۱۸ فروردین ۱۳۹۱

پرسه زدن در موزه لوور: هنر خاص، فرهنگ عام

یادداشت سردبیر

Courtesy of Gary Arndt, Rubens Room at the Louvre, Paris

پذیرفتن زن به عنوان منظر نگاه پرشهوت مردانه در هنر تجسمی به اندازه‌ای عادی و عمومی است که اگر زنی به این مسئله اعتراض کند یا درباره آن حرف بزند خود را به عنوان کسی که استراتژی‎های پیچیده "هنر متعالی" را نمی‌شناسد معرفی می‌کند، کسی که "هنر متعالی" را خیلی سطحی تفسیر می‌کند و در نتیجه نمی‌تواند گفتمان‌های زیبا شناختی آن را درک کند.
(لیندا ناکلین - Linda Nochlin)

باز تولید مکانیکی هنر واکنش توده مردم را نسبت به هنر دگرگون می‌کند. نظر ارتجاعی نسبت به نقاشی پیکاسو به واکنش مترقی نسبت به فیلم چارلی چاپلین بدل می‌شود.
(والتر بنجامین - Walter Benjamin)

آنچه نقل قول لیندا ناکلین و والتر بنجامین را به هم گره می‌زند چالشی است که هر یک از این دو منتقد با هنر و ارتباطش با مخاطبان خود دارد. هنر چیست؟ مخاطب هنر چه کسی است؟ هنر چگونه و با چه واسطه‌هایی با مخاطبان خود ارتباط برقرار می‌کند؟ رابطه هنر با فرهنگ چیست؟

تصور کنید که از طریق اینترنت به سایت موزه لوور در پاریس وصل شده‌اید و در صفحه اصلی آن به مونالیزای داوینچی بر می‌خورید و روی آن کلیک می‌کنید. بعد با ذره‌بین تعبیه شده در صفحه مونالیزا تصویر را بزرگ‌تر می‌کنید و به جزئیات نقاشی مشهور داوینچی نگاه می‌کنید.

در بازدید شما از موزه لوور و نقاشی مونالیزا عوامل بسیاری دخیل هستند. شما که مثلا دراتاق نشیمن خود درایران، آمریکا، دبی، پاکستان و چین نشسته‌اید از موزه لوور چه تصوری دارید؟ این تصور از کجا به وجود آمده است؟ از تابلوی مونالیزا چه می‌دانید؟ این دانش از کجا آمده است؟

در این مورد خاص ارتباط شما با هنر به واسطه یک دانش فراگیر غربی صورت می‌گیرد که در آن نقش موزه لوور به عنوان یک نهاد فرهنگی تثبیت شده و تابلوی مونالیزا یکی از شاهکارهای هنری محسوب می‌شود.

در ضمن به جای سفر کردن به پاریس شما می‌توانید با بهره گرفتن از امکانات تکنولوژی رایانه‌ای حتی بیش از گذشته به تابلوی مونالیزای داوینچی دسترسی داشته باشید.

والتر بنجامین (منتقد مارکسیست) هم نمی‌توانست چنین دسترسی به هنر را تصور کند، اگر چه او یکی از اولین کسانی بود که متوجه تاثیر تکنولوژی بر روی تولید و عرضه هنر شد. تصور بنجامین این بود که با استفاده از تکنولوژی، هنرهای جدید چون عکاسی و سینما می‌توانند هنر را از انحصار طبقه و ایدئولوژی خاص درآورند و در اختیار توده مردم قرار دهند.

اما در واقع فاصله هنر متعالی با هنر عامه‌پسند با وجود تکنولوژی از بین نرفت. گالری‌داران، موزه‌ها، سالن‌های نمایشی و موسیقی، منتقدان هنر، مراکز آموزشی و نهادهای بی‌شمار دیگری کماکان در صدد جداسازی هنر متعالی از هنر عامه‌پسند هستند.

از طرف دیگر، ایدئولوژی طبقاتی، نژادی و جنسیتی که سنت هنر غرب را تعریف کرده است، سنتی که امروز فراگیر و جهانی شده است، همچنان باز تولید می‌شود. "هنر متعالی" کماکان در انحصار طبقه، نژاد و جنسیت خاصی است و ارزش‌ها، نشانه‌ها و دیدگاه‌های این گروه را منعکس می‌کند. از دهه ۷۰ تا به امروز نقد فمینیست کوشیده است که ابعاد تبعیض‌آمیز هنر متعالی را نقد کند. هنر چیست و چه کسانی آن را تعریف می‌کنند؟ زنان به عنوان تولید کنندگان و مخاطبان هنر کجا هستند؟

مطالب این شماره زن‌نگار از منظر فمینیستی به هنر، فرهنگ و رابطه این دو می‌پردازد. چهار مقاله کلیدی از لیندا ناکلین (Linda Nochlin) ، سوزان مک کلاری (Susan McClary)، جان برگر (John Berger) و کاترین کینگ (Catherine King) تاثیر بسیاری بر گفتمان نقد فمینیست در حیطه هنر داشته است. مقاله لیندا ناکلین "چرا هیچ زن هنرمند برجسته‌ای وجود نداشته است؟" که گزیده‌ای از آن در اینجا با عنوان "نبوغ و زنان هنرمند" آمده است، پیش‌فرض‌های پرسش فوق را پایه استدلال نقد خود قرار می‌دهد و نشان می‌دهد که "هنرمند برجسته" نه تنها تعریفی انحصاری و اسطوره‌ای دارد، بلکه مقید به چارچوب‌ها و عرف‌های اجتماعی است.

متن سوزان مک کلاری "موسیقی‌شناسی و فمینیسم" (چاپ ۱۹۹۳) گزیده‌ای از پژوهش او در زمینه حضور زنان در موسیقی شناسی کلاسیک اروپایی، موسیقی‌شناسی قومی و موسیقی پاپ و عام است که با مقاومت بسیاری در فضای آموزشی (آکادمیک) روبرو شد. "راه‌های دیدن"، اثر جان برگر گزیده‌ای است از کتاب او با همان عنوان که بر اساس برنامه تلویزیونی که او در سال‌های ۷۰ درباره تاریخ هنر نقاشی در اروپا ساخته بود منتشر شد. جان برگر که متاثر از نقد مارکسیستی مکتب فرانکفورت بود تاریخ هنر را از دریچه طبقه، نژاد و جنسیت مورد بررسی قرار داد. تحلیل او درباره سوژه عریانی در نقاشی اروپایی نقطه عطفی در نقد فمینیستی هنر به حساب می‌آید.

"معنا بخشی به اشیا" نوشته کاترین کینگ گزیده مقاله‌ای است که در آن کینگ به بررسی شیوه‌های انتقال مفاهیم جنسیتی در هنرهای تجسمی می‌پردازد. او معتقد است که برای مشاهده و درک مشارکت و دیدگاه‌های زنان باید تعریف جامع‌تری از هنر داشت.

یکی از مقالات این شماره زن‌نگار به طور خاص بر روی کنشگری و هنر متمرکز می‌شود. خلاصه پژوهش سوزان لاستیگ (Susan Lusgtig) درباره گروه کنشگر زنان هنرمند به نام "دختران جنگجو" (Guerrilla Girls)، هم نمونه‌ کنشگری از راه هنر است و هم نمونه کنشگری که دنیای هنر را هدف قرار می‌دهد. این مقاله خواندنی را به همه آنهایی که نمی‌توانند تصور کنند که فمینیست‌ها هم می‌توانند شوخ باشند، توصیه می‌کنیم.

در این شماره زن‌نگار، سه مقاله هنر را از دیدگاه فرهنگ‌سازی بررسی می‌کند. در مقاله "نقش تلویزیون در تفسیر فرهنگ‌ها" لیلا ابولوقد (Lila Abu-Lughod) تفسیرهای زنان روستایی از سریال عامه‌پسندی را که به وسیله یک فمینیست شهری نوشته شده بررسی می‌کند. در این پژوهش ابولوقد به خوبی نشان می‌دهد که علی‌رغم قدرت طبقه‌ای خاص برای تولید هنر عامه‌پسند بنا بر ایدئولوژی مشخص (فمینیسم)، توده مردم (زنان روستایی) به عنوان مخاطبان این هنر منفعل نیستند، بلکه در درک و تفسیر آن می‌کوشند و در نتیجه روند فرهنگ‌سازی را چند سویه و پیچیده‌تر می‌کنند.

مقاله "قدرت و دانش جغرافیایی" اثر دو مردم شناس فمینیست: کاترین لوتز (Catherine Lutz) و جین کالینز (Jane Collins) به تاثیر نشریاتی چون نشنال جئوگرافیک در بازتولید تصورات کلیشه‌ای درباره فرهنگ‌های غیر غربی می‌پردازند. اگرچه نشنال جئوگرافیک نشریه‌ای هنری نیست، یکی از اولین و مهم‌ترین نشریاتی است که در آن عکس و عکاسی جایگاه کلیدی در روایت‌پردازی ایفا می کند.

"تولید و دریافت هنری: روایت یک عکس تاریخی" نوشته جودیت فرایر دیویدو (Judith Fryer Davidov) ردیابی یک عکس مشهور است که به تناسب موقعیت‌ها و متن‌های مختلف، معناهای گوناگونی تولید کرده و رفته رفته تبدیل به استعاره‌ای نیرومند از فقر و رابطه مادر و کودک شده است.

آخرین مقاله این مجموعه یکی دیگر از مقالات دانشگاه استنفورد درباره "جنسیت و بازی‌های کامپیوتری" است. این بازی‌ها قسمتی از فرهنگ تصویری جهانی شده است و از این رو تاثیر بسیاری بر درک ما از جهان پیرامون خود می‌گذارد.

"انتقام هنرمندانه"، "زنان نقاش رنسانس" و "چهل تکه دوزی بردگان سیاهپوست آمریکایی" عنوان گزارش‌های چند رسانه‌ای این شماره است. این گزارش‌ها پیش‌فرض‌های ما را از زنان هنرمند به چالش می‌گیرد و نشان می‌دهد که هنر زنان چه در رنسانس اروپا و چه در اوج برده‌داری در آمریکا، علی‌رغم حذف، تبعیض و سانسور پیوسته به حیات خود ادامه داده است. "مردمحوری در صنعت فیلم" گزارش دیگر بسیار جذابی است که توسط یک وبلاگ نویس آمریکایی برای مخاطبان آن تهیه شده، و نقد فمینیستی فیلم را با زبانی ساده و تصاویری گویا مطرح می‌کند. از آنجا که فرهنگ و هنر مبحث گسترده و پرطرفداری است امیدواریم بتوانیم آن را در شماره‌های بعدی زن‌نگار دنبال کنیم.

شماره سوم زن‌نگار پیش روی شماست. بنا به درخواست بسیاری از خوانندگان، از این شماره امکان گذاشتن نظر در هر صفحه زن‌نگار وجود دارد.

منتظر نظرات شما هستیم.

با سپاس
صفورا نوربخش

Editor's Note

نظرات (2)

واقعاً خسته نباشید و بی صبرانه منتظر خواندن تک تک مطالب این شماره هستم. سرمقاله بسیار جالب بود و بیشتر کنجکاو شدم که به تمام مطالب سرکی بکشم :) خدا قوت!
خیلی خیلی ممنونم.منم واقعا مشتاق به خواندن مطالب شدم و خوشحالم چنین نشریه اینترنتی هست کهقابل استفاده همه هست.متشکر برای تلاشتان
کپچا
این سوال برای تشخیص این امر است که شما یک شخص بازدیدکننده هستید و از ارسال خودکار ایمیل‌های ناخواسته خودداری شود
Image CAPTCHA
حروفی را که در این تصویر آمده است، وارد کنید

سوژه ها

Coming soon
اردیبهشت ۱۳۹۱
Coming soon
فروردین ۱۳۹۱
Coming soon
اسفند ۱۳۹۰
Coming soon
بهمن ۱۳۹۰