۱۸ فروردین ۱۳۹۱

دختران جنگجو

سوزان لاستیگ

Always A Little Further Exhibit, Curated by Rosa Martinez http://www.guerrillagirls.com/posters/venicewalla.shtml

گمنامی آنها آشکار می‌سازد که برای زنان به عنوان یک گروه می‌جنگند، ولی پیام آنها گرامی‌داشت یگانگی هر زن است. گروه "دختران جنگجو" با اصرار بر دنیایی که دختران در آن به شمار بیایند و به شوق شرکت در آن، آزمون نهایی خود را می‌گذرانند: آنها ما را هم به خنده هم به نبرد وا می‌دارند؛ هم شادمانه هم نیرومند. (گلوریا ستاینم - Gloria Steinem).1

ده نشانه برای این که شما در دنیای هنر یک نخودی هستید:

۱۰- شلوغ‌ترین ماه‌های شما عبارتند از: فوریه (ماه تاریخ سیاهان)؛ مارس (تاریخ زنان)؛ آوریل (آگاهی دهی برای آسیای جنوب شرقی تباران آمریکا)؛ ژوئن (سالگرد استون وال) و سپتامبر (میراث لاتین تباران).

۹- در افتتاحیه‌ها و جشن‌ها تنها رنگین پوستان حاضر، آنهایی هستند که مشروب تعارف می‌کنند.

۸- همه نژاد، جنسیت و ترجیح جنسی شما را می دانند، حتی اگر با کار شما آشنا نباشند.

۷- موزه‌ای که کار شما را نمایش ندهد، به شما جایی مهم در مجموعه سخنرانی‌های خود می‌دهد.

۶- برای آخرین نمایش شما تبلیغ زیادی می‌شود، ولی پولی در کار نیست.

۵- شما به مرحله نهایی هر رقابت شغلی در زمینه تدریس در هر مدرسه هنری شرق آمریکا راه می‌یابید.

۴- هیچ کلکسیون‌داری بیش از یک کار شما را نمی‌خرد.

۳- هر وقت دهان خود را باز کنید، فرض بر این است که برای مردم خود حرف می‌زنید و نه برای خود.

۲- آدم‌ها همیشه برای شما خیال بافی‌های بین نژادی و هم جنس گرایانه خود را بازگو می‌کنند.

۱- درست پس از یکی از تظاهرات "دختران جنگجو"، یکی از گالری‌دارهایی که هیچ گاه به شما وقت نمی‌داد، تلفن می‌کند.

تصویر ۱۲.۳ – " اوضاع کمی برای زنان و هنرمندان رنگین پوست بهتر می‌شود. فقط اندکی. این پوستر برای کمک به ما در ایفای نقش جدیدمان طراحی شد." دختران جنگجو ۱۹۹۵
--------------------------------------------------------------------------------------------

Copyright © 1995 by Guerrilla Girls

در دهه ۷۰ در اوج جنبش فمینیست، جنبش هنر زنان به زنان هنرمند کمک کرد تا آثار خود را بیافرینند، نمایش دهند و به حفظ جریان خود از طریق استفاده از فضاهای جایگزین یا مشارکتی بپردازند.

در واقع، چون روح منحصر به فرد و تکثرگرای جنبش هنر زنان، اقتصاد مبادله‌ای هنر را تحت فشار قرار داد، معامله‌گران آثار هنری اوایل دهه ۸۰ کلکسیون‌ دارها را به سوی یک گروه جدید هنرمندان مرد بردند. کلکسیون دارهای دهه هشتاد به دنبال جایگزین‌هایی بودند برای هنر پست مینیمالیست (Post-Minimalist)، قطعه‌های اجرایی و هنر مفهومی. در عوض آنها به دنبال نقاشی‌های قابل حمل و قابل فروش بودند تا روی دیوارهای آنها نصب شوند. این تغییر مسیر، زنان هنرمند را به حاشیه راند.
...
نقطه عطف این جریان در ماه ژوئن ۱۹۸۴ رخ داد، وقتی تظاهرکنندگان روی نمایشگاهی در موزه هنر مدرن، به نام "نظرسنجی جهانی در زمینه نقاشی و مجسمه‌سازی" دست گذاشته و به کم حضوری زنان هنرمند در آن اعتراض کردند. از ۱۶۹هنرمند انتخابی همگی سفیدپوست بودند و کمتر از ده درصد از آنان را زنان تشکیل می‌دادند2. در زمانی که کنشگری دهه ۷۰ منجر به شغل گرایی دهه ۸۰ شد، دنیای هنر نیز به وجدانی جنسیت‌گرا نیاز داشت. "دختران جنگجو" در سال ۱۹۸۵ برای پاسخگویی به همین نیاز ظهور کردند.

در آوریل ۱۹۸۵ دو پوستر بزرگ سیاه و سفید با محتوای صریح، واقعیت‌های موجود را مطرح کرد. این پوسترها به گالری‌ها، موزه‌ها و مدیران آنها حمله ور شدند و از عدم تعهد آنان به زنان هنرمند انتقاد کردند. دختران جنگجو این پوسترها را "اعلان‌های عمومی" می‌نامیدند و در سراسر خیابان‌های سوهو، دهکده شرقی نیویورک و محله‌های زندگی هنرمندان و گالری‌های آن ها نصب می کردند.3 در پوستر اول که می‌پرسید: "این هنرمندان چه وجه تشابه‌هایی دارند؟"، نام‌های چهل و دو هنرمند فهرست شده و سپس پاسخ چنین بود: "آنها اجازه می‌دهند آثارشان در گالری‌هایی به نمایش گذارده شوند که کمتر از ده درصد آثار آنها متعلق به زنان است". پوستر دوم نام گالری‌هایی را فهرست کرده بود که کمتر از ده درصد از آثار نمایش داده شده در آن‌ها به زنان تعلق داشت. امضای "دختران جنگجو: وجدان دنیای هنر" بر این پوسترها نقش بسته بود. دختران جنگجو به خاطر حمله به دنیای هنر و وعده‌هایی برای دستاوردهای آینده اعتبار گرفتند.

در پاییز ۱۹۸۵ پوستر جدید دختران جنگجو با این عنوان منتشر شد: "در ۱۷ اکتبر پالادیوم (Palladium) از زنان هنرمند پوزش خواهد خواست". پالادیوم، کلوب رقص پرطرفداری در نیویورک که به نمایش آثار مردان هنرمند شهرت داشت با دختران جنگجو همکاری کرد و دعوتنامه‌هایی چاپ کرد برای نمایشی که "برای همیشه به این مفاهیم پایان بخشد: ۱) بیولوژی سرنوشت انسان است. ۲) هیچ هنرمند زن برجسته‌ای وجود ندارد. ۳) این مردان هستند که پراحساس و خلاقند. ۴) تنها مردان می‌توانند آثار خود را در پالادیوم نمایش دهند." 4

موفقیت، شهرت و قدرت دختران جنگجو حاصل تمرکز آنها بود. آنها می‌دانستند که وجدان جنسیتی جهان هنر هستند. آنها خود را به شکل منحصر به فردی به عموم معرفی کردند: "ما ماسک‌های گوریل به چهره می‌زنیم تا تمرکز را بر روی مطالبات خود بگذاریم و نه شخصیت‌های خود".5 آنها افکار خود را به درستی بر روی پوسترهای سیاه و سفید بیان و واقعیت‌های زننده تبعیض جنسیتی و نژادپرستی در دنیای هنر را فهرست کردند. آنها از طریق طنز نشان دادند که فمینیست‌ها می‌توانند شوخ باشند. هدف آنها روشن بود: آنها خواستار ارائه بیشتر آثار زنان هنرمند و هنرمندان رنگین پوست در دنیای هنر بودند. رویکرد بسیار متمرکز آنان بسیار موفق بود.

به ویژه استفاده دختران جنگجو از طنز، مؤثر بود. در فوریه ۱۹۸۶ انجمن دانشگاهی هنر دختران جنگجو را به شرکت در یک "پنل خشم" (Anger Panel) در گردهمایی سالانه خود در نیویورک دعوت کردند. زنان در این برنامه ژاکت‌های چرمی سیاه، کفش‌های پاشنه بلند و ماسک به چهره زدند و مدالی به سینه آویختند به این مضمون: "من یک دختر جنگجو هستم". آنها نواری پر کردند و در آن گفتند که خشمگین نیستند؛ به این مضمون:

من یک دختر جنگجو هستم و خشنود نیستم که موزه هنرهای مدرن (The Museum of Modern Art) از میان ۱۶۹هنرمند شرکت کننده، تنها آثار ۱۳ زن را در نمایشگاه "نظرسنجی جهانی در زمینه نقاشی و مجسمه سازی" به نمایش گذاشت؛ یا بنیاد بین‌المللی کارنگی (Carnegie International) از میان ۴۲ شرکت کننده تنها دو زن هنرمند را پذیرفته بود. می‌دانم که این ارقام تنها اتفاقی شکل گرفته‌اند. هیچ تبعیض جنسیتی آگاهانه یا ناآگاهانه‌ای در کار نبوده است.

من یک دختر جنگجو هستم و فکر می‌کنم که دنیای هنر بی نقص است و هیچگاه فکر شکایت از افراد فوق‌العاده آن را ندارم. افزون بر این، زنان هنرمند تنها یک سوم مردان هنرمند درآمد دارند، پس چه شکایتی می‌توان داشت؟ یعنی خوب نیست آدم عصبانی باشد. خیال عصبانی بودن ندارم. با تشکر از شما که در یک روز پرکار، وقت خود را صرف گوش دادن به این نوار کردید. 6

در آوریل و مه ۱۹۸۶ دختران جنگجو در کوپر یونیون (Cooper Union) دو پنل متفاوت ترتیب دادند: "جنس پنهان: عصری با منتقدان" و "تغییر جهت سرزنش: عصری با فروشندگان آثار هنری" بحث پیرامون مسائل مربوط به امتیاز، تیول داری، پدرسالاری و نبود کلکسیون داران زن.
...
در بهار ۱۹۸۷ این گروه، گردهمایی "بازبینی دختران جنگجو از موزه ویتنی (Whitney Museum)" را در برج ساعت نیویورک برگزارکردند تا به نمایشگاه دوسالانه هنرمعاصرآمریکا درموزه ویتنی اعتراض کنند. این گردهمایی بیشتر توجه رسانه‌ها را به برنامه‌های آنان جلب کرد. "گزارش‌های موز" (Banana Report) آنان آمارهای حضور زنان و اقلیت‌ها را ارائه داد که نشان می‌داد بین ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۷جریان طرد زنان، بارز بوده است (در طول این مدت برای زنان ۳% و برای زنان سیاهپوست، ناچیز)7. در دو سال اول کنشگری دختران جنگجو، اعلان‌های عمومی آنان توجه صاحبان قدرت سرمایه‌گذاری در موزه‌ها، گالری‌ها، مجله‌ها، نقدها و کلکسیون‌ها را جلب کرد. در سال ۱۹۸۸ دیگر این گروه در زمینه به کارگیری طنز زیرکانه در افشا عوام فریبی و تبعیض جنسیتی زننده در دنیای هنر بی نظیر بود.

جنجال برانگیزترین گزینش دختران جنگجو، تصمیم آنها مبنی بر بی‌نام ماندن بود. این راهبرد، تفاوت فاحش بی‌نام بودن اجباری و اختیاری را برجسته ساخت. زنان که از متون تاریخ هنر بیرون مانده‌اند، در طول قرن‌ها بی‌نام بوده‌اند. به عنوان بخشی از این راهبرد، دختران جنگجو نام‌های زنان هنرمند را منتشر و آشکار ساختند. پوستر سال ۱۹۸۹ آنها به نام "وقتی تبعیض جنسیتی و نژادی دیگر مد روز نباشند، آنگاه کلکسیون هنری شما چه ارزشی خواهد داشت؟"، نام ۶۷ هنرمند زن برجسته را منتشر کرد. در همان سال، پوستر دیگر آنها به نام "هویت دختران جنگجو آشکار شد"، شامل فهرست نام‌های ۵۵۰ زن هنرمند در دنیای هنر بود. دختران جنگجو پیرامون این آشکارسازی نوشتند: "این یک فهرست واقعی از نام‌های دختران جنگجو هست یا نیست؟ فقط آنهایی که نامشان ذکر شده جواب قطعی را می دانند".8 در گذشته بی‌نامی یک طلسم برای خلاقیت زنان هنرمند بود، ولی دختران جنگجو از منافع راهبردی بی نام و نشانی بهره گرفتند.

Copyright © 2011 by Guerrilla Girls

نخستین پیروزی در مجله نیویورک (New York Magazine) آشکار شد که دختران جنگجو را در سال ۱۹۸۷ به عنوان یکی از چهار قدرت دنیای هنر نام برد. تاثیر آنها از دنیای هنر بسیار فراتر رفت. همان سال، سازمان ملی زنان، (National Organization for Women - NOW) جایزه سوزان آنتونی را به آنها داد9. ولی موزه‌ها و گالری‌های هنری در رفتار انحصار طلبانه خود تغییر اندکی دادند. دختران جنگجو در پاسخ، درسال ۱۹۸۹، مشهورترین اعلان عمومی خود را با عنوان "آیا زنان باید برهنه باشند تا به موزه مت (Metropolitan Museum) راه یابند؟" به نمایش درآوردند و پوستر ۱۹۹۱خود را با نام "تبعیض گذارترین گالری‌های نیویورک از این قرارند" منتشر ساختند.

در ۲۴ جون ۱۹۹۲ دختران جنگجو با ائتلاف فعالیت زنان (Women’s Action Coalition - WAC) برای یک کنش مشترک در بیرون ساختمان موزه سوهو گوگنهایم (SoHo Guggenheim Museum) که اقدام به گشایش گالری‌های جدید خود با نمایش کارهای چهار یا پنج هنرمند مرد سفید پوست کرده بود، به همکاری پرداختند. پس از ماه‌ها نامه‌نگاری، تلفن و ارسال دورنگار برای تقاضای گنجاندن هنرمندان غیرسفید، غیراروپایی و غیرمرد در گشایش موزه و سیاست نمایشی متکثرتر و مسئولانه‌تر، این کنش به اجرا درآمد. موزه سوهو گوگنهایم در پاسخ به این اعتراض‌ها به گونه‌ای شتابزده، کارهای یک هنرمند زن به نام لوییز بورژوا (Louise Bourgeois) را به فهرست خود افزود. ولی این بخشش ناچیز برای ۵۰۰ اعتراض کننده‌ کافی نبود. شعار می‌دادند: "هی هی! هوهو! فرهنگ مرد سفید باید برود"10. هرچند ائتلاف فعالیت زنان (WAC) به دلیل تعداد بیشتر اعضا و تمرکز بر تظاهرات عمومی برای این برنامه مناسب‌تر بود، ولی این دختران جنگجو بودند که سازماندهی فمینیست را اجرا کردند.

دهه ۱۹۹۰، تا حدودی به خاطر کنشگری دختران جنگجو پذیرش زنان هنرمند را به سطح قابل ملاحظه‌تر و بالاتری برد. شمار بسیار بیشتری از زنان هنرمند و هنرمندان رنگین پوست در نمایشگاه ویتنی در ۱۹۹۳ شرکت کردند. تقریبا نیمی از شرکت کنندگان نمایش را زنان هنرمند تشکیل می‌دادند که دوبرابر شرکت کنندگان از این دست در نمایشگاه دوسالانه ۱۹۸۷ بودند. بینندگان متوجه شرکت گروه‌هایی شدند که به طور سنتی به حاشیه این نمایشگاه‌ها رانده می شدند. رابرتا سمیت (Roberta Smith) در مقاله‌ای در نیویورک تایمز سال ۱۹۹۶ به نام "درهای گالری‌ها به سوی کسانی باز می‌شوند که از دیرباز انکار شده بودند"، نوشت: "امور در دنیای هنر دیگر مانند گذشته نیستند. دگرگونی اساسی در جو موجود در راه است. آن چه بیرون بود دارد به داخل می‌آید. حاشیه‌ها به طرف مرکز رانده می‌شوند. شاید سال ۱۹۹۶ به عنوان سالی به یاد بماند که [دیگران] از سرمای بیرون به داخل آمدند. ... از زمان پوستردختران جنگجو در سال ۱۹۸۶ وضع فرق کرده است." 11

این دگرگونی به سوی پذیرش نمایندگی بیشتر برای زنان هنرمند، برای دختران جنگجو که ظاهر آنها برای شرایط جدید نامناسب بود، چالشی به شمار می‌رفت. در دهه ۱۹۸۰ ماسک‌های دختران جنگجو اعلام جنگی طنز آمیز و روحیه بخش بود. این ماسک‌ها به گروه کمک کرد که خود را متحد الشکل سازند و این گروه فمینیستی را به طرز کاملی با فعالیت‌های واژگون سازی آنها مرتبط ساخت. ولی همان گونه که نویسنده‌ای در دهه ۱۹۹۰ خاطر نشان ساخت، "ساختمان ترکیبی سر حیوان و بدن زنانه کم‌کم خوانشی چون یک جوک داروینیستی پیدا کرد درباره طبیعت پیشرفت. دختران جنگجو گویی در جنگل گیر کرده و قادر به تبدیل به زن کامل نبودند"12. یک دختر جنگجوی آمریکایی- آفریقایی گفت که ماسک‌های گوریل به تدریج و ناخواسته یک مفهوم نژادی پیدا کرده‌اند: "ماسک کم‌کم به یک مانع جسمانی و روانی تبدیل شده و کارکرد ما را محدود می‌کند. این ماسک رفتار ما را دیکته نمی کند، ولی جسم و ذهن ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. وقتی ماسک می‌پوشم، هر روز ناخواسته شاهد نگاه مردم به خودم هستم"13. ماسک برای برخی به فرافکنی فانتزی‌های نژادپرستانه و تداوم عشوه‌های جنسی زنان نقابدار تبدیل شد.

هر چند که تا اواسط دهه ۹۰ دختران جنگجو بخشی از شتاب اولیه خود را از دست دادند، ولی گروه آنها تعطیل نشد. ... آنها به تفاوت میان "حضور نمایشی" با "نمایندگی برابر" حساس باقی ماندند و با وجود برآورده شدن هدف‌های مالی برخی از زنان هنرمند به تمرکز خود بر روی فرودست بودن زنان در دنیای هنر ادامه دادند. در ۱۹۹۵ پوستری با عنوان "ده نشانه برای اینکه شما در دنیای هنر نخودی هستید" ارائه دادند.

در ۱۹۹۸ دختران جنگجو در کتابی جدید به نام "کتاب دختران جنگجو برای خواندن پیش از خواب پیرامون تاریخ هنر غرب" نوشتند:

ما گروهی از زنان هنرمند و حرفه‌ای در زمینه هنر هستیم که با تبعیض می‌جنگیم. ما وجدان دنیای هنر هستیم و متناظر سنت‌های اکثرا مردانه خیرخواهان عمل گرایی چون رابین هود، بتمن و لون رنجر. ما هشتاد پوستر، پروژه‌های انتشاراتی و برنامه‌های کنشی تولید کرده و ترتیب داده‌ایم تا تبعیض جنسیتی و نژادپرستی در دنیای هنر و فرهنگ به معنای عام را افشا کنیم. ما ماسک‌های گوریل می‌پوشیم تا تمرکز خود را بر مبحث‌ها بگذاریم و نه شخصیت‌ها. ما از طنز سود می‌جوییم تا نشان دهیم که فمینیست‌ها می‌توانند شوخ باشند. کار ما توسط افرادی نظیر ما که خود را دختران جنگجو می‌دانند، در سراسر دنیا پخش شده است. ما می‌توانیم هر کسی باشیم و در هر جایی دیگر.14

امروزه دختران جنگجو به عنوان گروهی بدون ذکر نام افراد به فعالیت ادامه می‌دهند. آنها سامانه‌ای برای اطلاع رسانی، ایمیل، پیام گیر صوتی و شماره تماسی دارند. دختران جنگجو پس از پرداختن به مسائل سیاسی عام‌تری چون جنگ خلیج فارس، حق سقط جنین و حقوق همجنس گرایان، اینک در شهر نیویورک به ریشه‌های اولیه خود بازگشته و بر روی تبعیض جنسیتی در دنیای هنر تئاتر تمرکز کرده اند. آنها با تغییر مسیر از هنرهای تجسمی به هنرهای نمایشی به مقاومتی انعطاف پذیر در برابر حاکمیت مردانه بدل گشته‌اند. 15

جدیدترین پوستر آنان "تولد فمینیسم" نام دارد که هجو تبلیغ‌های فیلم‌های هالیوود است. ... آنها در سال ۲۰۰۱ جایزه "هنر چکش است" را از مرکز مطالعات گرافیک سیاسی در کالیفرنیا دریافت کردند. این مرکز یک نسخه ابریشمی از آن پوستر مشهور درباره فیلم‌ها را منتشر ساخت. دختران جنگجو در نیویورک و در میان رسانه‌های کشور بسیار فعال هستند. در سال ۲۰۰۲ انتشارات پنگوئن سومین کتاب آنها را منتشر خواهد ساخت به نام: "روایت دختران جنگجو از تاریخچه مصور تیپ‌های زنانه کلیشه‌ای".16

  • 1. Gloria Steinem quoted in Guerrilla Girls, Confessions of the Guerrilla Girls, by the Guerrilla Girls (whoever they really are) (New York: HarperPerennial, 1995), p. 91
  • 2. Mira Schor, Wet: On Painting, Feminism, and Art Culture (Durham: Duke University Press, 1997).
  • 3. Elizabeth Hess, "Guerrilla Girl Power: Why the Art World Needs a Conscience," in But Is It Art? The Spirit of Art as Activism, ed. Nina Felshin (Seattle: Bay Press, 1995), pp. 312, 314; and Guerrilla Girls, Confessions, pp. 7-8.
  • 4. Josephine Withers, "The Guerrilla Girls," Feminist Studies 14 (1998): p. 286.
  • 5. Guerrilla Girls, The Guerrilla Girls' Bedside Companion to the History of Western Art (New York: Penguin Books, 1998), p. 7.
  • 6. "Speakeasy" section, New Art Examiner (13 March 1986), p. 11. This guest editorial presented a shorter version of the "Anger Panel" talk.
  • 7. Guerrilla Girls, Confessions, pp. 47-48.
  • 8. Guerrilla Girls, Confessions, pp. 9, 67.
  • 9. Withers, "Guerrilla Girls," p. 285; and Hess, "Guerrilla Girl Power," p, 331.
  • 10. Hess, "Guerrilla Girl Power," pp. 323-24.
  • 11. Roberta Smith, "The Gallery Doors Open to the Long Denied," New York Times (26 May 1996), sec. 2, p.l.
  • 12. Hess, "Guerrilla Girl Power," p.326.
  • 13. Hess, "Guerrilla Girl Power," p. 327.
  • 14. Guerrilla Girls, Bedside Companion, p. 7.
  • 15. Guerrilla Girls website, http://www.guerrillagirls.com.
  • 16. Guerrilla Girls website, http://www.guerrillagirls.com/hottlash1.htrnl.

Copyright ©2002 Reproduced by permission of the author, Katheryn Kish Sklar. "How and Why Did the Guerrilla Girls Alter the Art World Establishment 
in New York City, 1985-1995?" documents selected and interpreted by 
Suzanne Lustig under the direction of Katheryn Kish Sklar, State 
University of New York at Binghamton, Spring 2002.

نظرات

کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰