته «تکرار می‌شود.»

[...]

اصلاح حیطه منزل نوعی سیاست اخلاقی را ایجاد کرد که در آن تنها با نظمی جدید که از خانه و با نظارت زنان آغاز می‌شود، می‌توان شاهد ورود پیروزمندانه مصر به چهارمین و نهایی‌ترین مرحله تاریخ بود. بنابراین، زن جدید گفتمان شورانگیز یک فمینیست روشنفکر نبود بلکه مثالی بود از گفتمان جنسیتی و ملی‌گرا که فضایل و پیروزی‌های قلمروی عمومی (پیروزی و عواطف مردان) را کاملا وابسته به سیاست خانواده‌هایی می‌دانست که مردان از آن بیرون می‌آمدند. شکل و ساختار واقعی نظم سیاسی در اواخر قرن نوزدهم به طور قابل توجهی مبهم باقی ماند. اما روشن بود که نظم سیاسی مبتنی بر بنیان یک نظام جدید از منزل است. بحث درباره زنان از اولین مواردی بود که در سیاست‌های حزبی مصر به تبیین در می‌آمد.

[...]

شکل‌گیری احزاب سیاسی، سیاست بومی را از حیطه مطبوعات فراتر برد. احزاب شامل می‌شد از روشنفکران طبقه متوسط، اصلاح‌گران و فعالان با دیدگاه‌های متفاوتی درباره چگونگی رقم خوردن آینده ملت‌شان. سه حزب اصلی حاکم در مصر در آغاز جنگ جهانی اول عبارت بودند از: حزب اصلاح قانون اساسی (حزب الاصلاح على المبادئ الدستورية ) شیخ علی یوسف28، که از استقلال مصر در یک چارچوب اسلامی طرفداری می‌کرد؛ حزب مردمی به رهبری احمد لطفی السید29 که نوعی مشروطه‌خواهی لیبرال و سکولار را برگزیده بود؛ و حزب ملی به رهبری مصطفی کامل30 که تا زمان مرگش در سال ۱۹۰۷ و سپس به رهبری محمد فرید31 (۱۸۶۹ تا ۱۹۱۹) که خروج فوری انگلیسی‌ها را خواهان بود.

[...]

اصلاح خانواده بخشی از برنامه کاری هر حزب بود. لطفی السید خواستار تحصیلات زنان و سازمان‌دهی دوباره خانواده به عنوان اولین گام به سوی نابودی استبداد در مصر و حکومت مشروطه بود32. برنامه کاری وی برای تاسیس احتمالی یک رژیم مشروطه در مصر ایجاد نظامی از آموزش همگانی در مصر بود که «ملت را از دوران کودکی‌اش بیرون خواهد آورد» و به مصریان روابط خانوادگی سالم را خواهد آموخت33.

دقایقی از جلسه مجمع حزب ملی که در بروکسل در سال ۱۹۱۰ ضبط شده، نشان می‌دهد که امور خانه در شکل‌گیری برنامه کاری حزب جایگاه اصلی داشته است. مباحث بر سر احداث بیمارستان، مدارس و تحصیلات زنان همان‌قدر زمان کار کنگره را می‌گرفت که بحث درباره «سیاست». نتیجه چنین سیاست‌هایی نه تنها جذب تعداد بیشتری از مصریان به ملی‌گرایی بود بلکه چشم‌انداز مصر را کاملا دگرگون کرد. تا پایان دهه ۱۹۲۰، «برنامه سیاسی» تمامی احزاب شامل پاکیزگی محیط خانه، حمایت از مادری و تامین آینده کودکان می‌شد. بند پنجم آیین‌نامه حزب ملی به گسترش مداوم آموزش و حمایت از مادری و دوران کودکی اختصاص داده شده بود. حزب مشروطه لیبرال که در سال ۱۹۲۱ توسط عدلی یقین34 در نتیجه مشکلاتش با وفد35 و سعد زغلول36 بنیان نهاده شده بود، تضمین می‌داد که شرایط بهداشتی کل کشور را - هم در داخل خانه هم بیرون از خانه - بهبود بخشد37.

[...]

بنابراین، «مسئله زن» - آن‌گونه که در اواخر قرن نوزدهم به نظر می‌رسید، کلا درباره زنان نبود. بلکه بیشتر وسیله‌ای بود که از طریق آن قلمروی سیای مورد بحث، نقد و ستایش قرار می‌گرفت38. بحث بر سر حجاب، در اثر قاسم امین و دیگر آثار، در بطن خود حاوی برنامه کاری بود برای سرنگونی استبداد سیاسی، افزایش استطاعت اقتصادی و اصلاح قراردادهای ازدواج. «مسئله زن» از مردان می‌خواست که نظم جدید امور و احکام جدید رفتار را بپذیرند،‌ و در عین حال، مجموعه جدیدی از ارزش‌ها و رفتارها را نیز برای زنان تعیین می‌کرد.

«مسئله زن»، آن‌گونه که در مجلات فوق‌الذکر معرفی شد، هم‌ترازی فزاینده‌ای بین بدنه خانواده و بدنه سیاست ایجاد کرد. بحث سر میز غذا، اقتصاد منزل و «مصریان بی‌حجاب» روش‌های نوینی بودند که برای گشودن باب گفت‌وگو درباره سیاست، مدرنیته و علم. عادات و رسوم مصریان مدرن در محیط خانه‌شان، شالوده‌ای بود برای سیاست جنسیتی‌شده بدن که با ترسیم خانه‌های سالم، ازدواج‌های اصلاح‌شده و مادران خوب، به «مصر» برای «مصریان» وطن‌خواه و بورژوا معنا می‌بخشید. تبیینات اولیه از مشروطه، اصلاح نظام نایب‌السلطنه‌ای و درگیر کردن شمار بیشتری از مصریان در امور روزانه حاکم بر مصر نشانگر آن است که «مسئله زن» و شکل دادن به گفتمان سیاسی از طریق امور خانگی مشغله‌ای دایمی بوده است. بنابراین، در دهه‌ای که در تدارک انقلاب بود، «مسئله زن» صرفا یک ابزار انتزاعی برای بحث بر سر ملی‌گرایی یا لفافه‌ای برای نقد یا اظهارنظر سیاسی در شرایط اجتماعی نبود؛ بلکه «مسئله زن» جایگاهی اساسی در فرآیندی داشت که طی آن آمال و برنامه‌های سیاسی جلوه‌ای ملموس می‌یافت.

  • 1. نگاه کنید به:
    Kelidar, “The Political Press in Egypt”; and Vatikiots, The History of Modern Egypt.
  • 2. Mona Russell
  • 3. Al-Muqtataf
  • 4. The Decoration of the Home
  • 5. Russel, “Creating the New Woman,” 82, n. 203
  • 6. al-Ahram
  • 7. Tawfiq and Amina
  • 8. Al-Ahram, Mar. 31, 1883
  • 9. نگاه کنید به:
    Al-Ustadh, Aug. 30 and Nov. 29, 1892
  • 10. Faris Nimr
  • 11. Yaqoub Sarruf
  • 12. در طول دهه ۱۸۹۰، نمر و صروف یک روزنامه نیز به نام المغاطم منتشر می‌کردند که طرفدار خط مشی انگلیس بود. ناشرین آن از اصلاح اقتصادی و اداری تحت نظارت انگلیسی‌ها به عنوان بهترین مسیر برای استقلال سالم طرفداری می‌کردند
  • 13. tadbir al-manzil
  • 14. Al-Muqtataf, Jan. 1, 1895, 55
  • 15. برای یک بحث جامع درباره مطبوعات ویژه زنان در مصر در اواخر قرن نوزدهم، نگاه کنید به:
    Baron, The Women’s Awakening in Egypt.
    همچنین نگاه کنید به:
    Marilyn Booth, May Her Likes Be Multiplied: Biography and Gender Politics in Egypt (Berkeley: University of California Press, 2001
  • 16. Al-Fatah
  • 17. Hind Nawwal
  • 18. Al-Fatah 4 (1892): 166. My emphasis
  • 19. برای یک بحث مفصل‌تر از مصرف‌گرایی و ملی‌گرایی، نگاه کنید به
    Russell, Creating the New Woman
  • 20. Doan
  • 21. Al-Ahram, Jan. 18, 1905.
    این آگهی‌ تبلیغاتی همراه بود با تصویر طراحی شده از زنی با ظاهری اروپایی ایستاده در جلوی یک بخاری در حالیکه کمر خود را از درد گرفته بود
  • 22. برای مثال، در نهم سپتامبر ۱۸۹۶ الحلال مقاله‌ای منتشر کرد با عنوان «سینه بند» (المشدو)، که شامل طراحی دقیق از اندام و اعضای داخلی بدن زن بود تا ضرر این «بند و فشار» سینه بند را به تصویر بکشد
  • 23. Qasim Amin
  • 24. Juan R.I. Cole, “Feminist, Class and Islam in Turn-of-the-Century Egypt,” International Journal of Middle East Studies 13 1981(: 389-407)
  • 25. اولین سهم اصلی امین در بحث بر سر ملی‌‌گرایی با انتشار «مصریان» (Les Egyptiens) در سال ۱۸۹۴ بود. این متن پاسخی بود به متنی ماهیت‌باور درباره «ماهیت» جامعه مصری تحت عنوان «مصر و مصریان» منتشر شده در سال ۱۸۹۳ از یک نویسنده فرانسوی به نام لو دوک دارکور(Le Duc d’Harcourt). دارکور بحث می‌کرد که مصر را با رسوم و آیین‌اش به خصوص در رابطه با زنان می‌توان فهمید. اولین تبیین امین از نقش زنان در تامل بر مدرنیته ملت را می‌توان در این پاسخ به همان اندازه ماهیت باور وی یافت.
  • 26. ‌Partnership
  • 27. بردن مردان به محیط خانه برای ایفای نقش بیشتر در امور منزل موضوع مشترکی در مطبوعات از اواخر قرن نوزدهم به بعد بود.
  • 28. Ali Yusuf
  • 29. Ahmad Lutfi al-Sayyid
  • 30. Mustafa Kamil
  • 31. Mohammad Farid
  • 32. این از سخنرانی از السید در ۱۷ ماه می ۱۹۰۸ گرفته شده، در باشگاهی از حزب مردمی در قاهره، به نقل از:
    discours politique (Cairo: Imprimerie al-Jaridah, 1909),5-6
  • 33. Ahmad Lutfi al-Sayyid, Safahat Matwiyya min tarikh al-haraka al-istiqlaliyya fi Misr (Cairo: Matba’at al-Muqtataf wa al-Muqatam, 1946), 20-22
  • 34. Adly Yeghen
  • 35. Wafd
  • 36. Sa’ad Zaghlul
  • 37. برگرفته از
    DWQ, Majlis al-Wuzara’, Mahafiz Adbin, Box 216, “al-ahzab al-siyasiya,” Jan. 19, 1925
  • 38. برای بحث درباره روزنامه‌نگاران دوره امین و ایجاد مردانگی جدید از طریق بحث در باب موضوعات زنان نگاه کنید به:
    Marilyn Booth, “Women in Islam: Men and the ‘Women’s Press’ in Turn-of-the-Twentieth-Century Egypt,” International Journal of Middle East Studies 33:2 (2001): 171-201.

Pollard, Lisa. “Table Talk: The Home Economics of Nationhood.” Nurturing the Nation: The Family Politics of Modernizing, Colonizing, and Liberating Egypt, 1805-1923. Ed. Idem. Berkeley: University of California Press, 2005. 132-165. Copyright, 1996, University of California Press. All rights reserved. Republished by permission of the copyright holder, University of California Press. www.ucpress.edu.

Lisa Pollard is Associate Professor of History at the University of North Carolina Wilmington where she is also a member of the Middle East Studies and Women’s Studies Faculties. She received her doctorate at the University of California at Berkeley, where she focused on the history of the modern Middle East, the history of modern imperialism and colonialism, and modern Arabic literature. Her current research considers changes in the Egyptian family between the revolutions of 1919 and 1952, the period during which Egypt made its transition from colonialism to independence.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰