۱۵ اسفند ۱۳۹۰

زیر نظر چشمان غرب: پژوهش فمینیستی و گفتمان استعماری

چاندرا موهانتی

Lillette de Lara/ Isis International, Manila

آنچه من می‌خواهم در اینجا تحلیل کنم به طور خاص؛ تولید مفهوم "زن جهان سوم" به عنوان مفهومی یکپارچه و مفرد در برخی متون فمینیست غربی است. اگر یکی از شیوه‌های فرموله کردن و فهمیدن مختصات " زن جهان سوم" نشان دادن راهی است که از طریق آن این مفهوم در مقابل "گفتمان فمینیست غربی" می‌ایستد و بر خلاف آن عمل می‌کند، پس تحلیل ساختار گفتمان "زن جهان سوم" در فمینیسم غربی، اولین قدم مهم است.

واضح است که گفتمان و عملکرد سیاسی فمینیست غربی دراهداف، علایق، و تحلیل‌هایش نه مفرد است و نه یکپارچه. با این حال، می‌توان رد پای اثرات مرتبط برخاسته از پیش فرض "غرب" (با تمام پیچیدگی‌ها و تناقض‌های آن) را به عنوان مرجع اصلی تئوری و عمل مشاهده کنیم. قصد من از اشاره به "فمینیسم غربی" به هیچ وجه یکپارچه انگاشتن ضمنی این مفهوم نیست. بلکه، سعی دارم توجه مخاطبان خود را به اثرات مشابه آن دسته از استراتژی‌های متفاوت متنی جلب کنم که دیگران را در مقوله غیر غربی و در نتیجه خود را به طور ضمنی غربی معرفی میکنند. استفاده من از فمینیسم غربی در این راستاست.

نقد من به سه اصل تحلیلی موجود در گفتمان فمینیست غربی دربارۀ زنان جهان سوم است:

اولین پیش فرض تحلیلی مورد توجه من موضع استراتژیک مقولۀ "زنان" است در رویارویی با زمینه تحلیل. پیش فرض (زنان) به عنوان گروه یکپارچه و قابل تشخیص با علایق و آرزوهای یکسان، بدون توجه به طبقه، نژاد، یا تناقض‌های آشکار، به گونه‌ای ضمنی به مفهومی از جنسیت یا تفاوت جنسی یا حتی پدرسالاری اشاره می‌کند که می‌توان هر جا و در هر فرهنگی از آن استفاده کرد. (زمینه تحلیل می‌تواند هر چیزی باشد؛ از ساختارخویشاوندی تا سازماندهی کار یا نمود رسانه‌ای.)

دومین پیش فرض تحلیلی در سطح روش شناختی آشکار می‌شود، در روش غیر علمی ارائه "مدرک" کلی بودن و همگانی بودن و میان فرهنگی بودن.

سومین پیش فرض، به طوراخص پیش فرض سیاسی است که تمام روش‌شناسی‌ها و استراتژی‌های تحلیلی را دربر می‌گیرد، یعنی مدل قدرت و کشمکش ناشی از آن. استدلال من این است که در نتیجه دو چارچوب تحلیلی فوق، مفهوم مشابهی از زنان تحت ستم فرض می‌شود که به تولید تصویر میانگینی از"زن جهان سوم" منجر می‌گردد. این زن بر اساس جنسیت مؤنث (بخوانید: محدودیت‌های جنسی) و بر اساس "جهان سومی" بودنش (بخوانید: نادان، فقیر، بی‌سواد، گرفتار سنت، خانه‌دار، اهل خانواده، تحت ستم الی‌آخر) زندگی ناقص و محدودی دارد. به نظر من، چنین تصویری درتقابل با تصویری است که زنان فمینیست غربی از خود به عنوان زن تحصیل کرده، مدرن، دارای آزادی تصمیم گیری و آگاه به بدن و سکسوالیته خود دارند.

منظور من از زنان به عنوان مقوله تحلیلی اشاره به پیش فرض مهمی است که همه ما را به خاطر جنسیت خود (زن بودن) صرفنظر از وابستگی طبقآتی و فرهنگی، پیش از شروع روند تحلیل، در یک گروه یکپارچه می‌گنجاند. این پیش فرض بیشتر گفتمان‌های فمینیست است. یکپارچگی زنان به عنوان گروه بر اساس مشخصات بیولوژیکی تولید نمی‌شود بلکه بر اساس مفاهیم کلی جامعه شناسی و مردم شناسی شکل می‌گیرد. بنابراین، برای مثال، در هر تحلیل فمینیستی، زنان بر اساس ستم مشترک در یک گروه مفرد قرار می‌گیرند. آنچه زنان را به هم پیوند می‌زند مفهوم جامعه شناسی" یکسان بودن " ستم آنان است. در اینجاست که بین "زنان" به عنوان ساختار زبانی و "زنان" به عنوان اشخاص واقعی قائم به تاریخ خود حذفی صورت می‌گیرد. بنابراین، یکپارچگی درساختار" زبان" به اشتباه، جای واقعیت تاریخی و مشخص مادی گروه‌های زنان را می‌گیرد و منجر می‌شود به پیش فرض زنان به عنوان گروه از پیش مشخص و ساخته شده‌ای که بر چسب "ناتوان"، "استثمار شده" ،"تحت آزار جنسی" خورده است؛ یعنی به وسیلۀ گفتمان‌های علمی، اقتصادی، حقوقی و جامعه شناسی فمینیست ( توجه کنید که این گفتمان مشابه گفتمان تبعیض جنسی است که زنان را ضعیف، احساساتی، و ناتوان در علم و ریاضیات و ... تصویر می‌کند.) چنین گفتمانی در پی یافتن مشخصات ایدئولوژیک و مادی که گروه خاصی از زنان را در شرایط خاص "ناتوان" می‌کند، نیست، بلکه با نشان دادن موارد متفاوتی از گروه‌های "ناتوان " در میان زنان، این نکته را ثابت می‌کند که زنان به عنوان یک گروه ناتوان هستند.

این روش تعریف زنان که در وحله اول آنان را درمقام ابژه (مفعول) می‌بیند (از این نظر که آیا تحت تأثیر نظام‌ها و نهادهای خاصی واقع شده یا نشده‌اند) این گونه استفاده از زنان را به عنوان مقوله تحلیل نشان می‌دهد. در نوشته‌ها و پژوهش‌های زنان غربی درباره زنان جهان سوم، چنین ابژه سازی (هر چند دارای نیت خیرخواهانه) باید شناسایی و به چالش گرفته شود. همان طور که والری آموس (Valerie Amos) و پراتیبا پارمار (Pratibha Parmar) به شیوایی استدلال می‌کنند: "تئوری‌های فمینیستی که کارکرد فرهنگی ما را به عنوان "پس مانده‌های فئودالی" می‌بینند یا برچسب "سنتی" به ما می‌زنند، ما را از نظر سیاسی زنان نابالغی تصویر می‌کنند که نیاز به یادگیری فمینیست غربی داریم. این گونه تئوری‌ها باید دائما به چالش گرفته شوند."

Copyright © Reprinted by Permission from Chandra Talpade Mohanty, "Under Western Eyes: Feminist Scholarship and Colonial Discourse” Duke University 1984, boundary 2, Vol. 12, No. 3, pp. 333-358

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰