مرداد ۱۳۹۳

کشمکش سنت و مدرنیته در خانه ایرانی

پاملا کریمی

خانواده ایرانی - منبع akairan.com

مترجم: افسانه حیدری

در پایان قرن نوزدهم، گروهی از روشن‌فکران اصلاح‌طلب ایرانی کارآمدیِ حکومت در سلسله قاجار (۱۷۹۴-۱۹۲۵) را زیر سوال بردند1. بعد از ترور ناصرالدین‌شاه در سال ۱۸۹۶، به دلیل گسترش مدارس مدرن و رشد انتشارات با موضوعات گوناگون - از اکتشافات جغرافیایی و تنازعات سیاسی گرفته تا پیشرفت‌های علمی و رمان‌های ماجراجویانه، ایران شاهد یک دوره جدید حیاتی بود. این مراکز آموزشی نگاه عموم مردم ایران را متوجه جهانی فراتر از کشور خود کرد2. انقلاب مشروطه ۱۹۰۶ موجب شد که مجلس پیش‌نویس قوانینی را تهیه کند که کنترل دولتی را متمرکزتر می‌کرد، اما آشوب سیاسی ناشی از جنگ جهانی اول این اصلاحات برنامه‌ریزی شده را متوقف ساخت. تنها پس از تاسیس سلسله جدید پهلوی توسط رضاشاه بود که اصلاحات اساسی‌ در ساختار تاسیسات زیربنایی کشور به‌وجود آمد که چهره شهرها و مناطق مسکونی را نیز تحت تاثیر قرار داد.

در طول سلطنت رضا‌شاه (۱۹۲۵-۱۹۴۱) هنجارهای حاکم بر فضای عمومی شهری به طرز چشمگیری، دگرگون شد؛ این دگرگونی نه فقط به دلیل ایجاد خیابان‌های عریض، مغازه‌های جدید و ساختمان‌های اداری مدرن، بلکه دلیل ایجاد اماکن عمومی برای تعامل اجتماعی و سرگرمی نیز بود. پیشرفت تاسیسات زیربنایی حمل و نقل و بازسازی بخش‌های خدماتی - از قبیل مدرسه و بهداشت - همراه با ایجاد سینما و پارک‌های جدید گسترشِ حوزه عمومی را به دنبال آورد. حکومت که متوجه جوانب مخرب مدرنیته شهری و صنعتی بود، تلاش کرد تا برای ممانعت از بی‌نظمی و ایجاد جامعه‌ای متشکل از افراد تحصیل‌کرده، منضبط و مولد نهایت تلاش خود را بکند3.

[...]

ارتقای زندگی خانگی به عنوان یک عامل اساسی در مولدتر و سالم‌تر ساختن جامعه ایران در طول دوران نخستین حکومت پهلوی مورد توجه بیشتری قرار گرفت. مجلات زنان و روزنامه‌ها، بیش از پیش، بر اهمیت محل اقامت و تاثیر آن بر سلامت خانواده، و به طور کلی، جامعه دادِ سخن سرمی‌دادند.

گفتمان درباره محیط خانه به تدریج به حیطه خط‌مشی سیاسی دولت ـ که در صدد ساخت خانه‌های بهتر بود - نیز کشیده شد4. در طول سلطنت رضاشاه، طرح‌های توسعه مسکن اغلب توسط پیمان‌کاران خارجی کشیده می‌شد. از دهه ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۱ (سالی که صنعت نفت ایران ملی شد و شرکت نفت انگیسی - ایرانی بیرون رانده شد)، شهرهای نفتی، مانند آبادان و مسجدسلیمان، شاهد هجوم عظیم کارگران ساختمانی و متخصصان صنعت نفت بودند که از آمریکا، اروپا، هند و کشورهای حوزه خلیج فارس می‌آمدند5.

[...]

این پروژه‌های ساختمان‌سازی با طراحی خارجی‌ها انجام می‌شد و صرفا بعد از آغاز سلطنت محمد رضاشاه (۱۹۴۱ - ۱۹۷۹) بود که حکومت ایران شروع کرد به تدوین معیارهایی برای خانه‌سازی بومی. این ضوابط در تعدادی از طرح‌های توسعه به اجرا در آمد.

همچنان‌که ایرانیان تلاش می‌کردند تا خود را با هویت کشوری وفق دهند که به‌طور گسترده‌ای در حال غربی‌شدن بود، خانه و محتوای آن تبدیل شد به مرکز برخورد بین شیوه‌های سنتی از یکسو و فشار برای مدرن‌شدن و دستیابی به معیار بهتر زندگی از سوی دیگر. این موضوع به نزاع سیاسی داغی تبدیل شد،‌ و به مباحث زیاد دیگری درباره معضلات اخلاقی و عرفی در جامعه ایران نیز دامن زد. نویسندگان معاصر در ایران به فرآیند مدرن‌شدن محیط خانه به دیده شک و تردید می‌نگریستند و، در مقابل، خواستار اصلاح شخصیت اخلاقی و فرهنگی خانواده‌هایی بودند که در این خانه‌های تازه تاسیس سکنی خواهند گزید. اگرچه مسلما ایده‌های غربی به این جنبش ورود فن آوری به روز و احتمالا سودمند خانه‌سازی شتاب بخشیدند، ایرانیان نیز در داخل کشور فعالانه در پی درک آن بودند که کدام یک از جوانب زندگی خانگی غربی امروزی واقعا به کارشان می‌آید و کدامیک خیر. نتیجه بستگی داشت به تطبیق دادن یک هویت شخصی و ملی با دوران تغییرات سریع - امری که، صرفا خودِ مردمِ ایران،‌ در نهایت امر،‌ قادر به انجام آن بودند.

در خانه نمانید: اقتصاد خانگی چپ
از سال ۱۹۴۱ که رضاشاه مجبور به کناره‌گیری شد، تا سال ۱۹۵۳ که تحت حمایت سازمان سیای آمریکا و آم. آی. ۶ 6 انگلیس علیه دولت نخست وزیر منتخب مردم ( ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۳)، محمد مصدق، کودتا صورت گرفت، فعالان سیاسی در ایران آزادی بیان و انتخابات آزاد بی سابقه‌ای را تجربه کردند. در این دوران، حزب توده برجسته‌ترین گروه مارکسیستی بود که فعالان آن نه تنها در عرصه سیاست که در حوزه فرهنگ نیز فعال بودند. بیداری ما، نشریه دوماهانه زنانِ حزب توده، تصویری زنده از اقدامات فرهنگی این حزب به‌دست می‌دهد7. نویسندگان این نشریه تمایل به مدهای جدید و آخرین کالاهای خانگی را غیرعقلانی می‌دانستند و زنان را تشویق می‌کردند که، به جای اتکا به داروها و لوازم آرایشی وارداتی، «بومی‌تر» باشند.

[...]

مجله بیداری ما از طریقی نمادین امور خانگی را به‌وضوح طرد می‌کرد؛ از این طریق که ملت را نمادی از خانه‌ معرفی می‌کرد که نه تنها در عناد با زنان که در عناد با تمامی شهروندان ایرانی است. عکس روی جلد هر شماره با این عبارت مزین می‌شد: «ما (زنان ایرانی) نیز در این خانه حق داریم.» در اولین شماره بیداری ما، در مقاله‌ای تحت عنوان «بیدار شوید!»، مریم فیروز، همکار نشریه (و بنیان‌گذار شاخه زنان حزب توده) جامعه ایران را خانه‌ای تاریک تصویر می‌کند که از دود افیون و سیگار پر شده است. مردم که در این خانه گرفتار شده‌اند، تحت تاثیر این مخدرات تنبل و لاقید بار آمده‌اند. آنها حتی زحمت باز کردن پنجره را به خود نمی‌دهند تا بلکه هوای تازه داخل آید. نویسنده ادعا می‌کند که مردان، گاهی، شانس نزدیک شدن به این پنجره و احتمال استنشاق مقداری هوای تازه را داشته‌اند اما زنان همیشه مجبور بوده‌اند دور از پنجره بمانند و هیچ فرصتی برای دسترسی به جهان بیرونی نداشته‌اند8. خانه و وظایف خانه‌داری دلیل محدودیت زندگی زنان انگاشته می‌شد.

[...]

بنابراین، محیط خانه، روی هم رفته، طرد می‌شد و این مجله وقتی به موضوع زنان و خانواده‌ می‌پرداخت، جامعه شوروی را پیشرفته‌ترین جامعه تلقی می‌کرد.

[...]

روزنامه‌های عامی‌تر ایران زندگی در شوروی را با چنین عبارات مثبتی توصیف نمی‌کردند. مقاله‌ای در سال ۱۹۵۲ با عنوان «عشق در اتحاد شوروی»، در دوهفته نامه ترقی، مشکلات زندگی زناشویی را در روسیه گزارش کرد. در توضیح تصویری از خانواده‌ای که در یک اتاق کوچک چپانده شده‌اند، نوشته شده بود: «زندگی خانوادگی در روسیه: اغلب خانواده‌ها بیشتر از یک یا دو اتاق ندارند9.» این روزنامه با اینکه قبول داشت عشق و زندگی خانوادگی پیش از دوران استالین متفاوت بوده است، همچنان تاکید داشت که موضوعات خانگی از اولین روزهای تشکیل اتحاد جماهیر شوروی مسئله‌برانگیز بوده است.

[...]

بحران آذربایجان در سال ۱۹۴۶، و تهدید شوروی به ماندن در بخش‌هایی از ایران که در زمان جنگ اشغال کرده بود، به یکی از عوامل عمده‌ای تبدیل شد که ذهنیت جنگ سرد را در آمریکا ایجاد کرد10. مبارزه آمریکا برای حفظ ایران از کمونیسم به طرفداری از کودتا علیه نخست وزیر، مصدق، توسط سازمان سیا و ام. آی. ۶ منتهی شد. این اتفاق، آغاز حمایت شدید آمریکا از سلطنت پهلوی بود11. حکومت آمریکا، در تلاش برای ممانعت از افتادن ایران در چنگال شوروی، صرفا به ابزارهای «سیاسی» بسنده نکرد. در واقع، آمریکا امیدوار بود که یک «دیپلماسی خاموش» نتایج مطلوب‌تری به بار آورد تا جنگ و خشونت.

[...]

سیاست‌گذاران خارجی آمریکا که در صدد بودند ایرانِ توسعه‌نیافته را وارد اقتصاد سرمایه‌داری جهانی کنند، کشور را با کالاها، ایده‌ها و فن‌آوری جدید تجهیز کردند. بدین معنا، برنامه کمک‌های اقتصادی به ایران برای نیل به چهارمین اصل ترومن12 وجه اشتراکات بسیاری با گفتمان بزرگتر درباره توسعه بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم داشت. این گفتمان در پی ارتقای بخش‌هایی مانند بهداشت، آموزش، کشاورزی، مسکن و طراحی شهری بود.

خانه‌های الگو13: اصلاح مهارت‌های خانگی

برنامه اصل چهارم برای ایران، علاوه بر ساخت سد و جاده‌ها، بهبود زندگی روستایی و ریشه‌کنی بیماری‌های واگیردار، یک اداره اقتصاد خانگی با نظارت اداره آموزش آمریکا تاسیس کرد14. امور زنان، همراه با خانه و خانواده‌هایشان، مورد توجه برنامه مداخله آمریکا در ایران بود. بخشی از این برنامه بهبود وضعیت زنان در خانه را مد نظر داشت15. کمک به زنان جوان برای سبک زندگی با کار کمتر و افزایش «خوش سلیقگی» در تزیین و مبلمان خانه‌هایشان، راهی به سوی یک اقتصاد بهتر تصور می‌شد16. این رویکرد، به ناگزیر و به طور غیرمستقیم، میل به کالاهای غربی را برمی‌انگیخت.

[...]

تغییراتی که این برنامه به همراه آورد، به خودی خود، منحصر به‌فرد نبود و پیشرفت‌های بهداشتی و خانگی از زمان نیمه دوم قرن نوزدهم مورد توجه اصلاح‌گران و مسیونرها هم بود. تمایز این برنامه آن بود که، به رغم تاکید این پروژه روی ارائه دانش و مهارت‌های جدید به زنان در حیطه خانه، این تغییرات، به‌طورغیرمستقیم، اقتصاد ایران را به سوی مصرف توده‌ای و بازاری کشاند. برینس دبلیو. کینگ17 که از اعضای دپارتمان آموزش و پرورش سفارت امریکا در ایران و سرپرست دپارتمان اقتصاد خانگی آن بود، پژوهش گسترده‌ای در ایران انجام داد18. به‌زعم وی، ورود مبلمان و الگوی زندگی غربی «یک فرصت واقعی به کل کشور داد... تا سطح زندگی را بالا ببرد19

[...]

بخش آموزش و پرورش20 متعلق به برنامه اصل چهارم اقدام به برپایی واحدی برای اقتصاد خانگی در پایتخت کرد21. پس از آن، واحدهای مشابهی در دیگر شهرها نیز ایجاد شد22. این برنامه‌ها برای دختران دبیرستان ترتیب داده شده بودند و در «خانه‌های الگو» که برای این منظور ساخته شده بود، اجرا می‌شد. در این خانه‌ها دانش‌آموزان ساعت‌ها به خانه‌داری مشغول می‌شدند و سپس برای باقی کلاس‌هایشان به دبیرستان برمی‌گشتند. کارشناسان برنامه اصل چهارم قصد داشتند به این دختران جوان ایرانی برای اصلاح مهارت‌های خانگی، بهبود کیفیت غذا و روش‌های پخت و پز کمک کنند تا آنها بتوانند سلامتی و بهداشت خانواده را ارتقا دهند و در تزیین و مبلمان خانه‌هایشان «خوش سلیقه‌تر» باشند. آنها از طریق این آموزش‌ها یاد می‌گرفتند برای خود اتاق‌نشیمن و آشپزخانه‌هایی بسازند که موجب صرفه‌جویی در کار می‌شد. نتیجه مطلوب در نظم و ترتیب «خانه‌های الگو» به نمایش در‌می‌آمد و به عنوان طرح‌های مقدماتی برای خانه‌های ایرانی در آینده مورد استفاده قرار می‌گرفت (تصویر ۱).

تصویر ۱
تصویر ۱- دختران جوان ایرانی مشغول کار در لابراتوار آشپزی در یک «خانه الگو» متعلق به برنامه اصل چهارم در اصفهان، ۱۹۵۴

[...]

در برنامه درسی برنامه اصل چهارم، در کنار تهیه غذا، چیدمان فضای خانه و انتخاب مبلمان، بخشی از برنامه موضوع حالت مناسب بدن اختصاص داشت که در درس «پذیرایی سر میز و آداب معاشرت» آموزش داده می‌شد. […] برنامه آموزشی این مدارس در نظر داشت که - از طریق شکل دادن به «عادات منطقی23» به‌جای «کارهای روزمره یکنواخت24» (به قول جان دیویی25 اصلاح‌گر آموزش آمریکایی ) - هم در طرز فکر زن خانه‌دار ایرانی تغییر ایجاد کند و هم در نحوه نشست و برخاست کنونی او در خانه26. برای اجتناب از موانع ناکارآمد خانه‌داری سنتی در ایران - مانند جارو کردن کف اتاق با جاروی دسته کوتاه یا چمباتمه زدن روی کف آشپزخانه در هنگام پخت و پز (تصویر ۲)، ضروری بود که از اصل دیویی در مورد رشد خودآگاهی انتقادی پیروی شود تا «عاداتی شکل بگیرند که خردمندانه‌تر و زیرکانه‌تر است، که از دوراندیشی مایه می‌گیرد،‌ که آگاهانه‌تر، مشخص‌تر و صادقانه‌تر است27

زن ایرانی که در حالت نشسته مشغول آشپزی با یک اجاق سنتی است
تصویر ۲ - زن ایرانی که در حالت نشسته مشغول آشپزی با یک اجاق سنتی است28

[...]

این آموزش تلاشی بود تا زنان ایرانی «جایگاه» خود را در خانه، به معنای کاملا واقعی کلمه، بازاندیشی کنند. هر مرحله از کار زنان در آشپزخانه ثبت می‌شد. تمیزکردن کف آشپزخانه یا شستن پنجره‌ها (کارهایی که بی‌شک قبلا نیز انجام می‌شد) توسط زنانی ملبس به لباس‌های غربی معنای جدیدی به خود گرفت. در واقع، هنگام اجرا در محدوده «خانه الگو»، آنچه در بسیاری از موارد «کارهای روزمره یکنواخت» بود، ناگهان به یک «عادت منطقی» تبدیل شد.

[...]

اگرچه در نگاه اول این برنامه معطوف به زنان به نظر می‌آید، اما با به کارگیری ادبیات مردانه و زنانه برای بازسازی هویت هر دو جنس با قدرت تمام عمل می‌کرد. مسلما تغییرات در آشپزخانه، بهداشت و دیگر کارهای خانه که در مدرسه تدریس می‌شد، در زنان تمایل جدیدی به محصولات غربی برای استفاده در آشپزخانه‌ها و خانه‌های پیشرفته ایجاد می‌کرد. این ابتکارات قصد ایجاد یک میل جدید در مردان درباره خانه و خانم خانه را نیز داشتند. نه چندان بعد از آغاز برنامه، برخی از مردان ایرانی می‌گفتند که آنها «با دختری که این آموزش جدید در اقتصاد منزل را ندیده باشد ازدواج نخواهند کرد29

تغییر شکل منازل و الگوهای در حال تغییر مصرف خانگی
برنامه اصل چهارم، به دلایل روشن، از مسائل مربوط به دگرگونی بازار سخن نمی‌گفت و در عوض ترجیح می‌داد که روی اصطلاحاتی بی‌ضررتر مانند «زندگی خانگی رسمی» و «سبک زندگی سالم‌تر» تاکید ورزد. با این حال، این متون استاندارد گاهی به شفاف‌ترین شکل ممکن دست خود را رو می‌کردند. چیزی به سادگی مثلا قطعات آماده یخ موجب می‌شد که بازاری برای وسایل ذخیره یخ و دیگر تسهیلات مربوط به تولید توده‌ای یخ جهت مصرف خانگی ایجاد شود.

[...]

با معرفی مصالح ساختمانی، کولر، ماشین رختشویی، جاروبرقی، فر، ماشین ظرفشویی و ظروف فلزی توسط شرکت‌های آمریکایی (بیش از هر شرکت‌ غربی دیگری) - از قبیل جنرال الکتریک، شرکت کارییر، کمپانی هوور، مک گرا ادیسون، کمپانی الکتریک باند و شِر، کلمن، اینترنشنال هاروستر، امرسون الکتریک، و سرتن تیید30 - وسایل خانه وارداتی مصرف‌کنندگان هرچه بیشتری پیدا کردند. در سال ۱۹۷۰، ارزش صادرات آمریکا به ایران به مقدار ۳۲۶ میلیون دلار رسید، در حالی‌که از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ این رقم افزایش قابل توجهی یافت و طی پنج سال بعدی بیش از دو برابر شد31. تقاضا برای این کالاها، همان‌طور که آرجون آپادورای32 انسان‌شناس در مورد دیگری گفته است، سرانجام به «انگیزه‌ای تبدیل شد که به جای اینکه برآمده از نیازها یا هوس افراد باشد به صورت اجتماعی تولید و تنظیم شده است33

[...]

ورود وسایل جدید، مبلمان و مصالح ساختمانی نه تنها به ایجاد محله‌های جدید و منازل مدرن بلکه به نوسازی ساختار سنتی خانه نیز منجر شد. به جای اینکه مدرن‌سازی منزل را صرفا به عنوان یک تحمیل از بالا به پایین و دیکته شده توسط سیاست جنگ سرد تحلیل کنیم، مهم است که در نظر داشته باشیم که چگونه تصور ایرانیان از محیط خانگی تکامل پیدا کرد. این گفتمان به هدف ایجاد محیطی بهداشتی‌تر در متقاعد کردن ایرانیان به تغییر منازل خود موفق بود. پنجره با شیشه‌های بزرگ اجازه داخل شدن نور طبیعی به داخل خانه ها را می‌داد و جایگزین پنجره‌های تاریک و رنگی شدند. کاشی و سیمان یا موزاییک حیاط‌های گِلی را فرش کردند. ورود وسایل غربی حتی تغییرات بیشتری در ظاهر خانه‌ها ‌به‌وجود آورد.

[...]

فرآیند دگرگونی یک خانه با ورود ایده‌ها و محصولات جدید نشان می‌دهد که تغییرات بعد از جنگ جهانی دوم در زندگی خانگی تا چه حد از تمایل ایرانیان به مدرن‌کردن خانه‌هایشان تاثیر پذیرفت (نباید این تغییرات را صرفا نتیجه مستقیم اقدامات آمریکا و دخالت‌ غربیان تلقی کرد.) […] نگرش مدرنیزه شدن نه صرفا به داشتن مبلمان و وسایل غربی بلکه به استفاده از آنها هم مربوط می‌شد، که مملو بود از هراس‌های اجتماعی ناشی از اینکه مبادا در مواجهه با محیط مادی جدید آبرویش برود. بعد از جنگ جهانی دوم، ایرانیان در پی آن بودند که هم با مصرف‌کنندگان غربی و هم با هم‌وطنانی که پیشتر صاحب محصولات خارجی بودند، هم‌آوردی کنند.

[...]

مدارک ثبت شده از این دوره مسلما به ما نشان می‌دهد که زندگی خانگی ایرانی با آن‌چیزی که نورسکِه34 در اوایل دهه ۱۹۵۰ نوشته بود،‌ تطبیق داشته است: اینکه حتی اگر «مردم ساده زیستی وجود داشته باشند که وسایل آمریکایی برایشان هیچ فایده‌ای نداشته باشد، به نظر می‌رسد که اغلب مردم این وسایل را دوست دارند... کالاها که بخشی از الگوی مصرف آمریکایی را شکل می‌دهند «برتر» هستند35.» بنابراین، برنامه اصل چهارم و دیگر تلاش‌ها به ابتکار آمریکا و غرب در رابطه با منزل ایرانی و اعمالی که در خانه هم به معنای مفهومی و هم واقعی انجام می‌شد، روی مردم ایران تاثیر عمیقی گذاشت. نتیجه را می‌توان در جاهایی که احتمال آن هم نمی‌رود یافت؛ از جمله در میان صفحات رساله نوین آیت‌الله خمینی. رساله یا توضیح‌المسائل در کنار دیگر موضوعات، کتاب راهنمایی است برای رفتار در زندگی خانگی. این کتاب اولین بار در قرن هفدهم توسط مجتهدین یا مقامات رده بالای اسلام شیعی نوشته شد36. چند بار در طول قرن بیستم بازنگری شد تا با سبک زندگی متغیر ایرانی مطابق باشد37. به همین نحو، استفاده از توالت فرنگی نیز تنها وقتی جایز است که فرد یک بطری آب برای شستشو بعد از انجام کارش همراه داشته باشد (تصویر ۳).

تصویر ۳
تصویر ۳ - صفحه‌ای از رساله خمینی، توضیح‌المسائل، که روش استفاده از ماشین لباسشویی و توالت فرنگی را آموزش می‌دهد38

نمودار و جداول رساله نوین در تلاش برای بازگرداندن زندگی روزمره ایرانی با مطابقت بیشتر با اصول ارتودوکسی، همچنین تلاشی است برای استاندارد و عقلانی کردن اطلاعات مذهبی (تصویر ۴). بدین معنا، این موارد تجسمی بود از نظم و انضباط غربی که از مدت‌ها پیش دولت پهلوی سعی در ترویج آن کرده بود. رساله نوین، درعین حال، زبان غامض متونِ مذهبیِ شیعی را به شکلی عامه فهم‌تر ارائه داد. رساله نوین خمینی با این کار (اگرچه شاید بیشتر به لطف کمک‌های ویراستاری و گرافیکی انتشارات شیرازی) به دنبال تغییرات کارهای خانگی شیعیان در خانه مدرن بود. در همان زمان که ایده‌های مذهبی در رساله نوین با بافت مدرن تطبیق یافت، واقعیت زندگی روزمره در ایران نیز از اوایل دهه ۱۹۵۰ تا اواخر دهه ۱۹۷۰ نشان می‌دهد که نه زندگی مردم با سبک زندگی و کالاهای غربی مطابقت کامل دارد و نه مردم به‌ گونه‌ای ثابت قدم «ارزش‌های سنتی» را ارج می‌نهاده‌اند.

تصویر ۴
تصویر ۴ - صفحه‌ای از رساله که با اشکال راهنما فاصله از منزل و احکام نماز را آموزش می‌دهد39

[...]

زندگی در خانه و گفتمان‌های مربوط به محرومان جامعه
تا دهه ۱۹۷۰، موقعیت طبقاتی یک فرد چندان با روش استفاده وی از یک صندلی تعریف نمی‌شد بلکه، همان‌طور که در یک شماره از نشریه ترقی در سال ۱۹۴۶ توضیح داده شد، موقعیت طبقاتی این‌گونه تعریف می‌شد که آیا یک نفر واقعا مالک یک صندلی هست یا خیر. در پایتخت که دارای خانه‌های بهتری بود، مبلمان سبکِ غربی و کالاهای پیشرفته به ساکنین هویت «شمال شهری» می‌داد، درحالی‌که زندگی در خانه‌های سنتی یا در زاغه‌ها فرد را در دسته «جنوب شهری» قرار می‌داد. در مدت کوتاهی، تعداد زیادی از ایرانیان فقیر با وفور کالاهای مادی سبک غربی مواجه شدند که، با این حال، از دسترس آنها خارج بود.

[...]

فیلم زیر پوست شب (۱۹۷۴)، ساخته فریدون گلی، فیلم ساز ایرانی، این پدیده را به‌وضوح نشان می‌دهد. یک مرد جوان تنگدست ایرانی که در یک تماشاخانه در تهران بلیط می‌فروشد، یک زن جوان توریست آمریکایی را ملاقات می‌کند که همان عصر قصد ترک ایران را دارد. مرد پیشنهاد می‌کند که وی را در آخرین روز اقامتش در شهر همراهی کند و تا پایان بعد از ظهر آن‌ دو هوسِ عشق‌بازی با یکدیگر را در سر می‌پرورانند. اما مرد، به عنوان یک مهاجر تازه‌وارد در شهر، شب‌ها را در پناهگاه‌های عمومی سر می‌کند و هیچ جایی ندارد که زن را به آنجا ببرد. آنها همچنان که سرگردان بودند، سرانجام جلوی یک مغازه مبل‌فروشی می‌ایستند و به تخت‌خواب سلطنتی و بزرگ پشت ویترین خیره می‌شوند. دوربین تخیل مرد را در کنار دختر آمریکایی برهنه و خوابیده روی تخت خواب به تصویر می‌کشد، در حالی‌که گروهی از مردم در خیابان نیز آنها را از پنجره تماشا می‌کنند.

[...]

این صحنه لُب کلامِ جرج زیمل40، جامعه شناس آلمانی، را به تصویر می‌کشد که پیشتر در اثر خود به نام فلسفه پول41 در سال ۱۹۰۷ اشاره کرده بود. این دور از دسترس بودن چیزهای خواستنی است که جذابیت آنها را برای یک فرد افزون می‌کند42. در پایان فیلم، این دو شخصیت اصلی بدون ارضای میل خود یکدیگر را ترک می‌کنند. برای ایرانیان تنگدست، شخصیت زن جذاب آمریکایی (و همچنین شاید دیگر ابژه‌های خارجی تخیل مانند تخیل مبلمان در مغازه) نمادی است از آنچه حاضر و در دسترس است اما در نهایت غیرقابل دستیابی باقی می‌ماند43. زیر پوست شب ناامیدی طبقه تنگدست را به بهترین نحو بیان می‌کند که دیگر در چارچوب امن زندگی سنتی به‌سر نمی‌برد اما، در ضمن، از ثروت جامعه مدرن نیز محروم مانده‌ است.

در واقع، این بحران هویت فرهنگی با احساس ناهنجاری همراه با آن مختص فرد فقیر شهری نیست. روشنفکران ایرانی دلایل بسیاری برای مخالفت با جامعه‌ای داشتند که رژیم شاه نمایندگی می‌کرد. آنها نه تنها فکر می‌کردند که خانواده ایرانی از زندگی مدرن وارداتی ناراحت است بلکه اصرار داشتند که مردم با این نوع زندگی کاملا بیگانه‌اند. جلال آل احمد، نویسنده و منتقد اجتماعی ایرانی، در کتاب اصلی خود در سال ۱۹۶۲ با عنوان غربزدگی: طاعونی از سوی غرب44، به این نگرانی می‌پردازد. وی می‌نویسد: «ما شبیه به قومی از خود بیگانه‌ایم. در لباس و خانه و خوراک و مطبوعات‌مان و خطرناک‌تر از همه در فرهنگ‌مان45.» […] پیام جلال آل احمد، یک دهه بعد از مرگش، بخشی از ایدئولوژی انقلاب ۱۹۷۹ ایران شد که بر ملی‌گرایی صنعت و خودکفایی اقتصادی تاکید داشت.

نخبگان انقلابی در ارزیابی‌ خود از وسایل خانگی و کالاهای تجاری از منظر اخلاقی، واردات غربی را نقد کردند و خط تمایزی بین کالاهای ساخته خارج و داخل کشیدند.

[...]

بنابراین جای تعجب نیست که در ویرایش‌های بعدی رساله نوین خمینی، در واقع، تمامی تصاویر مبلمان خانگی غربی حذف شد.

[...]

ایده‌های مربوط به زندگی روزانه و خانگی، نشان می‌دهد که رابطه متقابلی وجود دارد بین ابتکارات غربی و نقش فعال ایرانیان، که بر اساس نیازهایشان، این ابتکارات غربی را بازسازی کردند یا اصلا آن را نپذیرفتند. دیدگاه‌های متفاوتی که در اینجا از آن یاد شد ـ چه آنها که تلاش کردند برای همراه شدن با مدرن‌سازی به اصلاح شیوه کار خانگی در سنت شیعی دست بزنند چه آنها که به‌کلی ایده‌های غربی را به نقد می‌کشیدند - یک وجه اشتراک دارند. شخصیت‌هایی که در این فصل معرفی شدند به جای اینکه مدرن‌شدن را یک تطبیق ضروری با نهادها و هنجارهای غربی در نظر گیرند، در جست وجوی ابزارهای جایگزینی بودند که با آن جامعه سنتی‌شان را تغییر دهند. اغلب مطالعات روی زندگی خانگی اسلامی این حس را به‌وجود می‌آورد که این غربیان بودند که عمدتا روند مدرن‌شدن در خانه ایرانی را شکل دادند. در این مقاله تاکید بر نقش شخصیت‌های بومی [ایرانی] است که ایده‌ها و کارهایشان را نباید صرفا طرد مرتجعانه تاثیر غرب یا پذیرش کورکورانه آن قلمداد کرد بلکه باید آن را بیشتر عاملی کلیدی در خلق یک مدرنیته غیرغربی دانست.

  • 1. Shaul Bakhash, Iran: Monarchy, Bureaucracy, and Reform under the Qajars: 1858-1896 (London:I.B. Tauris, 1991), 305-73
  • 2. Abbas Amanat, “Qajar Iran: A Historical Overview,” in Royal Persian Paintings: The Qajar Epoch 1785-1925, edited by Layla Diba and Maryam Ekhtiar (London: I.B. Tauris, 1999), 28
  • 3. Darius M. Rejali, Torture and Modernity: Self, State, and Society in Modern Iran (Boulder: University of Colorado Press, 1994), 52: cited in Schayegh, “Sport, Health, and the Iranian Middle Class in the 1920s and the 1930s,” 341-69
  • 4. این راهبرد حتی به طور دقیق‌تر مستلزم متضمن بهبود در درمان پزشکی، بهداشت جسمانی و سلامت عمومی بود
  • 5. شرکتی که در سال ۱۹۰۱ اغلب بخش‌های آبادان را ساخت Anglo-Persian Oil Company (APOC) بود که در سال ۱۹۳۵ نام خود را بهAngle-Iranian Oil Company (AIOC) تغییر داد. برای اطلاعات بیشتر درباره تعهدات عمرانی در آبادان نگاه کنید به :
    Mark Crinson, Modern Architecture and the End if Empire (London: Ashgate 2003), 53
  • 6. MI-6
  • 7. این نشریه به انجمن زنان حزب توده تعلق داشت. سردبیر مجله زهرا اسکندری بیات بود. مجله «بیداری ما» علاوه بر نقد غرب و سرمایه داری، رژیم پهلوی را نیز نقد می‌کرد. در سال ۱۹۴۷ انجمن زنان توده عضو بنیاد دموکراتیک بین المللی زنان (International Democratic Foundation of Women) شد و در کنفرانس‌های بین‌المللی در بوداپست (۱۹۴۸) و پکن (۱۹۴۹) نماینده داشت. این انجمن در سال ۱۹۴۹ ممنوع شد و دو سال بعد با انجمن دموکراتیک زنان جایگزین شد. نگاه کنید به:
    Parvin Paidar, Women and the Political Process in Twentieth Century Iran (Cambridge: Cambridge University Press, 1995), 124-25
  • 8. Maryam Firouz, “Wake up!” Bidari-e Ma 1, no, 1 (Tir 1323/June 1994): 9-13
  • 9. تحت نظام شوروی، اکثریت غالب جمعیت شهری از نظر جا در مضیقه زندگی می‌کردند. در سال ۱۹۲۶ فضای زندگی به ازای هر نفر در مسکو ۵.۷ متر مربع بود. در سال ۱۹۵۶ این عدد به ۴.۸ متر مربع کاهش یافت. این کاهش در کل کشور دو برابر شد و گاهی حتی بیشتر نیز می‌شد. نگاه کنید به:
    James Bater, The Soviet City Ideal and Reality (London: Arnold, 1980), 100: cited on 477 of Robert Porter, “City in Russian Literature: Images Past and Present,” Modern Language Review 94, no. 2 (April 1999): 476-85
  • 10. آذربایجان در اینجا اشاره دارد به استان تُرک‌نشین در شمال غربی ایران و نه آنچه که یک ایالت از شوروی بود و اکنون به عنوان کشور مستقل آذربایجان شناخته می‌شود. این بحران در سال ۱۹۴۶ ناشی از نپذیرفتن شوروی برای ترک سرزمین ایران بود که از زمان ۱۹۴۲ توسط ارتش سرخ اشغال شده بود.
  • 11. بعد از جنگ جهانی دوم، قراردادهای نفتی و نظامی و نیز کمک فنی آمریکا تماس بین ایرانیان و آمریکایی‌ها را تقویت کرد. تا سال ۱۹۷۹، حدود سی هزار آمریکایی در ایران زندگی می‌کردند
  • 12. تحت عنوان Truman’s Point IV Program
  • 13. ‌‌‌Model homes
  • 14. «برنامه اصل چهارم» برای ترویج سیاست خارجی آمریکا و کمک به توسعه کشورهایی بود که به لحاظ اقتصادی توسعه نیافته بودند. بخش مربوط به ایران در این برنامه قصد بهبود صنعت، ارتباطات، حمل و نقل، خدمات عمومی، مسکن و بهره وری نیروی کار را داشت. این فرآیند با عملیات مشترک مامورین آمریکایی و وزارتخانه‌ها، عوامل و نهادهای مختلف ایرانی اجرا شد. نگاه کنید به:
    Act of July 1, 1951-June 30, 1952 on the Point Four program in Iran Report (Tehran: Agriculture College of the University of Tehran, 1952)
  • 15. این نکته شایان ذکر است که بودجه کل برای «برنامه اصل چهارم» برای خاورمیانه و آفریقا و شرق دور و نیز جمهوری‌های به اصطلاح آمریکایی (آمریکای لاتین) ۸۵،۶۲۰،۰۰۰ دلار بود. از این مقدار ۱۷،۳۰۶،۰۰۰ دلار به بهداشت اختصاص یافت؛ ۸،۹۸۸،۹۵۰ دلار به آموزش؛ و تنها ۱،۲۰۰،۶۰۰ دلار به مسکن. بزرگترین سهم بودجه نیز با مبلغ ۱۸،۳۸۹،۵۵۰ دلار نیز به کشاورزی و جنگل‌بانی اختصاص یافت. نگاه کنید به:
    “The Point IV Program”, Foreign Relations, Rockefeller Reoports, box 62, Harry S. Truman Library and Museum, Independence, Missouri
  • 16. دیگر ابتکارات شامل ارائه کمک هزینه دانشجویی برای حمایت از آموزش زنان جوان در کالج‌ها و دانشگاه‌های آمریکا می‌شد. به علاوه، هر سال اداره آموزش ایران یک دختر دبیرستانی را به شرکت در فروم تریبون هرالد در نیویورک (New York Herald Tribune) برای دبیرستان‌ها می‌فرستاد. نگاه کنید به
    Archives of the Ministry of Foreign Affairs, Tehran, Iran, box 72, file 23: “Americans’ Promotion of Health and Culture of Other Nations,” no. 179 (June 5, 1953).
    لازم به ذکر است که دستورالعمل اصلی «برنامه اصل چهارم» «کمک به مردم بود تا به خودشان کمک کنند». همانطور که یک مقاله در سال ۱۹۴۹ از واشنگتن پست گزارش می‌دهد: «(برنامه اصل چهارم) مانند طرح مارشال، برنامه‌ای برای کمک به دیگران برای کمک به خودشان از طریق تلاش مشارکتی است،» واشنگتن پست، جون ۱۲، ۱۹۴۹. ۳.
  • 17. Berince W. King uq
  • 18. از سال ۱۹۵۲ تا سال ۱۹۶۲، کینگ در سمت مربی اقتصاد خانگی در کشورهایی مانند مصر، ایران، لبنان و ترکیه خدمت کرد
  • 19. Bernice W. King. 1954, U.S. Office of Education, Home Economics, Division of Education and Training. Lot 9235 (G) LC P&P, box 1 of 3, Library of Congress. پژوهش گسترده این برنامه توسط کینگ و کارکنانش صورت گرفت. وی نوشت: «نیازهای اساسی یکسانی در همه جا دیده می‌شد... بعد از مصاحبه‌های بی‌شمار، نقب به نیازهای ریشه‌ای مردم، مشاهده نزدیک مدارس دختران کلاس دوم و منازل بینوایان و مردم بسیار فقیر، متوسط و ثروتمند، توانستم که رویایی را ببینم و آماده بودم تا به این رویا رنگ واقعیت ببخشم
  • 20. Division of Education and Training
  • 21. برنامه‌های خانه‌داری در ایران از روی دستورالعمل‌هایی که بیش از نیم قرن در آمریکا تا دهه ۱۹۵۰ وجود داشت، الگوبرداری شده بود. برنامه آموزشی خانه‌داری آمریکایی به اواخر دهه ۱۸۶۰ بازمی‌گردد. بنا به نظر مورخ معماری گیندولین رایت (Gwendolyn Wright) اغلب کارشناسان اقتصاد خانگی می‌خواستند که مصرف‌کنندگان بسیاری را آموزش دهند و نه تنها چند طراح خوب زن را. علاوه بر این، استانداردسازی منازل آمریکایی نشانه‌ای از برابری دموکراتیک به نظر می‌رسید و تصورمشابهت بیشتر بین منازل افراد، یک جامعه همگون‌تر را ایجاد می‌کرد. بنابراین در زمینه آمریکا، مسئله فقط گسست از محیط غیربهداشتی و غیرحرفه‌ای خانه‌های قدیمی نبود، بلکه به صورت ایدئولوژیکی تلاشی بود برای تغییر جوانب بزرگتر فرهنگ.
    Gwendolyn Wright, Moralism and the Model Home (Chicago: University of Chicago Press, 1980), 164-66
  • 22. بخش تعلیم و تربیت «برنامه اصل چهارم» علاوه بر این تلاش‌ها، دوره‌های آموزشی نیز در تهران به منظور «آشنایی نسبی ایرانیان با زندگی در آمریکا» ارائه داد. این برنامه شامل گفتگوهای غیررسمی، میزگرد و فیلم می‌شد. حضور در برنامه خصوصا برای دانش‌آموزانی که به آمریکا برای تحصیل دانشگاهی فرستاده می‌شدند ضروری بود. نگاه کنید به نامه شخصی ویلیام. ای. وارن (William E. Warne) به رضا جعفری، وزیر آموزش وقت ایران در:
    National Archives of Iran, Tehran, box 297019988, folder 014S2API, microfilm no. 121-44 (August 24, 1954).
    همچنین شایان ذکر است که شعبه فرهنگی «برنامه اصل چهارم» در تهران گردهمایی عصرانه مرتبی را برگزار می‌کرد که امکان تعامل کارکنان «برنامه اصل چهارم» با مامورین ایران و خانواده‌هایشان را مهیا می‌کرد. نگاه کنید به:
    National Archives of Iran, Tehran, box 290003684, folder 888V5ABI, microfilm no. 8-98 (1952/1331).
  • 23. Rational habits
  • 24. Mindless routines
  • 25. John Dewey
  • 26. Martin Hollis, “the Self in Action,” in John Dewey Reconsidered, edited by R.S. Peters (London: Routledge and Kegan Paul, 1977), 56-75;
    این مسئله در صفحه ۶۱ مطرح می‌شود. شایان ذکر است که در پایان قرن نوزدهم، بدن به عنوان یک عنصر مکانیکی، یک محصول صنعتی و توسعه ادوات کارخانه‌ای فهمیده می‌شد. «مدیریت علمی» که توسط فردریش تیلور ترویج می‌شد و به عنوان تیلوریسم نیز شناخته می‌شود، به دنبال عقلانی و استاندارد ساختن حرکات بدن برای تبدیل آن به نیروی کار موثر بود. نگاه کنید به
    Anson Rabinach, The Human Motor (Berkeley: University of California Press, 1992).
  • 27. John Dewey, Human, Nature and Conduct, part 2, section 4 (New York: Holt, 1922.), 128; quoted in Rabinach, Human Motor, 62.
  • 28. Home Economic Department, Division of Education and Training, U.S. Department of Education, 1954
  • 29. Bruce W. King, 1954, US. Office of Education, Home Economics, Division of Education and Training, lot 9235 (G) LC P&P, box 1 of 2, Library of Congress.
    ادعای کینگ مشابهتی با توضیح هنریتا دبلیو کالوین (Henrietta W. Calvin ) نویسنده دستنوشته آمریکایی در سال ۱۹۱۸ با عنوان «دوره‌های آموزشی اقتصاد خانگی برای دختران و زنان جوان» (Home Economics Courses for Girls and Young Women) دارد. «در هیچ زمانی سرباز بازگشته از جنگ جهانی اول زنی که در اقتصاد خانگی تعلیم دیده را نمی‌تواند جایگزین کند.» به نقل از:
    Phyllis Palmer, Democracy and Dirt: Housewives and Domestic Servants in the United States, 1920-1945 (Philadelphia: Temple University Press, 1988), 89.
    اگرچه کارشناسان «برنامه اصل چهارم» چنین برنامه ساختاریافته و فشرده‌ای را برای مردان ایرانی فراهم نیاوردند، با وجود این، آنها دستورالعملی به پسران دبیرستانی در اقتصاد خانگی دادند. این دستورالعمل شامل دستنوشته‌ای مقدماتی بود که بعدا بازنگری و انتشار یافته و در مدارس برای سال‌ها تدریس شد. کارهایی که از دیرباز وظایف مردان در خانه داری تصور می‌شد، مثل کارهای فنی و ساختمانی از قبیل گرفتن درز دیوارهای گچی، تعمیر شیرآبی که چکه می‌کند و لوله فاضلاب مسدود شده، طراحی دیوارها و پنجره‌ها و نیز تعمیر وسایل الکتریکی در دوره آموزشی اقتصاد خانگی برای پسران گنجانده شد. این دستورالعمل‌ها بر روش‌های ساختمانی پیشرفته تاکید داشتند. گزارش اشاره می‌کند که هیچ نیازی به ارائه درس برای کار روی چوب و دیگر مصنوعات سنتی یا مهارت‌های تزیینی نیست. در عوض، تمرکز باید روی مهارت‌های عملی مانند حل مشکلات وسایل الکتریکی باشد. نگاه کنید به :
    National Archives of Iran, Tehran, box 297014855, folder 332R5AP, microfilm no. 108-36 (1959).
  • 30. General Electric, Carrier Corporation, Hoover Company, McGraw Edison, Electric Bond and Share Company (EBASCO), Coleman, International Harvester, Emerson Electric, CertainTeed
  • 31. Feruz Ahmed, “Iran: Subimperialism in Action”, Pakistan Forum (March-April 1973): 10-20; the information appears on 11.
  • 32. Arjun Appadurai
  • 33. Arjun Appadurai, “Introduction,” in The Social Life of Things: Commodities in Cultural Perspective, edited by Arjun Appadurai (Cambridge: Cambridge University Press, 1986), 32.
  • 34. Nurske
  • 35. Nurske, Problems of Capital Formation in Underdeveloped Countries, 63.
  • 36. مطالعه احکام و قوانین اسلامی از طریق استدلال مطابق بنا به اصل «واجب کفایی» محدود بوده به کسانی که دانش دینی آنرا داشته و «صلاحیت این تکلیف» را دارند. این افراد مجتهد خوانده می‌شوند. عمل پیروی از مجتهد تقلید خوانده می‌شود. شیعه اجازه تقلید از مجتهد مرده را نمی‌دهد. تنها یک مجتهد زنده می‌تواند در مورد پیشامدهایی که در دوران مجتهدین مرحوم وجود نداشته نظر دهد. در موضوعات زندگی روزمره، این بین اسلام شیعی و سنی تفاوت ایجاد می‌کند. در اسلام سنی، به خاطر توافق جمع (اجماع) که در قرن دهم صورت گرفت، تصمیم بر آن شد که اتکا به یکی از چهار مکتب اسلامی درباره شریعت (حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی) واجب است. اجتهاد یا تقلید از مکتب دیگری جز این چهار مکتب نامبرده مشروع دانسته نمی‌شد. بنابراین، تا این اواخر (هنگامی که برخی از این اجماع روی برگرداندند) فقه سنی از قرن دهم یکسان باقی مانده بود. نگاه کنید به:
    Allameh Sayyed Muhammad Hussein Tabatabaie, Shi’a, Translated by Sayyed Hussein Nasr (Theran: Araye Publiscations, 2006). 121-22.
  • 37. مفاهیم حلال و حرام اغلب از کتاب «شریعت الاسلام فی مسائل الحلال والحرام» اثر جعفر بن علی یحیی گرفته شده که تفسیر وی از قانون اسلامی در میان شیعیان دوازده امامی (یعنی شیعیانی که دوازده امام را به رسمیت می‌شناسند) مورد پذیرش است.
    . رساله نوین خمینی هم در فرم و هم در محتوا، مدرن‌ترین نسخه این کتاب راهنماست.

    [...]

    توضیحات رساله نوین، منزل مدرن و کارهای درون آن را از یک دیدگاه مذهبی تعریف می‌کند و در پی سنجش دوباره و تعیین حلال و حرام بودن محصولات، موقعیت‌ها و فعالیت‌های مدرن است. رساله خمینی پیوسته طهارت مذهبی مورد نیاز برای انجام واجبات مذهبی را با مفهوم پاکیزگی فرهنگی تلفیق می‌کند. یک موضوع مهم در این کتاب دوگانه طهارت و نجاست است که کارها و عادات جسمانی را مقرر می‌کند. مقررات شیعی درباره آب (احکام آب) را - یعنی روش‌هایی که یک مسلمان معتقد هنگام استفاده از وسایل خارجی باید انجام دهد - تعیین می‌کند. بر اساس رساله نوین، طهارت لباس‌های شسته‌شده در ماشین رختشویی را باید با مقدار و منبع آب استفاده شده در این وسیله مشخص کرد. مواد پاک‌کننده در این فرآیند تطهیر هیچ جایی ندارندAyatollah Ruhollah Khomeini, The New Tawzih al-Masai’l, edited by Abdol Karim Biazar Shirazi, vol. 1. Worship and the Development of the Self (Tehran: Moassisey-I Anjam Kitab, 1980), 52-54.

  • 38. منبع:
    The New Risalah, volume I, Worship and the Development of Self, edited by Abdol Karim Biazar Shirazi (Tehran: Moassisery-i Anjam Kitab, c. 1980) 54.
  • 39. منبع:
    The New Risaleh, volume 2, Economic Issues, edited by Abdol Karim Biazar Shirazi (Tehran Moassisey-i Anjam Kitab, 1980), 101, Courtesy of Abdol Karim Biazar Shiraz
  • 40. George Simmel
  • 41. Philosophy of Money
  • 42. George Simmel, The philosophy of Money (London: Routledge and Kegan Paul, 1978), 66.
  • 43. این نکته همچنین در روایت مستند «ایران: یک انقلاب سینمایی» ذکر شده است که به بخشی از فیلم «زیرپوست شهر» پرداخته می‌شود. نگاه کنید به :
    Nader Takmil Homayoun, dir., Iran: A Iran: A Cinematographic Revolution, Tehran, 2006.
  • 44. عنوان اصلی غربزدگی است که به صورتWestoxication ترجمه شده است
  • 45. آل احمد برای ابداع اصطلاح غربزدگی در کتابش به همین نام که در سال ۱۹۵۲ در ایران منتشر شد، بسیار مشهور است - ترجمه‌هایی متعدد آن به انگلیسی «Westernstrcuk»، «Westoxification» و «Occidentosis» بوده است.
    Jalal Al-I Ahmad, Occidentosis: A plague from the West, translated by R. Campbell (Berkeley: Mizen Press, 1984). 57-58.
    این البته بخشی از نگرانی وسیع‌ترنسبت به فرهنگ و اقتداری است که در کار دیگر روشنفکران و مفسرین ایرانی ظاهر می‌شود.

Karimi, Pamela. “Dwelling, Dispute, and the Space of Modern Iran.” Governing by Design: Architecture and Crisis from Modernization to Sustainability. Eds. Arindam Dutta, Daniel Abramson, and Timothy Hyde. Pittsburgh: University of Pittsburgh Press, 2012. 119-146. Republished by permission of the copyright holder, University of Pittsburgh Press. www.upress.pitt.edu

Pamela Karimi is Assistant Professor of Art History at the University of Massachusetts, Dartmouth. She earned her doctorate in the history and theory of art and architecture from MIT in 2009. She is the author of Domesticity and Consumer Culture in Iran: Interior Revolutions of the Modern Era (Routledge, 2013), and co-editor of a special journal volume, Images of the Child and Childhood in Modern Muslim Contexts (Duke University Press, 2012).

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰